بدون جعبه اطلاعات
بدون تصویر

راشد عباسی

از اسلامیکال
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو

ابومنصور جعفر بن مسترشد بن مستظهر مشهور به راشد بالله، سی‌اُمین خلیفه عباسی و بیستمین نسل از عباس بن عبدالمطلب بود. او پس از اسارت پدرش توسط سلطان مسعود سلجوقی در بغداد به خلافت رسید، اما درگیری‌های سیاسی ـ نظامی با سلجوقیان، بیعت‌برداری بغداد و سپس عزل رسمی او از خلافت باعث شد دوران خلافتش کوتاه و پرآشوب باشد. سرانجام در اصفهان کشته شد.

نام و نسب

ابومنصور جعفر بن مسترشد بن مستظهر بن مقتدی بن ذخیرة بن قائم بن قادر بن اسحاق بن هارون‌الرشید بن مهدی بن منصور بن محمد بن علی بن عبدالله بن عباس از خاندان عباسی و سی‌اُمین خلیفه این دودمان بود.[۱]

زندگی

هنگامی که پدرش خلیفه مسترشد در جنگ با سلطان مسعود سلجوقی اسیر شد، خلافت در بغداد به راشد بالله سپرده شد. پس از رسیدن به خلافت، او نام سلجوقیان را از خطبه و سکه برداشت. در پی این اقدام، پیروان سلجوقیان بغداد را ترک کرده به عراق عجم رفتند و تنش میان دو طرف شدت یافت.[۲]

درگیری با سلطان مسعود

راشد بالله برای انتقام از اسارت پدرش قصد جنگ با سلطان مسعود کرد و مسعود نیز برای مقابله با او حرکت نمود. با نزدیک شدن دو سپاه، گروهی از مردم بغداد که توان مقاومت در برابر سپاه سلجوقی را نداشتند، به شهر بازگشتند. سلطان مسعود در ذی‌الحجه سال ۵۳۰ق وارد بغداد شد، حمایت مردم را به‌دست‌آورد و دارالخلافه را غارت کرد. راشد از بغداد به موصل گریخت.[۳]

در موصل، طرفداران سلطان مسعود گروهی از قاضیان، بزرگان و عالمان شهر را گرد آوردند و در مجلسی، اتهاماتی مانند گرفتن اموال مردم و ریختن خون افراد را متوجه راشد ساختند. سپس از حاضران پرسیدند آیا چنین شخصی شایستگی پیشوایی مسلمانان را دارد و در صورت اثبات فسق، آیا سلطان می‌تواند او را از خلافت عزل کند؟ حاضران به عدم شایستگی او حکم دادند و ابوطاهر بن کرخی، قاضی شهر، رسماً حکم خلع او را صادر کرد. مردم با عمویش محمد بن مستظهر بیعت کرده و او را «مقتضی لامرالله» خواندند. این واقعه در ۱۳ ذیقعده ۵۳۰ ق رخ داد.[۴]

حرکت به مراغه و خوزستان

پس از اطلاع از عزل خود، راشد به مراغه رفت. در آنجا داوود بن محمود سلجوقی و گروهی از امیران که نسبت به سلطان مسعود اعتماد نداشتند، به او پیوستند و قصد داشتند او را دوباره بر تخت خلافت بنشانند. این خبر به مسعود رسید و او از بغداد به سوی مراغه حرکت کرد. راشد و داوود از مراغه گریختند و به خوزستان رفتند و مسعود به بغداد بازگشت.[۵]

کشته‌شدن

پس از مدتی راشد از خوزستان با گروهی از سپاهیان به اصفهان رفت. در آنجا یکی از افراد اسماعیلی که همراه او بود، با ضربه کارد راشد را کشت. همراهان راشد قاتل را کشتند و پیکر راشد بالله را در اصفهان به خاک سپردند. ابن‌جوزی و حصیبی مدت خلافت او را یک سال دانسته‌اند.[۶]

پانویس

ارجاعات

منابع

  • اختری، عباسعلی (۱۳۹۰). «راشد بالله». دایرةالمعارف جامع اسلامی. تهران: آرایه.