آیه نشوز: تفاوت میان نسخهها
(− رده:زوج ها (هاتکت)) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
[[آیه نشوز|آیات نشوز]]، بخشی از آیۀ ۳۴ و آیه ١٢٨ [[سوره نساء]] می باشند که به | [[آیه نشوز|آیات نشوز]]، بخشی از آیۀ ۳۴ و آیه ١٢٨ [[سوره نساء]] می باشند که به نشوز و احکام آن میپردازد. [[نشوز]] در اصلاح به معنای سرپیچی از انجام وظایف شرعی، نسبت به همسر است. آیه ۳۴ درباره [[نشوز]] زن و آیه ۱۲۸ درباره [[نشوز]] مرد است. از این آیات، افزون بر نوشتههای تفسیری، در کتابهای فقهی هم بحث شده است. | ||
فقیهان با استناد به آیه | فقیهان با استناد به [[آیه ۳۴ سوره نساء]]، اعتقاد در صورت ناشزه بودن زن، شوهر ابتدا باید او را نصیحت کند و اگر سودمند واقع نشد، در بستر به او پشت کند و یا بسترش را از او جدا کند و اگر همچنان فایدهای نداشت او را تنبیه بدنی سبک کند. بنا بر [[آیه ۱۲۸ سوره نساء]] هم در صورت [[نشوز]] مرد، زن میتواند برای ایجاد صلح و کسب علاقه شوهرش به ادامه زندگی مشترک، از بعضی حقوقش صرف نظر كند. | ||
== متن و ترجمه آیات نشوز == | |||
== متن و ترجمه | |||
در آیات ۳۴ و ۱۲۸ سوره نساء، از [[نشوز|نُشوز]] سخن آمده است: اولی درباره [[نشوز]] زنان است و دومی درباره [[نشوز]] مردان: | در آیات ۳۴ و ۱۲۸ سوره نساء، از [[نشوز|نُشوز]] سخن آمده است: اولی درباره [[نشوز]] زنان است و دومی درباره [[نشوز]] مردان: | ||
=== [[آیه ۳۴ سوره نساء]] | === [[آیه ۳۴ سوره نساء]] === | ||
«وَاللَّاتِي تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلَا تَبْغُوا عَلَيْهِنَّ سَبِيلًا إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيًّا كَبِيرًا» | «وَاللَّاتِي تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلَا تَبْغُوا عَلَيْهِنَّ سَبِيلًا إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيًّا كَبِيرًا» ...و زنانی را كه از نافرمانی آنان بیم دارید، [نخست] پندشان دهید و [بعد] در خوابگاهها، از ایشان دوری كنید و [اگر تأثیر نكرد] آنان را بزنید؛ پس اگر شما را اطاعت كردند، [دیگر] بر آنها هیچ راهی [برای سرزنش] مجویید، كه خدا والای بزرگ است. <ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=قرآن کریم، سوره نساء:۳۴}}</ref> | ||
...و زنانی را كه از نافرمانی آنان بیم دارید، [نخست] پندشان دهید و [بعد] در خوابگاهها، از ایشان دوری كنید و [اگر تأثیر نكرد] آنان را بزنید؛ پس اگر شما را اطاعت كردند، [دیگر] بر آنها هیچ راهی [برای سرزنش] مجویید، كه خدا والای بزرگ است. <ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=قرآن کریم، سوره نساء:۳۴}}</ref> | |||
و اگر زنی از شوهر خویش بیم ناسازگاری یا رویگردانی داشته باشد، بر آندو، گناهی نیست كه از راه صلح با یكدیگر، به آشتی گرایند؛ كه سازش بهتر است. و[لی] بخل [و بیگذشت بودن]، در نفوس، حضور [و غلبه] دارد؛ و اگر نیكی كنید و پرهیزگاری پیشه نمایید، قطعاً خدا به آنچه انجام میدهید آگاه است.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=قرآن کریم، سوره نساء:۱۲۸}}</ref> | === [[آیه ۱۲۸ سوره نساء]] === | ||
