سعادت و شقاوت: تفاوت میان نسخه‌ها

از اسلامیکال
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۱۶ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{جعبه اطلاعات اصطلاح قرآنی|نام=سعادت و شقاوت|معنای اصطلاحی=سعادت به معنای رسیدن به خیری است که محصول آن کمال ولذت است. شقاوت آن است که از خیر بی نصیب ماندو کمال ولذت رو درک نخواهد کرد.|معنای فارسی=سعادت به معنای خوشبختی در دنیا وآخرت وشقاوت به معنای بدبختی وتیره روزی در دنیا وآخرت است.|آیه‌های مورد استفاده=واژه سعادت در آیات ۱۰۵ و۱۰۸ سوره هود ذکر شده است. واژه شقاوت و مشتقات آن نیز در آیات ۱۰۵ و۱۰۶ سوره هود، آیات۲٬۱۱۷٬۱۲۳سوره طه، آیات۴٬۳۲٬۴۸سوره مریم، ایه۱۵ سوره لیل، آیه۱۲ سوره شمس، ۱۰۶ سوره مومنون به کار رفته است.|تعداد کاربرد در قرآن=واژه سعادت ۲ بار در قرآن آمده است. واژه شقاوت و مشتقاتش ۱۴ بار ذکر شده است.}}
'''سعادت و شقاوت''' در معارف اسلامی به معنای نیک‌بختی و بدبختی است و با نسبت [[انسان]] با [[خیر]]، [[شر]]، [[نعمت]]، [[بلا]] و سرانجام اعمال او پیوند دارد. در روایات، سعادت تنها به برخورداری ظاهری محدود نیست، بلکه به فرجام نیک و توفیق در انجام کار خیر بازمی‌گردد؛ در مقابل، شقاوت با گرایش به موجبات خشم الهی و پایان بد زندگی شناخته می‌شود. بر اساس آموزه‌های [[تاریخ اسلام|اسلام،]] والدین نقش تعیین‌کننده ای در سعادت و شقاوت فرزندان خود ایفا می‌کنند.


بر اساس آموزه‌های [[تاریخ اسلام|اسلام،]]<nowiki/>والدین نقش تعیین‌کننده ای در [[سعادت]] و[[شقاوت]] فرزندان خود ایفا می‌کنند. آیات [[قرآن]] و[[روایات]] [[اهل بیت]] (ع) براین مسئله تأکید دارند که پدر و مادرمتعهد زمینه‌ساز خوشبختی فرزند، و والدین بی قیدعامل بدبختی او هستند.
== مفهوم‌شناسی ==
سعادت به معنای نیک‌بختی و شقاوت به معنای بدبختی است. [[شیخ طبرسی|طبرسی]]، از مفسران شیعه، شقاوت را حالتی می‌داند که اسباب و عوامل بلا و آزمون‌های الهی بر بنده شدت گیرد و بر او متراکم شود، و در مقابل، سعادت را آن می‌شمارد که اسباب نعمت در زندگی انسان فراهم و نیرومند باشد. با این همه، کاربرد این دو مفهوم در متون دینی تنها ناظر به وضع ظاهری زندگی نیست، بلکه بیش از همه به نسبت انسان با عمل، هدایت و سرانجام او بازمی‌گردد.<ref>{{پک|اختری|۱۳۹۰|ک=دایرةالمعارف جامع اسلامی|ف=سعادت و شقاوت}}</ref>
 
== در منابع اسلامی ==
از [[جعفر صادق]] دربارهٔ سعادت و شقاوت پرسیده شد. او سعادت را آن دانست که انسان به کاری دست زند که خیر او در آن باشد و همان کار وسیله نجاتش گردد، و شقاوت را آن‌که شخص به یکی از اسباب [[خشم خدا]] روی آورد و همان موجب هلاکت او شود. در این بیان، سعادت و شقاوت نه اموری انتزاعی، بلکه در پیوند مستقیم با انتخاب‌ها و رفتارهای انسان تفسیر شده‌اند. در روایتی دیگر، [[علی بن ابی‌طالب]]، حقیقت سعادت را در نیک بودن عاقبت و حقیقت شقاوت را در بدفرجامی دانسته است. بر پایه این نگاه، معیار نهایی در داوری دربارهٔ سعادت یا شقاوت، پایان کار انسان است، نه صرف کامیابی یا ناکامی‌های موقت در زندگی دنیا. از همین‌رو ممکن است کسی در ظاهر از نعمت‌های فراوان برخوردار باشد، اما به سبب فرجام نامطلوب، شقی شمرده شود؛ و دیگری با وجود دشواری‌های بسیار، به سبب پایان نیک، سعادتمند باشد.<ref>{{پک|اختری|۱۳۹۰|ک=دایرةالمعارف جامع اسلامی|ف=سعادت و شقاوت}}</ref>
 
