ظاهریه: تفاوت میان نسخهها
(ابرابزار) |
(+ رده:فرقههای اهل سنت (هاتکت)، ابرابزار) |
||
| خط ۱۹: | خط ۱۹: | ||
{{پایان شعر}} | {{پایان شعر}} | ||
او در جای دیگری در نقد خرد ظاهری میگوید:<ref name=":0" /> | او در جای دیگری در نقد خرد ظاهری میگوید:<ref name=":0"/> | ||
{{شعر}} | {{شعر}} | ||
| خط ۳۴: | خط ۳۴: | ||
{{درجهبندی|نیازمند پیوند=خیر|نیازمند رده=خیر|نیازمند جعبه اطلاعات=بله|نیازمند تصویر=خیر|نیازمند استانداردسازی=خیر|نیازمند ویراستاری=خیر|مقابله نشده با دانشنامهها=خیر|تاریخ خوبیدگی=|تاریخ برگزیدگی=|توضیحات=}} | {{درجهبندی|نیازمند پیوند=خیر|نیازمند رده=خیر|نیازمند جعبه اطلاعات=بله|نیازمند تصویر=خیر|نیازمند استانداردسازی=خیر|نیازمند ویراستاری=خیر|مقابله نشده با دانشنامهها=خیر|تاریخ خوبیدگی=|تاریخ برگزیدگی=|توضیحات=}} | ||
[[رده:فرقههای اهل سنت]] | |||
نسخهٔ کنونی تا ۲۷ ژوئیهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۱:۰۹
ظاهری یا ظاهریه، مذهبی فقهی است که به ابوسلیمان داود بن علی اصفهانی منسوب بوده و بر پایه عمل به ظاهر آیات و احادیث شکل گرفته است. پیروان این مذهب بر تمسک مستقیم به کتاب و سنت تأکید داشته و کاربرد رأی، قیاس و تأویل را در استنباط احکام رد میکنند. واژه ظاهری در متون کلامی و ادبی گاه در مقابل «باطنی» (اسماعیلیه) یا «صوفی» نیز به کار رفته است.
تاریخچه و بنیانگذار
مذهب ظاهری منسوب به ابوسلیمان داود بن علی بن خلف اصفهانی (متوفی ۲۷۰ ق) است. او که پیش از آن در فقه پیرو مذهب شافعی بود، بعدها با تأکید بر ظواهر نصوص، مکتب مستقلی را بنیان نهاد که به مذهب ظاهری شهرت یافت. پیروان این مکتب معتقدند که احکام شرعی تنها از ظاهر الفاظ کتاب خدا و سنت پیامبر استنباط میشود.[۱]
مبانی فقهی
اساس مذهب ظاهری بر اخذ به ظاهر کتاب و سنت و الغای رأی، قیاس و تأویل استوار است. ظاهریه بر خلاف سایر مذاهب اهلسنت که قیاس را به عنوان یکی از منابع استنباط میپذیرند، هرگونه اجتهاد مبتنی بر قیاس و استدلالهای عقلی را در احکام شرعی مردود میدانند و تنها به آنچه در نص صریح آمده است، عمل میکنند.[۲]
کاربرد در تقابلهای مذهبی و صوفیانه
اصطلاح ظاهری در متون اسلامی معانی متعددی یافته است. این کلمه گاه در مقابل «باطنی» (پیروان مذهب سبعیه و فاطمیان) به کار رفته که به جای ظاهر نص، به تأویلات باطنی معتقد بودند. همچنین در ادبیات عرفانی، ظاهری در مقابل «صوفی» قرار میگیرد و به کسانی اطلاق میشود که تنها به آداب و مناسک قشری و ظاهری دین بسنده کرده و از حقایق باطنی غافلاند.[۳]
در ادب فارسی
در ادبیات فارسی، به ویژه در اشعار ناصرخسرو، به تقابل میان ظاهریه و باطنیه اشاره شده است. ناصرخسرو که خود از مبلغان اسماعیلی (باطنی) بود، در اشعارش به نقد بینش ظاهری پرداخته است:[۴]
| فاطمیام فاطمیام فاطمی | تا تو بدری ز غم ای ظاهری | |
| فاطمه را عایشه مادر است | پس تو مرا شیعت مادری | |
| شیعت مادری ای بدنشان | شاید اگر دشمن دختری |
او در جای دیگری در نقد خرد ظاهری میگوید:[۴]
| نیارد نظر کرد زی نور علمش | که درد است چشم خرد ظاهری را | |
| اگر ظاهری مردمی را بجستی | به طاعت برون کردی از سر خری را |
پانویس
ارجاعات
منابع
- اختری، عباسعلی (۱۳۹۰). «ظاهری». دایرةالمعارف جامع اسلامی. تهران: آرایه.