زنان افغانستان پس از ۱۴۰۰: مقاومت، بقا و کنش مدنی

از اسلامیکال
پرش به ناوبری پرش به جستجو

زنان افغانستان پس از ۱۴۰۰ که طالبان به قدرت در افغانستان بازگشتند، با حذف ساختاری و نظام‌مند از فضاهای عمومی مواجه شدند. این وضعیت، تلاش‌های گوناگونی از کنش، بقا و مقاومت مدنی زنان را در داخل و خارج از کشور پدید آورد که بیشتر به شکل شبکه‌ای، پراکنده و واکنشی است. تلاش زنان افغانستان ـ داخل و خارج ـ را نمی‌توان صرفاً «مقاومت» یا «انفعال» نامید؛ آنچه دیده می‌شود، طیفی از راهبردهای بقا، اعتراض مدنی و کنش نمادین است که در ساختاری به‌شدت سرکوب‌گر شکل گرفته و اغلب هزینه‌های سنگینی برای کنش‌گران زن داشته است. در داخل افغانستان، فعالیت زنان از اعتراض خیابانی و نمادین تا آموزش زیرزمینی، مقاومت فرهنگی و مستندسازی خشونت در نوسان بوده، و همواره با سرکوب شدید طالبان مواجه شده است. هم‌زمان، خروج گسترده فعالان زن از افغانستان، میدان مقاومت را به خارج از کشور منتقل کرد و اشکال جدیدی از لابی‌گری، پیگیری حقوقی و رسانه‌ای را پدید آورد. مقاومت زنان افغانستان بیش از آنکه پروژه‌ای سیاسی برای براندازی طالبان باشد، تلاشی برای بقا، حفظ عاملیت و جلوگیری از عادی‌سازی آپارتاید (تبعیض) جنسیتی است.

زمینه و شکل‌گیری

نظام جمهوری اسلامی افغانستان در ۲۴ مرداد/اسد ۱۴۰۰ (اوت ۲۰۲۱) با فرار رییس‌جمهور آن سقوط کرد و طالبان اختیار کابل، پایتخت این کشور را به‌دست گرفتند. با تسلط دوباره طالبان، وضعیت حقوقی و اجتماعی زنان در افغانستان دستخوش تغییرات بنیادین شد. حکومت جدید، با استناد به قرائت خاصی از شریعت اسلامی، به‌تدریج مجموعه‌ای از محدودیت‌ها را بر حضور زنان در آموزش، اشتغال و فضای عمومی اعمال کرد. تعلیق آموزش دختران در مقاطع متوسطه و عالی، محدودیت بر اشتغال زنان در نهادهای دولتی و غیردولتی، و الزام به همراهی «مَحرَم شرعی» در سفر، از جمله این سیاست‌ها بود که طی ماه‌های نخست استقرار طالبان اعلام و اجرا شد.[۱]

زنان افغانستان در چنین زمینه‌ای، به یکی از اصلی‌ترین گروه‌های اجتماعیِ متأثر از تغییر قدرت تبدیل شدند. در حالی که احزاب سیاسی، افراد مشهور، بدنه اصلی دولت پیشین و گروه‌های مسلح مخالف، سرکوب شده یا به حاشیه رانده شدند، زنان به‌خصوص افراد شهرنشین و تحصیل‌کرده در موقعیتی قرار گرفتند که حذف آنان از عرصه عمومی نه‌تنها ظاهری، بلکه ساختاری بود. همین وضعیت، زمینه را برای شکل‌گیری نوعی مقاومت زن‌محور فراهم کرد که برخلاف جنبش‌های کلاسیک، فاقد رهبری متمرکز، سازمان رسمی و برنامه سیاسی مدون بود و شامل مجموعه‌ای از کنش‌های اعتراضی، مدنی و نمادین است که از سوی زنان، به‌صورت خودجوش و شبکه‌ای، در واکنش به سیاست‌های طالبان شکل گرفته است. این فعالیت‌های اعتراضی و انتقادی، نوعی الگوی فعالیت جمعی پراکنده است که در آن، تجربه زیسته مشترکِ حذف و تبعیض، اعضای آن را به هم پیوند می‌دهد.[۲] از این منظر، نداشتن/نبودن ساختار رسمی نه‌تنها نشانه ضعف، بلکه بازتاب شرایط امنیتی و محدودیت‌های شدید حرکت مدنی در افغانستان پس از ۱۴۰۰ است.

