متوکل علی الله
متوکل علیالله، با نام کامل جعفر بن معتصم بن هارونالرشید، دهمین خلیفه عباسی بود که از سال ۲۳۲ تا ۲۴۷ق خلافت کرد. او در دوران حکومت خود از جریان اهل حدیث حمایت کرد و با معتزله و شیعیان برخورد سختگیرانهای داشت. از اقدامات مشهور او، تخریب آرامگاه حسین بن علی در کربلا در سال ۲۳۶ق و جلوگیری از زیارت آن بود. متوکل در سامرا و به دست گروهی از غلامان ترک، با توطئه پسرش منتصر عباسی، کشته شد.[۱]
زندگی و خلافت
متوکل، فرزند معتصم عباسی، در سالهای ۲۰۵ تا ۲۰۷ق در بغداد متولد شد. پس از درگذشت برادرش واثق عباسی، در ذیحجه سال ۲۳۲ق به خلافت رسید. در دوره او، سیاست مذهبی حکومت عباسی در مقایسه با دوران مأمون، معتصم و واثق تغییر کرد. متوکل با بحثهای کلامی و استدلالهای عقلی درباره اصول دین، از جمله مسئله خلق قرآن، مخالفت میکرد و از اهل حدیث و جریان اهل سنت حمایت میکرد.[۲]
سیاست مذهبی
متوکل از عالمان اهل سنت حمایت میکرد و آنان را به حضور در مجامع و مساجد فرامیخواند. بنا بر گزارش منابع، او از عالمانی چون ابوبکر بن ابیشیبه و برادرش عثمان خواست در مسجد رصافه و مسجد منصور بغداد به بیان احادیث بپردازند. گفته شده است که در این مجالس جمعیت زیادی گرد میآمدند و احادیث مربوط به رؤیت خداوند و صفات او برای مردم خوانده میشد. این سیاست با مخالفت جریانهای کلامی دیگر، بهویژه معتزله و شیعیان، همراه بود.[۳]
تخریب آرامگاه حسین بن علی
یکی از اقدامات مشهور متوکل، تخریب آرامگاه حسین بن علی در کربلا و جلوگیری از زیارت آن بود. بر اساس گزارشهای تاریخی، او در سال ۲۳۶ق دستور داد آرامگاه و خانههای اطراف آن ویران شود و زمین آن را برای کشتوکار آماده کنند. همچنین مأمورانی در مسیر کربلا گماشت تا زائران را بازدارند و مجازات کنند.
مسعودی در گزارش حوادث سال ۲۳۶ق مینویسد که متوکل فردی به نام دیزج را با گروهی از کارگران به کربلا فرستاد تا آرامگاه را تخریب کند. بنا بر این گزارش، دیزج خود بخشی از بنا را ویران کرد و سپس دیگران به تخریب آن پرداختند. در برخی روایتها آمده است که زمینهای اطراف آرامگاه را شخم زدند و آب بر آن بستند. این اقدامات واکنشهای منفی گستردهای برانگیخت و در اشعار و نوشتههای آن دوره نیز به متوکل اعتراض شد.[۴]
رفتار با علویان
در منابع تاریخی، از سختگیری متوکل نسبت به خاندان ابوطالب و علویان یاد شده است. بنا بر این گزارشها، او با کوچکترین اتهام، برخی از آنان را مجازات میکرد و مأمورانش مردم را از کمک مالی به این خاندان بازمیداشتند. عمر بن فرج رخجی، والی مکه و مدینه در دوره متوکل، در اجرای این سیاست نقش داشت. گزارشهایی از دشواری معیشت علویان در این دوره نقل شده است؛ از جمله اینکه برخی زنان علوی لباس کافی نداشتند و چند تن از آنان به نوبت از یک لباس برای نماز استفاده میکردند.
