غالی: تفاوت میان نسخهها
() برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(ابرابزار) |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
'''غالی''' جمع «غلاة» و به معنای گزافهگو و گزافهگر است. غلو به معنای درگذشتن از حد و افراط و زیادهروی در امری است و در [[اسلام]] از صفات نکوهیده و مذموم | '''غالی''' جمع «غلاة» و به معنای گزافهگو و گزافهگر است. غلو به معنای درگذشتن از حد و افراط و زیادهروی در امری است و در [[اسلام]] از صفات نکوهیده و مذموم بهشمار میرود. در اصطلاح، غالی به گروهی از منتسبان به اسلام گفته میشود که دربارهٔ [[علی بن ابیطالب]]، یکی از [[امامان شیعه]] یا اشخاص دیگر غلو کرده و آنان را از مرتبهٔ واقعی خود فراتر بردهاند. | ||
'''غلو''' به معنای درگذشتن از حد، گزافهکاری، گزافه و مبالغه است. در اصطلاح اصحاب ادیان و ارباب ملل و نحل، غلو به اعتقاد به الوهیت بشر از جهتی از جهات خدایی یا صفتی از صفات الهی گفته میشود. در اسلام، غلو شامل اعتقاد به خدایی پیامبر، امامان یا افراد دیگر، شریک دانستن آنان با خدا در معبودیت، آفرینش و روزیرسانی، نسبت دادن صفات ذاتی خداوند مانند قدرت، علم و حکمت به آنان، اعتقاد به حلول یا اتحاد خداوند با آنان، آگاهی مستقل آنان از امور غیبی، اعتقاد به پیامبری امامان یا سقوط تکلیف شرعی با معرفت آنان است. | |||
== غلو در اعتقادات == | == غلو در اعتقادات == | ||
غلو در امور اعتقادی میتواند به [[کفر]] و [[زندقه]] بینجامد. قرآن در اینباره میگوید: «یا أَهْلَ الْکِتابِ لا تَغْلُوا فی دینِکُمْ وَ لا تَقُولُوا | غلو در امور اعتقادی میتواند به [[کفر]] و [[زندقه]] بینجامد. قرآن در اینباره میگوید: «یا أَهْلَ الْکِتابِ لا تَغْلُوا فی دینِکُمْ وَ لا تَقُولُوا عَلَی اللَّهِ إِلَّا الْحَقَّ»؛ یعنی ای اهل کتاب، در دین خود گزافهگویی نکنید و دربارهٔ خدا جز حق نگویید. در حدیثی از [[محمد]] نیز آمده است: «صنفان من امتی لا نصیب لهما فی الاسلام: الغلاة و القدریة».<ref>{{پک|اختری|۱۳۹۰|ک=دایرةالمعارف جامع اسلامی|ف=غالی}}</ref> | ||
[[شیخ مفید]] در کتاب [[تصحیح الاعتقاد]]، غالیان را از متظاهرین به اسلام دانسته و آنان را کسانی معرفی کرده است که علی بن ابیطالب و امامان دین از نسل او را به خدایی و پیامبری نسبت داده و در فضیلت دینی و دنیوی آنان از حد گذشتهاند. به گزارش او، غالیان در شمار گمراهان و کافراناند و علی بن ابیطالب فرمان کشتن و سوزاندن آنان را صادر کرده و امامان نیز آنان را کافر و خارج از اسلام دانستهاند.<ref>{{پک|اختری|۱۳۹۰|ک=دایرةالمعارف جامع اسلامی|ف=غالی}}</ref> | [[شیخ مفید]] در کتاب [[تصحیح الاعتقاد]]، غالیان را از متظاهرین به اسلام دانسته و آنان را کسانی معرفی کرده است که علی بن ابیطالب و امامان دین از نسل او را به خدایی و پیامبری نسبت داده و در فضیلت دینی و دنیوی آنان از حد گذشتهاند. به گزارش او، غالیان در شمار گمراهان و کافراناند و علی بن ابیطالب فرمان کشتن و سوزاندن آنان را صادر کرده و امامان نیز آنان را کافر و خارج از اسلام دانستهاند.<ref>{{پک|اختری|۱۳۹۰|ک=دایرةالمعارف جامع اسلامی|ف=غالی}}</ref> | ||
== خاستگاههای فکری غالیان == | == خاستگاههای فکری غالیان == | ||