«وَإِنِ امْرَأَةٌ خَافَتْ مِنْ بَعْلِهَا نُشُوزًا أَوْ إِعْرَاضًا فَلَا جُنَاحَ عَلَيْهِمَا أَنْ يُصْلِحَا بَيْنَهُمَا صُلْحًا وَالصُّلْحُ خَيْرٌ وَأُحْضِرَتِ الْأَنْفُسُ الشُّحَّ وَإِنْ تُحْسِنُوا وَتَتَّقُوا فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرًا» و اگر زنی از شوهر خویش بیم ناسازگاری یا رویگردانی داشته باشد، بر آندو، گناهی نیست كه از راه صلح با یكدیگر، به آشتی گرایند؛ كه سازش بهتر است. و[لی] بخل [و بیگذشت بودن]، در نفوس، حضور [و غلبه] دارد؛ و اگر نیكی كنید و پرهیزگاری پیشه نمایید، قطعاً خدا به آنچه انجام میدهید آگاه است.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=قرآن کریم، سوره نساء:۱۲۸}}</ref> | |||
== کیفیت استدلال به [[آیه نشوز]] == | |||
=== حکم نشوز زن === | |||
بر اساس آیه نخست، در صورت نافرمانى [[زن در اسلام|زن]]، شوهر باید ابتدا وى را نصیحت کند، اگر سودمند نیفتاد، در رختخواب به او پشت کند و یا محل خواب خود را از او جدا کند و اگر باز فایدهاى نبخشید، او را آرام- تا حدى که به مجروح کردن نرسد- بزند.جدا کردن محل خواب و زدن زن پس از اطاعت کردن وى، جایز نیست.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=زبدة البیان|صفحه=۵۳۶}}</ref><ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=جواهر الکلام|جلد=۳۱|صفحه=۲۰۳-۲۰۷}}</ref> توضیح اینکه: از حق زن بر شوهر است که «اگر زن نادانی کرد او را ببخشد و صورت را برای او زشت نکند، چنان که در اخبار وارد شده است.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=تحریر الوسیلة|جلد=۲|صفحه=۳۲۶}}</ref> این نشان میدهد که آرامش روحی و امنیت روانی زن و شوهر نیز مورد توجه [[خدا|شارع مقدس]] است که در حد و اندازه رو ترش کردن برای زن را بر شوهر ممنوع کرده است چه رسد به شتم یا ضربی که کبودی یا خونریزی و شکستگی ببار آورد یا حتی سرخ شدن پوست بدن او را در پی داشته باشد، که اگر از این قبیل « جنایتی رخ دهد غرامت آن [[واجب]] است.»<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=تحریر الوسیلة|جلد=۲|صفحه=۳۲۸}}</ref> | بر اساس آیه نخست، در صورت نافرمانى [[زن در اسلام|زن]]، شوهر باید ابتدا وى را نصیحت کند، اگر سودمند نیفتاد، در رختخواب به او پشت کند و یا محل خواب خود را از او جدا کند و اگر باز فایدهاى نبخشید، او را آرام- تا حدى که به مجروح کردن نرسد- بزند.جدا کردن محل خواب و زدن زن پس از اطاعت کردن وى، جایز نیست.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=زبدة البیان|صفحه=۵۳۶}}</ref><ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=جواهر الکلام|جلد=۳۱|صفحه=۲۰۳-۲۰۷}}</ref> توضیح اینکه: از حق زن بر شوهر است که «اگر زن نادانی کرد او را ببخشد و صورت را برای او زشت نکند، چنان که در اخبار وارد شده است.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=تحریر الوسیلة|جلد=۲|صفحه=۳۲۶}}</ref> این نشان میدهد که آرامش روحی و امنیت روانی زن و شوهر نیز مورد توجه [[خدا|شارع مقدس]] است که در حد و اندازه رو ترش کردن برای زن را بر شوهر ممنوع کرده است چه رسد به شتم یا ضربی که کبودی یا خونریزی و شکستگی ببار آورد یا حتی سرخ شدن پوست بدن او را در پی داشته باشد، که اگر از این قبیل « جنایتی رخ دهد غرامت آن [[واجب]] است.»<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=تحریر الوسیلة|جلد=۲|صفحه=۳۲۸}}</ref> | ||
