| مسابقه دانشدخت | |
| اسلامیکال از تاریخ ۱۵ دی تا ۲۰ بهمن، میزبان یک همایه با موضوع زنان است. شما میتوانید در مسابقه مقالهنویسی دانشدخت، شرکت کنید و با نگارش مقاله، از جوایز آن بهرهمند باشید. اگر به موضوعات مربوط با زنان علاقهمندید، این فرصت را از دست ندهید. فهرستی از مقالات پیشنهادی جهت ایجاد یا ویرایش در اینجا وجود دارد. |
محبت به کودک
محبّت به کودک از دیدگاه اسلام اهمیت زیادی دارد و پیشوایان دینی سفارشهای فراوانی به آن نمودهاند. از آن جایی که اولین سرپرست کودک، خانواده به ویژه، پدر و مادر هستند، لازم است به این نیاز کودک توجّه ویژه داشته باشند و بدانند که پاسخگویی صحیح به این نیاز، پایه و اساس تربیت کودک را تشکیل میدهد. در واقع ارضای این نیاز در وجود کودک باعث آرامش و سلامت روانی و امنیت خاطر او میگردد. محبت به کودک علاوه بر این که در سخنان معصومان بازتاب گسترده یافته، در سیرهٔ عملی آنها نیز از جایگاه ویژهای برخوردار است. آنان همواره از روش محبّت در فرایند تربیت کودکان بهره میگرفتند. مهر و عطوفت رسول اکرم شامل همهٔ کودکان میشد. وقتی ایشان از سفر مراجعت میفرمودند و در راه، با کودکان مواجه میشدند، به احترام آنان میایستادند. کودکان میآمدند و حضرت بعضی را در آغوش میگرفتند و بعضی را در پشت و دوش خود سوار میکردند و به اصحاب خود نیز توصیه میکردند که چنین کنند. بچّهها از این صحنههای مسرّتآمیز بیاندازه خوشحال میشدند و این خاطرات شیرین را هرگز فراموش نمیکردند. به عقیدهٔ بسیاری از دانشمندان اکثر تندخوییها، خشونتها، لجبازیها، زورگوییها، بدبینیها، اعتیادها، افسردگیها و ناسازگاریهای افراد معلول عقدهٔ حقارتی است که در اثر محرومیت از محبت در دوران کودکی به وجود آمده است. در این عقدهٔ حقارت ممکن است دست به دزدی، قتل نفس یا طغیان بزند تا از پدر و مادر و مردمی که او را دوست ندارند انتقام بگیرد. حتی ممکن است دربزرگسالی خودکشی کند تا از وحشت دردناک محبوب نبودن نجات یابد. از این مجموع، چنین نتیجه میگیریم که محبتهای گرم پدر و مادر از مهمترین عوامل مؤثر در تربیت کودکان است.
محبت در لغت و اصطلاح
محبت از مادهٔ «حبّ» است و حب، دوست داشتن معنا میدهد. این واژه محبّت در لغت به معنای خواستن و ارادهٔ چیزی است که آن را خیر میبینی یا خیر میپنداری.[۱]در بیان دیگری آمده است: «محبّت عبارت است از دوست داشتن و میل شدید به سوی کسی یا چیزی؛ و در مقابل آن بغض و نفرت است.»[۲]محبت و مشتقات آن در کتابهای لغت و تفسیر، اخلاق و…. به صورتهای گوناگون تبیین شده است از آن جمله: «حب» نقیض بُغض (کینه و دشمنی) است. اراده کردن و خواستن چیزی که یقین یا گمان به خیر و خوبی آن داری ولی هر ارادهای «محبت» نیست. «محبت» به معنای تعلق و وابستگی خاص دانسته شده است.[۳] حالتی است در دل یک موجود دارای شعور، نسبت به چیزی که با وجود او ملایمت و با تمایلات و خواستههای او تناسبی داشته باشد؛ مثل نیروی جذب در میان موجودات بدون شعور.[۴]به نظر میرسد «محبت» حقیقتی است که هر انسانی آنرا در وجود خود به طور وجدانی حس میکند و میفهمد؛ زیرا هیچ دلی خالی از محبت نیست، محبت به فردی، خوردنی، نوشیدنی، راحتی و آسایش یا نعمتهای دیگر و… بنابر این، محبت یک نوع جاذبه، میل و کششی است که در یک موجود صاحب شعور، نسبت به چیزی که با وجود او ملایمت و با تمایلات و خواستههای او تناسبی داشته باشد، پدید میآید.[۵]در اصطلاح، محبّت عبارت است از میل و گرایش طبع به سوی چیزی که لذّتآور است و اگر این میل قوّت گیرد عشق نامیده میشود. ضد آن کراهت قرار دارد و آن عبارت است از نفرت و رمیدگی طبع از چیزی که خالی از درد و رنجی نباشد. هرگاه این کراهت شدّت گیرد دشمنی نامیده میشود.[۶] از آنچه بیان گردید استفاده میشود، که معنای لغوی و اصطلاحی محبّت چندان تفاوتی با هم ندارند و در هر دو مورد به معنای میل و گرایش انسان به سوی محبوب اوست.