[[عربستان]]، [[جزیره]]، [[شامات]] و سرزمینهای میان [[دجله]] و [[فرات]] پیش از ظهور اسلام محل سکونت طوایف مختلف عرب و غیرعرب و محل برخورد عقاید و ادیان گوناگون، از جمله [[بتپرستی]]، [[یهودیت]]، [[مسیحیت]] و آیینهای ایرانی مانند [[زردشتیگری]]، [[مانویت]] و [[مزدکی]] بود. ازاینرو، ظهور مذاهب مختلف در چنین محیطی دور از انتظار نبود. برخی ملل و نحلنویسان، مانند [[ابومحمد نوبختی]] و [[شهرستانی]]، عقاید و آرای غالیان را متأثر از [[خرمدینی]]، [[مزدکی]] و [[دهری]] دانسته و برخی شبهات آنان را برگرفته از مذاهب [[حلولیه]]، [[تناسخیه]]، یهودیت و مسیحیت شمردهاند.<ref>{{پک|اختری|۱۳۹۰|ک=دایرةالمعارف جامع اسلامی|ف=غالی}}</ref> | [[عربستان]]، [[جزیره]]، [[شامات]] و سرزمینهای میان [[دجله]] و [[فرات]] پیش از ظهور اسلام محل سکونت طوایف مختلف عرب و غیرعرب و محل برخورد عقاید و ادیان گوناگون، از جمله [[بتپرستی]]، [[یهودیت]]، [[مسیحیت]] و آیینهای ایرانی مانند [[زردشتیگری]]، [[مانویت]] و [[مزدکی]] بود. ازاینرو، ظهور مذاهب مختلف در چنین محیطی دور از انتظار نبود. برخی ملل و نحلنویسان، مانند [[ابومحمد نوبختی]] و [[شهرستانی]]، عقاید و آرای غالیان را متأثر از [[خرمدینی]]، [[مزدکی]] و [[دهری]] دانسته و برخی شبهات آنان را برگرفته از مذاهب [[حلولیه]]، [[تناسخیه]]، یهودیت و مسیحیت شمردهاند.<ref>{{پک|اختری|۱۳۹۰|ک=دایرةالمعارف جامع اسلامی|ف=غالی}}</ref> | ||
به گفتهٔ شهرستانی، همانگونه که یهود خالق را به خلق و مسیحیان خلق را به خالق تشبیه کردهاند، غالیان نیز در آرای خود از این دو نوع عقیده متأثر شدهاند. بااینحال، برخی فرق غالی، بهویژه فرقههایی که گردانندگان و بزرگان آنها ایرانی بودهاند یا در ایران ظهور کرده یا گسترش یافتهاند، ممکن است اهداف دیگری نیز داشته باشند؛ از جمله احیای آیینهای ایران باستان و تضعیف اسلام از طریق ایجاد اختلاف و پراکندگی عقاید. با وجود این، شباهت میان عقاید بهتنهایی و بدون وجود قرائن دیگر، دلیل کافی بر اخذ و اقتباس نیست.<ref>{{پک|اختری|۱۳۹۰|ک=دایرةالمعارف جامع اسلامی|ف=غالی}}</ref> | به گفتهٔ شهرستانی، همانگونه که یهود خالق را به خلق و مسیحیان خلق را به خالق تشبیه کردهاند، غالیان نیز در آرای خود از این دو نوع عقیده متأثر شدهاند. بااینحال، برخی فرق غالی، بهویژه فرقههایی که گردانندگان و بزرگان آنها ایرانی بودهاند یا در ایران ظهور کرده یا گسترش یافتهاند، ممکن است اهداف دیگری نیز داشته باشند؛ از جمله احیای آیینهای ایران باستان و تضعیف اسلام از طریق ایجاد اختلاف و پراکندگی عقاید. با وجود این، شباهت میان عقاید بهتنهایی و بدون وجود قرائن دیگر، دلیل کافی بر اخذ و اقتباس نیست.<ref>{{پک|اختری|۱۳۹۰|ک=دایرةالمعارف جامع اسلامی|ف=غالی}}</ref> | ||
برخی پژوهشگران مسیحی یا منتسب به مسیحیت کوشیدهاند عقاید غالیان، بهویژه [[علیاللهیان]]، را دارای منشأ مسیحی بدانند. از جمله، میرزا کرم در کتاب انگلیسی خود که در مجموعهٔ «دنیای اسلام» با عنوان «علیاللهیان» منتشر شده، با استناد به برخی شباهتها، مذهب علیاللهیان را متأثر از مسیحیت دانسته است. از موارد مورد استناد او میتوان به سه روز روزه، سرودهای مذهبی و تعدد زوجات اشاره کرد؛ بااینحال، برخی پژوهشگران این دیدگاه را نادرست دانستهاند.