بدون جعبه اطلاعات

عصمت

از اسلامیکال
پرش به ناوبری پرش به جستجو

عصمت در لغت به معنای بازداشتن و نگاه داشتن و در اصطلاح کلامی، ملکه اجتناب از گناهان، خطاها و اشتباهات است. مسلمانان درباره لزوم عصمت فرستادگان الهی در ابلاغ وحی هم‌نظر هستند، اما در خصوص محدوده آن در کارهای شخصی و دوران پیش از بعثت، تفاوت دیدگاه دارند.

دیدگاه مذاهب اسلامی درباره قلمرو عصمت

پیروان مذاهب اسلامی اتفاق‌نظر دارند که پیامبران پس از بعثت و در مقام رسالت و ابلاغ احکام، معصوم هستند و دچار کمترین خطایی نمی‌شوند. با این حال، در زمینه عصمت آنان از گناه پیش از بعثت و در کارهای شخصی، اختلاف‌نظر وجود دارد. گروهی اعتقاد به عصمت پیامبران در این امور را لازم نمی‌دانند. در مقابل، بیشتر علمای شیعه معتقدند که پیامبران نه پیش از بعثت و نه پس از آن، مرتکب هیچ گناه صغیره یا کبیره‌ای نمی‌شوند و حتی دچار اشتباه نیز نمی‌گردند. البته برخی از علمای شیعه مانند محمد بن علی بن بابویه (صدوق)، ابن‌ولید، محمد بن حسن طوسی و فضل بن حسن طبرسی، بروز سهو و نسیان را برای پیامبران در امور شخصی و غیر تبلیغی ممکن دانسته‌اند.[۱]

شیعه علاوه بر پیامبران، به عصمت دوازده امام و فاطمه زهرا نیز اعتقاد دارد. در میان مسلمانان درباره عصمت فرشتگان نیز اختلاف است؛ اکثر آنان با استناد به آیه ۶ سوره تحریم: «لَا یَعْصُونَ اللَّهَ مَا أَمَرَهُمْ» (از آنچه خدا به آنان امر کرده سرپیچی نمی‌کنند) فرشتگان را معصوم می‌دانند، در حالی که گروهی دیگر با این دیدگاه مخالفند.[۲]

آیات مرتبط با عصمت

قرآن در مواردی به صفت حفظ و پایداری پیامبران اشاره کرده است. از جمله در آیه ۷۴ سوره اسراء درباره محمد می‌فرماید: «وَلَوْلَا أَنْ ثَبَّتْنَاکَ لَقَدْ کِدْتَ تَرْکَنُ إِلَیْهِمْ شَیْئًا قَلِیلًا»؛ و اگر ما تو را استوار نمی‌داشتیم، نزدیک بود کمی به سوی آنان متمایل شوی. همچنین در آیه ۲۴ سوره یوسف درباره یوسف آمده است: «وَلَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَهَمَّ بِهَا لَوْلَا أَنْ رَأَی بُرْهَانَ رَبِّهِ کَذَلِکَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَالْفَحْشَاءَ إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُخْلَصِینَ»؛ و آن زن قصد او کرد و او نیز اگر برهان پروردگارش را ندیده بود، قصد آن زن می‌کرد؛ این‌گونه بدی و پلیدی را از او دور کردیم، چرا که او از بندگان خالص‌شده ما بود.[۳]

حقیقت کلامی عصمت و اختیار

طرح بحث عصمت میان متکلمان به این دلیل بوده است که از یک سو برای اطمینان مردم به وحی، پیامبران باید از هرگونه خطا دور می‌بودند و از سوی دیگر، این صفت نباید به گونه‌ای تفسیر می‌شد که اختیار را از معصوم سلب کند؛ زیرا در صورت سلب اختیار، پاداش و مجازات بی‌معنا می‌شد و تکلیف ساقط می‌گشت.

