زن در جهان غرب
زن در جهان غرب، یکی از موضوعات جنجالی در مقایسه زن در جهان اسلام یا شرق است. تفاوتهای حقوقی، تاریخی و تمدنی در میان جوامع مختلف در خصوص زن، همواره مورد بررسی و تحلیل بوده است.
چارچوب نگاه غرب به زن
در سالهای اخیر برخی دیدگاهها در ایران به نقد نگرش غربی به زن و خانواده پرداختهاند. بر اساس این دیدگاه، تمدن غربی و بهویژه نظامهای مبتنی بر لیبرال دموکراسی با چالشهای فکری و فرهنگی مواجهاند که به زعم این منتقدان، نشانههایی از فرسایش و انحطاط در آنها مشاهده میشود.در قرنهای گذشته در جوامع غربی، «ایدئولوژی خانهنشینی زنان» بهعنوان الگوی زن مطلوب رواج داشت. بر اساس این الگو، حوزه عمومی و خصوصی از هم تفکیک میشد و زنان از حضور در عرصههای اجتماعی و سیاسی بازداشته میشدند. همزمان با این رویکرد، نیاز رشدیافتهی اقتصاد صنعتی به نیروی کار ارزانقیمت، موجب شد زنان به صورت گسترده وارد بازار کار شوند؛ امری که نشانگر تناقض میان گفتمانهای فرهنگی و الزامات اقتصادی آن دوره بود.[۱]
اما این تضادها تنها در رفتار دولتها و صاحبان سرمایه خلاصه نمیشود، بلکه در اندیشهی متفکران غربی نیز دیده میشود. برای نمونه، در دوران آغازین مدرنیته، فیلسوفانی چون ژان ژاک روسو توانایی عقلانی زنان را برای درک مفاهیم انتزاعی ضعیف میدانستند. در چارچوب تفکر مدرن کلاسیک نیز تا مدتها حقوق سیاسی زنان چندان مورد توجه نبود؛ برای مثال، زنان فرانسوی حدود ۱۵۰ سال پس از انقلاب فرانسه حق رأی به دست آوردند.بنابراین، نتیجهی این تضادها در نهایت، بهرهبرداری نظام سرمایهداری از جایگاه و تصویر زن بوده است. در این چارچوب، زن به ابزاری برای تحقق اهداف اقتصادی و فرهنگی نظام نئولیبرالی تبدیل شده و ارزشهایی چون «آزادی زن» و «اختیار بر بدن» در بسیاری از موارد در خدمت منافع بازار و رسانه قرار گرفتهاند.[۲]
اما در ساختارهای اجتماعی و فرهنگی غرب، «آزادی زن» در ظاهر مفهومی مثبت و انسانی است، اما در عمل اغلب با کالاییشدن و شیءوارگی همراه شده است. برای نمونه، در عرصههای رسانه، تبلیغات و حتی سیاست، بدن و پوشش زنان به عنصری برای رقابت تجاری و نمایش برندها تبدیل میشود. از نظر او، این روند موجب شده ارزشهای ظاهراً آزادیخواهانه با بهرهکشی و تبعیض جنسیتی همزیستی پیدا کنند.[۳]
جایگاه زن در تمدنهای باستانی
بررسی تاریخی نشان میدهد که جایگاه زنان در تمدنهای باستانی عمدتاً محدود بوده است:
- یونان باستان: زنان در بسیاری از ابعاد زندگی اجتماعی و حقوقی جایگاه پایینی داشتند و برخی منابع از معامله شدن آنها به عنوان کالا حکایت دارند.
- تمدن هندوی (برهمنی): زنان در کنار طبقات پایین اجتماعی (پاریاها) قرار داشتند و از حقوق اساسی مانند آموزش متون مقدس منع شده بودند.
- آیین یهود (بر اساس منابعی چون سنن ابن داوود): در برخی تفاسیر، به وجود محدودیتهای شدید اجتماعی و تفکیک زنان در دوره عادت ماهانه اشاره شده است.[۴]
دیدگاه اسلام و مفهوم آزادی
در مقابل، آیین اسلام، با معرفی چارچوبی مبتنی بر کرامت انسانی، آزادی زن را در چارچوب حفظ قیود و شأن اجتماعی تعریف میکند. این دیدگاه معتقد است که حجاب به عنوان یک محدودیت ظاهری، مانعی در برابر استثمار و آزار جنسی است و برخلاف برخی رویکردهای فمینیستی که برهنگی را مترادف آزادی میدانند، اسلام بر حفظ منزلت زن تأکید دارد. همچنین، تأکید اسلام بر بندگی حق تعالی به عنوان مبنای آزادی مادی انسان از استثمار معرفی میشود.[۵]
تشابه حقوق در مقابل تساوی حقوق
یکی از محورهای اصلی اختلاف در نظریه اسلامی، تمایز بین «تشابه حقوق» و «تساوی حقوق» زن و مرد است. این دیدگاه مطرح میکند که به دلیل تفاوتهای طبیعی و ساختاری بین زن و مرد، مشابهت کامل در تمام حقوق و تکالیف (تساوی مطلق) لزوماً مطابق با عدالت فطری نیست. بر این اساس، عدم تشابه حقوق در مواردی که طبیعت دو جنس ایجاب میکند، میتواند تأمینکننده سعادت خانوادگی و اجتماعی باشد.[۶]
این تحول فکری در غرب، با ظهور جنبشهای فمینیستی در قرن بیستم و تلاش برای برقراری حقوق مساوی (که در کشورهایی مانند آمریکا و انگلستان در اوایل قرن بیستم محقق شد) به اوج رسید. اعلامیه جهانی حقوق بشر سازمان ملل متحد در سال ۱۹۴۸ بر «تساوی حقوق مرد و زن» تأکید کرد، اما این متنها نیز بر پایه کرامت ذاتی انسان استوارند که در متون اسلامی از سدههای پیشین مطرح شده است.[۷]
منابع
- ↑ خامنه ای، چارچوب نگاه غرب به زن، 8/9/1404.
- ↑ خامنه ای، چارچوب نگاه غرب به زن، 8/9/1404
- ↑ خامنه ای، چارچوب نگاه غرب به زن، 8/9/1404
- ↑ تبیان، خشونت جنسی، ارمغان آزادی برای زنان در غرب، 5/9/1398.
- ↑ تبیان، خشونت جنسی، ارمغان آزادی برای زنان در غرب، 5/9/1398.
- ↑ پایگاه اطلاعرسانی حوزه، جایگاه زن در غرب از تخیل تا واقعیت، 5/3/1385.
- ↑ راسخون، جایگاه و مقام زن در اسلام و غرب، 1391.