<ref>{{پک|اختری|۱۳۹۰|ک=دایرةالمعارف جامع اسلامی|ف=غالی}}</ref> | برخی پژوهشگران مسیحی یا منتسب به مسیحیت کوشیدهاند عقاید غالیان، بهویژه [[علیاللهیان]]، را دارای منشأ مسیحی بدانند. از جمله، میرزا کرم در کتاب انگلیسی خود که در مجموعهٔ «دنیای اسلام» با عنوان «علیاللهیان» منتشر شده، با استناد به برخی شباهتها، مذهب علیاللهیان را متأثر از مسیحیت دانسته است. از موارد مورد استناد او میتوان به سه روز روزه، سرودهای مذهبی و تعدد زوجات اشاره کرد؛ بااینحال، برخی پژوهشگران این دیدگاه را نادرست دانستهاند.<ref>{{پک|اختری|۱۳۹۰|ک=دایرةالمعارف جامع اسلامی|ف=غالی}}</ref> | ||
== فرقههای غالی == | == فرقههای غالی == | ||
غالیان دربارهٔ علی بن ابیطالب، دیگر امامان و اشخاص دیگری که دربارهٔ خود غلو کردهاند، به اصناف و فرقههای متعددی تقسیم شدهاند. از مشهورترین آنها میتوان به [[آل مشعشع]]، [[ابحیه]]، [[احمدیه]]، [[اخیه]]، [[ازدریه]]، [[اسحاقیه]]، [[اسحاقیه حارثیه]]، [[اسماعیلیه]]، [[امریه]]، [[اهل حق]]، [[بابکیه]]، [[باطنیه]]، [[بدعیه]]، [[برکوکیه]]، [[بزیغیه]]، [[بشیریه]]، [[بکتاشی]]، [[بومسیلمیه]]، [[بلالیه]]، [[بیانیه]]، [[تعلیمیه]]، [[تمیمیه]]، [[تناسخیه]]، [[جناحیه]]، [[جواربیه]]، [[حابطیه]]، [[حارثیه]]، [[حدثیه]]، [[حربیه]]، [[حروفیه]]، [[حلاجیه]]، [[حلمانیه]]، [[حلولیه]]، [[حماریه]]، [[خابطیه]]، [[خرمیه]]، [[خطابیه]]، [[خطابیه مطلقه]]، [[خلالیه]]، [[ذمامیه]]، [[ذمیه]]، [[راوندیه]]، [[رجعیه]]، [[رزامیه]]، [[زراریه]]، [[سبائیه]]، [[سبعیه]]، [[سپیدجامگان]]، [[سرخجامگان]]، [[سلمانیه]]، [[سمنیه]]، [[شریعیه]]، [[شریکیه]]، [[شلمغانیه]]، [[عزاقریه]]، [[علویه]]، [[علیائیه]]، [[علیاللهیان]]، [[عمیریه]]، [[عینیه]]، [[غمامیه]]، [[قادیانیه]]، [[قرامطه]]، [[کاکائیه]]، [[کاملیه]]، [[کربیه]]، [[کسفیه]]، [[کیسانیه]]، [[مازیاریه]]، [[مانویه]]، [[مبارکیه]]، [[بیضیه]]، [[متنبئین]]، [[محمدیه]]، [[محمره]]، [[مختاریه]]، [[مخطئه]]، [[مخمسه]]، [[مزدکیه]]، [[مسیلمیه]]، [[مشبهه]]، [[مشعشعیه]]، [[معمریه]]، [[مغیریه]]، [[مفضلیه]]، [[مفوضه]]، [[مقنعیه]]، [[ملاحده]]، [[منصوریه]]، [[موسویه]]، [[میمونیه]]، [[میمیه]]، [[ناووسیه]]، [[نصیریه]]، [[نمیریه]]، [[هاشمیه]]، [[هشامیه]]، [[یزیدیه]] و [[یعقوبیه]] اشاره کرد.<ref>{{پک|اختری|۱۳۹۰|ک=دایرةالمعارف جامع اسلامی|ف=غالی}}</ref> | غالیان دربارهٔ علی بن ابیطالب، دیگر امامان و اشخاص دیگری که دربارهٔ خود غلو کردهاند، به اصناف و فرقههای متعددی تقسیم شدهاند. از مشهورترین آنها میتوان به [[آل مشعشع]]، [[ابحیه]]، [[احمدیه]]، [[اخیه]]، [[ازدریه]]، [[اسحاقیه]]، [[اسحاقیه حارثیه]]، [[اسماعیلیه]]، [[امریه]]، [[اهل حق]]، [[بابکیه]]، [[باطنیه]]، [[بدعیه]]، [[برکوکیه]]، [[بزیغیه]]، [[بشیریه]]، [[بکتاشی]]، [[بومسیلمیه]]، [[بلالیه]]، [[بیانیه]]، [[تعلیمیه]]، [[تمیمیه]]، [[تناسخیه]]، [[جناحیه]]، [[جواربیه]]، [[حابطیه]]، [[حارثیه]]، [[حدثیه]]، [[حربیه]]، [[حروفیه]]، [[حلاجیه]]، [[حلمانیه]]، [[حلولیه]]، [[حماریه]]، [[خابطیه]]، [[خرمیه]]، [[خطابیه]]، [[خطابیه