بر همین اساس است که بهمنظور کنترل رفتار و تبیین حدود واکنش شوهر به [[نشوز]] و بدرفتاری زن، با لحاظ قیود بازدارنده مقرر شده است: «اگر از زن علامات نشوز و طغیان به سبب تغییر عادتش با شوهر در قول یا فعل، آشکار شود، به اینکه با خشونت او را جواب دهد و حال آنکه قبلاً با نرمی با او سخن میگفت یا عبوسی و ترشرویی را در صورتش آشکار کند و خود را به سنگینی و غضبناکی بزند و حال آنکه قبلاً خلاف این بوده است و غیر اینها، [[زوج]] او را موعظه میکند پس اگر گوش نکرد، نشوز با خروج او از اطاعت مرد - در جایی که به تمتع بردن او برمیگردد - تحقق پیدا میکند؛ پس در این صورت برای زوج جایز است که او را در محل خواب مهجور کند، به اینکه پشتش را در رختخواب به طرف او کند یا از رختخواب او کنارهگیری کند، پس اگر او را مهجور کند و زن بر نگردد و بر کارهایش اصرار داشته باشد زدنش جایز است و باید بهاندازهای که با آن امید برگشتن او باشد، اکتفا شود پس زیادتر از آن درصورتیکه غرض به سبب آن حاصل میشود جایز نیست، وگرنه بهتدریج به الاقوی فالاقوی میرسد تاحدیکه خون نیاورد و شدید نباشد که در سیاه شدن یا سرخ شدن بدن او تاثیر بکند. و لازم است که بهقصد اصلاح او باشد، نه به قصد تشفی و انتقام. و اگر با زدن، جنایتی رخ دهد غرامت آن [[واجب]] است.»<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=تحریر الوسیلة|جلد=۲|صفحه=۳۲۸}}</ref> | بر همین اساس است که بهمنظور کنترل رفتار و تبیین حدود واکنش شوهر به [[نشوز]] و بدرفتاری زن، با لحاظ قیود بازدارنده مقرر شده است: «اگر از زن علامات نشوز و طغیان به سبب تغییر عادتش با شوهر در قول یا فعل، آشکار شود، به اینکه با خشونت او را جواب دهد و حال آنکه قبلاً با نرمی با او سخن میگفت یا عبوسی و ترشرویی را در صورتش آشکار کند و خود را به سنگینی و غضبناکی بزند و حال آنکه قبلاً خلاف این بوده است و غیر اینها، [[زوج]] او را موعظه میکند پس اگر گوش نکرد، نشوز با خروج او از اطاعت مرد - در جایی که به تمتع بردن او برمیگردد - تحقق پیدا میکند؛ پس در این صورت برای زوج جایز است که او را در محل خواب مهجور کند، به اینکه پشتش را در رختخواب به طرف او کند یا از رختخواب او کنارهگیری کند، پس اگر او را مهجور کند و زن بر نگردد و بر کارهایش اصرار داشته باشد زدنش جایز است و باید بهاندازهای که با آن امید برگشتن او باشد، اکتفا شود پس زیادتر از آن درصورتیکه غرض به سبب آن حاصل میشود جایز نیست، وگرنه بهتدریج به الاقوی فالاقوی میرسد تاحدیکه خون نیاورد و شدید نباشد که در سیاه شدن یا سرخ شدن بدن او تاثیر بکند. و لازم است که بهقصد اصلاح او باشد، نه به قصد تشفی و انتقام. و اگر با زدن، جنایتی رخ دهد غرامت آن [[واجب]] است.»<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=تحریر الوسیلة|جلد=۲|صفحه=۳۲۸}}</ref> | ||
=== حکم ترس زن از نشوز شوهر === | |||