نکته مهم آن است که این مقاومت در بستری شکل گرفت که افغانستان طی دو دهه پیش از آن (۱۳۸۰ تا ۱۴۰۰/ ۲۰۰۱ تا ۲۰۲۱)، شاهد گسترش نسبی آموزش دختران، حضور زنان در رسانه‌ها و مشارکت محدود آنان در نهادهای دولتی بود. به همین دلیل، بازگشت طالبان صرفاً به‌منزله «تداوم سنت» تلقی نشد، بلکه از سوی بخشی از جامعه زنان به‌عنوان یک عقب‌گرد تاریخی تجربه شد. این شکاف میان تجربه زیسته پیشین و واقعیت جدید، نقش مهمی در شکل‌گیری واکنش‌های اعتراضی ایفا کرد.[۳] در مجموع، زمینه تاریخی، اجتماعی و سیاسی پس از تابستان ۱۴۰۰ موجب شد که زنان افغان، آگاهانه یا ناگزیر، به یکی از کانون‌های اصلی مقاومت مدنی در برابر نظم جدید تبدیل شوند؛ مقاومتی که اشکال و پیامدهای آن، در داخل و خارج از افغانستان، مسیرهای متفاوتی را طی کرده است.

کنش‌های زنان در داخل افغانستان

زنان افغانستان اینک با مجموعه‌ای از سیاست‌های محدودکننده و تبعیض‌آمیز روبرو بوده، و تمام عرصه‌های عمومی زندگی، از آموزش و اشتغال تا رفت‌وآمد و مشارکت اجتماعی آنان را دربر گرفته است. سران طالبان ادعا می‌کنند تصمیم‌های کلان درباره زنان مستقیماً از سوی هبت‌الله آخندزاده، رهبر طالبان، و بیشتر به صورت شفاهی و نه با دستور کتبی صادر شده، برای نمونه فرمان‌های منع آموزش دختران بالاتر از کلاس ششم، ممنوعیت تحصیل دانشگاهی، و محدودیت اشتغال زنان در نهادهای داخلی و بین‌المللی را به او نسبت داده‌اند.[۴] وزارت امر به معروف و نهی از منکر طالبان نقش اجرایی و نظارتی این سیاست‌ها را بر عهده دارد و عملاً به نهادی شبه‌امنیتی تبدیل شده است.[۵] زنان افغانستان در مقابل این شرایط، نه به‌صورت یک «جنبش» منسجم، بلکه در قالب الگوهای متنوع کنش، واکنش و بقا کنش دارند. برای فهم دقیق این وضعیت، می‌توان موضع زنان را در سه دسته کلی تأیید، سکوت/انطباق، و اعتراض/مخالفت تحلیل کرد.