مطلقه]]، [[خلالیه]]، [[ذمامیه]]، [[ذمیه]]، [[راوندیه]]، [[رجعیه]]، [[رزامیه]]، [[زراریه]]، [[سبائیه]]، [[سبعیه]]، [[سپیدجامگان]]، [[سرخجامگان]]، [[سلمانیه]]، [[سمنیه]]، [[شریعیه]]، [[شریکیه]]، [[شلمغانیه]]، [[عزاقریه]]، [[علویه]]، [[علیائیه]]، [[علیاللهیان]]، [[عمیریه]]، [[عینیه]]، [[غمامیه]]، [[قادیانیه]]، [[قرامطه]]، [[کاکائیه]]، [[کاملیه]]، [[کربیه]]، [[کسفیه]]، [[کیسانیه]]، [[مازیاریه]]، [[مانویه]]، [[مبارکیه]]، [[بیضیه]]، [[متنبئین]]، [[محمدیه]]، [[محمره]]، [[مختاریه]]، [[مخطئه]]، [[مخمسه]]، [[مزدکیه]]، [[مسیلمیه]]، [[مشبهه]]، [[مشعشعیه]]، [[معمریه]]، [[مغیریه]]، [[مفضلیه]]، [[مفوضه]]، [[مقنعیه]]، [[ملاحده]]، [[منصوریه]]، [[موسویه]]، [[میمونیه]]، [[میمیه]]، [[ناووسیه]]، [[نصیریه]]، [[نمیریه]]، [[هاشمیه]]، [[هشامیه]]، [[یزیدیه]] و [[یعقوبیه]] اشاره کرد.<ref>{{پک|اختری|۱۳۹۰|ک=دایرةالمعارف جامع اسلامی|ف=غالی}}</ref>{{درجهبندی|نیازمند پیوند=خیر|نیازمند رده=خیر|نیازمند جعبه اطلاعات=بله|نیازمند تصویر=بله|نیازمند استانداردسازی=خیر|نیازمند ویراستاری=خیر|مقابله نشده با دانشنامهها=تاحدودی|تاریخ خوبیدگی=|تاریخ برگزیدگی=|توضیحات=}} | ||
{{ | |||
== غلو در اعتقادات شیعه == | == غلو در اعتقادات شیعه == | ||
[[شیخ صدوق]] در کتاب [[اعتقادات شیخ صدوق|اعتقادات]]، غالیان و [[مفوضه]] را کافر به خداوند دانسته و آنان را از یهود، نصارا، مجوس، [[قدریه]]، [[حروریه]] و دیگر بدعتگذاران بدتر شمرده است. او برای بیان این دیدگاه به آیات قرآن، از جمله «ما کان لبشر أن یؤتیه الله الکتاب والحکم والنبوة ثم یقول للناس کونوا عباداً لی من دون الله» و «لا تغلوا فی دینکم ولا تقولوا علی الله إلا الحق» استناد کرده است.<ref>{{پک|اختری|۱۳۹۰|ک=دایرةالمعارف جامع اسلامی|ف=غلو}}</ref> | [[شیخ صدوق]] در کتاب [[اعتقادات شیخ صدوق|اعتقادات]]، غالیان و [[مفوضه]] را کافر به خداوند دانسته و آنان را از یهود، نصارا، مجوس، [[قدریه]]، [[حروریه]] و دیگر بدعتگذاران بدتر شمرده است. او برای بیان این دیدگاه به آیات قرآن، از جمله «ما کان لبشر أن یؤتیه الله الکتاب والحکم والنبوة ثم یقول للناس کونوا عباداً لی من دون الله» و «لا تغلوا فی دینکم ولا تقولوا علی الله إلا الحق» استناد کرده است.<ref>{{پک|اختری|۱۳۹۰|ک=دایرةالمعارف جامع اسلامی|ف=غلو}}</ref> | ||
| خط ۲۶: | خط ۲۰: | ||
از [[علی بن موسی الرضا]] نیز دعایی نقل شده است که در آن از کسانی که برای امامان مقامی فراتر از حق آنان قائل شدهاند، اعلام برائت شده و آفرینش و روزیرسانی از آنِ خداوند دانسته شده است. در این دعا، امامان خود را بندگان خدا معرفی میکنند و نسبت دادن ربوبیت یا آفرینش و روزیرسانی به آنان را رد میکنند.<ref>{{پک|اختری|۱۳۹۰|ک=دایرةالمعارف جامع اسلامی|ف=غلو}}</ref> | از [[علی بن موسی الرضا]] نیز دعایی نقل شده است که در آن از کسانی که برای امامان مقامی فراتر از حق آنان قائل شدهاند، اعلام برائت شده و آفرینش و روزیرسانی از آنِ خداوند دانسته شده است. در این دعا، امامان خود را بندگان خدا معرفی میکنند و نسبت دادن ربوبیت یا آفرینش و روزیرسانی به آنان را رد میکنند.<ref>{{پک|اختری|۱۳۹۰|ک=دایرةالمعارف جامع اسلامی|ف=غلو}}</ref> | ||
