مسابقه دانش‌دخت
اسلامیکال از تاریخ ۱۵ دی تا ۲۰ بهمن، میزبان یک همایه با موضوع زنان است. شما می‌توانید در مسابقه مقاله‌نویسی دانش‌دخت، شرکت کنید و با نگارش مقاله، از جوایز آن بهره‌مند باشید. اگر به موضوعات مربوط با زنان علاقه‌مندید، این فرصت را از دست ندهید. فهرستی از مقالات پیشنهادی جهت ایجاد یا ویرایش در اینجا وجود دارد.

شهادت

از اسلامیکال
پرش به ناوبری پرش به جستجو

شهادت به عنوان یکی از ادله اثبات دعوا در حقوق و فقه اسلامی، جایگاهی ویژه دارد. این عنوان که در لغت به معنای «حضور و دیدن» یا «اعلام خبر قطعی» است، در اصطلاح فقهی به «اخبار جازم از حق لازم برای غیر، از سوی غیر حاکم» تعریف شده است. شهادت اقدامی است که با هدف احقاق حق یا انجام تکلیف شرعی انجام می‌گیرد و از مقوله تکلیف دانسته شده است.[۱]

مفهوم‌شناسی

در لغت، شهادت به معنای «حضور»، «دیدن» و گاهی «خبر قطعی» به کار رفته است. در برخی منابع مانند معجم مقاییس اللغه، شهادت به معنای حضور، علم و اعلام آمده است.[۲] و در اصطلاح فقهی، شهادت عبارت است از:[۳]

  • شهید ثانی از فقهای اسلامی در تعریف اصطلاحی شهادت می‌گوید: «اخبار همراه با جزم و اطمینان از وجود حقی برای غیر، از جانب غیر حاکم».
  • مراغی از اندیشمندان اسلامی در تعریف شهادت چنین می‌گوید: «اخبار از علم به امری که به دیگری مربوط است».
  • جعفری لنگرودی از دیگر علمای اسلامی شهادت را اخبار ناخواسته از تخصص، مبتنی بر علم شخصی به امری جزئی، به نفع غیر و بدون ضرر برای خود، با قصد مشارکت در احقاق حق یا انجام تکلیف شرعی تعریف کرده است.

شهادت معمولاً به امور محسوس به یکی از حواس (دیدنی یا شنیدنی) مانند عقد، قتل یا سرقت مربوط می‌شود.[۱]

مفاهیم مرتبط

در مسأله شهادت یک سری مفاهیم مطرح است‌:[۳]

  1. مشهود به: موضوع شهادت.
  2. مشهود علیه: شخصی که علیه او شهادت داده می‌شود.
  3. تحمل شهادت: دریافت و شنیدن شهادت.
  4. ادای شهادت: اعلام و گواهی دادن نزد مرجع قضایی.

حق‌بودن یا تکلیف‌بودن شهادت

برخی شهادت را از مقوله حقوق می‌دانند که قابل اسقاط یا انتقال است. اما در فقه اسلامی، شهادت عمدتاً یک تکلیف شرعی تلقی شده است. مشهور فقهای شیعه ادای شهادت را واجب (گاه واجب کفایی، گاه عینی) می‌دانند. دلیل این امر، عدم ذی‌نفع بودن شاهد و لزوم اقامه حق است. بنابراین، شهادت نه یک امتیاز، بلکه وظیفه‌ای شرعی است که در صورت درخواست، انجام آن لازم است.

در قوانین ایران نیز مواد متعددی (مانند مواد ۱۳۷، ۱۷۰، ۱۸۹، ۱۹۹ قانون مجازات اسلامی) بر جنبه تکلیفی شهادت تأکید دارند.[۱]

شهادت زنان در اسلام

یکی از مباحث در باب شهادت، امکان و شرایط شهادت زنان است.[۱]

ادله قائلین به عدم حجیت شهادت زنان

برخی فقها با استناد به اصل عدم حجیت ظن‌، شهادت زنان را فاقد حجیت می‌دانند. بعضی نیز معتقدند‌، همان‌طور که زنان در مقام قضاوت و افتاء دارای محدودیت هستند، در شهادت نیز ضعف دارند. عده‌ای دیگر نیز روایت ابن مسلم‌ که در آن امام پنجم شیعیان به «شهادت رجل» اشاره کرده‌، را دلیلی بر انحصار شهادت به مردان دانسته‌اند.[۳]

