زن در جهان غرب
زن در جهان غرب، یکی از موضوعات جنجالی در مقایسه زن در جهان اسلام یا شرق است. تفاوتهای حقوقی، تاریخی و تمدنی در میان جوامع مختلف در خصوص زن، همواره مورد بررسی و تحلیل بوده است.
زنان در گفتمان عدالت جنسیتی
بحث پیرامون وضعیت زنان در جمهوری اسلامی ایران و غرب، همواره با تضاد در روایتهای رسانهای همراه بوده است. در حالی که برخی منابع غربی بر محدودیتهای زنان در ایران تأکید میکنند، روایت متقابل بر سوءاستفادههای سیستمی و مصرفگرایی در غرب متمرکز است و ادعا میکند که مدل غربی عدالت جنسیتی، پوششی برای مشکلات ساختاری است.[۱]
نقد مفهوم عدالت جنسیتی غربی
برخی تحلیلها، بهویژه دیدگاههای منتشر شده توسط رهبر جمهوری اسلامی ایران، مفهوم «عدالت جنسیتی» در غرب را مورد نقد قرار میدهند. این نقدها استدلال میکنند که زنان در جوامع غربی، در معرض تمرکز بر مصرفگرایی و استفاده ابزاری قرار گرفتهاند. همچنین، با استناد به گزارشهای منتشرشده در غرب، به مواردی از آزار و اذیت جنسی و تبعیضهای اقتصادی در این جوامع اشاره میشود تا ادعای برتری عدالت جنسیتی غربی زیر سؤال برود.[۲]
جایگاه زن در تمدنهای باستانی
بررسی تاریخی نشان میدهد که جایگاه زنان در تمدنهای باستانی عمدتاً محدود بوده است:
- یونان باستان: زنان در بسیاری از ابعاد زندگی اجتماعی و حقوقی جایگاه پایینی داشتند و برخی منابع از معامله شدن آنها به عنوان کالا حکایت دارند.
- تمدن هندوی (برهمنی): زنان در کنار طبقات پایین اجتماعی (پاریاها) قرار داشتند و از حقوق اساسی مانند آموزش متون مقدس منع شده بودند.
- آیین یهود (بر اساس منابعی چون سنن ابن داوود): در برخی تفاسیر، به وجود محدودیتهای شدید اجتماعی و تفکیک زنان در دوره عادت ماهانه اشاره شده است.[۳]
دیدگاه اسلام و مفهوم آزادی
در مقابل، آیین اسلام، با معرفی چارچوبی مبتنی بر کرامت انسانی، آزادی زن را در چارچوب حفظ قیود و شأن اجتماعی تعریف میکند. این دیدگاه معتقد است که حجاب به عنوان یک محدودیت ظاهری، مانعی در برابر استثمار و آزار جنسی است و برخلاف برخی رویکردهای فمینیستی که برهنگی را مترادف آزادی میدانند، اسلام بر حفظ منزلت زن تأکید دارد. همچنین، تأکید اسلام بر بندگی حق تعالی به عنوان مبنای آزادی مادی انسان از استثمار معرفی میشود.[۴]
تشابه حقوق در مقابل تساوی حقوق
یکی از محورهای اصلی اختلاف در نظریه اسلامی، تمایز بین «تشابه حقوق» و «تساوی حقوق» زن و مرد است. این دیدگاه مطرح میکند که به دلیل تفاوتهای طبیعی و ساختاری بین زن و مرد، مشابهت کامل در تمام حقوق و تکالیف (تساوی مطلق) لزوماً مطابق با عدالت فطری نیست. بر این اساس، عدم تشابه حقوق در مواردی که طبیعت دو جنس ایجاب میکند، میتواند تأمینکننده سعادت خانوادگی و اجتماعی باشد.[۵]
این تحول فکری در غرب، با ظهور جنبشهای فمینیستی در قرن بیستم و تلاش برای برقراری حقوق مساوی (که در کشورهایی مانند آمریکا و انگلستان در اوایل قرن بیستم محقق شد) به اوج رسید. اعلامیه جهانی حقوق بشر سازمان ملل متحد در سال ۱۹۴۸ بر «تساوی حقوق مرد و زن» تأکید کرد، اما این متنها نیز بر پایه کرامت ذاتی انسان استوارند که در متون اسلامی از سدههای پیشین مطرح شده است.[۶]
منابع
- ↑ پایگاه اطلاعرسانی حوزه، جایگاه زن در غرب از تخیل تا واقعیت، 5/3/1385.
- ↑ پایگاه اطلاعرسانی حوزه، جایگاه زن در غرب از تخیل تا واقعیت، 5/3/1385.
- ↑ تبیان، خشونت جنسی، ارمغان آزادی برای زنان در غرب، 5/9/1398.
- ↑ تبیان، خشونت جنسی، ارمغان آزادی برای زنان در غرب، 5/9/1398.
- ↑ پایگاه اطلاعرسانی حوزه، جایگاه زن در غرب از تخیل تا واقعیت، 5/3/1385.
- ↑ راسخون، جایگاه و مقام زن در اسلام و غرب، 1391.