مسابقه رزم‌دخت
اسلامیکال از تاریخ ۱ اردیبهشت تا ۳۱ اردیبهشت، میزبان یک همایه با موضوع زنان و جهاد است. شما می‌توانید در مسابقه مقاله‌نویسی رزم‌دخت، شرکت کنید و با نگارش مقاله، از جوایز آن بهره‌مند باشید. اگر به موضوعات مربوط با زنان و جهاد علاقه‌مندید، این فرصت را از دست ندهید. فهرستی از مقالات پیشنهادی جهت ایجاد یا ویرایش در اینجا وجود دارد.
بدون جعبه اطلاعات
بدون تصویر

خداشناسی

از اسلامیکال
پرش به ناوبری پرش به جستجو

خداشناسی به معنای شناخت خدا و آگاهی از صفات او در حد توان انسان است و از مباحث مهم در الهیات و عرفان اسلامی به شمار می‌رود. در این دیدگاه، شناخت کامل ذات الهی برای انسان ممکن دانسته نمی‌شود، اما انسان می‌تواند از راه فطرت، استدلال و تجربه دینی به مراتبی از معرفت دست یابد. در متون دینی و عرفانی برای خداشناسی مراتب گوناگونی بیان شده و بر ارزش و اهمیت آن در زندگی دینی تأکید شده است.

دانش خداشناسی دانشی است که به بررسی وجود خدا، صفات او و رابطه خدا با جهان و انسان می‌پردازد و با فلسفه، متافیزیک و تجربه دینی ارتباط نزدیک دارد. در این حوزه دیدگاه‌های مختلفی درباره منشأ معرفت دینی مطرح شده و روش‌های استدلالی و تجربی برای بررسی مسائل الهیاتی به کار رفته است. در سنت اسلامی نیز این مباحث در قالب علم کلام و بخش الهیات در فلسفه بررسی شده و در دوره‌های بعد با عناصر عرفانی نیز پیوند یافته است.

معنای لغوی و اصطلاحی

خداشناسی به معنای شناخت خدا یا معرفت به خدا است و در متون دینی و کلامی به آگاهی انسان از وجود و صفات الهی اشاره دارد. این اصطلاح گاه به معنای دینداری و اعتقاد دینی نیز به کار می‌رود. در مباحث الهیاتی، خداشناسی شامل شناخت صفات جلالی و جمالی خداوند در حد توان انسان دانسته می‌شود، در حالی که شناخت کامل ذات الهی فراتر از توان بشر شمرده می‌شود.[۱]

خداشناسی، یکی از مفاهیم علم کلام است. بر اساس تعالیم دینی، برای رسیدن به سعادت نیازمند عقاید صحیح و استوار است و عقاید را می توان به دو بخش عقاید پایه و اصولی و عقاید فرعی تقسیم نمود. مهمترین بخش‌های اصول عقاید عبارتند از:[۲]

در منابع دینی

در برخی منابع دینی به این موضوع پرداخته شده که شناخت خداوند چگونه حاصل می‌شود. از جمله در حدیثی با مضمون «خدا را به خدا بشناسید» دیدگاه‌های گوناگونی بیان شده است. برخی این سخن را به نفی شباهت خدا با مخلوقات تفسیر کرده‌اند؛ یعنی هنگامی که انسان خدا را از ویژگی‌های اجسام، انوار و ارواح مخلوق منزّه بداند، به نوعی شناخت از او دست می‌یابد. گروهی دیگر این سخن را اشاره به فطری بودن معرفت خدا دانسته‌اند و معتقدند انسان باید خدا را از راه گرایش و آگاهی فطری که در درون او نهاده شده است بشناسد، نه صرفاً از طریق استدلال‌های بیرونی.[۳]

در متون عرفانی و کلامی، مراتب مختلفی برای خداشناسی بیان شده است. برای توضیح این مراتب گاه از تمثیل آتش استفاده شده است: پایین‌ترین مرتبه مانند آگاهی از وجود آتش از طریق شنیدن وصف آن است که به شناخت تقلیدی تشبیه می‌شود. مرتبه بالاتر شناختی است که از راه نشانه‌ها و دلایل به دست می‌آید، مانند دیدن دود و پی بردن به وجود آتش. مرتبه بعدی تجربه مستقیم آثار آتش، مانند احساس گرما و نور آن است که به شناخت همراه با یقین تشبیه می‌شود. در مرتبه‌ای بالاتر، که در ادبیات عرفانی مطرح می‌شود، شناخت به مرحله‌ای می‌رسد که انسان خود را در برابر حقیقت الهی فانی می‌بیند.[۴]

در برخی احادیث اسلامی بر ارزش معرفت خدا تأکید شده و آن را برتر از دلبستگی به مظاهر مادی دنیا دانسته‌اند. همچنین در برخی متون روایی آمده است که اصل امکان شناخت خداوند از سوی او در وجود انسان قرار داده شده و انسان با اختیار خود می‌تواند راه ایمان یا انکار را برگزیند.[۵]

