زن در مسیحیت

از اسلامیکال
پرش به ناوبری پرش به جستجو

زن حقیقتی است که در ادوار مختلف تاریخی، فراز و نشیب ها و مشکلات فراوانی را تحمل کرده است. هویت زن، هویت جامعه است و در حقیقت ارزش قائل شدن برای زن و خدمات و کمالات بی پایان او، ارزش قائل شدن برای تمام اقشار جامعه است. در الهیات آیین مسیحی آمده است که آدم از طریق حوا فریب خورد و هر دو مرتکب نافرمانی خدا شدند و این امر موجب اخراج آنان از باغ عدن شد. مسیحیان اعتقاد دارند قداستی که در ابتدای آفرینش هر دو جنس زن و مرد داشتند به سبب گناه آدم و حوا از بین رفته و انسان برای همیشه ناپاک شد و از مقام فرزندی به یک عبد تبدیل شد. در تعالیم کلیسا آمده است سلطه‌ای که شوهر بر زن دارد و نیز مقام فرودستی که زنان در مقایسه با مردان دارند مجازات گناهی است که حوا در ابتدای آفرینش، آدم را بدان فریب داد و درجه دومی بودن زن، سمت و سویی تأدیبی برای او دارد.

تولد

به تصور مسيحيان علت مأموريت عیسی مسیح(ع) بر روی زمين،از نافرمانی و سرپيچی حّوا از دستور خداوند سرچشمه مي‌گيرد. حّوا گناه كرد و سپس آدم را مجبور به اجابت درخواستش نمود. بنابراين خداوند هر دوی آنان را از آسمان به زمين هبوط داد، آن دو، گناهانشان را كه از سوی خداوند بخشيده نشده بود به همه‌ی نسل‌هايشان واگذار نمودند و بنابراين تمام انسان‌ها زاييده می‌شوند و برای پاك كردن انسان از گناه‌نخستین، خداوند مجبور بود كه عيسی مسيح(ع) را كه به منزله‌ی پسر خدا بود به صليب قربانی کند.

در ابتدای پیدایش مسیحیت، به علت باور به این‌ موضوع که زنان عامل ورود گناه به این عالم بوده‌اند، تبعیض بسیاری بر ضد آنان وجود داشت و دارای جایگاه نازلی در جامعه بودند،اما حضرت عیسی(ع) در همان زمان با زنان سخن می‌گفت و درباره موضوعاتی با زنان گفتگو می‌کرد که در آن دوران کسی زنان را درباره چنان مطالبی مخاطب قرار نمی‌داد.

در نامه اول پولس به تیمو‌تسیوس آمده است:«و باید که زن به آرامی و با کمال اطاعت گیرد و زن را به تعلیم دادن اجازت نمی‌دهیم تا آن که زیر دست مرد باشد، بلکه سکوت اختیار کند، آدم خلق شد و حوّا، آدم فریفته نشد، بلکه زن فریفته شد و از حد تجاوز نمود.»

مارتين‌لوترهيچ سودی جز بچه‌دار شدن و به دنيا آوردن كودكان تا سر حد امكان، بدون توجه به جوانب آن، براي زنان قائل نيست؛«اگر آن‌ها از پا در آمدند و يا حتي مُردند، مسئله‌اي نيست، بگذاريد آنان در زايمان بميرند، زيرا اين دليل بودن آن‌ها در اينجاست.»

انجيل كاتوليك معتقد است:«زايش دختر يك خسارت است.»

دختر به عنوان مولودي دردناک و منبعی نهايی براي آبروريزی پدرش به حساب آمده است:«دختر تو نافرمان است؟ به شدت مراقب او باش كه باعث نشود تو سبب خنده‌ی دشمنانت واقع شوی و سر زبان‌ها بيفتی و در معرض شايعات مردم، قرار گيری و آبروی خود را در ميان مردم بريزی.»

نکتهٔ دیگری که در برخی متون مسیحی دیده می‌شود، این ایده است که زن برای خدمت و همدمی مرد آفریده شده است. پولس در رساله اول به قرنتیان می‌نویسد: «مرد برای زن آفریده نشد، بلکه زن برای مرد.» در کل، می‌توان گفت که در مسیحیت اولیه، با وجود رویکرد رحمانی عیسی به زنان، تفسیرهای بعدی از متون مقدس و سنت‌های کلیسایی غالباً به تقویت ساختارهای مردسالارانه و تبعیت اجتماعی و دینی زن انجامید.