به کارگیری محبت در تربیت کودکان
الف. اظهار محبت
علاقه به فرزند یک امر طبیعی است. شاید کمتر پدر و مادری پیدا شوند که قلباً فرزند خود را دوست نداشته باشند. اما محبت قلبی فقط خواستهٔ درونی کودک را تأمین نمیکند. کودک به محبتی نیازمند است که آثار آن را در رفتار پدر و مادر مشاهده کند. محبتهای قلبی پدر و مادر باید در نوازشها، در آغوش گرفتنها، تبسمها و حتی در آهنگ محبت آمیز سخنان پدر و مادر ظاهر شود. کودک دوست دارد با پدر و مادر سخن بگوید و اسرار دلش را با آنان در میان بگذارد. دوست دارد با آنان برای خرید به بازار برود، تفریح و مهمانی برود. دوست دارد به سخنانش خوب گوش دهند و پاسخگو باشند. حتی دوست دارد با پدر و مادرش بازی کند. کودک دوست دارد در خانه محترم باشد و در ادارهٔ امور منزل مسئولیتی را بر عهده بگیرد؛ لذا محبت قلبی پدر و مادر را از این طریق کشف میکند.[۷]این درست نیست که که پدران و مادران، محبت خود را وسیلهٔ نفوذ در در فرزند قرار دهند، مثلاً بگویند: این کار را بکن تا مامان، تو را دوست بدارد یا اگر فلان کار را انجام دادی بابا تو را دوست ندارد؛ زیرا این عمل چند عیب دارد: اولاً: به اصل طبیعی ضرورت محبت پدر و مادر نسبت به فرزند، لطمه وارد میسازد و آن را مورد تردید و امکان سلب قرار میدهد، در صورتی که چنین امری نه به صلاح والدین است و نه به صلاح فرزند. رشته محبت نباید هیچگاه بریده شود یا در معرض بریدن قرار گیرد، چون امکان دارد آثار و تبعات سوئی را به همراه داشته باشد. ثانیاً: با چنین برنامهای کودک به تدریج عادت میکند که کارها را برای جلب رضایت پدر و مادر و دیگر انسانها انجام دهد، نه بر طبق وظیفه و جلب مصالح واقعی خود و دیگران ثالثاً: چنین برنامهای ممکن است کودک را به تملق گویی، نفاق و فریب کاری وادار سازد. امکان دارد برای اینکه محبت والدین را از دست ندهد به فریب دادن آنان و دروغ متوسل شود.[۸] محبت را باید از دل به زبان و عمل آورد تا کودک آن را با تمام وجود لمس کند ممکن است پدر ومادری فرزند خود را در دل دوست داشته باشند، اما اظهار نکنند. این نوع محبت تأثیر چندانی ندارد، بلکه گاه تأثیر منفی میگذارد و کودک مهر ومحبت والدین را احساس نمیکند و در نتیجه خود را تنها مییابد و فکر میکند مورد توجه والدین نیست؛ بنابراین، عقاید تحقیر آمیزی نسبت به خود پیدا میکند. از این رو پدر و مادر باید محبت خود را به صور گوناگون آشکار سازند. پیشوای ششم فرمود: «خداوند مرد را به خاطر شدت محبت و دوستی فرزندش، مورد لطف و رحمت خویش قرار میدهد.»[۹]
ب. محبت بیجا
