پرش به محتوا

مالک بن نویره

بدون جعبه اطلاعات
بدون تصویر
از اسلامیکال

مالک بن نویره، با نام کامل مالک بن نویره بن حمزه بن شداد تمیمی یربوعی، از بزرگان قبیله بنی‌تمیم در دوران جاهلیت و اسلام بود. بنا بر گزارش منابع، او در هیئتی از بنی‌تمیم نزد پیامبر اسلام رفت و اسلام آورد. پیامبر او را به دریافت صدقات در میان قبیله‌اش گماشت. پس از درگذشت پیامبر، مالک از بیعت با ابوبکر خودداری کرد. در جریان لشکرکشی خالد بن ولید به منطقه بطاح، مالک و شماری از افراد قبیله‌اش بازداشت شدند و مالک به فرمان خالد کشته شد. گزارش‌های تاریخی درباره چگونگی این واقعه و رفتار خالد با همسر مالک اختلاف‌برانگیز بوده است.[۱]

دیدار با پیامبر اسلام

بر اساس روایتی که در منابع نقل شده است، مالک بن نویره در هیئت بنی‌تمیم نزد پیامبر اسلام رفت و پس از پذیرش اسلام از او خواست ایمان را برایش تعریف کند. پیامبر ایمان را با اعتراف به یگانگی خدا و نبوت خود، برپاداشتن نمازهای پنج‌گانه، روزه ماه رمضان، پرداخت زکات، حج خانه خدا، دوستی علی بن ابی‌طالب، پرهیز از خون‌ریزی، دزدی، خیانت، خوردن مال یتیم و نوشیدن شراب و پایبندی به احکام شریعت توضیح داد. همچنین بر رعایت انصاف درباره دیگران، فارغ از جایگاه و سن آنان، تأکید کرد.

در ادامه روایت آمده است که مالک به سبب فراموش‌کاری از پیامبر خواست سخنانش را تکرار کند. پس از تکرار سخنان پیامبر، مالک آنها را با انگشتان خود شمرد و گفت که ایمان را آموخته است. بنا بر همین گزارش، پیامبر پس از دور شدن مالک از جمع، او را از اهل بهشت دانست. این روایت در «قاموس الرجال» نیز نقل شده است.[۲]

مالک در قبیله خود نمایندگی پیامبر را برای دریافت صدقات بر عهده داشت.[۳]

کشته‌شدن به دست خالد بن ولید

پس از درگذشت پیامبر اسلام، مالک بن نویره از بیعت با ابوبکر خودداری کرد. ابوبکر، خالد بن ولید را با سپاهی به سوی منطقه سکونت بنی‌یربوع فرستاد. هنگامی که سپاه خالد به بطاح رسید، مالک به افراد قبیله خود دستور داده بود پراکنده بمانند، گرد هم نیایند و از خانه‌هایشان بیرون نیایند. ازاین‌رو، سپاه در ابتدا با جمعیت گردآمده‌ای روبه‌رو نشد. خالد گروه‌هایی را برای جست‌وجوی افراد فرستاد و مالک و چند تن دیگر را نزد او آوردند.

در گزارش این واقعه آمده است که ابوبکر به سپاهیان سفارش کرده بود با کسانی که اذان می‌گویند و نماز می‌خوانند، وارد جنگ نشوند. درباره وضعیت مالک و همراهانش اختلاف نظر پدید آمد و ابوقتاده گواهی داد که آنان اذان گفته و نماز خوانده‌اند. در پی این اختلاف، خالد دستور داد بازداشت‌شدگان را در بند کنند و از آنان مراقبت شود.[۴]

طبری در تاریخ خود روایتی دیگر از ماجرا نقل کرده است. بر اساس این گزارش، هنگامی که سپاه خالد به بنی‌یربوع رسید، خالد اعلان جنگ کرد و افراد قبیله مسلح شدند. پس از گفت‌وگو درباره مسلمان بودن دو طرف، افراد قبیله سلاح‌های خود را بر زمین گذاشتند. بااین‌حال، خالد تصمیم به کشتن مالک گرفت و مخالفت او با خلافت ابوبکر را دستاویز این تصمیم قرار داد. سپس به ضرار بن ازور فرمان داد مالک را گردن بزند.[۵]

همسر مالک و واکنش‌ها به قتل او

در گزارش مورد استناد این مقاله آمده است که مالک پیش از کشته‌شدن، همسرش ام‌تمیم را مخاطب قرار داد و گفت که دلباختگی خالد به او سبب مرگش خواهد شد. بر اساس همین روایت، خالد پس از کشتن مالک با همسر او ازدواج کرد یا او را به تصرف خود درآورد. ابوقتاده و عبدالله بن عمر به رفتار خالد اعتراض کردند، اما خالد به اعتراض‌های آنان اعتنا نکرد.[۶]

پس از بازگشت سپاه به مدینه، ابوقتاده پیش از ورود خالد، ماجرا را به ابوبکر گزارش کرد. بنا بر این روایت، خالد هنگام ورود به مدینه مسلح بود و سه تیر را به نشانه پیروزی بر عمامه خود نصب کرده بود. عمر بن خطاب در راه با او روبه‌رو شد، تیرها را از عمامه‌اش بیرون کشید و شکست و به سبب کشتن مالک و رفتار با همسر او به وی اعتراض کرد. خالد بدون پاسخ به راه خود ادامه داد و نزد ابوبکر رفت. او ماجرا را به گونه‌ای گزارش کرد که ابوبکر را قانع ساخت.[۷]

بر اساس گزارش این منبع، ابوبکر در پاسخ به اعتراض عمر گفت که خالد اجتهاد کرده، اما در اجتهاد خود اشتباه کرده است و افزود که شمشیر اسلام را در غلاف نخواهد کرد. سپس دستور داد اسیران آزاد شوند و دیه مالک از بیت‌المال پرداخت شود.[۸]

پانویس

ارجاعات

منابع

  • اختری، عباسعلی (۱۳۹۰). «مالک بن نویره». دایرةالمعارف جامع اسلامی. تهران: آرایه.