پوشش زن در مسیحیت

طبق آن‌چه در کتاب مقدس مسیحیان آمده  است، چنان‌چه زنی نمی‌خواهد سر خویش را بپوشاند باید موهای خود را بچیند یا بتراشد و اگر نمی‌تواند این کار را انجام دهد پس باید سر خود را کامل بپوشاند؛ و نباید مرد سر خود را بپوشاند به دلیل این‌که مرد هم صورت و هم جلال خداوند است.

به باور آبا و نیاکان مسیحی، بر زن لازم است سرش را بپوشاند تا معلوم باشد که مطیع است. با نگاهی به این مطالب کتاب مقدس می‌توان فهمید که آن‌چه در آیین مسیحیت به عنوان فلسفه حجاب معرفی شده نشانه برای مطیع بودن زن و تابع مرد بودن است.

با این وجود، خود اصل حجاب در آیین مسیحیت مورد پذیرش واقع شده است. اما امروزه فقط زنان راهبه به پوشش کامل پایبند هستند و زنان دیگر فقط هنگام عبادت و حضور در کلیسا پوشش و حجاب سر را رعایت می‌کنند.

ترتولیان (پدر الهیات لاتین غربی) در متنی که تحت عنوان "درباره پوشش زن" است بر این نکته تاکید کرده که پوشش عفیفانه برای زنان لازم است و این پوشش عامل تمایز بین مسیحیان از مشرکان است.

دیدگاه مسیحیت اولیه نسبت به زن

پیش از ظهور عیسی مسیح، در بسیاری از جوامع بشری، از جمله در فرهنگ یهود، به زن به‌عنوان موجودی درجه‌ دو نگریسته می‌شد و از حقوق اجتماعی و دینی چندانی برخوردار نبود. با آغاز رسالت عیسی، او دین خود را دین رحمت معرفی کرد و در برخورد با مردم، میان زن و مرد، برده و آزاد، یا فقیر و ثروتمند تفاوتی قائل نشد. این رفتار محبت‌آمیز سبب شد‌، گروهی از زنان از همان آغاز به او ایمان آورده و تا پایان عمر همراه او باشند. توجه خاص عیسی به زنان باعث شده است که در اناجیل، به‌ویژه انجیل لوقا، ردپای قابل‌توجهی از نقش زنان دیده شود.[۱] به عقیده مسیحیت‌، تنها زن پاک عالم‌، مریم است و دیگر زنان همگی ناپاک و آلوده و فریبکار هستند.[۲]

تضارب آرا در میان شاگردان و متفکران مسیحی

با این حال، برخی از شاگردان و نویسندگان متون مسیحی دیدگاه مثبتی نسبت به زنان نداشتند. در رساله‌ها و نوشته‌های به‌جا مانده از شخصیت‌های برجسته‌ی مسیحی، مانند پولس و پطرس، و نیز در تفاسیر کلیسای کاتبلیک، دیدگاه‌های متفاوت و اغلب محدودکننده‌ای دربارهٔ هویت و جایگاه زن مطرح شده است. در این متون، ماجرای آفرینش حوا از دندهٔ آدم و نقش او در گناه نخستین برجسته شده است. به‌عنوان مثال، در رساله اول به تیموتائوس آمده است که آدم نخست آفریده شد و سپس حوا؛ و این زن بود که فریب خورد و مرتکب گناه شد. بر پایهٔ این نگرش، درد زایمان به‌عنوان مجازات حوا تعیین شد و نجات او منوط به پایبندی به ایمان و تقوا گردید. بر اساس الهیات گناه نخستین، نافرمانی حوا و سپس آدم سبب هبوط انسان از بهشت و ورود گناه به نسل بشر شد. برای پاک کردن این گناه، به باور مسیحیان، قربانی شدن عیسی مسیح بر صلیب لازم آمد. این دیدگاه، زن را در سطح هستی‌شناختی و اجتماعی، فرودست مرد قلمداد می‌کرد و هرگونه تلاش برای تغییر این نظام را مخالف ارادهٔ الهی می‌دانست. در نامه اول پولس به تیموتائوس بر لزوم سکوت و اطاعت زن در کلیسا و تبعیت از شوهر تأکید شده است. همچنین، بر اساس این نگرش، مشاغل عمومی برای زنان مناسب شمرده نمی‌شد.[۱]

زن در خانواده

تکالیف متقابل زن و شوهر

در عین حال، در بخش‌هایی از عهد جدید، بر رفتار محبت‌آمیز و احترام‌آمیز شوهر نسبت به همسر نیز تأکید شده است. پولس در نامه به اَفَسسیان شوهران را به محبت ورزیدن به همسرانشان، همان‌گونه که مسیح کلیسا را دوست دارد، فرامی‌خواند. پطرس نیز در نامه اول خود از شوهران می‌خواهد با همسران خود با احترام رفتار کنند، زیرا آنان موجوداتی ظریف‌تر و شریک زندگی روحانی آنان هستند و بی‌احترامی به آنان مانع اجابت دعا می‌شود.[۱]

وظایف زن در قبال همسر

اولین وظیفه زن در قبال همسر خود، همان اطاعت از او است. در کلیسا وظیفه حراست از زن را به شوهرش محول و زن را موظف به اطاعت از شوهر می کرد، زیرا این مرد بود که شبیه خداوند آفریده شده بود نه زن ، پس زنان باید تابع شوهرانشان باشند.