در روایتی از [[پیامبر اسلام]] آمده است: «سعادتمند در شکم مادرش سعادتمند می‌شود وشقی درشکم مادرش به شقاوت می‌گراید.» این نشان دهنده تأثیر حالات روحی و [[اخلاقی]] مادر بر سرنوشت فرزند حتی پیش از تولد است. در تفسیر [[آیه ۶ سوره آل‌عمران]]، روایتی از [[جعفر صادق]] امام ششم [[شیعیان]] [[امامیه]] نقل شده است که می‌گوید: «دو [[فرشته]] موکل بر جنین، سرنوشت او را از پیشانی مادر دریافت می‌کنند؛ اما این تقدیر قطعی نیست و با [[بداء]] (قانون تغییر مشیت الهی) تغییر است.»<ref>{{پانویس کوتاه‌شده|مظاهری|۱۳۹۰|ک=تربیت دینی فرزندان|ص=۸–۹|۲}}</ref>
 
[[ابن ابی‌عمیر]] نقل کرده است که از جعفر صادق دربارهٔ معنای این سخن محمد پرسید که «سعید، در شکم مادر سعید است و شقی، در شکم مادر شقی». او در پاسخ توضیح داد که مقصود این نیست که انسان بی‌اختیار به سعادت یا شقاوت محکوم شده باشد، بلکه مراد آن است که خداوند از همان هنگام می‌داند چه کسی در آینده کردار سعادتمندان را برمی‌گزیند و چه کسی عمل شقاوتمندان را انجام خواهد داد؛ بنابراین، علم پیشین خداوند به سرنوشت انسان، نافی اختیار او نیست، بلکه ناظر به آگاهی الهی از انتخاب‌ها و اعمال بندگان است.<ref>{{پک|اختری|۱۳۹۰|ک=دایرةالمعارف جامع اسلامی|ف=سعادت و شقاوت}}</ref>
 
جعفر صادق در تفسیر آیه «ربنا غلبت علینا شقوتنا»، که گفتار دوزخیان است، بیان کرد که آنان به سبب کردار خویش شقاوتمند شدند. این تفسیر، شقاوت را نتیجه اعمال انسان می‌شمارد و آن را به خود او بازمی‌گرداند. در نتیجه، شقاوت امری تحمیلی و جدا از رفتار آدمی نیست، بلکه محصول راهی است که خود برمی‌گزیند و بر آن اصرار می‌ورزد. در حدیثی دیگر از جعفر صادق آمده است که نه هر کس نیت کار خیر کند، لزوماً موفق به انجام آن می‌شود؛ نه هر کس توانایی انجام کاری داشته باشد، حتماً به مقصود خود می‌رسد؛ و نه هر موفقی، الزاماً کارش مطابق نیت و به‌دور از خطا خواهد بود. آنگاه بیان شده است که هرگاه نیت، قدرت، توفیق و موافقت عمل با نیت در کنار هم جمع شوند، سعادت کامل می‌شود. این روایت نشان می‌دهد که سعادت در نگاه دینی، حاصل مجموعه‌ای از عوامل درونی و بیرونی است: نیت درست، توان انجام، توفیق الهی و تحقق صحیح عمل.<ref>{{پک|اختری|۱۳۹۰|ک=دایرةالمعارف جامع اسلامی|ف=سعادت و شقاوت}}</ref>