بعضی از پدران و مادران چون بیش از حد به فرزندان خود علاقه دارند، بدیهای آنان را اصلاً درک نمیکنند و اگر احیاناً عیبی در آنان دیدند یا دیگری آن را تذکر داد، از آن چشم پوشی کرده و درصدد اصلاح بر نمیآیند تا مبادا فرزندانشان ناراحت شوند. شما کودکان بیادب را مشاهده میکنید که بچهها را اذیت میکنند، مزاحم مردم میشوند، در و دیوار مردم را خراب و کثیف مینمایند، شیشه میشکنند، فحش میدهند، به اموال مردم زیان میرسانند و … اما پدر و مادران نادان آنان نه تنها نهیشان نمیکنند، بلکه با یک خندهٔ احمقانه یا دفاع بی جا آنان را به کارهای خلاف تشویق مینمایند. این قبیل پدران و مادران با محبتهای بیجای خود، در لباس دوستی، بزرگترین خیانتها را نسبت به فرزندان خود مرتکب میشوند که در قیامت بدون مؤاخذه نخواهد بود.[۱۰]پدران و مادران باید در اعمال محبت نسبت به فرزندان حد اعتدال را رعایت کنند و از افراط در محبت بپرهیزند، زیرا همانطور که محبت ورزی آثار سازندهای دارد، افراط در محبت آثار مخرب و ویرانگری دارد؛ لذا یکی از علل پیدایش عقدهٔ حقارت زیادهروی در اعمال محبت نسبت به کودک است. اطفالی که بیش از اندازه مورد مهر و محبت واقع میشوند لوس و از خود راضی بار میآیند. در طول ایام حیات به خصوص در مواقع برخورد با مشکلات زندگی به سختی دچار احساس حقارت و پستی میشوند و به اعمال ناشایستی دست میزنند. در بعضی از مواقع ناراحتیهای روانی و فشارهای روحی موجب دیوانگی و خودکشی آنان میشود. افراط در محبت برای کودک پرتوقعی ایجاد میکند و او را وامیدارد که گمان کند همیشه باید مورد نوازش باشد.[۱۱]
زیانهای افراط در محبت به کودکان
- سلطه جو و پر توقع میشود. وقتی کودک احساس کرد که پدر و مادر در حد پرستش، او را دوست داشته و بدون چون چرا تسلیم خواستههایش هستند توقعات او توسعه پیدا میکند، میخواهد و دستور میدهد. پدر و مادر هم برای اینکه عزیز کردهٔ آنان آزرده نشود، خواستههایش را برآورده میسازند. چنین کودکی رفته رفته به صورت یک حاکم دیکتاتور در میآید. وقتی هم وارد اجتماع شد از مردم توقع دارد که همانند پدر و مادر او را دوست بدارند و خواستههایش را برآورده سازند.[۱۲]
- نازپروردهها غالباً روحی ضعیف و ناتوان و زودرنج دارند. به نفس خویش اعتماد نداشته و جرات ندارند به کارهای مهم دست بزنند. در حل مشکلات زندگی به جای اینکه به خدا و نفس خویش اعتماد نموده و خود وارد عمل شوند، به کمک دیگران چشم طمع دارند. در برابر حوادث سهمگین و دشوار زندگی خود را ناتوان دیده و عقبنشینی میکنند.
- آدمهای لوس و نازپرورده غالباً خودپسند و از خود راضی خواهند بود. آنقدر هم از پدر و مادر نوازش و تعریف و تمجید دیدهاند که برای خودشان شخصیت و مقامی رؤیایی و مصنوعی تصور میکنند. عیوب خود را اصلاً نمیبینند و چه بسا آنها را کمال میپندارند. خودپسندی یکی از عیوب بزرگ اخلاقی و یک بیماری زیانبار روانی است.