از [[زراره بن اعین]] نقل شده است که یکی از فرزندان [[عبدالله بن سبا]] به [[تفویض]] اعتقاد داشت. [[جعفر صادق]] در پاسخ به توضیح او دربارهٔ این عقیده، آن را دروغ دانست و به آیهٔ ۱۶ [[سوره رعد]] استناد کرد که خداوند را خالق همهچیز معرفی میکند. سپس میان تفویض امر دین به پیامبر و نسبت دادن آفرینش، روزیرسانی، زنده کردن و میراندن به پیامبر و علی بن ابیطالب تفاوت گذاشته شد و به آیهٔ ۷ [[سوره حشر]] دربارهٔ پیروی از آنچه پیامبر آورده استناد شد.<ref>{{پک|اختری|۱۳۹۰|ک=دایرةالمعارف جامع اسلامی|ف=غلو}}</ref> | از [[زراره بن اعین]] نقل شده است که یکی از فرزندان [[عبدالله بن سبا]] به [[تفویض]] اعتقاد داشت. [[جعفر صادق]] در پاسخ به توضیح او دربارهٔ این عقیده، آن را دروغ دانست و به آیهٔ ۱۶ [[سوره رعد]] استناد کرد که خداوند را خالق همهچیز معرفی میکند. سپس میان تفویض امر دین به پیامبر و نسبت دادن آفرینش، روزیرسانی، زنده کردن و میراندن به پیامبر و علی بن ابیطالب تفاوت گذاشته شد و به آیهٔ ۷ [[سوره حشر]] دربارهٔ پیروی از آنچه پیامبر آورده استناد شد.<ref>{{پک|اختری|۱۳۹۰|ک=دایرةالمعارف جامع اسلامی|ف=غلو}}</ref> | ||
== اقسام غلو == | == اقسام غلو == | ||
غلو را میتوان به سه قسم تقسیم کرد: غلو الحادی، غلو تصوف و غلو شعری و احساسی یا غلو ادبی. غلو الحادی از نمونههایی مانند اعتقاد [[عبدالله بن سبا]] دربارهٔ علی بن ابیطالب و مباحثی مانند تألیه، تجلی، ظهور، اتحاد، وحدت وجود، حلول، تناسخ، فرشتهپرستی و اقانیم ثلاثه تشکیل میشود.<ref>{{پک|اختری|۱۳۹۰|ک=دایرةالمعارف جامع اسلامی|ف=غلو}}</ref> | غلو را میتوان به سه قسم تقسیم کرد: غلو الحادی، غلو تصوف و غلو شعری و احساسی یا غلو ادبی. غلو الحادی از نمونههایی مانند اعتقاد [[عبدالله بن سبا]] دربارهٔ علی بن ابیطالب و مباحثی مانند تألیه، تجلی، ظهور، اتحاد، وحدت وجود، حلول، تناسخ، فرشتهپرستی و اقانیم ثلاثه تشکیل میشود.<ref>{{پک|اختری|۱۳۹۰|ک=دایرةالمعارف جامع اسلامی|ف=غلو}}</ref> | ||
| خط ۳۱: | خط ۲۶: | ||
غلو شعری و احساسی در مواردی ممکن است از غلیان احساسات و طغیان عواطف سرچشمه گرفته باشد. برخی شاعران شیعه در وصف امامان، بهویژه علی بن ابیطالب، اشعاری سروده و سخنانی گفتهاند که از نظر اعتقادی غلوآمیز به نظر میرسد، اما بررسی آثار آنان ممکن است نشان دهد که این سخنان از روی عقیدهٔ دینی نبوده و بر احساسات و عواطف استوار بوده است. در مقابل، برخی شاعران نیز غلو را به عنوان عقیدهای دینی پذیرفته و اعتقادات مذهبی خود را در قالب شعر بیان کردهاند.<ref>{{پک|اختری|۱۳۹۰|ک=دایرةالمعارف جامع اسلامی|ف=غلو}}</ref> | غلو شعری و احساسی در مواردی ممکن است از غلیان احساسات و طغیان عواطف سرچشمه گرفته باشد. برخی شاعران شیعه در وصف امامان، بهویژه علی بن ابیطالب، اشعاری سروده و سخنانی گفتهاند که از نظر اعتقادی غلوآمیز به نظر میرسد، اما بررسی آثار آنان ممکن است نشان دهد که این سخنان از روی عقیدهٔ دینی نبوده و بر احساسات و عواطف استوار بوده است. در مقابل، برخی شاعران نیز غلو را به عنوان عقیدهای دینی پذیرفته و اعتقادات مذهبی خود را در قالب شعر بیان کردهاند.<ref>{{پک|اختری|۱۳۹۰|ک=دایرةالمعارف جامع اسلامی|ف=غلو}}</ref> | ||
