مسابقه رزم‌دخت
اسلامیکال از تاریخ ۱ اردیبهشت تا ۳۱ اردیبهشت، میزبان یک همایه با موضوع زنان و جهاد است. شما می‌توانید در مسابقه مقاله‌نویسی رزم‌دخت، شرکت کنید و با نگارش مقاله، از جوایز آن بهره‌مند باشید. اگر به موضوعات مربوط با زنان و جهاد علاقه‌مندید، این فرصت را از دست ندهید. فهرستی از مقالات پیشنهادی جهت ایجاد یا ویرایش در اینجا وجود دارد.

اروی دختر حارث بن عبدالمطلب

از اسلامیکال
پرش به ناوبری پرش به جستجو

اروی دختر حارث بن عبدالمطلب از خاندان بنی‌هاشم و یکی از زنان سرشناس صدر اسلام بود. وی همسر ابووداعه بن صبره بن سعید بن سهم بود و از او چهار فرزند به نام‌های مطلب بن حارث، ابوسفیان بن حارث، ام جمیل و ام حکیم داشت. مادر او، اروی (غزبه) دختر قیس بن طریف بود که نسبش به فهر می‌رسید.[۱]

زندگی شخصی و خانوادگی

اروی در خانواده‌ای از بنی‌هاشم به دنیا آمد و با عضویت در خاندان پیامبر اسلام از موقعیت اجتماعی ویژه‌ای برخوردار بود. ازدواج او با ابووداعه ابن صبره و فرزندانش، در منابع تاریخی مورد اشاره قرار گرفته است.[۱]

زندگی سیاسی

دیدار با معاویه

در منابع تاریخی اهل سنت، از جمله آثار ابوالفداء، ابن‌عبدربه، ابن‌شحنه و احمد بن ابی‌طاهر، به ملاقات اروی با معاویه و سخنان او در این دیدار اشاره شده است. بر اساس روایت ابن‌عایشه از حماد بن سلمه، و او از حمید طویل و او از انس بن مالک، هنگام ورود اروی به حضور معاویه، وی از احوال او پرسید. اروی در پاسخ، معاویه را به کفران نعمت، بدرفتاری با علی بن ابی‌طالب و استفاده از عنوان «امیرالمؤمنین» بدون حق قانونی متهم کرد. او همچنین به نزاع‌های پس از درگذشت پیامبر اسلام و غصب خلافت از خاندان خود اشاره نمود و خود و خاندانش را با بنی‌اسرائیل در برابر فرعونیان مقایسه کرد. اروی علی بن ابی‌طالب را به منزله هارون برای موسی دانست و بیان کرد که قومش او را ناتوان شمردند و قصد کشتن او را داشتند. در ادامه، اروی سرانجام اهل بیت را به بهشت و سرانجام مخالفانشان را به دوزخ نسبت داد.[۱]

گزارش نخست: اعتراض و خروج

برپایهٔ روایت انس بن مالک از حماد بن سلمه، چون اروی بر معاویه وارد شد، معاویه احوالپرسی کرد. اروی در پاسخ گفت: «ما به خیریم؛ اما تو نعمت را ناسپاس کردی و با پسرعمویت بدرفتاری نمودی...» وی معاویه را به کفران نعمت، بدرفتاری با علی بن ابی‌طالب و غصب خلافت متهم کرد و گفت که بنی‌هاشم پس از درگذشت پیامبر به سرنوشت بنی‌اسرائیل در دست فرعونیان دچار شدند. پس از سخنان او، عمرو عاص خشمگین شد و گفت: «ای پیرزن گمراه، بس کن و از این سخنان زنانه دست بدار.» اروی در پاسخ به نسب او تاخت و او را فرزند زنی بدنام خواند و مدعی شد که مادر عمرو عاص در مکه هرزه‌ای شناخته‌شده بوده و شش تن بر پدری او دعوا داشته‌اند. او همچنین مروان بن حکم را خطاب قرار داد و او را به غلامی حارث بن کلده شبیه‌تر دانست تا به حکم بن عاص. سپس رو به معاویه کرد و اشعار مادرش هند بنت عتبه را در رثای کشتگان جنگ بدر و ستایش وحشی بن حرب (قاتل حمزه بن عبدالمطلب) بازخواند. در ناسخ‌التواریخ آمده که اروی در پاسخ به هند (دختر عموی خود) نیز اشعاری در نکوهش او سرود. معاویه پس از شنیدن، گفت: «خدا از گذشته درگذرد؛ حاجت خود بخواه.» اما اروی پاسخ داد: «مرا با تو حاجتی نیست» و بیرون رفت. معاویه به عمرو و مروان گفت که آنها او را به این رسوایی کشانده‌اند.[۱]