- کودکانی که بیش از حد مورد نوازش پدر و مادر قرار گرفته و خواستههایشان بدون چون و چرا پذیرفته میشود، به تدریج به زورگویی و سلطه جویی عادت میکنند و بر پدر و مادر کاملاً تسلط مییابند. وقتی هم بزرگ شدند پدر و مادر را رها نمیسازند و پیوسته توقع کمک دارند. آن قدر قهر و دعوا میکنند تا از پدر و مادر باج گرفته و به هدف خود نائل گردند.[۱۳]رابطهٔ صحیح و عاطفی والدین با فرزندان تأمین کنندهٔ سلامت و بهداشت روانی فرزندان و زمینهساز بروز استعداهای آنان است؛ چراکه اصیلترین و مهمترین احتیاجات روانی کودک، برخورداری از محبّت است. کودکان باید احساس کنند که والدین با آنان صمیمی و مهربان است و آنان را یاری میکنند تا بعدها در سنین بالاتر والدین را بهترین دوست خود بداند و بتواند مسائل خود را با آنها در میان گذارد. اثر محبّت در رشد روانی فرزندان مانند اثر نور و حرارت در رشد دانهٔ گیاهان است؛ تاگرمای محبّت به فرزندان یک خانواده نرسد رشد روانی و شخصیّتی آنها به طور طبیعی به انجام نخواهد رسید. از سویی دیگر محبت زیاد و بیجا، موجب نازپروردگی، لوس بار آمدن و از خود راضی شدن کودک میشود و به سبب وابستگی شدید کودک به والدین، فرزندان را از کسب استقلال بازمیدارد و در حقیقت زمینه ضعف و سستی کودک و عدم شکیبایی و پایداری او در مقابل مشکلات را فراهم میکند؛ بنابراین باید تعادل و میانهروی را در این زمینه حفظ کرد.
نمونههایی از مودت پیامبر به کودکان
احترام و توجه ویژه به کودکان
ام الفضل همسر عباس بن عبدالمطلب دایهٔ حسین میگوید: روزی رسول اکرم، حسین را که در آن موقع شیرخوار بود از من گرفت و در آغوش کشید. کودک، لباس ایشان را خیس کرد. من طفل را چنان به شدت از پیامبر جدا کردم که گریان شد. حضرت به من فرمود: امالفضل، آرام. لباس مرا آب تطهیر میکند، ولی چه چیزی میتواند غبار کدورت و رنجش را از قلب فرزندم حسین برطرف نماید.[۱۴]
استقبال از کودکان
روایت شده که روزی رسول اکرم از سفری مراجعت فرمود و در رهگذری با جمعی از کودکان برخورد کرد. به احترام آنها ایستاد. سپس امر فرمود کودکان را آوردند. اطرافیان آنها را از زمین برمیداشتند و به آن حضرت میدادند. پیامبر بعضیها را در بغل میگرفت و بعضی را بر پشت و دوش خود بنشانید. اطفال از این صحنهٔ مسرت آمیز بیاندازه خوشحال میشدند و از شادی و نشاط در پوست خود نمیگنجیدند. این خاطرات شیرین را هرگز فراموش نمیکردند. چه بسا پس از مدتی در مقام فخر و مباهات به یکدیگر میگفتند: پیامبر مرا در بغل گرفت و تو را بر پشت خود سوار کرد و دیگری میگفت: ایشان به اصحاب خود امر کرد تو را بر پشت خود بنشانند.[۱۵]
مهربانی با کودکان
نقل شده که روز عیدی بود. ماه رمضان به پایان رسیده بود. مراسم جشن عید بزرگ مسلمانان به طرز مخصوصی برگزار میشد. مردم به فقرا، انفاق میکردند. همچنین صدقات و فطریات در میان آنان تقسیم میشد. نماز عید تمام شد و دعا و خطبهٔ مربوط به عید نیز به رسم معمول خوانده شد. خوراکیها و شیرینیها نیز پخش میشد. در چنین هنگامهای چشم کنجکاو و پر مهر پیامبر به کودکی افتاد که جامهٔ کهنه و پارهای پوشیده، زیر درخت نخلی با قیافهای اندوه بار و روحی پر از آرزو ایستاده و به بچههای دیگری که به مجلس جشن میرفتند، مینگریست. همین که چشم پیامبر به او افتاد دانست که کودک یتیمی است. به طرف آن کودک رفته و با لبخند شیرینی فرمود: امروز میخواهم پدر شما باشم. سپس کودک را از زمین بلند کرد و در آغوش گرفت و او را نوازش بسیار کرد تا اینکه کودک خوشحال شد. آن گاه تبسمی کرد و همراه پیامبر وارد میدان جشن عمومی گردید.[۱۶]
