راضی عباسی
ابوالعباس محمد بن مقتدر، مشهور به راضی بالله، بیستمین خلیفه عباسی بود که در سال ۳۲۲ق پس از خلع قاهر به خلافت رسید. دوران خلافت او با ضعف شدید قدرت مرکزی، گسترش حکومتهای محلی و پیدایش مدعیان متعدد خلافت در سرزمینهای اسلامی همراه بود. وی در سال ۳۲۹ قمری درگذشت.
زندگی
ابوالعباس محمد بن مقتدر بن معتضد بن طلحه بن متوکل، ملقب به راضی بالله، در سال ۲۹۷ قمری متولد شد. مادرش کنیزی رومیتبار به نام ظلوم بود. در سال ۳۲۲ قمری، همزمان با برکناری قاهر، با او به خلافت بیعت شد. منابع او را شاعر، فصیح و دارای تدبیر دانستهاند و آوردهاند که در اداره امور به رأی خود تکیه داشت. از اقدامات او بازگرداندن فدک به فرزندان فاطمه دانسته شده است. همچنین دربارهٔ برخورد او با ابنمقله گزارشهایی وجود دارد که از مجازات وی حکایت میکند.[۱]
اوضاع سیاسی و قدرتیابی حکومتهای محلی
در روزگار او مرداویج در اصفهان قدرت یافت و در عراق عجم خروج کرد و سپاهی فراهم ساخت. گزارش شده است که وی قصد داشت سلطنت را از اعراب به ایرانیان منتقل کند، اما بهدست غلامانش کشته شد و حرکت او پایان یافت.[۲]
در همین دوره آل بویه نیز قدرت گرفتند. علی بن بویه با راضی پیمان بست که سالانه مبلغی درهم از قلمرو خود بپردازد، اما این تعهد بهطور کامل اجرا نشد. بهتدریج قدرت خلافت عباسی کاهش یافت و حاکمان مناطق مختلف استقلال بیشتری یافتند؛ فارس در اختیار علی بن بویه، ری و اصفهان و دیگر نواحی در دست حسن بن بویه، موصل و دیاربکر در اختیار ربیعه بن حمدان، مصر و شام در دست محمد بن طغج و سپس فاطمیان، اندلس در اختیار عبدالرحمن بن محمد اموی و خراسان و نواحی شرقی در دست نصر بن احمد سامانی بود.[۳]
در سال ۳۲۴ قمری محمد بن رائق، استاندار واسط و منصوب از سوی راضی، از اطاعت خلیفه سرپیچی کرد، قدرت را در دست گرفت و تشکیلات وزارت و دیوان را برچید و ساختار جدیدی برقرار ساخت. بدینترتیب نقش خلیفه محدود شد و عملاً اقتدار اجرایی در دست او نبود.[۴]
در سال ۳۲۵ قمری اوضاع سیاسی بیش از پیش آشفته شد. در نقاط مختلف سرزمینهای اسلامی گروههایی علیه حکومت مرکزی قیام کردند و بسیاری از والیان از اطاعت مرکز سر باز زدند. ساختار سیاسی بهسوی نوعی ملوکالطوایفی گرایش یافت و نفوذ خلافت عباسی کاهش پیدا کرد. در این دوره قرامطه و دیگر جریانها در برخی مناطق نفوذ یافتند.[۵]
مدعیان خلافت
در این زمان عبدالرحمن بن محمد اموی در اندلس حکومتی مستقل تشکیل داد و ادعای خلافت کرد و لقب «ناصر لدینالله» اختیار نمود. همزمان، خلافت فاطمی در قیروان نیز داعیه خلافت داشت. بدینترتیب در این دوره سه تن با عنوان امیرالمؤمنین شناخته میشدند: راضی در بغداد، عبدالرحمن اموی در اندلس و مهدی فاطمی در افریقیه.[۶]
درگذشت
راضی بالله در سال ۳۲۹ قمری بیمار شد و در دهم ربیعالاول همان سال درگذشت. مدت خلافت او شش سال و یازده ماه و سه روز گزارش شده است.[۷]
پانویس
ارجاعات
- ↑ اختری، «راضی بالله»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «راضی بالله»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «راضی بالله»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «راضی بالله»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «راضی بالله»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «راضی بالله»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «راضی بالله»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
منابع
- اختری، عباسعلی (۱۳۹۰). «راضی بالله». دایرةالمعارف جامع اسلامی. تهران: آرایه.