گزارش دوم: دریافت عطا

برپایهٔ روایت بلاغات النساء، معاویه بار دیگر از اروی خواست حاجتش را بگوید. اروی شش هزار دینار درخواست کرد و مصرف آن را چنین توضیح داد: دو هزار دینار برای خرید چشمه‌ای در منطقهٔ خواره (برای فقیران بنی‌حارث)، دو هزار دینار برای تزویج جوانان بنی‌حارث، و دو هزار دینار برای حج و مصارف ضروری. معاویه این مصارف را پسندید و دستور داد دینارها را بپردازند. آنگاه گفت: «اگر علی بن ابی‌طالب بود چنین عطایی به تو نمی‌کرد.» اروی پاسخ داد: «راست گفتی. علی امانت را ادا می‌کرد و به قرآن عمل می‌نمود؛ اما تو امانت را ضایع کردی و به نااهلان دادی من از مال تو نخواستم، حق خود را خواستم که خدا برای ما مقرر داشته بود.» سپس گریان شد و در رثای علی بن ابی‌طالب اشعاری خواند.[۱]

گفت‌وگو با عمرو عاص

در این هنگام، عمرو عاص واکنش نشان داد و اروی پرسید که او کیست. عمرو عاص معرفی شد و اروی به او پاسخ داد و نسبت‌هایی خانوادگی و اجتماعی مطرح کرد. این بخش از روایت در منابع مختلف تاریخی و ادبی با اندکی تفاوت در الفاظ و سند ذکر شده و نشان‌دهنده بخشی از منازعات سیاسی–نسبی در سده‌های نخستین اسلامی است.[۱]

اشعار منسوب به اروی

در این دیدار ابیاتی به اروی منسوب است:[۱]اذا استقبلت وجه ابی حسینرایت البدر زاغ الناظرینا و لا و اللّه لا انسی علیاو حسن صلاته فی الراکعینا الا ابلغ معویه بن حربفلا قرت عیون الشامتینا افی شهر الصیام فجعتمونابخیر الناس طرا اجمعینا لقد علمت قریش حیث کانوابانک خیرها حسبا و دینا

معاویه پس از شنیدن گفت که علی برتر از این وصف‌هاست. اشعاری نیز در رثای علی بن ابی‌طالب از او نقل شده:

الا یا عین ویحک اسعدیناالا فابکی امیرالمؤمنینا علیاً خیر من رکب المطایاو فارسها و من رکب السفینا و من لبس النعال و من حذاهاو من قرأ المثانی و المبینا

اختلاف در روایات

برخی منابع احتمال داده‌اند که اروی دو بار نزد معاویه رفته است: بار نخست بدون نتیجه و بار دیگر با دریافت عطا. این احتمال برای جمع میان دو دسته روایت (العقد الفرید و بلاغات النساء) ارائه شده‌است.[۱]

منابع

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ ۱٫۴ ۱٫۵ ۱٫۶ ۱٫۷ محلاتی، ذبیح الله (۱۳۶۹). ریاحین الشریعة. دارالکتب الاسلامیه.