ازاینرو، همانگونه که دلیل خطابی و شعری نمیتواند جایگزین دلیل منطقی و عقلی شود، از سخنان شاعرانه نیز نمیتوان بهتنهایی عقیدهٔ دینی گوینده را نتیجه گرفت، مگر آنکه او عقیدهٔ خود را بهصراحت در مواردی بیان کرده باشد. مبالغه و اغراق نیز از صنایع ادبی و ویژگیهای عادی کلام منظوم است. این نوع مبالغه در گفتوگوهای روزمره نیز دیده میشود؛ برای نمونه، برخی الفاظ برای تجلیل از مقام اشخاص یا بیان شدت محبت به کار میروند که اگر معنای حقیقی آنها مراد باشد، ممکن است غلوآمیز تلقی شوند.<ref>{{پک|اختری|۱۳۹۰|ک=دایرةالمعارف جامع اسلامی|ف=غلو}}</ref> | ازاینرو، همانگونه که دلیل خطابی و شعری نمیتواند جایگزین دلیل منطقی و عقلی شود، از سخنان شاعرانه نیز نمیتوان بهتنهایی عقیدهٔ دینی گوینده را نتیجه گرفت، مگر آنکه او عقیدهٔ خود را بهصراحت در مواردی بیان کرده باشد. مبالغه و اغراق نیز از صنایع ادبی و ویژگیهای عادی کلام منظوم است. این نوع مبالغه در گفتوگوهای روزمره نیز دیده میشود؛ برای نمونه، برخی الفاظ برای تجلیل از مقام اشخاص یا بیان شدت محبت به کار میروند که اگر معنای حقیقی آنها مراد باشد، ممکن است غلوآمیز تلقی شوند.<ref>{{پک|اختری|۱۳۹۰|ک=دایرةالمعارف جامع اسلامی|ف=غلو}}</ref> | ||
== پانویس == | == پانویس == | ||
=== ارجاعات === | === ارجاعات === | ||
{{پانویس|۳|اندازه=ریز}} | {{پانویس|۳|اندازه=ریز}} | ||
=== منابع === | === منابع === | ||
* {{یادکرد دانشنامه|نام خانوادگی=اختری|نام=عباسعلی|پیوند نویسنده=|ویراستار=|مقاله=غالی|دانشنامه=[[دایرةالمعارف جامع اسلامی]]|عنوان جلد=دایرةالمعارف جامع اسلامی|سال=۱۳۹۰|ناشر=آرایه|مکان=تهران}} | |||
* {{یادکرد دانشنامه|نام خانوادگی=اختری|نام=عباسعلی|پیوند نویسنده=|ویراستار=|مقاله=غلو|دانشنامه=[[دایرةالمعارف جامع اسلامی]]|عنوان جلد=دایرةالمعارف جامع اسلامی|سال=۱۳۹۰|ناشر=آرایه|مکان=تهران}} | |||
{{یادکرد دانشنامه|نام خانوادگی=اختری|نام=عباسعلی|پیوند نویسنده=|ویراستار=|مقاله=غلو|دانشنامه=[[دایرةالمعارف جامع اسلامی]]|عنوان جلد=دایرةالمعارف جامع اسلامی|سال=۱۳۹۰|ناشر=آرایه|مکان=تهران}} | |||
{{درجهبندی|نیازمند پیوند=خیر|نیازمند رده=خیر|نیازمند جعبه اطلاعات=بله|نیازمند تصویر=بله|نیازمند استانداردسازی=خیر|نیازمند ویراستاری=خیر|مقابله نشده با دانشنامهها=تاحدودی|تاریخ خوبیدگی=|تاریخ برگزیدگی=|توضیحات=}} | {{درجهبندی|نیازمند پیوند=خیر|نیازمند رده=خیر|نیازمند جعبه اطلاعات=بله|نیازمند تصویر=بله|نیازمند استانداردسازی=خیر|نیازمند ویراستاری=خیر|مقابله نشده با دانشنامهها=تاحدودی|تاریخ خوبیدگی=|تاریخ برگزیدگی=|توضیحات=}} | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱۳ سپتامبر ۲۰۲۶، ساعت ۰۲:۴۶
غالی جمع «غلاة» و به معنای گزافهگو و گزافهگر است. غلو به معنای درگذشتن از حد و افراط و زیادهروی در امری است و در اسلام از صفات نکوهیده و مذموم بهشمار میرود. در اصطلاح، غالی به گروهی از منتسبان به اسلام گفته میشود که دربارهٔ علی بن ابیطالب، یکی از امامان شیعه یا اشخاص دیگر غلو کرده و آنان را از مرتبهٔ واقعی خود فراتر بردهاند.
غلو به معنای درگذشتن از حد، گزافهکاری، گزافه و مبالغه است. در اصطلاح اصحاب ادیان و ارباب ملل و نحل، غلو به اعتقاد به الوهیت بشر از جهتی از جهات خدایی یا صفتی از صفات الهی گفته میشود. در اسلام، غلو شامل اعتقاد به خدایی پیامبر، امامان یا افراد دیگر، شریک دانستن آنان با خدا در معبودیت، آفرینش و روزیرسانی، نسبت دادن صفات ذاتی خداوند مانند قدرت، علم و حکمت به آنان، اعتقاد به حلول یا اتحاد خداوند با آنان، آگاهی مستقل آنان از امور غیبی، اعتقاد به پیامبری امامان یا سقوط تکلیف شرعی با معرفت آنان است.
