بدون جعبه اطلاعات

سامانیان

از اسلامیکال
(تغییرمسیر از سلاطین سامانی)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
Faravahar background
Faravahar background
ایران بزرگ
پیش از پیدایش دولت–ملت‌های نوین
پیشانوین
پ. م
تاریخ ایران پیش از آریایی‌ها
نیا-ایلامی ۳۲۰۰–۲۸۰۰
عیلام ۲۸۰۰–۵۵۰
تمدن آمودریا ۲۲۰۰–۱۷۰۰
منائیان سده ۱۰ تا ۷
ماد ۷۲۸–۵۵۰
هخامنشیان ۵۵۰–۳۳۰
سلوکیان ۳۳۰–۱۵۰
دولت یونانی بلخ ۲۵۰–۱۲۵
اشکانیان ۲۴۸–۲۲۴م
م
شاهنشاهی کوشان ۳۰–۲۷۵
ساسانیان ۲۲۴–۶۵۱
هپتالیان ۴۲۵–۵۵۷
پادشاهی کابل ۵۶۵–۸۷۹
حمله اعراب به ایران ۶۳۷–۶۵۱
امویان ۶۶۱–۷۵۰
خلافت عباسیان ۷۵۰–۱۲۵۸
طاهریان ۸۲۱–۸۷۳
علویان طبرستان ۸۶۴–۹۲۸
صفاریان ۸۶۱–۱۰۰۳
سامانیان ۸۱۹–۹۹۹
زیاریان ۹۲۸–۱۰۴۳
آل بویه ۹۳۴–۱۰۵۵
غزنویان ۹۷۵–۱۱۸۷
غوریان ۱۱۴۹–۱۲۱۲
سلجوقیان ۱۰۳۷–۱۱۹۴
خوارزمشاهیان ۱۰۷۷–۱۲۳۱
ایلخانان ۱۲۵۶–۱۳۵۳
کرتیان ۱۲۳۱–۱۳۸۹
مظفریان ۱۳۱۴–۱۳۹۳
چوپانیان ۱۳۳۷–۱۳۵۷
جلایریان ۱۳۳۹–۱۴۳۲
تیموریان ۱۳۷۰–۱۵۰۶
قراقویونلو ۱۴۰۷–۱۴۶۸
آق‌قویونلو ۱۳۷۸–۱۵۰۸
صفویان ۱۵۰۱–۱۷۲۲
گورکانیان ۱۵۲۶–۱۸۵۷
هوتکیان ۱۷۲۲–۱۷۲۹
افشاریان ۱۷۳۶–۱۷۵۰
زندیان ۱۷۵۰–۱۷۹۴
درانیان ۱۷۹۴–۱۸۲۶
قاجاریان ۱۷۹۴–۱۹۲۵

سامانیان سلسله‌ای از سلاطین ایرانی‌تبار بودند که از اواخر سده دوم تا اواخر سده چهارم هجری بر بخش‌های وسیعی از ماوراءالنهر و خراسان فرمانروایی کردند. نسب این خاندان به بهرام چوبین می‌رسید و نام سلسله از جد بزرگ آنان، «سامان»، گرفته شده بود که با پذیرش اسلام به خدمت عباسیان درآمد. این حکومت با فرمانروایی اسماعیل سامانی و برانداختن صفاریان به اوج قدرت خود رسید و سرانجام در سال ۳۸۹ هجری به دست ایلک‌خانیان و سلطان محمود غزنوی منقرض شد.

تاریخچه

نام این سلسله از جد بزرگ آنان، «سامان»، گرفته شده است که از بزرگان بلخ بود و نسب او به بهرام چوبین، سردار نامدار ساسانی، می‌رسید. سامان که پیرو آیین زرتشتی (دین بهی) بود، در خدمت اسد بن عبدالله (حاکم خراسان) درآمد، آیین خود را ترک کرد و اسلام آورد. به پاس این خدمت، فرزند او «اسد» نام‌گذاری شد. اسد دارای چهار پسر به نام‌های الیاس، یحیی، احمد و نوح بود. مأمون عباسی، خلیفه وقت، در سال ۲۰۴ هجری به دلیل خدمات این برادران، الیاس را به حکومت هرات، یحیی را به امارت چاچ (تاشکند)، احمد را به فرمانروایی فرغانه و نوح را به ولایت سمرقند منصوب کرد.[۱]

فرمانروایی اسماعیل سامانی

پس از درگذشت احمد، پسرش نصر از سوی مأمون عباسی به فرمانروایی سمرقند رسید. در سال ۲۷۵ هجری، اسماعیل سامانی (برادر کوچک‌تر نصر) او را از قدرت برکنار کرد و خود بر جایگاه وی نشست. اسماعیل به فرمان معتضد عباسی، خلیفه وقت، به جنگ با صفاریان رفت و با شکست دادن عمرو لیث صفاری، حکومت آنان را برانداخت. خلیفه عباسی به پاس این پیروزی، فرمانروایی سراسر ماوراءالنهر، خراسان و طبرستان را به اسماعیل واگذار کرد. او پس از تثبیت پایه‌های حکومت خود، فتوحاتش را گسترش داد و تمام ترکستان را تصرف کرد.[۲]

پس از اسماعیل سامانی، حکومت به پسرش احمد انتقال یافت که مدت امارت او پنج سال و چهار ماه به طول انجامید. پس از احمد، نصر ثانی به قدرت رسید و به مدت سی سال و سه ماه حکومت کرد. سپس پسرش نوح جانشین او شد و دوازده سال فرمان راند. پس از نوح، عبدالملک بن نوح به مدت هفت سال و شش ماه و پس از او، منصور اول فرزند نوح به مدت یازده سال بر تخت سلطنت نشستند. متعاقب او، نوح ثانی (فرزند منصور) به حکومت رسید که دوره فرمانروایی او یک سال و هفت ماه به طول انجامید. سپس منصور ثانی (فرزند نوح ثانی) نزدیک به دو سال سلطنت کرد و سرانجام برادرش عبدالملک ثانی به قدرت رسید که حکومت او تنها هشت ماه دوام داشت.[۳]

سقوط سامانیان

ضعف داخلی و تزلزل ارکان حکومت در دوران پایانی سامانیان، بستر را برای سقوط این سلسله فراهم ساخت. در دوران فرمانروایی عبدالملک ثانی، فشارهای خارجی از سوی همسایگان قدرتمند افزایش یافت. سرانجام در سال ۳۸۹ هجری، قلمرو سامانیان از دو سو مورد تهاجم قرار گرفت؛ امرا و خوانین ایلک‌خانی (قراخانیان) از یک سو و سلطان محمود غزنوی از سوی دیگر، قلمرو آنان را تصرف کردند و به عمر این سلسله پایان دادند.[۴]

پانویس

ارجاعات

منابع

  • اختری، عباسعلی (۱۳۹۰). «سامانیان». دایرةالمعارف جامع اسلامی. تهران: آرایه.