دانش خداشناسی

دانش خداشناسی شاخه‌ای از اندیشه فلسفی و دینی است که به بررسی وجود خدا، صفات الهی و رابطه خدا با جهان و انسان می‌پردازد. این دانش از یک سو با فلسفه، به‌ویژه مباحث متافیزیک، ارتباط دارد و از سوی دیگر با تجربه و آگاهی دینی انسان مرتبط دانسته می‌شود. در این حوزه علاوه بر بحث درباره ذات و صفات الهی، موضوعاتی مانند منشأ دین، تجربه دینی و مقایسه دیدگاه‌های مختلف درباره خدا نیز مورد بررسی قرار می‌گیرد.[۶]

در مباحث خداشناسی گاه به «وجدان دینی» یا تجربه درونی دین توجه می‌شود. برخی متفکران معتقدند تجربه دینی نوعی ادراک ویژه است که از راه حواس و روش‌های معمول علمی به دست نمی‌آید و انسان از طریق آن به حقیقتی فراتر از جهان محسوس آگاهی می‌یابد. در مقابل، گروهی دیگر باور دارند که اندیشه‌های دینی و تصور انسان از خدا نتیجه تجربه‌های حسی، تاریخ فرهنگی و فعالیت ذهنی انسان است و به‌تدریج در روند اندیشه بشری شکل گرفته است.[۷]

در تاریخ اندیشه، خداشناسی ارتباط نزدیکی با فلسفه داشته است. فیلسوفان از دوران یونان باستان تا دوره‌های جدید کوشیده‌اند با بهره‌گیری از مفاهیم فلسفی درباره وجود و ماهیت خدا و رابطه او با جهان بحث کنند. از سوی دیگر، متفکران دینی نیز برای سامان دادن به آموزه‌های اعتقادی خود از ابزارهای فلسفی بهره گرفته‌اند. به همین سبب، در بسیاری از نظام‌های فکری، فلسفه و خداشناسی در حوزه متافیزیک به یکدیگر نزدیک می‌شوند.[۸]

در بررسی روش‌های خداشناسی معمولاً از دو رویکرد کلی سخن گفته می‌شود. یکی رویکرد استدلالی یا غیرتجربی است که بر استدلال‌های عقلی و مفاهیم کلی تکیه دارد و ریشه‌های آن را در سنت فلسفی افلاطون و دیگر فیلسوفان عقل‌گرا جست‌وجو کرده‌اند. رویکرد دیگر، رویکرد تجربی یا طبیعی است که می‌کوشد از راه مشاهده جهان، مطالعه انسان و بررسی تاریخ و فرهنگ، به شناختی از خدا یا مفهوم امر قدسی دست یابد. در این دیدگاه، نظم و ساختار جهان یا تجربه‌های انسانی می‌تواند زمینه‌ای برای طرح پرسش‌های الهیاتی فراهم کند.[۹]

در سنت اسلامی نیز مباحث خداشناسی در دو حوزه اصلی مطرح شده است. در علم کلام، متکلمان تلاش کرده‌اند اصول اعتقادی دین را با استدلال‌های عقلی توضیح دهند و از آنها دفاع کنند. در فلسفه اسلامی، مباحث مربوط به خدا در بخش «الهیات» بررسی می‌شود. این مباحث گاه به الهیات به معنای عام، یعنی بحث درباره وجود و مسائل کلی آن، و گاه به الهیات به معنای خاص، یعنی بررسی ذات و صفات واجب‌الوجود، تقسیم شده است. در برخی نظام‌های فلسفی متأخر، مانند حکمت متعالیه، عناصر عرفانی نیز به این مباحث افزوده شده است.[۱۰]

پانویس

ارجاعات

  1. اختری، «خداشناسی»، دایره‌المعارف جامع اسلامی.
  2. وکیلی، محمد حسن (۱۳۹۷). معارف کاربردی خداشناسی. مؤسسه خدمات مشاوره ای و پژوهش های اجتماعی آستان قدس رضوی. ص. ۴.
  3. اختری، «خداشناسی»، دایره‌المعارف جامع اسلامی.
  4. اختری، «خداشناسی»، دایره‌المعارف جامع اسلامی.
  5. اختری، «خداشناسی»، دایره‌المعارف جامع اسلامی.
  6. اختری، «خداشناسی»، دایره‌المعارف جامع اسلامی.
  7. اختری، «خداشناسی»، دایره‌المعارف جامع اسلامی.
  8. اختری، «خداشناسی»، دایره‌المعارف جامع اسلامی.
  9. اختری، «خداشناسی»، دایره‌المعارف جامع اسلامی.
  10. اختری، «خداشناسی»، دایره‌المعارف جامع اسلامی.

منابع