بدون جعبه اطلاعات
بدون تصویر

قدریه

از اسلامیکال
پرش به ناوبری پرش به جستجو

قدریه، فرقه‌ای کلامی است که به قدرت و اختیار انسان در اعمال خود باور داشت و معتقد بود خداوند اختیار کارهای بشر را به خود او واگذار کرده و حتی در اسباب کار یا ایجاد انگیزه در انسان مختار تصرفی ندارد. این دیدگاه در برابر جبریه، که اعمال بشر را به جبر خداوند می‌دانستند، و امامیه، که به نظریه امر بین الامرین قائل بودند، قرار داشت. این مذهب در دوره بنی‌امیه رواج یافت و زمینه‌ای برای شکل‌گیری نظریه تفویض در معتزله شد.

عقاید

قدریه بر این باور بودند که انسان در اعمال خود قدرت و اختیار دارد و خداوند اختیار کارهای بشر را به خود او واگذار کرده است؛ به‌گونه‌ای که حتی در اسباب کار یا ایجاد انگیزه در انسان مختار نیز تصرفی ندارد. در برابر این دیدگاه، جبریه همه کارهای بشر را به جبر خداوند می‌دانستند و انسان را آلت صرف می‌پنداشتند، در حالی که امامیه به امر بین الامرین قائل بودند. برای این مباحث، به جبر، اختیار و تفویض نیز رجوع شود.[۱]

این مسلک در زمان بنی‌امیه رواج یافت و گفته شده است که معاویه بن یزید و یزید بن ولید به این مذهب گرویدند. همین مذهب زمینه‌ساز شکل‌گیری معتزله شد و آنان نظریه تفویض را بر این اساس بنا کردند.[۲]

روایات

از جعفر صادق نقل شده است که شخصی به آن حضرت گفت خانواده‌ای دارد که پیرو مذهب قدریه هستند. آن حضرت فرمود به خانواده‌اش بگو آیا می‌توانی خاطرات تلخ زندگی را به یاد نیاوری و خاطرات شیرین زندگی را فراموش نکنی؟ اگر گفتند نمی‌توانیم، معلوم می‌شود از عقیده خود دست کشیده‌اند و اگر گفتند می‌توانیم، با آنان سخن مگو؛ زیرا مدعی خدایی هستند.[۳]

روایت شده است که روزی علی بن ابی‌طالب در کوفه بر جمعی گذشت که دربارهٔ قدر بحث می‌کردند. آن حضرت از سخنگوی آنان پرسید آیا قدرت تو به خداست، با خداست یا بدون خدا؟ مقصود از «به خدا» این بود که در هر کاری که قدرت داری، خداوند به تو قدرت می‌دهد؛ «با خدا» به معنای شریک بودن انسان و خدا در قدرت؛ و «بدون خدا» به معنای مستقل بودن انسان در قدرت.[۴]

سخنگو در پاسخ درماند. علی گفت اگر بگویی قدرت تو به خداست و هنگام انجام کار خداوند به تو قدرت می‌دهد، پس چیزی به تو واگذار نشده است؛ اگر بگویی با خدا می‌توانی، خود را شریک خدا دانسته‌ای؛ و اگر بگویی به‌تنهایی بر آن کار قدرت داری، خود را خدا دانسته‌ای. آن شخص گفت: «نه، ای امیرالمؤمنین، بلکه من به سبب خدا می‌توانم.» علی پاسخ داد اگر جز این می‌گفتی، گردنت را می‌زدم.[۵]

پانویس

ارجاعات

منابع

  • اختری، عباسعلی (۱۳۹۰). «قدریه». دایرةالمعارف جامع اسلامی. تهران: آرایه.