  1. الگوی اول. تأیید محدود و اجباری: گروهی از زنان _ عمدتاً وابسته به ساختارهای سنتی یا تحت فشارهای شدید اقتصادی و امنیتی _ به‌طور علنی از سیاست‌های طالبان حمایت کرده یا دست‌کم آن‌ها را تأیید کرده‌اند. رسانه‌های طالبان تصاویر زنانی را منتشر کرده‌اند که از «امنیت» یا «حجاب اجباری» دفاع می‌کنند.[۶] پژوهشگران و روزنامه‌نگاران افغان تأکید دارند که این تأییدها اغلب غیرخودجوش و تحت فشار بوده است.[۷]
  2. الگوی دوم. سکوت، انطباق و بقا: بخش بزرگی از زنان نه تأییدکننده‌اند و نه معترض علنی. این «سکوت» بیشتر راهبرد بقا است تا رضایت. خانواده‌ها برای کاهش ریسک بازداشت یا خشونت، دختران را از مدرسه یا فعالیت اجتماعی بازمی‌دارند. این الگو، اگرچه کم‌صداست، اما از نظر جمعیتی گسترده‌ترین واکنش زنان محسوب می‌شود.[۸][۹]
  3. ۳. الگوی سوم. اعتراض و مخالفت مدنی: این اعتراض به شکل‌های اعتراض‌های خیابانی، اعتراض نمادین و رسانه‌ای و آموزش زیرزمینی دنبال می‌شود. از ماه‌های نخست پس از تسلط طالبان، زنان در کابل، هرات و مزارشریف تظاهرات خیابانی برگزار کردند. شعارها عمدتاً حول حق آموزش، کار و مشارکت اجتماعی بود. این اعتراض‌ها با خشونت سرکوب شد.[۱۰] با بسته‌شدن فضای خیابان، اعتراض‌ها به شکل‌های نمادین ادامه یافت: ویدئوهای کوتاه، پلاکاردهای خانگی، و کمپین‌های آنلاین مانند اعتراض در روز جهانی زن.[۱۱] یکی از مهم‌ترین اشکال مقاومت، شبکه‌های آموزش مخفی دختران است که در خانه‌ها یا فضاهای کوچک شکل گرفته‌اند. این کنش، کم‌صدا اما پرهزینه است.[۱۲]

نقش مردان: حمایت محدود، سکوت گسترده

مردان ـ اعم از پدران، برادران و فعالان مدنی ـ نقش دوگانه‌ای داشته‌اند. مواردی از حمایت آشکار (همراهی در اعتراض یا پشتیبانی رسانه‌ای) گزارش شده، اما الگوی غالب سکوت یا کناره‌گیری بوده است؛ سکوتی که ترکیبی از ترس امنیتی و مخالفت با مطالبات زنان است.[۱۳]

جبهه آزادی افغانستان و جبهه مقاومت ملی افغانستان، دو گروه مسلح و مشهور مخالف طالبان هم‌زمان با اعتراض‌های زنان، با بیانیه‌هایی از آنان حمایت کرده[۱۴] [۱۵]و حملات پراکنده‌ای به اعضا و مراکز امر به معروف و نهی از منکر طالبان داشتند.[۱۶] [۱۷]شواهدی از همکاری سازمانی بین زنان معترض و این گروه‌ها وجود ندارد، اما این هم‌زمانی و هم‌پوشانی موضوعی، به امنیتی‌سازی شدیدتر اعتراض‌های زنان انجامیده است.

واکنش طالبان: از بازداشت تا ناپدیدسازی اجباری

طالبان اعتراضات خیابانی زنان را نه مطالبه مدنی، بلکه «فتنه اخلاقی» و «دستور خارجی» تفسیر کرده و با بازداشت‌های خودسرانه پاسخ داده است. گزارش‌های متعدد نشان می‌دهد که طالبان در برابر کنش‌های اعتراضی زنان، از ابزارهای سخت استفاده کرده؛ زنان معترض پس از بازداشت، به تهدید، ضرب‌وشتم و در مواردی آزار جنسی[۱۸] در بازداشتگاه‌ها دچار شده‌اند.[۱۹] نقش وزارت امر به معروف و نهی از منکر در این سرکوب محوری بوده و این نهاد عملاً جایگزین نهادهای انتظامی و قضایی در کنترل بدن و رفتار زنان شده است. هم‌زمان، هبت‌الله آخندزاده با صدور فرامین مکرر، هرگونه تفسیر نرم‌تر از شریعت را نفی کرده و راه هر مصالحه درون‌طالبانی را بسته است.[۲۰]

طالبان همچنین با نسبت‌دادن اعتراضات زنان به گروه‌های مخالف مسلح، فضا را امنیتی‌تر کرده و هزینه این رفتارها را به‌طور سیستماتیک افزایش داده‌اند. نتیجه این رویکرد، انتقال مقاومت زنان از عرصه عمومی به اشکال پنهان، فردی و زیرزمینی بوده است.[۲۱][۲۲]

