بدون جعبه اطلاعات
بدون تصویر

قتاده بن دعامه

از اسلامیکال
پرش به ناوبری پرش به جستجو

قتاده بن دعامه، قتاده بن دعامه سدوسی بصری، فقیه بصره و از عالمان بزرگ اهل سنت بود که در فقه، علوم و تفسیر در عصر خود جایگاه برجسته‌ای داشت و از تابعین به‌شمار می‌رفت. او نابینا بود یا نابینا شده بود و با وجود آن، به حافظه و هوش فراوان شهرت داشت. قتاده در عصر اموی می‌زیست و با حاکمان آن خاندان ارتباط داشت و در عین حال، از برخی مواضع او طرفداری از علی بن ابی‌طالب گزارش شده است. او در سال ۱۱۷ق درگذشت.

زندگی

قتاده بن دعامه سدوسی بصری از فقهای بصره و عالمان بزرگ اهل سنت بود و در فقه، علوم و تفسیر در عصر خود سرآمد اقران و مرجع دانش‌پژوهان به‌شمار می‌رفت. او از تابعین بود. قتاده نابینا بود یا بعدها نابینا شد، اما به اندازه‌ای حافظه و هوش داشت که گفته شده بود تمامی کوچه‌های بصره را بدون عصاکش طی می‌کرد.[۱]

قتاده اثری از خود بر جای نگذاشت، اما اقوال و دیدگاه‌های او در فقه و تفسیر فراوان نقل شده است. او در عصر اموی می‌زیست و با حاکمان آن خاندان ارتباط داشت، با این حال از برخی مواضع او طرفداری شدید از علی بن ابی‌طالب گزارش شده است. قتاده در سال ۱۱۷ق درگذشت. (سفینة البحار و دهخدا)[۲]

دیدار با محمد باقر

ابوحمزه ثمالی روایت می‌کند که در مسجدالنبی نشسته بود که مردی وارد شد، سلام کرد و از او پرسید آیا محمد بن علی را می‌شناسد. ابوحمزه پاسخ مثبت داد. آن مرد گفت چهل مسئله آماده کرده است تا از او بپرسد و هر پاسخی را که درست باشد بپذیرد و پاسخ نادرست را رد کند. ابوحمزه از او پرسید آیا خود او معیار صحیح و غلط را می‌شناسد. مرد پاسخ داد که آری. ابوحمزه گفت اگر خودت معیار حق و باطل را می‌دانی، چه نیازی به پرسش از او داری؟ مرد پاسخ داد که مردم کوفه کم‌طاقت‌اند و از ابوحمزه خواست هرگاه محمد بن علی را دید، او را خبر کند.[۳]

پیش از پایان سخن، محمد باقر وارد شد و گروهی از مردم خراسان و دیگر مناطق گرد او جمع بودند و مسائل حج را از او می‌پرسیدند. پس از آنکه حاضران مسائل خود را مطرح کردند و پاسخ گرفتند و رفتند، امام از آن مرد پرسید کیست. او خود را قتاده بن دعامه بصری معرفی کرد. امام از او پرسید آیا فقیه اهل بصره است و قتاده پاسخ مثبت داد.[۴]

در ادامه، محمد باقر به قتاده گفت خداوند گروهی از میان آفریدگان خود را بر دیگران حجت قرار داده و آنان را اوتاد زمین و مجریان اوامر و برگزیدگان در نشر علم خود قرار داده است و آنان را پیش از آفرینش این جهان به صورت سایه‌هایی در سمت راست عرش خود آفریده است. ابوحمزه می‌گوید قتاده مدتی طولانی سکوت کرد و سپس گفت بارها در برابر بزرگان فقها، مانند ابن عباس و دیگران، نشسته است، اما هرگز چنین اضطرابی به او دست نداده بود.[۵]

محمد باقر به قتاده گفت آیا می‌دانی اکنون کجا نشسته‌ای؟ در برابر خانه‌ای قرار داری که خداوند خواسته است بنیانش رفیع باشد و نام او در آن خانه‌ها برده شود و مردانی در آن، هر صبح و شام، او را تسبیح کنند و خریدوفروش و تجارت آنان را از یاد خدا باز ندارد. قتاده گفت به خدا سوگند راست گفتی و آن خانه‌ها از سنگ و گل نیستند.[۶]

حکم پنیر

قتاده از محمد باقر درباره حکم پنیر پرسید که آیا حلال است یا حرام. امام تبسم کرد و گفت آیا مسائل مهم تو به مسئله پنیر تنزل یافته است؟ قتاده گفت حواسش پرت شده و همه مسائل از ذهنش رفته است. امام پاسخ داد که پنیر اشکالی ندارد و حلال است.[۷]

قتاده درباره پنیر پرسید که آیا مایه حیوان مرده در تهیه آن به‌کار نمی‌رود. محمد باقر پاسخ داد که اشکالی ندارد؛ زیرا مایه حیوان، رگ و خون و استخوان ندارد تا مردار آن نجس باشد.[۸]

پانویس

ارجاعات

منابع

  • اختری، عباسعلی (۱۳۹۰). «قتاده بن دعامه». دایرةالمعارف جامع اسلامی. تهران: آرایه.