غلو در اعتقادات
غلو در امور اعتقادی میتواند به کفر و زندقه بینجامد. قرآن در اینباره میگوید: «یا أَهْلَ الْکِتابِ لا تَغْلُوا فی دینِکُمْ وَ لا تَقُولُوا عَلَی اللَّهِ إِلَّا الْحَقَّ»؛ یعنی ای اهل کتاب، در دین خود گزافهگویی نکنید و دربارهٔ خدا جز حق نگویید. در حدیثی از محمد نیز آمده است: «صنفان من امتی لا نصیب لهما فی الاسلام: الغلاة و القدریة».[۱] شیخ مفید در کتاب تصحیح الاعتقاد، غالیان را از متظاهرین به اسلام دانسته و آنان را کسانی معرفی کرده است که علی بن ابیطالب و امامان دین از نسل او را به خدایی و پیامبری نسبت داده و در فضیلت دینی و دنیوی آنان از حد گذشتهاند. به گزارش او، غالیان در شمار گمراهان و کافراناند و علی بن ابیطالب فرمان کشتن و سوزاندن آنان را صادر کرده و امامان نیز آنان را کافر و خارج از اسلام دانستهاند.[۲]
خاستگاههای فکری غالیان
عربستان، جزیره، شامات و سرزمینهای میان دجله و فرات پیش از ظهور اسلام محل سکونت طوایف مختلف عرب و غیرعرب و محل برخورد عقاید و ادیان گوناگون، از جمله بتپرستی، یهودیت، مسیحیت و آیینهای ایرانی مانند زردشتیگری، مانویت و مزدکی بود. ازاینرو، ظهور مذاهب مختلف در چنین محیطی دور از انتظار نبود. برخی ملل و نحلنویسان، مانند ابومحمد نوبختی و شهرستانی، عقاید و آرای غالیان را متأثر از خرمدینی، مزدکی و دهری دانسته و برخی شبهات آنان را برگرفته از مذاهب حلولیه، تناسخیه، یهودیت و مسیحیت شمردهاند.[۳] به گفتهٔ شهرستانی، همانگونه که یهود خالق را به خلق و مسیحیان خلق را به خالق تشبیه کردهاند، غالیان نیز در آرای خود از این دو نوع عقیده متأثر شدهاند. بااینحال، برخی فرق غالی، بهویژه فرقههایی که گردانندگان و بزرگان آنها ایرانی بودهاند یا در ایران ظهور کرده یا گسترش یافتهاند، ممکن است اهداف دیگری نیز داشته باشند؛ از جمله احیای آیینهای ایران باستان و تضعیف اسلام از طریق ایجاد اختلاف و پراکندگی عقاید. با وجود این، شباهت میان عقاید بهتنهایی و بدون وجود قرائن دیگر، دلیل کافی بر اخذ و اقتباس نیست.[۴] برخی پژوهشگران مسیحی یا منتسب به مسیحیت کوشیدهاند عقاید غالیان، بهویژه علیاللهیان، را دارای منشأ مسیحی بدانند. از جمله، میرزا کرم در کتاب انگلیسی خود که در مجموعهٔ «دنیای اسلام» با عنوان «علیاللهیان» منتشر شده، با استناد به برخی شباهتها، مذهب علیاللهیان را متأثر از مسیحیت دانسته است. از موارد مورد استناد او میتوان به سه روز روزه، سرودهای مذهبی و تعدد زوجات اشاره کرد؛ بااینحال، برخی پژوهشگران این دیدگاه را نادرست دانستهاند.[۵]
فرقههای غالی
غالیان دربارهٔ علی بن ابیطالب، دیگر امامان و اشخاص دیگری که دربارهٔ خود غلو کردهاند، به اصناف و فرقههای متعددی تقسیم شدهاند. از مشهورترین آنها میتوان به آل مشعشع، ابحیه، احمدیه، اخیه، ازدریه، اسحاقیه، اسحاقیه حارثیه، اسماعیلیه، امریه، اهل حق، بابکیه، باطنیه، بدعیه، برکوکیه، بزیغیه، بشیریه، بکتاشی، بومسیلمیه، بلالیه، بیانیه، تعلیمیه، تمیمیه، تناسخیه، جناحیه، جواربیه، حابطیه، حارثیه، حدثیه، حربیه، حروفیه، حلاجیه، حلمانیه، حلولیه، حماریه، خابطیه، خرمیه، خطابیه، خطابیه مطلقه، خلالیه، ذمامیه، ذمیه، راوندیه، رجعیه، رزامیه، زراریه، سبائیه، سبعیه، سپیدجامگان، سرخجامگان، سلمانیه، سمنیه، شریعیه، شریکیه، شلمغانیه، عزاقریه، علویه، علیائیه، علیاللهیان، عمیریه، عینیه، غمامیه، قادیانیه، قرامطه، کاکائیه، کاملیه، کربیه، کسفیه، کیسانیه، مازیاریه، مانویه، مبارکیه، بیضیه، متنبئین، محمدیه، محمره، مختاریه، مخطئه، مخمسه، مزدکیه، مسیلمیه، مشبهه، مشعشعیه، معمریه، مغیریه، مفضلیه، مفوضه، مقنعیه، ملاحده، منصوریه، موسویه، میمونیه، میمیه، ناووسیه، نصیریه، نمیریه، هاشمیه، هشامیه، یزیدیه و یعقوبیه اشاره کرد.[۶]
غلو در اعتقادات شیعه
