مشهوره ابوخدیجه

از اسلامیکال
پرش به ناوبری پرش به جستجو

مشهورهٔ ابوخدیجه یکی از روایات بنیادین در فقه شیعه دربارهٔ داوری، حلّ خصومت و مراجعهٔ شیعیان به قاضی عادل است. این حدیث از جعفر صادق نقل شده و در قرون نخستین، همراه با مقبوله عمر بن حنظله، در شکل‌گیری نظریهٔ قضاوت شیعی نقشی اساسی داشته است. دلیل نام‌گذاری آن به مشهوره پذیرش گستردهٔ فقیهان در مقام عمل است، هرچند از نظر سندی بحث‌هایی دربارهٔ وثاقت راویان آن وجود دارد.[۱]

متن و محتوای اصلی روایت

متن روایت

عَنْ أَبِی خَدِیجَةَ قَالَ: بَعَثَنِی أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ إِلَی أَصْحَابِنَا فَقَالَ قُلْ لَهُمْ «إِیَّاکُمْ إِذَا وَقَعَتْ بَیْنَکُمْ خُصُومَةٌ أَوْ تَدَارَی بَیْنَکُمْ فِی شَیْءٍ مِنَ اَلْأَخْذِ وَ اَلْعَطَاءِ أَنْ تَتَحَاکَمُوا إِلَی أَحَدٍ مِنْ هَؤُلاَءِ اَلْفُسَّاقِ اِجْعَلُوا بَیْنَکُمْ رَجُلاً مِمَّنْ قَدْ عَرَفَ حَلاَلَنَا وَ حَرَامَنَا فَإِنِّی قَدْ جَعَلْتُهُ قَاضِیاً وَ إِیَّاکُمْ أَنْ یُخَاصِمَ بَعْضُکُمْ بَعْضاً إِلَی اَلسُّلْطَانِ اَلْجَائِرِ»[۲]

محتوای روایت

زمینهٔ پرسش

ابوخدیجه (نُعمان بن محمد) از جعفر صادق دربارهٔ چگونگی حلّ اختلاف دو شیعه سؤال می‌کند؛ اختلافی که ممکن است آنان را به مراجعه به قضات حکومتی بکشاند. ایشان آنان را از مراجعه به این قضات نهی می‌کند.[۳]

دستور جعفر بن محمد

«بر حذر باشید که برخی از شما برخی را نزد قضات جور ببرد. بلکه به مردی از خودتان بنگرید که حدیث ما را روایت می‌کند و در حلال و حرام ما آگاه است؛ او را داور میان خود قرار دهید.»[۴]

معیار داور مشروع

از روایت چهار ویژگی استخراج شده است:آشنایی معتبر با احادیث اهل‌بیت، مهارت در تشخیص حلال و حرام،انتساب به جامعهٔ شیعه، قابلیت اعتماد در مقام داوری این معیارها بعدها در تعریف «فقیه جامع شرایط» مورد استناد قرار گرفتند.[۵]

تفاوت با مقبوله عمر بن حنظله

در مقبوله، جعفر صادق بر صفات اخلاقی و عدالت فقیه (صائن، مخالف هوا، مطیع) تأکید می‌کند؛ اما در مشهوره، محور اصلی بر روایت حدیث و علم به حلال و حرام است. به همین دلیل، فقها مشهوره را دلیلی مستقیم‌تر برای مشروعیت قاضی شیعیِ آگاه به حدیث دانسته‌اند.[۶]

جایگاه حدیث در فقه شیعه

در باب قضاوت

مشهورهٔ ابوخدیجه یکی از دو روایت اصلی دربارهٔ داوری است و اغلب فقیهان آن را دلیلی بر:لزوم داوری فقیه آگاه به روایت، حرمت رجوع به قضات حکومتی ظالم، نیابت شرعی فقیه می‌دانند.[۷]

در بحث ولایت فقیه

در استخراج نظریهٔ «ولایت عامهٔ فقیه»، این روایت به‌تنهایی نقش قاطع ندارد، اما با مقبوله عمر بن حنظله و سایر ادلّه ترکیب می‌شود. برخی اصولیان، آن را دلیلی بر منصوب بودن فقیه در قضاوت گرفته‌اند، نه بر ولایت اجرایی گسترده.[۸]

در حجیت فتوا

ظرفیت این روایت برای اثبات حجیت فتوا کمتر از مقبوله است، ولی در نظام مرجعیت علمی—یعنی برتری صاحب روایت و علم بر دیگران—مبنایی مؤثر تلقی شده است.[۹]

ارزیابی سندی و رجالی

وضعیت ابوخدیجه

ابوخدیجه شخصیت مورد اختلاف رجالی است. برخی او را:ثقه دانسته‌اند، برخی ضعیف یا دارای ابهام، گروهی نیز به شهرت عملی حدیث استناد کرده‌اند و ضعف احتمالی را بی‌اثر دانسته‌اند.[۱۰]

جایگاه شهرت در حجیت روایت

روایت در میان فقها کاربرد مداوم داشته و به همین دلیل «مشهوره» خوانده می‌شود. اصولیان آن را نمونه‌ای برای بحث مشهورِ «آیا شهرت عملی، جبران‌کنندهٔ ضعف سند است؟» قرار داده‌اند.[۱۱]

منابع

  1. نجفی، محمدحسن (۱۳۹۸). جواهر الکلام ج40. بیروت: دار احیاء التراث العربی. ص. ۵۲.
  2. طوسی، محمد بن حسن (۱۴۱۱). تهذیب الاحکام ج6. تهران: دار الکتب الاسلامیه. ص. ۳۰۳.
  3. کلینی، محمد بن یعقوب (۱۴۰۷). الکافی ج1. تهران: اسلامیه. ص. ۶۷.
  4. عاملی، شیخ حر (۱۴۰۹). وسائل الشیعه ج18. قم: موسسه آل البیت. ص. ۷.
  5. طوسی، محمد بن حسن (۱۴۱۱). تهذیب الاحکام ج6. تهران: دار الکتب الإسلامیة. ص. ۲۷۵.
  6. خویی، سید ابوالقاسم (۱۴۱۳). معجم رجال الحدیث ج2. قم: موسسه الامام الخوئی. ص. ۸۸.
  7. نجفی، محمدحسن (۱۳۹۸). جواهر الکلام ج40. بیروت: دار احیاء التراث العربی. ص. ۵۳.
  8. Mozaffar، Muhammad Reza (۱۳۸۵). Usul al‑Fiqh. ص. ۲۱۸.
  9. Haider، Najam (۲۰۱۴). Shi‘i Islam: An Introduction. London: Cambridge University Press. ص. ۹۲.
  10. خویی، سیدابوالقاسم (۱۴۱۳). معجم رجال الحدیث ج2. قم: مؤسسة الإمام الخوئی. ص. ۹۰.
  11. Gleave، Robert (۲۰۱۲). Islamic Law and Authority in Shi‘ite. Routledge: Jurisprudence. ص. ۱۱۵.