عباد بن بشر: تفاوت میان نسخهها
(ابرابزار) |
(+رده:صحابه مرد، +رده:صحابه شرکتداشته در غزوه بدر، +رده:صحابه کشتهشده، +رده:اهالی مدینه، +رده:انصار (هاتکت)، ابرابزار) |
||
| خط ۱۷: | خط ۱۷: | ||
{{درجهبندی|نیازمند پیوند=خیر|نیازمند رده=خیر|نیازمند جعبه اطلاعات=بله|نیازمند تصویر=خیر|نیازمند استانداردسازی=خیر|نیازمند ویراستاری=خیر|مقابله نشده با دانشنامهها=خیر|تاریخ خوبیدگی=|تاریخ برگزیدگی=|توضیحات=}} | {{درجهبندی|نیازمند پیوند=خیر|نیازمند رده=خیر|نیازمند جعبه اطلاعات=بله|نیازمند تصویر=خیر|نیازمند استانداردسازی=خیر|نیازمند ویراستاری=خیر|مقابله نشده با دانشنامهها=خیر|تاریخ خوبیدگی=|تاریخ برگزیدگی=|توضیحات=}} | ||
[[رده:انصار]] | |||
[[رده:اهالی مدینه]] | |||
[[رده:صحابه شرکتداشته در غزوه بدر]] | |||
[[رده:صحابه کشتهشده]] | |||
[[رده:صحابه مرد]] | |||
نسخهٔ کنونی تا ۲۷ ژوئیهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۹:۱۳
عَبّاد بن بشر بن وقش از انصار، از تیره اَشهلِ خزرج، و از یاران محمد بن عبدالله بود. او به دست مصعب بن عمیر مسلمان شد و در جنگهای آغازین اسلام، از بدر تا واپسین غزوههای محمد، حضور داشت. در منابع، از او به عنوان فردی شجاع، مورد اعتماد، و از نگهبانان سپاه یاد شده است. عباد پس از درگذشت محمد، در نبرد با مسیلمه کشته شد.
زندگی
عَبّاد بن بشر بن وقش اَشهلی خزرجی از انصار بود و اسلام آوردن او را به دعوت مصعب بن عمیر دانستهاند. او از چهرههای شناختهشده انصار بهشمار میرفت و در منابع، جایگاه او در میان انصار برجسته وصف شده است. عباد در همه جنگهای محمد، از بدر تا پایان، شرکت داشت. به سبب شجاعت و دلاوری، در بسیاری از جنگها و موقعیتهای خطرناک، نگهبانی محمد یا نگهبانی لشکر به او سپرده میشد. همچنین در سال دهم هجرت، هنگامی که گروهی از اصحاب برای گردآوری زکات مأمور شدند، او برای گرفتن زکات از قبیلههای سلیم و مزینه فرستاده شد. در گزارشها آمده است که این دو قبیله از او رضایت داشتند و او در مأموریتهای خود، اعتماد مأمورکنندگان و رضایت مردم را جلب میکرد.[۱]
در بازگشت از غزوه ذات الرقاع، شبی که سپاه در راه فرود آمده بود، عباد بن بشر و عمار یاسر نگهبانی لشکر را بر عهده گرفتند. در بخشی از شب که نوبت عباد بود، او به نماز نافله ایستاد. در این هنگام، مردی که در کمین بود، از دور به او تیر انداخت. تیر به بدن عباد خورد، اما او آن را بیرون کشید و نماز را ادامه داد. تیر دوم و سوم نیز به او اصابت کرد و او پس از پایان نماز، عمار را بیدار کرد. وقتی عمار خونآلود بودن بدن او را دید و سبب بیدار نکردن خود را پرسید، عباد گفت که سوره کهف میخواند و نمیخواست قرائت خود را نیمهکاره رها کند؛ اما چون خطر ادامه یافت، نماز را به پایان برد و عمار را بیدار کرد. در این گزارش، بر پایداری او در انجام وظیفه نگهبانی و اهتمام او به نماز تأکید شده است.[۲]
کشتهشدن
عباد پس از محمد زنده بود و در نبرد با مسیلمه کشته شد. در روایتی از ابوسعید خدری آمده است که عباد شبی خوابی دید که در آن، آسمان شکافته شد و او به بالا رفت و سپس شکاف بسته شد؛ او این خواب را به کشته شدن خود تعبیر کرد. اندکی بعد، در جنگ با مسیلمه، هنگامی که سپاه او در باغی سنگر گرفته بود و بخشی از مسلمانان پراکنده میشدند، عباد انصار را فراخواند و آنان را به پایداری و حمله تشویق کرد. در پی این فراخوان، گروهی از انصار و مردم مدینه گرد او جمع شدند و همراه با ابودجانه و براء بن مالک به سپاه مسیلمه یورش بردند. آنان از دیوار باغ بالا رفتند، درِ آن را گشودند و زمینه شکست سپاه مسیلمه را فراهم کردند. عباد در همان نبرد کشته شد.[۳]
پانویس
ارجاعات
منابع
- اختری، عباسعلی (۱۳۹۰). «عَبّاد». دایرةالمعارف جامع اسلامی. تهران: آرایه.