نقد ادله عدم حجیت و دیدگاه موافقان

موافقان شهادت زنان به نقد ادله فوق پرداخته‌اند:[۱]

  • ابطال اصل عدم حجیت با وجود دلایل قطعی: با وجود دلایل کتاب و سنت، اصل عدم حجیت منتفی است.
  • عدم ارتباط ضعف در قضا با شهادت: برخی فقها قائل به جواز قضاوت زنان هستند؛ بنابراین، استناد به ضعف زنان در قضا نادرست است.
  • توجیه روایت ابن مسلم: ذکر «رجل» در روایت مذکور از باب غلبه در گفتار است، نه انحصار. در روایات دیگر، تصریحی بر عدم شهادت زنان نیست.

بررسی آیه ۲۸۲ سوره بقره و انحصار عدم تساوی به امور مالی

تنها مستند قرآنی در مورد تفاوت شهادت زن و مرد، آیه ۲۸۲ سوره بقره است که در مورد امور مالی و معاملاتی است. در این آیه آمده است: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا تَدَايَنْتُمْ بِدَيْنٍ إِلَىٰ أَجَلٍ مُسَمًّى فَاكْتُبُوهُ وَلْيَكْتُبْ بَيْنَكُمْ كَاتِبٌ بِالْعَدْلِ وَلَا يَأْبَ كَاتِبٌ أَنْ يَكْتُبَ كَمَا عَلَّمَهُ اللَّهُ فَلْيَكْتُبْ وَلْيُمْلِلِ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ وَلْيَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ وَلَا يَبْخَسْ مِنْهُ شَيْئًا فَإِنْ كَانَ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ سَفِيهًا أَوْ ضَعِيفًا أَوْ لَا يَسْتَطِيعُ أَنْ يُمِلَّ هُوَ فَلْيُمْلِلْ وَلِيُّهُ بِالْعَدْلِ وَاسْتَشْهِدُوا شَهِيدَيْنِ مِنْ رِجَالِكُمْ فَإِنْ لَمْ يَكُونَا رَجُلَيْنِ فَرَجُلٌ وَامْرَأَتَانِ مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَدَاءِ أَنْ تَضِلَّ إِحْدَاهُمَا فَتُذَكِّرَ إِحْدَاهُمَا الْأُخْرَىٰ وَلَا يَأْبَ الشُّهَدَاءُ إِذَا مَا دُعُوا وَلَا تَسْأَمُوا أَنْ تَكْتُبُوهُ صَغِيرًا أَوْ كَبِيرًا إِلَىٰ أَجَلِهِ ذَٰلِكُمْ أَقْسَطُ عِنْدَ اللَّهِ وَأَقْوَمُ لِلشَّهَادَةِ وَأَدْنَىٰ أَلَّا تَرْتَابُوا إِلَّا أَنْ تَكُونَ تِجَارَةً حَاضِرَةً تُدِيرُونَهَا بَيْنَكُمْ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَلَّا تَكْتُبُوهَا وَأَشْهِدُوا إِذَا تَبَايَعْتُمْ وَلَا يُضَارَّ كَاتِبٌ وَلَا شَهِيدٌ وَإِنْ تَفْعَلُوا فَإِنَّهُ فُسُوقٌ بِكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَيُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ‌؛ ای اهل ایمان! چنانچه وامی به یکدیگر تا سر آمد معینی، دادید، لازم است آن را بنویسید. و باید نویسنده ای [سَنَدش را] در میان خودتان به عدالت بنویسد. و نباید هیچ نویسنده ای از نوشتن سند همان گونه که خدا [بر اساس قوانین شرعی] به او آموخته است، دریغ ورزد. او باید بنویسد، و کسی که حقْ به عهده اوست باید [کلامش را جهت تنظیم سند برای نویسنده] املا کند، و از خدا که پروردگار اوست پروا نماید و از حق چیزی را نکاهد. و اگر کسی که حق به عهده اوست، سفیه یا ناتوان باشد، یا [به علتی] نتواند املا کند، ولیّ و سرپرست او به عدالت املا کند. و دو شاهد از مردانتان را [بر این حق] شاهد بگیرید، و اگر دو مرد نبود، یک مرد و دو زن را از میان شاهدانی که می پسندید، شاهد بگیرید تا اگر یکی از آن دو زن [واقعیت را] فراموش کرد، آن دیگری او را یادآوری کند. و شاهدان هنگامی که [برای ادای شهادت] دعوت شوند [از پاسخ دعوت] امتناع نورزند، و از نوشتن [سندِ وام] تا سرآمد معیّنش، کوچک باشد یا بزرگ، ملول نشوید، این [کار] نزد خدا عادلانه تر و برای اقامه شهادت پابرجاتر، و به اینکه [در جنس وام، اندازه آن و زمان پرداختش] شک نکنید [و ستیز و نزاعی پیش نیاید،] نزدیک تر است. مگر آنکه داد و ستدی نقدی باشد که آن را میان خود دست به دست می کنید، در این صورت بر شما گناهی نیست که آن را ننویسید. و هرگاه داد و ستد کنید، شاهد بگیرید. و نباید به نویسنده و شاهد زیان برسد و اگر زیان برسانید، خروج از اطاعت خداست که گریبان‌گیر شما شده است و از خدا پروا کنید و خدا [احکامش را] به شما می آموزد و خدا به همه چیز داناست.»‌ به عقیده برخی از مفسران قرآن‌، این آیه به صراحت بر امور مالی دلالت دارد.[۳]

