| مسابقه دانشدخت | |
| اسلامیکال از تاریخ ۱۵ دی تا ۲۰ بهمن، میزبان یک همایه با موضوع زنان است. شما میتوانید در مسابقه مقالهنویسی دانشدخت، شرکت کنید و با نگارش مقاله، از جوایز آن بهرهمند باشید. اگر به موضوعات مربوط با زنان علاقهمندید، این فرصت را از دست ندهید. فهرستی از مقالات پیشنهادی جهت ایجاد یا ویرایش در اینجا وجود دارد. |
سعادت و شقاوت: تفاوت میان نسخهها
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
(ابرابزار) |
(− 13 رده (هاتکت)) |
||
| خط ۱۴: | خط ۱۴: | ||
{{فلسفه اخلاق|state=۱}} | {{فلسفه اخلاق|state=۱}} | ||
[[رده:جعفر صادق]] | [[رده:جعفر صادق]] | ||
نسخهٔ ۶ نوامبر ۲۰۲۵، ساعت ۰۱:۳۷
| سعادت و شقاوت | |
|---|---|
| معنای اصطلاحی | سعادت به معنای رسیدن به خیری است که محصول آن کمال ولذت است. شقاوت آن است که از خیر بی نصیب ماندو کمال ولذت رو درک نخواهد کرد. |
| معنای فارسی | سعادت به معنای خوشبختی در دنیا وآخرت وشقاوت به معنای بدبختی وتیره روزی در دنیا وآخرت است. |
| اطلاعات جزئی | |
| تعداد کاربرد در قرآن | واژه سعادت ۲ بار در قرآن آمده است. واژه شقاوت و مشتقاتش ۱۴ بار ذکر شده است. |
| پراهمیت نزد | {{{پر اهمیت نزد}}} |
| آیههای مورد استفاده | واژه سعادت در آیات ۱۰۵ و۱۰۸ سوره هود ذکر شده است. واژه شقاوت و مشتقات آن نیز در آیات ۱۰۵ و۱۰۶ سوره هود، آیات۲٬۱۱۷٬۱۲۳سوره طه، آیات۴٬۳۲٬۴۸سوره مریم، ایه۱۵ سوره لیل، آیه۱۲ سوره شمس، ۱۰۶ سوره مومنون به کار رفته است. |
بر اساس آموزههای اسلام، والدین نقش تعیینکننده ای در سعادت و شقاوت فرزندان خود ایفا میکنند. آیات قرآن وروایات اسلامی براین مسئله تأکید دارند که پدر و مادر متعهد زمینهساز خوشبختی فرزند، و والدین بیتفاوت، عامل بدبختی آنان هستند.
در آیات و روایات
در روایتی از پیامبر اسلام آمده است: «سعادتمند در شکم مادرش سعادتمند میشود وشقی درشکم مادرش به شقاوت میگراید.» این نشان دهنده تأثیر حالات روحی و اخلاقی مادر بر سرنوشت فرزند حتی پیش از تولد است. در تفسیر آیه ۶ سوره آلعمران، روایتی از جعفر صادق امام ششم شیعیان امامیه نقل شده است که میگوید: «دو فرشته موکل بر جنین، سرنوشت او را از پیشانی مادر دریافت میکنند؛ اما این تقدیر قطعی نیست و با بداء (قانون تغییر مشیت الهی) تغییر است.»[۱]
پانویس
ارجاعات
- ↑ مظاهری، تربیت دینی فرزندان، ۸–۹.
منابع
- مظاهری، حسین (۱۳۹۰). تربیت دینی فرزندان. قم: شرکت چاپ و نشر بینالملل. ص۸–۹.