بدون جعبه اطلاعات

جادو

از اسلامیکال
نسخهٔ تاریخ ‏۲۷ مهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۱:۴۳ توسط Shahroudi (بحث | مشارکت‌ها) (صفحه‌ای تازه حاوی «'''سِحر''' در لغت به معنای '''فسون'''، '''جادو''' و هر امری است که مأخذ آن لطیف و دقیق باشد. در اصطلاح دینی، سحر به اعمالی گفته می‌شود که از طریق ابزارهای غیرعادی و پنهانی در عالم طبیعت یا روح انسان اثر می‌گذارد. اسلام سحر را عملی حرام و در حکم ک...» ایجاد کرد)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو

سِحر در لغت به معنای فسون، جادو و هر امری است که مأخذ آن لطیف و دقیق باشد. در اصطلاح دینی، سحر به اعمالی گفته می‌شود که از طریق ابزارهای غیرعادی و پنهانی در عالم طبیعت یا روح انسان اثر می‌گذارد. اسلام سحر را عملی حرام و در حکم کفر می‌داند، مگر آنکه برای ابطال جادوی دیگران به کار رود.

تعاریف و ماهیت سحر

اندیشمندان اسلامی تعاریف گوناگونی از سحر ارائه داده‌اند:[۱]

  • طبرسی: سحر را مشابه کهانت و حیله دانسته است؛ گاهی تصرف در چشم بیننده است تا چیزی را برخلاف واقع ببیند و گاهی عملی است که صورت و جنس شیء را در ظاهر دگرگون می‌سازد.
  • قرطبی: آن را نیرنگ‌های مخصوصی می‌داند که به دلیل دقت زیاد، تنها افراد خاصی به آن دست می‌یابند و مایه آن شناخت اشیاء و ترکیب آن‌ها در زمان‌های خاص است. وی معتقد است بیشتر سحرها خیال‌پردازی و عاری از حقیقت هستند.
  • جنابذی (در تفسیر بیان السعادة): سحر را گفتار، کردار یا نقوشی می‌داند که در عالم طبیعت، خارج از اسباب عادی، اثر می‌گذارد. این تأثیر یا از آمیزش قوای روحانی با قوای طبیعی ناشی می‌شود و یا از طریق تسخیر قوای روحانی صورت می‌گیرد. او برخلاف برخی، سحر را امری واقعی و حقیقی می‌داند نه صرفاً توهم.

تفاوت سحر با معجزه

از نظر حکمی، عالم طبیعت میان دو عالم ملکوت علیا (بالا) و ملکوت سفلی (پایین) قرار دارد. اگر تأثیرگذاری بر طبیعت از ناحیه عالم علوی و توسط نفوس پاک (از طریق ریاضت‌های شرعی) انجام شود، آن را «معجزه» یا «کرامت» می‌نامند. اما اگر این تأثیر از ناحیه عالم سفلی و ارواح ناپاک صورت گیرد، آن اسباب و آثار را «سحر» می‌خوانند. گاهی نیز نفس انسانی چنان نیرومند می‌شود که مستقیماً و بدون واسطه در طبیعت اثر می‌گذارد که بسته به منشأ آن، سحر یا معجزه نامیده می‌شود.[۲]

احکام فقهی و روایات

در شریعت اسلام، سحر از گناهان کبیره است:[۳]

  • حکم ساحر: علی بن ابی‌طالب گفته است که هر کس بخشی از سحر را بیاموزد (کم یا زیاد)، کافر شده و پیوندش با خدا قطع می‌گردد. حد شرعی چنین کسی قتل است، مگر آنکه توبه کند.
  • ابطال سحر: عیسی بن ثقفی که پیش‌تر جادوگر بوده و از این راه کسب درآمد می‌کرد، در دیداری با جعفر صادق از امکان توبه و ادامه کار پرسید. وی پاسخ داد: «بگشای ولی مبند»؛ یعنی آموختن سحر برای باطل کردن جادوی دیگران جایز است، اما برای ایجاد گره در کار مردم حرام است.
  • مراجعه به ساحر: پیامبر اسلام گفته است هر کس به ساحر، کاهن یا دروغ‌پردازی مراجعه کند و سخن او را باور نماید، به تمام کتاب‌های آسمانی کافر شده است.
  • سحر برای محبت: در روایتی آمده است زنی نزد پیامبر آمد و اعتراف کرد که برای جلب محبت شوهر تندخوی خود، جادو به کار برده است. پیامبر با شدت او را توبیخ کرد و فرمود که فرشتگان آسمان و زمین او را لعنت می‌کنند. آن زن پس از این سخنان توبه کرد و به عبادت و روزه روی آورد.

پانویس

ارجاعات

منابع

  • اختری، عباسعلی (۱۳۹۰). «سحر». دایرةالمعارف جامع اسلامی. تهران: آرایه.