در پاسخ به این مسئله، متکلمان دو تبیین ارائه داده‌اند: گروهی عصمت را نوعی تصرف قهری و الجائی از جانب خداوند در انگیزه‌های فرد برای گزینش کار نیک می‌دانند و آن را با تکلیف اختیاری منافی نمی‌شمارند. در مقابل، شریف مرتضی معتقد است که خداوند با لطف و عنایت خاص خود، شرایطی را فراهم می‌سازد که بنده با وجود داشتن اختیار، با اشتیاق کامل از کارهای زشت دوری کند. در این دیدگاه، انتساب عصمت به خدا مجازی است؛ همان‌طور که اگر پزشکی زیان‌های یک غذا را چنان دقیق برای بیمار تشریح کند که بیمار با اراده خود آن را ترک کند، می‌توان گفت پزشک بیمار را از خوردن آن غذا بازداشته است.[۴]

گسترهٔ عصمت انبیاء

به‌طور کلی عصمت پیامبران مورد اتفاق مفسران شیعه و سنی است ولی درمورد مراتب وشعاع تسری آن میان آنها شاهد اختلاف هستیم و دیدگاه‌های گونا گونی وجود دارد. شیخ مفید نیز به وجود این نوع اختلاف میان مفسران و متکلمین مسلمان اشاره نموده، در این خصوص در مورد مصونیت پیامبران از برخی معاصی مانند شرک وکفرهیچ اختلافی بین مسلمانان وجود ندارد. مگرفرقه ای از خوارج که صدور گناه را از انبیاء جایز می دانندهمچنین درمورد تبلیغ رسالت وبیان احـکام بیشترفرق اسلامی به عصمت پیامبران باور دارند به جز باقالنی که به انبیاء سهو ونسیان را نسبت می‌دهد.[۵]

الف) عصمت دردریافت وحی

اندیشمندان اسلامی بر عصمت پیامبران در این عرصه تأ کید می‌کنند. دلیل عقلی نیز گواه بر عصمت پیامبران از اشتباه در این حوزه است؛ بدین بیان که هدف از بعثت پیامبران آن است که پیام هدایت را به بندگان برسانند. ا گر ایشان در در یافت وحی دچار خطا شوند، هدف از بعثت آنها نقض خواهد شد ونقض غرض بر خدای حکیم محال است.

ب) عصمت در رساندن وحی

عموم مسلمانان، پیامبران را در این زمینه لغزش ناپذیر می‌دانند. تنها گروهی از حشویه وکرامیه پیامبران لغزش پیامبران در گفتار را پذیرفته‌اند و افسانه غرانیق را شاهد آن دانسته‌اند.[۶] درخور توجه آنکه برخی عالمان اشعری مانند قاضی ابوبکر باقالنی نیز لغزش در ابلاغ وحی از رو ی سهو و نسیان را می‌پذیرند.[۷]

ج) عصمت از گناهان خواه به صورت فعل حرام یا ترک واجب

در این قسمت معمولاًاین دلیل اقامه می‌شود که ا گر پیامبر به آنچه می‌آورد عمل نکند، مردم دیگر به سخنانش اعتماد نخواهند کرد و باز، هدف از بعثت او نقض خواهد شد. برخی عالمان معتزلی صدور گناه صغیرهٔ عمدی را می‌پذیرند. هر چند برخی دیگر مانند جبایی آن را مردود می‌شمارند.

پانویس

ارجاعات

  1. اختری، «عصمت»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
  2. اختری، «عصمت»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
  3. اختری، «عصمت»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
  4. اختری، «عصمت»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
  5. مکارم شیرازی، ناصر. تفسیر نمونه. ج. ۷. دارالکتب الاسلامیه. ص. ۱۷۵.
  6. شرح نهج البلاغه. ج. ۷. ص. ۱۸. پارامتر |first1= بدون |last1= در Authors list وارد شده‌است (کمک)
  7. عضدالدین ایجی، عبدالرحمن ابن احمد. شرح مواقف. ج. ۸. ص. ۲۶۴.

منابع