همان طور که [[نشوز]] از طرف زن محقق میشود همچنین از طرف شوهر هم با تعدّی بر زن و قیام نکردن به [[شخصیت و حقوق زن در اسلام|حقوق واجب زن]]، [[نشوز]] تحقق مییابد؛ پس اگر [[نشوز]] از شوهر به سبب جلوگیری از [[شخصیت و حقوق زن در اسلام|حقوق زن]] از قبیل تقسیم همخوابگی و [[نفقه]] و مانند اینها آشکار شود، پس او حق مطالبه از شوهر را دارد، و او را موعظه مینماید پس اگر مؤثر نشود [[مرافعه]] را پیش حاکم شرع میبرد و او را به آن ملزم میکند و [[زن در اسلام|زن]] حق ندارد [[زوج]] را مهجور کند و یا او را بزند، و هنگامی که حاکم بر [[نشوز]] [[زوج]] و تعدّی او اطلاع پیدا کرد او را از انجام آنچه که بر او [[حرام]] است، نهی میکند و به انجام آنچه که بر او [[واجب]] است امر مینماید، پس اگر نافع شود که همان، وگرنه آن طور که مصلحت میبیند او را تعزیر میکند. و حاکم شرع هم حق دارد از مال شوهر - در صورت امتناع از آن - او را انفاق نماید ولو اینکه املاک او را بفروشد در صورتی که متوقف بر آن باشد.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=تحریر الوسیلة|جلد=۲|صفحه=۳۲۸}}</ref> | همان طور که [[نشوز]] از طرف زن محقق میشود همچنین از طرف شوهر هم با تعدّی بر زن و قیام نکردن به [[شخصیت و حقوق زن در اسلام|حقوق واجب زن]]، [[نشوز]] تحقق مییابد؛ پس اگر [[نشوز]] از شوهر به سبب جلوگیری از [[شخصیت و حقوق زن در اسلام|حقوق زن]] از قبیل تقسیم همخوابگی و [[نفقه]] و مانند اینها آشکار شود، پس او حق مطالبه از شوهر را دارد، و او را موعظه مینماید پس اگر مؤثر نشود [[مرافعه]] را پیش حاکم شرع میبرد و او را به آن ملزم میکند و [[زن در اسلام|زن]] حق ندارد [[زوج]] را مهجور کند و یا او را بزند، و هنگامی که حاکم بر [[نشوز]] [[زوج]] و تعدّی او اطلاع پیدا کرد او را از انجام آنچه که بر او [[حرام]] است، نهی میکند و به انجام آنچه که بر او [[واجب]] است امر مینماید، پس اگر نافع شود که همان، وگرنه آن طور که مصلحت میبیند او را تعزیر میکند. و حاکم شرع هم حق دارد از مال شوهر - در صورت امتناع از آن - او را انفاق نماید ولو اینکه املاک او را بفروشد در صورتی که متوقف بر آن باشد.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=تحریر الوسیلة|جلد=۲|صفحه=۳۲۸}}</ref> | ||
| خط ۳۳: | خط ۲۶: | ||
بر اساس آیه دوم، در صورت بروز نشانههاى [[نشوز]] و اعراض مرد- بدین معنا که شوهر در عین رعایت [[شخصیت و حقوق زن در اسلام|حقوق واجب زن]]، از مصاحبت با وى ناخشنود است یا قصد [[طلاق]] وى را دارد- زوجین مىتوانند با یکدیگر این گونه مصالحه کنند که زن برخى از حقوق خود را که بر شوهر واجب است، رها و از آنها صرف نظر کند.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=مسالک الافهام|نام خانوادگی=کاظمی|جلد=۳|صفحه=۲۶۳-۲۶۵}}</ref> و «اگر به طوری [[نشوز]] از زوجین واقع شود که خوف شقاق و جدایی بین آنها باشد و امر آنها به حاکم شرع کشانده شود، باید دو حَکَم تعیین کند: یک حَکَم از طرف شوهر و یک حَکَم از طرف زن که جهت اصلاح و رفع اختلاف، آنچه را که صلاح میبینند از با هم بودن یا جدا شدن آنها، انجام دهند و بر هر دو حَکَم [[واجب]] است که بحث و جدیت بکنند در حال آنها و در آنچه که سبب و علت پیدا شدن این اختلاف است، سپس در امر آنها کوشش کنند، پس هر چه که رایشان بر آن قرار گرفت و به آن حکم نمودند بر