نکته ی دیگر که در مسیحیت و برخی از متون تاریخی اشاره شده است این است که:«آفرینش زن صرفا به جهت خدمت مرد بود. پااولوس در نامه اش به قرنتیان ۹:۱۱ می نویسد نخستین مرد که آدم بود برای حوا آفریده نشد بلکه حوا برای آدم آفریده شد.»

بنا براین زن در محیط خانواده مطیع شوهر بوده و اطاعت از شوهر همانند اطاعت از مسیح بر او واجب است .

جایگاه مادری در مسیحیت

نقاشی ها و تصاویری از مریم از سال های بسیار دور و قرون وسطی برجا مانده، که نمایانگر مریم در نقش یک مادر است که کودکی را در آغوشش گرفته است، این تصاویر نشان دهنده ی مریم در جایگاه مادری است و بازتابی از علاقه و توجه عموم به نقش و جایگاه مادر است.

خلقت برای خدمت

نکتهٔ دیگری که در برخی متون مسیحی دیده می‌شود، این ایده است که زن برای خدمت و همدمی مرد آفریده شده است. پولس در رساله اول به قرنتیان می‌نویسد: «مرد برای زن آفریده نشد، بلکه زن برای مرد.» در کل، می‌توان گفت که در مسیحیت اولیه، با وجود رویکرد رحمانی عیسی به زنان، تفسیرهای بعدی از متون مقدس و سنت‌های کلیسایی غالباً به تقویت ساختارهای مردسالارانه و تبعیت اجتماعی و دینی زن انجامید.[۱]

طلاق زن در مسیحیت

در آیین مسيحيت نسبت به طلاق نفرت و انزجار وجود دارد،عهدجديد صريحاً از ازدواج لاينحل و ابدی جانب‌داری مي كند. اين نسبتی است كه به عيسی(ع) می دهند، مسیحیان معتقدند عیسی(ع) گفته است:

«اما من به شما می‌گویم؛ هر كس زنش را طلاق دهد، مگر در مورد بی‌ایمانی در امر ازدواج، باعث گرديده كه او به انحراف كشيده شود و هر كس زن طلاق داده شده را به نكاح در آورد مرتكب انحراف شده است.»

اجبار نمودن زوج‌های از هم بريده به ماندن در كنار هم و مقاومت كردن در مقابل خواسته‌ها، نه مؤثر است و نه عقلانی، تعجب ندارد كه جهان مسيحيت مجبور به طلاق کلیسایی شده است.

تلمود، چندين عمل جزئی و كوچک را مطرح نموده كه شوهران را مجبور مي‌سازد تا زنان را طلاق دهند:«

۱. اگر در خيابان غذا خورد.

۲.اگر نوشيدنش در خيابان طولانی شد.

۳.اگر در خيابان فرزندش را شير داد.

در هر مورد، ربی‌ميرمی‌گويد:«بايد شوهرش را ترک كند.»

۴.زنی كه در طول ده سال نزايد، ربی‌ها به ما تعليم نموده‌اند كه اگر يک مرد زنی را گرفت و با او به مدت ده سال زندگی كرد و او بچه‌دار نشد، مرد بايد او را طلاق دهد.»

مطابق كتاب مقدس زن، پس از ده بار طلاق ناپاک می شود.»

کتاب‌شناسی

از جمله کتاب هایی که می توان در زمینه ی زن در مسیحیت معرفی کرد، می توان به کتاب «زن‌ در‌ مسیحیت» نوشته ی هانس‌ کونگ اشاره کرد.

وی معتقد است که زنان نزد مسیح از احترام و محبوبیت بالایی برخوردار بودند. اما پس از وی بر خلاف تعالیم او، جایگاه زنان، سیری نزولی یافت.[۳]

پانویس

ارجاعات

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ «زن در ادیان ابراهیمی». پرتال امام خمینی.
  2. حسینی‌زاده، سیدعلی. جنسیت و تربیت از منظر اسلام و فمینیسم لیبرال. پژوهشگاه حوزه ودانشگاه. ص. ۱۶.
  3. «زن در مسیحیت». انتشارات دانشگاه ادیان و مذاهب.