زنان افغانستان در خارج از کشور: گذار کانون کنش از خیابان به تبعید

روی‌کار آمدن دوباره طالبان، خروج اجباری یا انتخابی هزاران زن فعال، روزنامه‌نگار، دانشگاهی و فعال مدنی را از افغانستان در پی داشت که سبب گردید کانون مقاومت زنان به‌تدریج از خیابان‌های کابل و هرات به فضاهای رسانه‌ای، حقوقی و دیپلماتیک خارج از کشور منتقل شود. این جابه‌جایی، نه نشانه ضعف، بلکه واکنشی عقلانی به بسته‌شدن کامل امکان مبارزه در داخل بود. با این حال، زنان در تبعید، خود با محدودیت‌ها و تناقض‌های جدی روبه‌رو هستند. این زنان، از نظر دسترسی، امنیت و اثرگذاری نهادی، به‌مراتب گسترده‌تر از داخل توانمند هستند، و تمرکز این فعالان در تولید گفتمان، فشار حقوقی و حفظ مسئله زنان افغانستان در دستور کار جهانی است؛ اما این مزیت با خطر گسست از تجربه مستقیم زندگی در افغانستان همراه است، که تأثیر آن را کاهش می‌دهد.[۲۳]

  1. بازتعریف کنش: از اعتراض خیابانی به لابی‌گری و مستندسازی: برخلاف داخل افغانستان، که عمل‌کردها اغلب واکنشی، کوتاه و پرهزینه است، زنان خارج از کشور به اقدامات ساختاریافته‌تر روی آوردند:[۲۳] این تغییر شکل رفتاری، نشان‌دهنده گذار از «مقاومت بقا» به «مقاومت نهادی» است. محور فعالیت‌های آنان در لابی‌گری در نهادهای بین‌المللی، مستندسازی حقوقی نقض حقوق زنان، و تولید روایت‌های بدیل در رسانه‌های جهانی است.[۲۴]
  2. شبکه‌ها و ائتلاف‌های زنان در تبعید: تلاش برای دیده شدن: شبکه‌های متعددی از زنان افغان در اروپا، آمریکای شمالی و منطقه شکل گرفت؛ از جمله ائتلاف‌های حقوقی، رسانه‌ای و دانشگاهی. این شبکه‌ها اغلب غیرمتمرکز، پروژه‌محور و وابسته به منابع خارجی هستند.[۲۵] [۲۶] این شبکه‌ها در حوزه رسانه، آموزش، لابی حقوقی و مستندسازی فعال بوده، و در دیده‌شدن جهانی موفق بوده‌اند،[۲۷] اما چند ضعف ساختاری در آنها دیده می‌شود:[۲۸] رقابت درون‌دیاسپورایی (رقابت بین خارج‌نشین‌ها) بر سر منابع و تریبون رسانه‌ای و دسترسی نهادی؛ فاصله فزاینده تجربه زیسته زنان خارج‌نشین با زنان داخل افغانستان؛[۲۹] و اختلاف بر سر نمایندگی زنان داخل[۳۰]
  3. تغییر چارچوب روایت: از «امنیت» به «آپارتاید جنسیتی»: زنان افغان در تبعید نقش مهمی در تغییر چارچوب روایت جهانی ایفا کرده‌اند: از «مسئله امنیت» به «آپارتاید جنسیتی». استفاده گسترده از این مفهوم، به‌ویژه پس از ۲۰۲۲، نمونه‌ای از نوآوری گفتمانی دیاسپورا است.[۳۱][۳۲] استفاده از مفهوم «آپارتاید جنسیتی» از نظر اخلاقی قوی است، اما هنوز در حقوق بین‌الملل جرم مستقل محسوب نمی‌شود. این شکاف میان قدرت گفتمانی و ضعف حقوقی، باعث شده برخی دولت‌ها عملاً از پذیرش پیامدهای الزام‌آور آن طفره بروند.[۳۳]
  4. پیگیری حقوقی و فشار نهادی در سازمان ملل: برگزاری دادگاه مردمی برای زنان افغانستان جهت رسیدگی نمادین به جنایات طالبان علیه زنان، از مشهورترین کارهای زنان افغانستانی در خارج بود. این دادگاه در ۱۶ تا ۱۸ مهر/میزان ۱۴۰۴ در مادرید، پایتخت اسپانیا و جلسه اعلام احکام آن در لاهه روز ۲۰ آذر/قوس برگزار شد.[۳۴] برگزار کنندگان دادگاه مردمی برای زنان افغانستان که توسط شبکه‌ای از کنشگران حقوق بشر، حقوقدانان و فعالان زن سازمان‌دهی شد، هدفی دوگانه داشت: نخست، ثبت و مستندسازی نظام‌مند شهادت‌ها؛[۳۵] و دوم، حفظ فشار اخلاقی و رسانه‌ای بر نهادهای رسمی بین‌المللی که از اقدام الزام‌آور ناتوان یا بی‌میل بوده‌اند؛[۳۶] زیرا تلاش زنان در تبعید همواره با واقع‌گرایی سیاسی دولت‌ها برخورد کرده؛ بسیاری از دولت‌ها، در عمل، حقوق زنان را به اهمیت پایین‌تر در برابر ثبات، امنیت یا مدیریت مهاجرت قرار داده‌اند. به طور کلی یکی از مهم‌ترین میدان‌های کوشش زنان خارج از کشور، حقوق بین‌الملل بوده است:[۳۷][۳۸] آنان با گزارش‌گر ویژه سازمان ملل برای افغانستان همکاری نزدیکی دارند و تلاش می‌کنند نقض نظام‌مند حقوق زنان افغانستان به‌عنوان جرم و جنایت شناخته شود و و در پیامد آن، علیه رهبران طالبان، تحریم‌های هدفمند بین‌المللی به راه اندازند.