زوجین نافذ است و بر زوجین لازم است که به آن راضی باشند؛ به شرطی که مورد حکم آنها جایز باشد، مانند اینکه شرط کنند بر زوج که زوجه را در فلان شهر یا در مسکن مخصوصی یا در نزد پدر و مادرش ساکن نماید یا مادر شوهر یا خواهر شوهر با او سکونت نداشته باشند، ولو به اینکه در خانه جدایی باشد، یا هوویش با او در یک خانه و مانند آن سکونت نداشته باشد، یا بر زن شرط کنند [[مهریه|مهر]] حالّش را تا فلان مدت به تاخیر بیندازد، یا آنچه را که از او گرفته به عنوان قرض به او رد نماید و مانند آن، به خلاف اینکه جایز نباشد مانند اینکه بر مرد شرط کنند که بعضی از حقوق هوو از همخوابگی و نفقه را ترک کند یا اینکه زن در خروجش از خانه او هر وقت و هر جا که بخواهد آزاد باشد و مانند اینها.»<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=تحریر الوسیلة|جلد=۲|صفحه=۳۲۹}}</ref> | بر اساس آیه دوم، در صورت بروز نشانههاى [[نشوز]] و اعراض مرد- بدین معنا که شوهر در عین رعایت [[شخصیت و حقوق زن در اسلام|حقوق واجب زن]]، از مصاحبت با وى ناخشنود است یا قصد [[طلاق]] وى را دارد- زوجین مىتوانند با یکدیگر این گونه مصالحه کنند که زن برخى از حقوق خود را که بر شوهر واجب است، رها و از آنها صرف نظر کند.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=مسالک الافهام|نام خانوادگی=کاظمی|جلد=۳|صفحه=۲۶۳-۲۶۵}}</ref> و «اگر به طوری [[نشوز]] از زوجین واقع شود که خوف شقاق و جدایی بین آنها باشد و امر آنها به حاکم شرع کشانده شود، باید دو حَکَم تعیین کند: یک حَکَم از طرف شوهر و یک حَکَم از طرف زن که جهت اصلاح و رفع اختلاف، آنچه را که صلاح میبینند از با هم بودن یا جدا شدن آنها، انجام دهند و بر هر دو حَکَم [[واجب]] است که بحث و جدیت بکنند در حال آنها و در آنچه که سبب و علت پیدا شدن این اختلاف است، سپس در امر آنها کوشش کنند، پس هر چه که رایشان بر آن قرار گرفت و به آن حکم نمودند بر زوجین نافذ است و بر زوجین لازم است که به آن راضی باشند؛ به شرطی که مورد حکم آنها جایز باشد، مانند اینکه شرط کنند بر زوج که زوجه را در فلان شهر یا در مسکن مخصوصی یا در نزد پدر و مادرش ساکن نماید یا مادر شوهر یا خواهر شوهر با او سکونت نداشته باشند، ولو به اینکه در خانه جدایی باشد، یا هوویش با او در یک خانه و مانند آن سکونت نداشته باشد، یا بر زن شرط کنند [[مهریه|مهر]] حالّش را تا فلان مدت به تاخیر بیندازد، یا آنچه را که از او گرفته به عنوان قرض به او رد نماید و مانند آن، به خلاف اینکه جایز نباشد مانند اینکه بر مرد شرط کنند که بعضی از حقوق هوو از همخوابگی و نفقه را ترک کند یا اینکه زن در خروجش از خانه او هر وقت و هر جا که بخواهد آزاد باشد و مانند اینها.»<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=تحریر الوسیلة|جلد=۲|صفحه=۳۲۹}}</ref> | ||
== معنای واژه ضرب == | === معنای واژه ضرب === | ||