بازی کردن با کودکان
مردی از محضر رسول اکرم خارج شد تا در مجلسی که دعوت داشت شرکت کند. جلوی منزل، حسین را دید که با کودکان مشغول بازی است، طولی نکشید پیامبر همراه اصحاب خود از منزل خارج شد. وقتی حسین را دید دستهای خود را باز کرد و از اصحاب جدا شد و به طرف فرزند رفت تا او را بگیرد. کودک خندهکنان این طرف و آن طرف میگریخت. پیامبر نیز خندان دنبال او بود. بچه را گرفت، دستی زیر چانهٔ کودک و دستی دیگر در پشت گردن او گذارد. لب بر لبانش نهاد و او را بوسید. پیامبر در حضور مردم با فرزندش چنین رفتار میکند تا علاوه بر انجام وظیفه، مردم را در راه تربیت فرزندان به شاد کردن کودکان و بازی با آنان بیشتر توجه فرماید.[۱۷]
پانویس
- ↑ راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ص214
- ↑ (مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن، ج2، ص152
- ↑ علامه طباطبایی، تفسیر المیزان، ج1، صص411و 412
- ↑ مصباح یزدی، اخلاق در قرآن، ج1، ص 359
- ↑ غزالی، احیا علوم الدین، ج 14، ص 96
- ↑ مجتبوی، علم اخلاق اسلامی، ج3، ص159
- ↑ امینی، تعلیم وتربیت، ص 499
- ↑ همان، صص497و498
- ↑ صدوق، ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، ص182
- ↑ امینی، تعلیم و تربیت، ص498
- ↑ فلسفی، کودک از نظر وراثت و تربیت، ص145
- ↑ امینی، تعلیم و تربیت، ص500
- ↑ همان، ص502
- ↑ فلسفی، کودک از نظر وراثت و تربیت، ج2، ص11
- ↑ همان، ج2، ص117
- ↑ سعیدی، داستانهایی از زندگی پیامبر ما، ص124
- ↑ مازندرانی، مناقب آل ابی طالب، ج2، ص158
منابع
۱. امینی، ابراهیم، تعلیم و تربیت، مؤسسه بوستان کتاب، قم، چاپ و نشر دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه، ۱۳۸۶ه.ش
۲. مازندرانی، ابو عبدالله (ابوجعفر)، مناقب آل ابی طالب، تهران، ۱۳۱۷ه.ش
۳. سعیدی، سید غلامرضا، داستانهایی از زندگی پیامبر ما، چاپ سوم، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، ۱۳۷۳ه.ش
۴. فلسفی، محمد تقی، کودک از نظر وراثت و تربیت، نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۸۷ه.ش
۵. طباطبایی، محمد حسین، تفسیر المیزان، ۱۳۶۰ه.ش
۶. صدوق، رضی، ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، قم، ۱۳۶۸ه.ش
۷. مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، تهران، ۱۳۷۴ه.ش
۸. غزالی، ابوحامد محمد، احیاء علوم الدین، بنیاد فرهنگ ایران، تهران، ۱۳۵۱ه.ش
۹. راغب اصفهانی، حسین بن محمد، مفردات الفاظ القرآن، چاپ اول، دار القلم، بیروت-دمشق، ۱۴۱۶ه.ق
۱۰. مجتبوی، جلال الدین، علم اخلاق اسلامی، ترجمهٔ جامع السعادات، حکمت، تهران، ۱۳۷۷ه.ش
۱۱. مصباح یزدی، محمد تقی، اخلاق در قرآن، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، چاپ دوازدهم، قم، ۱۴۰۱ه.ش