منابع

  1. «United Nations Assistance Mission in Afghanistan (UNAMA). Human Rights in Afghanistan: 15 August 2021 – 15 August 2022. 2022». دریافت‌شده در ۱۴۰۴-۱۱-۲۰.
  2. Tarrow, Sidney. Power in Movement: Social Movements and Contentious Politics. Cambridge University Press, 2011.
  3. «Human Rights Watch. Afghanistan: Women's Rights Severely Restricted. 2023». دریافت‌شده در ۱۴۰۴-۱۱-۲۰.
  4. «۲۰ فرمان طالبان که به طور سیستماتیک زنان را محدود کرده است». بی بی سی فارسی.
  5. «UNAMA, Human Rights Situation in Afghanistan, 2022–2024». دریافت‌شده در ۱۴۰۴-۱۱-۲۰.
  6. «تظاهرات زنان افغان در یک گردهمایی مورد حمایت طالبان». dw.com. دریافت‌شده در ۱۴۰۴-۱۱-۲۰.
  7. «زنان طرفدار طالبان در کابل تظاهرات کردند». afintl.com. دریافت‌شده در ۱۴۰۴-۱۱-۲۰.
  8. «Zan Times».
  9. «International Crisis Group».
  10. «Etilaatroz».
  11. «BBC Persian». BBC Persian.
  12. «Zan Times». Zan Times.
  13. «Amnesty International, 2023». Amnesty International. دریافت‌شده در ۱۴۰۴-۱۱-۲۰.
  14. «جبهه مقاومت: اعتراضات زنان افغان در ۱۸ ماه پسین، در تاریخ کشور و جهان بی‌نظیر بوده است». روزنامه ۸ صبح.
  15. «روز جهانی زن؛ جبهه آزادی خواهان به‌رسمیت‌شناسی آپارتاید جنسیتی در افغانستان شد». روزنامه ۸ صبح. دریافت‌شده در ۱۴۰۴-۱۱-۲۰.
  16. «جبهه آزادی مدعی حمله بر قرارگاه ماموران امر به معروف و نهی از منکر طالبان در تخار شد». روزنامه ۸ صبح. دریافت‌شده در ۱۴۰۴-۱۱-۲۰.
  17. «جبهه مقاومت ملی مدعی کشتن دو مامور امر به معروف و نهی از منکر طالبان در فراه شد». روزنامه ۸ صبح. دریافت‌شده در ۱۴۰۴-۱۱-۲۰.
  18. «Death in Slow Motion: Women and Girls Under Taliban Rule». Amnesty International. دریافت‌شده در ۱۴۰۴-۱۱-۲۰.
  19. «Human Rights Situation in Afghanistan – Special Report on Women». UNAMA. دریافت‌شده در ۱۴۰۴-۱۱-۲۰.
  20. «Afghanistan: Taliban Crack Down on Women Protesters». Human Rights Watch. دریافت‌شده در ۱۴۰۴-۱۱-۲۰.
  21. «Human Rights Watch, 2023». Human Rights Watch. دریافت‌شده در ۱۴۰۴-۱۱-۲۰.
