پرش به محتوا

کاتب بغدادی

بدون جعبه اطلاعات
بدون تصویر
از اسلامیکال

کاتب بغدادی، با نام کامل حسین بن احمد بن حجاج یا احمد بن محمد بن جعفر بن حجاج بغدادی نیلی، معروف به ابن‌حجاج، از ادیبان و شاعران شیعه امامی و معاصر سید مرتضی و سید رضی بود. وی در عهد دیالمه از بزرگان و شاعران مدافع اهل‌بیت و ولایت دانسته شده است. شعر او روان و دور از تصنع بود و در هجو مخالفان، هزل، مطایبه و موضوعات جدی شعر می‌سرود. قصیده فائیه او، مشتمل بر شصت‌وچهار بیت و در مدح علی بن ابی‌طالب، از قصاید مشهور اوست. کاتب بغدادی در سال ۳۹۱ قمری در شهر نیل، میان کوفه و بغداد، درگذشت و بنا بر وصیتش در بغداد، در کنار مدفن موسی کاظم و محمد تقی، به خاک سپرده شد.[۱]

زندگی

کاتب بغدادی، حسین بن احمد بن حجاج یا احمد بن محمد بن جعفر بن حجاج بغدادی نیلی، معروف به ابن‌حجاج، ادیبی فاضل و شاعری ماهر و از معاصران سید مرتضی و سید رضی بود. وی در عهد دیالمه از بزرگان و از شاعران صمیمی اهل‌بیت و مدافع حریم ولایت دانسته شده است. شعر او روان و خالی از تصنع بود و گفته شده است که در فن شعر با امرؤالقیس در یک درجه بوده‌اند و هر یک شیوه‌ای خاص در شعر داشته‌اند.[۲]

ابن‌حجاج در هجو مخالفان دین نیز شعرهایی سروده بود، اما بیشتر اشعار او در هزل و مطایبه بود و در موضوعات جدی نیز اشعار بسیاری داشت. روزی به اتفاق جمعی به دعوت شخصی به مهمانی رفته بود و چون آوردن غذا در خانه میزبان اندکی به تأخیر افتاد، این دو بیت را سرود:[۳]

یا ذاهبا فی داره جائیا من غیر معنی لا ولا فائدة قد جن اضیافک من جوعهم فاقرء علیهم سورة المائدة

ماجرای قصیده در نجف

زین‌الدین علی بن عبدالحمید نجفی حسینی، صاحب کتاب «الانوار المضیئة»، نقل کرده است که پس از آنکه سلطان مسعود بن بویه دیلمی حصار صحن علوی را در نجف بنا نهاد و تعمیرات قبه را به پایان رساند، وارد حرم شد و با کمال ادب نشست. در آن هنگام ابن‌حجاج در مقابل درِ حرم ایستاد و به خواندن همین قصیده فائیه پرداخت. هنگامی که به اشعاری رسید که در هجو برخی مخالفان سروده بود، سید مرتضی که در آنجا حضور داشت، خشمگین شد و صریحاً او را از خواندن آن اشعار در حضور علی بن ابی‌طالب نهی کرد. ابن‌حجاج نیز همان‌جا سخن خود را قطع کرد. در ادامه این روایت آمده است که ابن‌حجاج همان شب علی بن ابی‌طالب را در خواب دید که او را تسلی داد و گفت دلتنگ مباش؛ زیرا به سید مرتضی فرمان داده‌ایم برای عذرخواهی نزد تو بیاید و هنگام ورود از او استقبال مکن. در همان شب سید مرتضی نیز پیامبر اسلام و ائمه اطهار را در خواب دید و به آنان سلام کرد، اما مورد توجه قرار نگرفت. سید مرتضی اندوهگین شد و پرسید که به چه سبب مستوجب این بی‌مهری شده است. در پاسخ به او گفته شد که به سبب شکستن خاطر شاعر آنان، ابن‌حجاج، باید به منزل او برود، عذرخواهی کند و او را نزد ابن‌بویه ببرد و از عنایت آنان به ابن‌حجاج آگاه سازد. سید مرتضی پس از بیدار شدن، بی‌درنگ به حجره ابن‌حجاج رفت و در زد. ابن‌حجاج او را فراخواند و گفت همان کسی که تو را نزد من فرستاده، به من فرمان داده است که از تو استقبال نکنم. سید مرتضی گفت اطاعت امر آنان واجب است. سپس وارد شد و عذرخواهی کرد و او را نزد ابن‌بویه برد. داستان خواب را برای او نقل کردند و به فرمان ابن‌بویه، ابن‌حجاج همان قصیده را از ابتدا تا انتها خواند.[۴]

درگذشت

کاتب بغدادی در سال ۳۹۱ قمری در شهر نیل، میان کوفه و بغداد، درگذشت. بنا بر وصیت او، جنازه‌اش را به بغداد بردند و در کنار مرقد موسی کاظم و محمد تقی و پایین پای آنان به خاک سپردند. همچنین بنا بر وصیتش بر قبر او این عبارت نوشته شد: «و کلبهم باسط ذراعیه بالوصید». سید رضی نیز در مرثیه او قصیده‌ای سرود.[۵]

قصیده فائیه

قصیده فائیه ابن‌حجاج مشتمل بر شصت‌وچهار بیت است و در مدح علی بن ابی‌طالب سروده شده و از قصاید مشهور و لطیف او دانسته شده است. بخشی از این قصیده چنین است:

یا صاحب القبّة البیضا علی النجف

من زار قبرک واستشفی لدیک شفی زوروا ابا الحسن الهادی لعلکم تحظون بالاجر و الاقبال و الزلف اذا وصلت فاحرم قبل مدخله ملبّیا واسع سعیا حوله و طف حتی اذا طفت سبعا حول قبته تأمل الباب تلقا وجهه فقف وقل سلام من الله السلام علیا اهل السلام و اهل العلم و الشرف انی اتیتک یا مولای من بلدی مستمسکا من حبال الحق بالطرف راج بانک یا مولای تشفع لی و تسقنی من رحیق شافی اللهف لانک العروة الوثقی فمن علقت بها یداه فلن یشفی و لم یخف و انک الآیة الکبری آلتی ظهرت للعارفین بانواع من الطرف وقصة الطائر المشوی عن انس اخبر بما نصه المختار من شرف لا قدس الله قوما قال قائلهم بخ بخ لک من فضل و من شرف و بایعوک بغدیر ثم اکدها محمد بمقال منه غیر خفی عاقوک و اطّرحوا قول النبی و لم یمنعهم قوله هذا اخی خلفی هذا ولیکم بعدی فمن علقت

به یداه فلن یخشی و لم یخف[۶]

در پایان قصیده نیز آمده است:[۷]

بحب حیدرة الکرار مفتخری به شرفت و هذا منتهی شرفی

پانویس

ارجاعات

منابع

  • اختری، عباسعلی (۱۳۹۰). «کاتب بغدادی». دایرةالمعارف جامع اسلامی. تهران: آرایه.