سعادت و شقاوت
سعادت و شقاوت در معارف اسلامی به معنای نیکبختی و بدبختی است و با نسبت انسان با خیر، شر، نعمت، بلا و سرانجام اعمال او پیوند دارد. در روایات، سعادت تنها به برخورداری ظاهری محدود نیست، بلکه به فرجام نیک و توفیق در انجام کار خیر بازمیگردد؛ در مقابل، شقاوت با گرایش به موجبات خشم الهی و پایان بد زندگی شناخته میشود. بر اساس آموزههای اسلام، والدین نقش تعیینکننده ای در سعادت و شقاوت فرزندان خود ایفا میکنند.
مفهومشناسی
سعادت به معنای نیکبختی و شقاوت به معنای بدبختی است. طبرسی، از مفسران شیعه، شقاوت را حالتی میداند که اسباب و عوامل بلا و آزمونهای الهی بر بنده شدت گیرد و بر او متراکم شود، و در مقابل، سعادت را آن میشمارد که اسباب نعمت در زندگی انسان فراهم و نیرومند باشد. با این همه، کاربرد این دو مفهوم در متون دینی تنها ناظر به وضع ظاهری زندگی نیست، بلکه بیش از همه به نسبت انسان با عمل، هدایت و سرانجام او بازمیگردد.[۱]
در منابع اسلامی
از جعفر صادق دربارهٔ سعادت و شقاوت پرسیده شد. او سعادت را آن دانست که انسان به کاری دست زند که خیر او در آن باشد و همان کار وسیله نجاتش گردد، و شقاوت را آنکه شخص به یکی از اسباب خشم خدا روی آورد و همان موجب هلاکت او شود. در این بیان، سعادت و شقاوت نه اموری انتزاعی، بلکه در پیوند مستقیم با انتخابها و رفتارهای انسان تفسیر شدهاند. در روایتی دیگر، علی بن ابیطالب، حقیقت سعادت را در نیک بودن عاقبت و حقیقت شقاوت را در بدفرجامی دانسته است. بر پایه این نگاه، معیار نهایی در داوری دربارهٔ سعادت یا شقاوت، پایان کار انسان است، نه صرف کامیابی یا ناکامیهای موقت در زندگی دنیا. از همینرو ممکن است کسی در ظاهر از نعمتهای فراوان برخوردار باشد، اما به سبب فرجام نامطلوب، شقی شمرده شود؛ و دیگری با وجود دشواریهای بسیار، به سبب پایان نیک، سعادتمند باشد.[۲]
در روایتی از پیامبر اسلام آمده است: «سعادتمند در شکم مادرش سعادتمند میشود وشقی درشکم مادرش به شقاوت میگراید.» این نشان دهنده تأثیر حالات روحی و اخلاقی مادر بر سرنوشت فرزند حتی پیش از تولد است. در تفسیر آیه ۶ سوره آلعمران، روایتی از جعفر صادق امام ششم شیعیان امامیه نقل شده است که میگوید: «دو فرشته موکل بر جنین، سرنوشت او را از پیشانی مادر دریافت میکنند؛ اما این تقدیر قطعی نیست و با بداء (قانون تغییر مشیت الهی) تغییر است.»[۳]
ابن ابیعمیر نقل کرده است که از جعفر صادق دربارهٔ معنای این سخن محمد پرسید که «سعید، در شکم مادر سعید است و شقی، در شکم مادر شقی». او در پاسخ توضیح داد که مقصود این نیست که انسان بیاختیار به سعادت یا شقاوت محکوم شده باشد، بلکه مراد آن است که خداوند از همان هنگام میداند چه کسی در آینده کردار سعادتمندان را برمیگزیند و چه کسی عمل شقاوتمندان را انجام خواهد داد؛ بنابراین، علم پیشین خداوند به سرنوشت انسان، نافی اختیار او نیست، بلکه ناظر به آگاهی الهی از انتخابها و اعمال بندگان است.[۴]
جعفر صادق در تفسیر آیه «ربنا غلبت علینا شقوتنا»، که گفتار دوزخیان است، بیان کرد که آنان به سبب کردار خویش شقاوتمند شدند. این تفسیر، شقاوت را نتیجه اعمال انسان میشمارد و آن را به خود او بازمیگرداند. در نتیجه، شقاوت امری تحمیلی و جدا از رفتار آدمی نیست، بلکه محصول راهی است که خود برمیگزیند و بر آن اصرار میورزد. در حدیثی دیگر از جعفر صادق آمده است که نه هر کس نیت کار خیر کند، لزوماً موفق به انجام آن میشود؛ نه هر کس توانایی انجام کاری داشته باشد، حتماً به مقصود خود میرسد؛ و نه هر موفقی، الزاماً کارش مطابق نیت و بهدور از خطا خواهد بود. آنگاه بیان شده است که هرگاه نیت، قدرت، توفیق و موافقت عمل با نیت در کنار هم جمع شوند، سعادت کامل میشود. این روایت نشان میدهد که سعادت در نگاه دینی، حاصل مجموعهای از عوامل درونی و بیرونی است: نیت درست، توان انجام، توفیق الهی و تحقق صحیح عمل.[۵]
پانویس
ارجاعات
منابع
- اختری، عباسعلی (۱۳۹۰). «سعادت و شقاوت». دایرةالمعارف جامع اسلامی. تهران: آرایه.
- مظاهری، حسین (۱۳۹۰). تربیت دینی فرزندان. قم: شرکت چاپ و نشر بینالملل. ص۸–۹.