پس از مرگ متوکل و به خلافت رسیدن منتصر عباسی، سیاست حکومت در برابر علویان تغییر کرد و کمکهای مالی برای آنان فرستاده شد. از دیگر اقدامات منسوب به متوکل، جلوگیری از زیارت آرامگاه علی بن ابیطالب و مجازات زائران آن بود.[۵]
دربار و کارگزاران
متوکل به خوشگذرانی و سرگرمیهای درباری علاقه داشت و در روزگار او مجالس لهو و طرب رونق داشت. از نزدیکترین افراد به او، فتح بن خاقان، امیر ترک و ادیب بود که از دانش و ادب بهره داشت و نزد خلیفه جایگاه ویژهای پیدا کرده بود.
متوکل پس از مدتی از محمد بن عبدالملک زیات، وزیر خود، خشمگین شد، اموال او را گرفت و وی را از وزارت برکنار کرد. در منابع آمده است که ابن زیات در دوران وزارت خود تنوری آهنین برای شکنجه ساخته بود و متوکل نیز پس از برکناری او، فرمان داد وی را در همان تنور بیفکنند. ابن زیات پس از مدتی درگذشت. بنا بر روایت نقلشده، او در روزهای پایانی زندگی دو بیت درباره دگرگونی روزگار نوشت و برای متوکل فرستاد؛ اما نامه پس از مرگش به دست خلیفه رسید.[۶]
برخورد با دانشمندان
در گزارشهای مربوط به دربار متوکل آمده است که جاحظ، دانشمند و ادیب مشهور، برای آموزش فرزندان خلیفه به سامرا فراخوانده شد، اما متوکل پس از دیدن چهره او از این تصمیم منصرف شد و مبلغی به او داد تا بازگردد.
همچنین در سال ۲۴۴ق، ابن سکیت، ادیب و دانشمند شیعی، که برای آموزش فرزندان متوکل به کار گماشته شده بود، به فرمان خلیفه کشته شد. بر اساس روایتی، متوکل از او پرسید که فرزندانش را بیشتر دوست دارد یا حسن و حسین را. ابن سکیت پاسخ داد که قنبر، غلام علی بن ابیطالب، را از فرزندان خلیفه بیشتر دوست دارد. پس از این پاسخ، متوکل دستور داد غلامان ترک او را کتک بزنند؛ ابن سکیت بر اثر این ضربوشتم درگذشت.[۷]
ولایتعهدی و قتل
متوکل برای پسرانش منتصر، معتز و مؤید به ترتیب ولایتعهدی تعیین کرد، اما بعدتر کوشید معتز را به دلیل علاقهاش به مادر او بر منتصر مقدم بدارد. منتصر این تغییر را نپذیرفت و متوکل نیز در مجالس عمومی با او بدرفتاری میکرد. بنا بر برخی گزارشها، اختلاف منتصر با پدرش و نارضایتی گروهی از ترکان درباری از عوامل توطئه برای قتل متوکل بود. در روایتی دیگر، دشمنی متوکل با علی بن ابیطالب و سخنان توهینآمیز او درباره علی، انگیزه منتصر برای اقدام علیه پدرش دانسته شده است.
منتصر با کمک گروهی از غلامان ترک، از جمله بغاء صغیر، برای قتل متوکل اقدام کرد. در شبی که متوکل در قصر خود با ندیمان سرگرم بادهگساری بود، مهاجمان وارد شدند. فتح بن خاقان کوشید از خلیفه دفاع کند، اما هر دو به ضرب شمشیر کشته شدند. مهاجمان سپس نزد منتصر رفتند و با او بهعنوان خلیفه بیعت کردند.
متوکل در شب چهارشنبه سوم یا چهارم شوال سال ۲۴۷ق در سامرا کشته شد. مدت خلافت او حدود چهارده سال و ده ماه بود و بنا بر گزارش منبع، هنگام مرگ چهلویک سال داشت.[۸]
پانویس
ارجاعات
- ↑ اختری، «متوکل علی الله»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «متوکل علی الله»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «متوکل علی الله»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «متوکل علی الله»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «متوکل علی الله»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «متوکل علی الله»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «متوکل علی الله»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «متوکل علی الله»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
منابع
- اختری، عباسعلی (۱۳۹۰). «متوکل علی الله». دایرةالمعارف جامع اسلامی. تهران: آرایه.