== بررسی در آیات و روایات ==
==== در روایتی از [[پیامبران اولوالعزم|پیامبر]] (ص) آمده است: «سعادتمند در شکم مادرش سعادتمند می‌شود وشقی درشکم مادرش به شقاوت می‌گراید.» این نشان دهنده تأثیر حالات روحی و [[اخلاقی]] مادر بر سرنوشت فرزند حتی پیش از تولد است. در تفسیر آیه ۶ [[سوره آل‌عمران|سوره آل عمران]] «هو الذی یصورکم فی أرحام کیف یشاء» روایتی از [[جعفر صادق]] امام ششم [[شیعیان]] [[امامیه]] نقل شده است:دو [[فرشته]] موکل بر جنین، سرنوشت اورا از پیشانی مادردریافت می‌کنند؛ اما این تقدیر قطعی نیست و با [[بداء]] (قانون تغییر مشیت الهی) تغییر است. این روایت نشان می‌دهد اعمال و رفتار والدین نقش مستقیم وتعیین کننده ای در سرنوشت فرزند خواهد داشت؛ بنابراین [[تربیت فرزند]] در [[فلسفه اسلامی|اسلام]] نه تنها یک حق بلکه یک وظیفه شرعی است واز واجبات مهم به‌شمار می‌آید. والدین در قبال [[تربیت]] فرزندان خود مسؤل هستندواین مسؤلیت پذیری تأثیر ی مستقیم بر سرنوشت [[اخروی]] ودنیوی آنها دارد.<ref>{{پانویس کوتاه‌شده|مظاهری|۱۳۹۰|ک=تربیت دینی فرزندان|ص=۸–۹}}</ref> ====
== پانویس ==
== پانویس ==
{{پانویس}}<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=مقدمه|عنوان کتاب=تربیت دینی فرزندان|سال=۱۳۹۰|نام=حسین|نام خانوادگی=مظاهری|ناشر=شرکت چاپ و نشر بین الملل|صفحه‌ها=۸-۹|مکان=قم}}</ref>
=== ارجاعات ===
منابع
{{پانویس|۳|اندازه=ریز}}
 
=== منابع ===
* {{یادکرد دانشنامه|نام=عباسعلی|نام خانوادگی=اختری|مقاله=سعادت و شقاوت|دانشنامه=[[دایرةالمعارف جامع اسلامی]]|سال=۱۳۹۰|ناشر=آرایه|مکان=تهران}}
* مظاهری، حسین (۱۳۹۰). ''تربیت دینی فرزندان''. قم: شرکت چاپ و نشر بین‌الملل. ص۸–۹.
 
{{درجه‌بندی|نیازمند پیوند=خیر|نیازمند رده=خیر|نیازمند جعبه اطلاعات=خیر|نیازمند تصویر=خیر|نیازمند استانداردسازی=خیر|نیازمند ویراستاری=خیر|مقابله نشده با دانشنامه‌ها=تاحدودی}}


<ref>[[ابوعبدالله حاکم نیشابوری|مظاهری،حسین]](۱۳۹۰) ''تربیت دینی فرزندان،'' قم: شرکت چاپ ونشر بین الملل</ref>[[ابوعبدالله حاکم نیشابوری|حاکم نیشابوری، احمد بن محمد]] (<bdi>۱۳۳۲</bdi>). ''تاریخ نیشابور''. ترجمهٔ گودرزی، محمد. به کوشش بهمن کریمی. تهران: ابن سینا.
{{فلسفه اخلاق|state=۱}}
* مظاهری، حسین(۱۳۹۰)مقدمه. قم:شرکت چاپ ونشر بین‌الملل، ص۸–۹.
* {{فلسفه اخلاق|state=۱}}


[[رده:آیه‌های با موضوع انسان]]
[[رده:اصطلاحات اخلاقی]]
[[رده:آیه‌های با موضوع تقدیر]]
[[رده:آیه‌های با موضوع خلقت]]
[[رده:آیه‌های جزء ۳ قرآن]]
[[رده:اخلاق اسلامی]]
[[رده:اخلاق جنسی]]
[[رده:افراد بر پایه والدین]]
[[رده:جعفر صادق]]
[[رده:سوره‌های حزب ۱۰ قرآن]]
[[رده:سوره‌های مدنی قرآن]]
[[رده:فرزندپروری]]
[[رده:فرشته‌ها در اسلام]]
[[رده:کتاب‌های درباره جعفر صادق]]
[[رده:محمد]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۰۲:۵۷

سعادت و شقاوت در معارف اسلامی به معنای نیک‌بختی و بدبختی است و با نسبت انسان با خیر، شر، نعمت، بلا و سرانجام اعمال او پیوند دارد. در روایات، سعادت تنها به برخورداری ظاهری محدود نیست، بلکه به فرجام نیک و توفیق در انجام کار خیر بازمی‌گردد؛ در مقابل، شقاوت با گرایش به موجبات خشم الهی و پایان بد زندگی شناخته می‌شود. بر اساس آموزه‌های اسلام، والدین نقش تعیین‌کننده ای در سعادت و شقاوت فرزندان خود ایفا می‌کنند.