شیخ صدوق در کتاب اعتقادات، غالیان و مفوضه را کافر به خداوند دانسته و آنان را از یهود، نصارا، مجوس، قدریه، حروریه و دیگر بدعتگذاران بدتر شمرده است. او برای بیان این دیدگاه به آیات قرآن، از جمله «ما کان لبشر أن یؤتیه الله الکتاب والحکم والنبوة ثم یقول للناس کونوا عباداً لی من دون الله» و «لا تغلوا فی دینکم ولا تقولوا علی الله إلا الحق» استناد کرده است.[۷] صدوق دربارهٔ اعتقاد به پیامبر اسلام و اوصیای او نیز بر این باور است که همهٔ آنان، جز مهدی که به اعتقاد او همچنان زنده است، از دنیا رفتهاند و مرگ آنان حقیقت داشته است. او کیفیت شهادت یا درگذشت هر یک را بیان کرده و اعتقاد به زنده بودن ظاهری آنان را نادرست دانسته است؛ زیرا آنان خود از مرگ خویش خبر دادهاند.[۸] از علی بن موسی الرضا نیز دعایی نقل شده است که در آن از کسانی که برای امامان مقامی فراتر از حق آنان قائل شدهاند، اعلام برائت شده و آفرینش و روزیرسانی از آنِ خداوند دانسته شده است. در این دعا، امامان خود را بندگان خدا معرفی میکنند و نسبت دادن ربوبیت یا آفرینش و روزیرسانی به آنان را رد میکنند.[۹] از زراره بن اعین نقل شده است که یکی از فرزندان عبدالله بن سبا به تفویض اعتقاد داشت. جعفر صادق در پاسخ به توضیح او دربارهٔ این عقیده، آن را دروغ دانست و به آیهٔ ۱۶ سوره رعد استناد کرد که خداوند را خالق همهچیز معرفی میکند. سپس میان تفویض امر دین به پیامبر و نسبت دادن آفرینش، روزیرسانی، زنده کردن و میراندن به پیامبر و علی بن ابیطالب تفاوت گذاشته شد و به آیهٔ ۷ سوره حشر دربارهٔ پیروی از آنچه پیامبر آورده استناد شد.[۱۰]
اقسام غلو
غلو را میتوان به سه قسم تقسیم کرد: غلو الحادی، غلو تصوف و غلو شعری و احساسی یا غلو ادبی. غلو الحادی از نمونههایی مانند اعتقاد عبدالله بن سبا دربارهٔ علی بن ابیطالب و مباحثی مانند تألیه، تجلی، ظهور، اتحاد، وحدت وجود، حلول، تناسخ، فرشتهپرستی و اقانیم ثلاثه تشکیل میشود.[۱۱] از نمونههای غلو تصوف، سخن حسین بن منصور حلاج با عبارت «انا الحق»، سخن ابوسعید ابوالخیر با عبارت «لیس فی جبتی سوی الله» و سخن بایزید بسطامی با عبارت «سبحانی ما اعظم شأنی» ذکر شده است.[۱۲] غلو شعری و احساسی در مواردی ممکن است از غلیان احساسات و طغیان عواطف سرچشمه گرفته باشد. برخی شاعران شیعه در وصف امامان، بهویژه علی بن ابیطالب، اشعاری سروده و سخنانی گفتهاند که از نظر اعتقادی غلوآمیز به نظر میرسد، اما بررسی آثار آنان ممکن است نشان دهد که این سخنان از روی عقیدهٔ دینی نبوده و بر احساسات و عواطف استوار بوده است. در مقابل، برخی شاعران نیز غلو را به عنوان عقیدهای دینی پذیرفته و اعتقادات مذهبی خود را در قالب شعر بیان کردهاند.[۱۳] ازاینرو، همانگونه که دلیل خطابی و شعری نمیتواند جایگزین دلیل منطقی و عقلی شود، از سخنان شاعرانه نیز نمیتوان بهتنهایی عقیدهٔ دینی گوینده را نتیجه گرفت، مگر آنکه او عقیدهٔ خود را بهصراحت در مواردی بیان کرده باشد. مبالغه و اغراق نیز از صنایع ادبی و ویژگیهای عادی کلام منظوم است. این نوع مبالغه در گفتوگوهای روزمره نیز دیده میشود؛ برای نمونه، برخی الفاظ برای تجلیل از مقام اشخاص یا بیان شدت محبت به کار میروند که اگر معنای حقیقی آنها مراد باشد، ممکن است غلوآمیز تلقی شوند.[۱۴]
پانویس
ارجاعات
- ↑ اختری، «غالی»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «غالی»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «غالی»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «غالی»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «غالی»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «غالی»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «غلو»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «غلو»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «غلو»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «غلو»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «غلو»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «غلو»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «غلو»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «غلو»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
منابع
- اختری، عباسعلی (۱۳۹۰). «غالی». دایرةالمعارف جامع اسلامی. تهران: آرایه.
- اختری، عباسعلی (۱۳۹۰). «غلو». دایرةالمعارف جامع اسلامی. تهران: آرایه.