فمینیسم جنسیت و برابری
| از مجموعه مقالههای |
| فمینیسم |
|---|
شاخههای مختلف فمینیسم بین «جنس» و «جنسیت» تفاوت قائل هستند، واژه جنس را برای مصارف بیولوژیکی و جنسیت را برای ویژگیهای شخصیتی و هویتاجتماعی زنان بکار میبرند. این مفاهیم در نظریه فمینیسم به مثابه پتانسیلهای تبعیض علیه زنان تلقی میشوند. در نتیجه چنین نگرشی، تئوریهای روانکاوانه فردگرایی، تقویت حس انتقام جویی تغییر در نظام انگیزشی، حس برتری جویی و…، مطرح میشوند. نظریه تساوی زن ومرد و مباحثی همچون حق رأی، حق مالکیت، حق برخورداری از آزادیهای اجتماعی اشتغال، تعارضاتی را با نقشهای زنان در خانواده ایجاد نمود. نتیجه این تعارضات، از همگسیختگی نهاد خانواده بود که به عنوان مرکز اصلی ستم به زنان تلقی میشد. «جان استوارت میل» در کتاب «مقهوریت زنان» تساوی زن و مرد را محور اصلی حمایت از حقوق زنان دانسته و معتقد است که زنان نباید ملزم به اطاعت از شوهر باشند و حضانت فرزندان نیز بایدبه دلخواه آنان باشد.فمینیستهای جنسیتی به «سیستم بستهای» اعتقاد دارند که مصون از هر گونه انتقاد است. در این سیستم تمامی دادهها به گونه ای تحلیل و تفسیر میشود که بتولند تئوری فشار نظام مرد سالارانه را اثبات کند؛ مثلاً اگر برخی زنان ادعا کنند که تحت ستم نیستند، متقاعد مبشوند که سیستم فشاری وجود دارد که میتواند آنها را فریب دهد و به این باور رساند که آزادند و بدین آنها را فرمانبردار و همدست خود میسازد.[۱][۲]
شیوع فرهنگ خانواده بدون فرزندیا وجود بچه های بدون ازدواج در غرب و جستجوی روابط زناشویی فعال و زندگی رمانتیک مطابق با افسانه های عشقی و عشق های بی پروا که صنعت سینما و بخصوص هالیوود به آن دامن زده، خود محصول و تابعی از فرایند مدرنیزاسیون و صنعتی شدن جوامع است. که تکنولوژی، رسانه یا آزادی های اجتماعی، بخشی از آن است. فمینیستها، تعاریف جدیدی از نقشهای جدید زنانه ارائه میکنند.[۳]
بروکراسی از نوع فمینیستی
فمینیسم جنسیتی برای بدست آوردن افرادی که دارای آگاهیهای جدید هستند و انتساب آنها در پستهای اداری و اجرایی دانشگاهها زحمات زیادی را متقبل شد و در این امر موفقیتهای زیادی نیز بدست آورد. امروز آنها نهایت سعیشان را بکار گرفتهاند تا تضمین کنند که منصوب شدگان جدید، خارج از خط نیستند؛ لذا در حال حاضر انتقاد از ایدئولوژی های فمینیستی بسیار خطرناک است و حتی یک گزارش منصفانه میتواند مشکل آفرین باشد. افرادی که مشتاق پستهایی چون ریاست دانشگاه، رئیس دانشکده، مدیر برنامه آموزشی و سایر شغلهای کلیدی میباشند به خوبی بر این امر واقفند که باید مدرکی دال بر همراهی و همدلی اثبات شده خود با سیاستها و تفکرات فمینیسم جنسیتی ارائه دهند. همین انتظار از سمت استادی دانشگاه میرود.[۴]
منابع
ارجاعات
- ↑ فرهمند و بختیاری، فمینیسم و خانواده، ۱: ۱۲۴.
- ↑ هوف سومرز، فمینیسم در ترازوی نقد، ۵: ۱۰۰.
- ↑ محمدی، فمینیسم و خانواده، ۱: ۱۹۵.
- ↑ هوف سومرز، فمینیسم در ترازوی نقد، ۵: ۱۱۲.
منابع
- فرهمند، مریم؛ بختیاری، آمنه (۱۳۸۶). فمینیسم و خانواده. ج. ۱. روابط عمومی شورای فرهنگی _اجتماعی زنان. ص. ۱۲۴.
- هوف سومرز، کریستینا (۱۳۸۷). فمینیسم در ترازوی نقد. ج. ۵. دفتر نشر معارف. ص. ۱۰۰.فمینیسم در ترازوی نقد.
- هوف سومرز، کریستینا (۱۳۸۷). فمینیسم در ترازوی نقد. ج. ۵. دفتر نشر معارف. ص. ۱۱۲.
- محمدی، دکتر محمد علی (۱۳۸۶)، فمینیسم و خانواده، ج. ۱، روابط عمومی شورای فرهنگی _اجتماعی زنان، ص. ۱۹۵