مفهوم‌شناسی

سعادت به معنای نیک‌بختی و شقاوت به معنای بدبختی است. طبرسی، از مفسران شیعه، شقاوت را حالتی می‌داند که اسباب و عوامل بلا و آزمون‌های الهی بر بنده شدت گیرد و بر او متراکم شود، و در مقابل، سعادت را آن می‌شمارد که اسباب نعمت در زندگی انسان فراهم و نیرومند باشد. با این همه، کاربرد این دو مفهوم در متون دینی تنها ناظر به وضع ظاهری زندگی نیست، بلکه بیش از همه به نسبت انسان با عمل، هدایت و سرانجام او بازمی‌گردد.[۱]

در منابع اسلامی

از جعفر صادق دربارهٔ سعادت و شقاوت پرسیده شد. او سعادت را آن دانست که انسان به کاری دست زند که خیر او در آن باشد و همان کار وسیله نجاتش گردد، و شقاوت را آن‌که شخص به یکی از اسباب خشم خدا روی آورد و همان موجب هلاکت او شود. در این بیان، سعادت و شقاوت نه اموری انتزاعی، بلکه در پیوند مستقیم با انتخاب‌ها و رفتارهای انسان تفسیر شده‌اند. در روایتی دیگر، علی بن ابی‌طالب، حقیقت سعادت را در نیک بودن عاقبت و حقیقت شقاوت را در بدفرجامی دانسته است. بر پایه این نگاه، معیار نهایی در داوری دربارهٔ سعادت یا شقاوت، پایان کار انسان است، نه صرف کامیابی یا ناکامی‌های موقت در زندگی دنیا. از همین‌رو ممکن است کسی در ظاهر از نعمت‌های فراوان برخوردار باشد، اما به سبب فرجام نامطلوب، شقی شمرده شود؛ و دیگری با وجود دشواری‌های بسیار، به سبب پایان نیک، سعادتمند باشد.[۲]

در روایتی از پیامبر اسلام آمده است: «سعادتمند در شکم مادرش سعادتمند می‌شود وشقی درشکم مادرش به شقاوت می‌گراید.» این نشان دهنده تأثیر حالات روحی و اخلاقی مادر بر سرنوشت فرزند حتی پیش از تولد است. در تفسیر آیه ۶ سوره آل‌عمران، روایتی از جعفر صادق امام ششم شیعیان امامیه نقل شده است که می‌گوید: «دو فرشته موکل بر جنین، سرنوشت او را از پیشانی مادر دریافت می‌کنند؛ اما این تقدیر قطعی نیست و با بداء (قانون تغییر مشیت الهی) تغییر است.»[۳]

ابن ابی‌عمیر نقل کرده است که از جعفر صادق دربارهٔ معنای این سخن محمد پرسید که «سعید، در شکم مادر سعید است و شقی، در شکم مادر شقی». او در پاسخ توضیح داد که مقصود این نیست که انسان بی‌اختیار به سعادت یا شقاوت محکوم شده باشد، بلکه مراد آن است که خداوند از همان هنگام می‌داند چه کسی در آینده کردار سعادتمندان را برمی‌گزیند و چه کسی عمل شقاوتمندان را انجام خواهد داد؛ بنابراین، علم پیشین خداوند به سرنوشت انسان، نافی اختیار او نیست، بلکه ناظر به آگاهی الهی از انتخاب‌ها و اعمال بندگان است.[۴]

جعفر صادق در تفسیر آیه «ربنا غلبت علینا شقوتنا»، که گفتار دوزخیان است، بیان کرد که آنان به سبب کردار خویش شقاوتمند شدند. این تفسیر، شقاوت را نتیجه اعمال انسان می‌شمارد و آن را به خود او بازمی‌گرداند. در نتیجه، شقاوت امری تحمیلی و جدا از رفتار آدمی نیست، بلکه محصول راهی است که خود برمی‌گزیند و بر آن اصرار می‌ورزد. در حدیثی دیگر از جعفر صادق آمده است که نه هر کس نیت کار خیر کند، لزوماً موفق به انجام آن می‌شود؛ نه هر کس توانایی انجام کاری داشته باشد، حتماً به مقصود خود می‌رسد؛ و نه هر موفقی، الزاماً کارش مطابق نیت و به‌دور از خطا خواهد بود. آنگاه بیان شده است که هرگاه نیت، قدرت، توفیق و موافقت عمل با نیت در کنار هم جمع شوند، سعادت کامل می‌شود. این روایت نشان می‌دهد که سعادت در نگاه دینی، حاصل مجموعه‌ای از عوامل درونی و بیرونی است: نیت درست، توان انجام، توفیق الهی و تحقق صحیح عمل.[۵]

پانویس

ارجاعات

منابع

  • اختری، عباسعلی (۱۳۹۰). «سعادت و شقاوت». دایرةالمعارف جامع اسلامی. تهران: آرایه.
  • مظاهری، حسین (۱۳۹۰). تربیت دینی فرزندان. قم: شرکت چاپ و نشر بین‌الملل. ص۸–۹.