  22. «Special Rapporteur on Afghanistan». دریافت‌شده در ۱۴۰۴-۱۱-۲۰.
  23. ۲۳٫۰ ۲۳٫۱ «Afghanistan's Women: From Survival to Resistance». International Crisis Group. دریافت‌شده در ۱۴۰۴-۱۱-۲۰.
  24. «Women's Rights in Afghanistan: Where Do We Stand After the Taliban Takeover?». UN Women. دریافت‌شده در ۱۴۰۴-۱۱-۲۰.
  25. «About & Advocacy Work on Afghanistan». Women for Afghan Women (WAW). دریافت‌شده در ۱۴۰۴-۱۱-۲۰.
  26. «Who We Are». Afghan Women’s Political Participation Network (AWPPN). دریافت‌شده در ۱۴۰۴-۱۱-۲۰.
  27. «زنان افغان در تبعید؛ مبارزه برای فراموش نشدن». BBC Persian. دریافت‌شده در ۱۴۰۴-۱۱-۲۰.
  28. «جنبش زنان افغانستان در تله قومیت و رقابت». روایت. دریافت‌شده در ۱۴۰۴-۱۱-۲۰.
  29. «اعتراض زنان: صدای داخل و بازنمایی در خارج». Etilaatroz. دریافت‌شده در ۱۴۰۴-۱۱-۲۰.
  30. «زنان داخل افغانستان و نقد نمایندگی دیاسپورا». Hasht-e Subh Daily (۸ صبح). دریافت‌شده در ۱۴۰۴-۱۱-۲۰.
  31. «Afghan Women in Exile: Representation, Power, and Disconnect». Zan Times. دریافت‌شده در ۱۴۰۴-۱۱-۲۰.
  32. «Afghan women call for gender apartheid to be recognised as a crime». The Guardian. دریافت‌شده در ۱۴۰۴-۱۱-۲۰.
  33. «Afghanistan: The Taliban's war on women and girls is a crime against humanity». Amnesty International. دریافت‌شده در ۱۴۰۴-۱۱-۲۰.
  34. «The Hague – Women's International Tribunal on Afghanistan (2023)». aljazeera. دریافت‌شده در ۱۴۰۴-۱۱-۲۰.
  35. «situation human rights afghanistan report». OHCHR. دریافت‌شده در ۱۴۰۴-۱۱-۲۰.
  36. «دادگاه مردمی زنان افغانستان؛ رساندن صدای زنان افغان به دنیا». بی بی سی فارسی. دریافت‌شده در ۱۴۰۴-۱۱-۲۰.
  37. «Report on the situation of human rights in Afghanistan (2024)». OHCHR – Special Rapporteur on Afghanistan. دریافت‌شده در ۱۴۰۴-۱۱-۲۰.
  38. «"All the Girls Are Missing": Taliban's Gender Apartheid in Afghanistan». Human Rights Watch. دریافت‌شده در ۱۴۰۴-۱۱-۲۰.