تحلیل‌: با توجه به شأن نزول آیه و شرایط اجتماعی زمان نزول، علت تفاوت در تعداد شهود، عدم آشنایی زنان با امور مالی و معاملاتی بوده است. بنابراین، این تفاوت، عارضی و مختص به امور مالی است، نه ذاتی و کلی.[۳]

شهادت زنان در امور غیرمالی

با اثبات انحصار عدم تساوی عددی به امور مالی، شهادت زنان در سایر امور نیز قابل پذیرش است.[۱]

طلاق

برخی روایات مانند روایت محمدبن علی امام پنجم شیعیان‌، حاکی از پذیرش شهادت زنان در اثبات طلاق است. در برخی منابع فقهی نیز شهادت زنان در طلاق، مشروط به وجود شرایطی مانند فقدان شاهد مرد، پذیرفته شده است.[۱]

نکاح

در مسئله ازدواج، برخی فقها شهادت زنان را به تنهایی کافی نمی‌دانند، اما در صورت فقدان مرد، شهادت دو زن معادل یک مرد قابل پذیرش است.[۱]

رضاع

در مورد شهادت زنان در اثبات رضاع (شیرخوارگی)، برخی فقهای اسلامی آن را پذیرفته‌اند، زیرا معمولاً زنان در این زمینه آگاه‌ترند.[۱]

قتل و حدود

در باب قتل، سه دیدگاه وجود دارد:[۳]

  • پذیرش مطلق: برخی روایات (مانند صحیحه جمیل بن دراج) شهادت زنان را به همراه مردان در قتل جایز دانسته‌اند.
  • عدم پذیرش: برخی فقها با استناد به اجماع، شهادت زنان در حدود (از جمله قتل) را نپذیرفته‌اند.
  • تفصیل: برخی معتقدند در صورتی که شهادت زنان همراه مردان باشد، قابل پذیرش است.

شهادت زنان در قوانین ایران

در نظام حقوقی ایران، شهادت زنان با محدودیت‌هایی روبروست:[۱]

  • در قانون مجازات اسلامی، شهادت زنان در برخی جرائم (مانند حدود) پذیرفته نمی‌شود یا نیازمند همراهی شهادت مردان است (مواد ۱۱۷، ۱۱۹، ۱۲۸، ۱۳۷، ۱۷۰، ۱۸۹، ۱۹۹).
  • در قانون مدنی (مواد ۱۳۰۶ تا ۱۳۲۰) شرایط شاهد (بلوغ، عقل، عدالت، ایمان، طهارت مولد) بیان شده، اما به جنسیت اشاره نشده است.
  • در قوانین آیین دادرسی نیز شرط جنسیت به صراحت نیامده، اما در عمل، رویه قضایی تابع مقررات شرعی و قانون مجازات اسلامی است

پانویس

ارجاعات

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ ۱٫۴ ۱٫۵ ۱٫۶ ۱٫۷ ۱٫۸ ۱٫۹ صدری، سیدمحمد؛ صادقی موحد، خدیجه. «گستره گواهی و شهادت زن در اسلام» (PDF). فصلنامه پژوهش‌های فقه و حقوق اسلامی.
  2. رازی، ابن فارس. معجم مقاییس اللغه. قم: مکتب الاعلام الاسلامی.
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ ۳٫۲ ۳٫۳ ۳٫۴ ۳٫۵ «گستره گواهی و شهادت زن در اسلام» (PDF). پرتال جامع علوم انسانی.