بدون رده

سهوالنبی

از اسلامیکال
پرش به ناوبری پرش به جستجو

سهوالنبی از مسائل مشهور کلامی در میان دانشمندان اسلامی است که به امکان یا عدم امکان وقوع سهو و فراموشی برای پیامبران و امامان می‌پردازد. در این بحث اختلاف نظر وجود دارد؛ برخی عالمان وقوع سهو در امور شخصی مانند عبادات را ممکن دانسته‌اند، در حالی که گروهی دیگر آن را با اصل عصمت ناسازگار شمرده و به‌طور کامل رد کرده‌اند.

واژه‌شناسی

سهو در لغت به معنای غفلت و فراموشی است. در اصطلاح فلسفی، زوال صورت‌های علمی از نفس به‌گونه‌ای است که با اندکی توجه دوباره در ذهن حاضر می‌شود. از این‌رو سهو حالتی میان ادراک و نسیان به‌شمار می‌رود؛ زیرا در نسیان صورت علمی به‌کلی از خزانه ذهنی محو می‌شود، ولی در سهو تنها از صحنه آگاهی ذهن پنهان می‌گردد و با توجهی کوتاه دوباره بازمی‌گردد.[۱]

طرح مسئله

مسئلهٔ سهو پیامبران و امامان از دیرباز محل بحث در علم کلام بوده است. پرسش اصلی این است که آیا با توجه به مقام عصمت، سهو برای آنان ممکن است یا نه و اگر امکان عقلی داشته باشد آیا در واقع نیز رخ داده است یا خیر. بسیاری از عالمان اسلامی بر این نکته اتفاق دارند که در ابلاغ وحی، بیان احکام دینی و اخبار غیبی سهو و خطا راه ندارد و این امور به‌طور کامل از سوی خداوند تضمین شده است تا پیام الهی بدون کاستی به مردم برسد. اختلاف نظر بیشتر دربارهٔ اعمال شخصی پیامبران و امامان، مانند عبادات یا امور روزمره، مطرح شده است.[۲]

در علم کلام

مسئلهٔ سهو پیامبران و امامان از مباحث اختلافی در علم کلام اسلامی است. با وجود اختلاف دیدگاه‌ها، بیشتر عالمان مسلمان بر این امر اتفاق دارند که در حوزهٔ ابلاغ وحی و بیان احکام الهی هیچ‌گونه سهو یا خطایی برای پیامبران و امامان قابل تصور نیست.[۳]

موافقان

گروهی از دانشمندان اسلامی امکان وقوع سهو در امور غیرتبلیغی را پذیرفته‌اند. از مشهورترین آنان محمد بن علی بن بابویه (شیخ صدوق) است. بر پایه دیدگاه این گروه، سهو پیامبران با سهو دیگران تفاوت دارد. در این تفسیر، سهو ممکن است به اراده الهی رخ دهد تا:[۴]

  • نشان داده شود پیامبران بشر هستند.
  • مردم احکام مربوط به سهو در عبادات را بیاموزند.

برخی روایات نیز در تأیید این دیدگاه نقل شده است، از جمله روایتی که در آن گفته شده پیامبر اسلام در نماز چهار رکعتی به اشتباه پس از دو رکعت سلام داد و سپس نماز را کامل کرد و دو سجده سهو به جا آورد. از دیگر عالمانی که در آثارشان امکان سهو در برخی امور را پذیرفته‌اند می‌توان به محمد بن حسن طوسی و فضل بن حسن طبرسی اشاره کرد. در میان عالمان متأخر نیز ابوالقاسم خوئی بیان کرده است که قدر متیقن از سهوِ ممتنع برای معصومان، سهو در احکام الهی است و در موضوعات خارجی امکان سهو منتفی دانسته نشده است.[۵]

مخالفان

در برابر این دیدگاه، بسیاری از عالمان شیعه سهو را برای پیامبران و امامان، حتی در عبادات و امور شخصی، نپذیرفته‌اند و آن را با مقام عصمت ناسازگار دانسته‌اند. از جمله این عالمان می‌توان به افراد زیر اشاره کرد:[۶]

این گروه با استناد به دلایل عقلی و نقلی، از جمله آیاتی که پیامبران را الگوی مردم معرفی می‌کند یا بر پاکی و برگزیدگی آنان تأکید دارد، وقوع سهو را ناسازگار با مقام هدایت الهی دانسته‌اند.[۷]

پانویس

ارجاعات

منابع

  • اختری، عباسعلی (۱۳۹۰). «سهو». دایرةالمعارف جامع اسلامی. تهران: آرایه.