طبق دیدگاه [[مفسران]] و فقیهان [[شیعه]] و [[اهل سنت]]، «ضرب» در [[آیه ۳۴ سوره نساء]]، بهمعنای کتکزدن است.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=مجمع البیان|سال=۱۳۷۲|نام خانوادگی=طبرسی|جلد=۲|صفحه=۶۹}}</ref>البته برای ضرب، شرایط و حدودی تعیین کردهاند؛ از جمله اینکه زدن تنها بهانگیزۀ اصلاح و خالی از هر نوع انتقامجویی<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=جواهر الکلام|سال=۱۳۶۲|نام خانوادگی=نجفی|جلد=۳۱|صفحه=۲۰۷}}</ref> و خفیف باشد.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=احکام خانواده|سال=۱۳۸۹|نام خانوادگی=مکارم شیرازی|صفحه=۲۱۹}}</ref> با این حال، [[آیت الله معرفت|آیت الله معرفت]] قرآنپژوه، با استناد به شواهدی همچون تنبیه بدنی زنان با چوب مسواک، نهی از زدن زنان و سفارش به حفظ [[کرامت انسانی|کرامت]] آنان، معتقد است این آیه [[نسخ|نَسخ]] شده است. <ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=شبهات وردود حول القران الکریم|سال=۱۳۸۸|نام=محمد هادی|نام خانوادگی=معرفت|صفحه=۱۵۸}}</ref>از نظر او، در این آیه، از روش [[نسخ|نسخ تَمهیدی]] استفاده شده است.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=همان}}</ref> در این روش، [[شارع]] برای ریشهکنکردن برخی [[جاهلیت|رسوم جاهلی]]، ابتدا حکمی هماهنگ با جامعه تجویز میکند و سپس طی فرایندی، آن را [[نسخ]] مینماید.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=معنا شناسی نسخ تدریجی، مشروط و تمهیدی از منظر آیت الله معرفت|نام خانوادگی=احمدی نژاد و دیگران|صفحه=۱۸}}</ref> | طبق دیدگاه [[مفسران]] و فقیهان [[شیعه]] و [[اهل سنت]]، «ضرب» در [[آیه ۳۴ سوره نساء]]، بهمعنای کتکزدن است.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=مجمع البیان|سال=۱۳۷۲|نام خانوادگی=طبرسی|جلد=۲|صفحه=۶۹}}</ref>البته برای ضرب، شرایط و حدودی تعیین کردهاند؛ از جمله اینکه زدن تنها بهانگیزۀ اصلاح و خالی از هر نوع انتقامجویی<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=جواهر الکلام|سال=۱۳۶۲|نام خانوادگی=نجفی|جلد=۳۱|صفحه=۲۰۷}}</ref> و خفیف باشد.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=احکام خانواده|سال=۱۳۸۹|نام خانوادگی=مکارم شیرازی|صفحه=۲۱۹}}</ref> با این حال، [[آیت الله معرفت|آیت الله معرفت]] قرآنپژوه، با استناد به شواهدی همچون تنبیه بدنی زنان با چوب مسواک، نهی از زدن زنان و سفارش به حفظ [[کرامت انسانی|کرامت]] آنان، معتقد است این آیه [[نسخ|نَسخ]] شده است. <ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=شبهات وردود حول القران الکریم|سال=۱۳۸۸|نام=محمد هادی|نام خانوادگی=معرفت|صفحه=۱۵۸}}</ref>از نظر او، در این آیه، از روش [[نسخ|نسخ تَمهیدی]] استفاده شده است.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=همان}}</ref> در این روش، [[شارع]] برای ریشهکنکردن برخی [[جاهلیت|رسوم جاهلی]]، ابتدا حکمی هماهنگ با جامعه تجویز میکند و سپس طی فرایندی، آن را [[نسخ]] مینماید.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=معنا شناسی نسخ تدریجی، مشروط و تمهیدی از منظر آیت الله معرفت|نام خانوادگی=احمدی نژاد و دیگران|صفحه=۱۸}}</ref> | ||
| خط ۴۶: | خط ۳۹: | ||
== کاربرد فقهی == | == کاربرد فقهی == | ||
فقیهان از محتوای آیات ۳۴ و ۱۲۸ سوره نساء، برای بیان احکام [[نشوز|نُشوز]] بهره بردهاند.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=من لا یحضره الفقیه|سال=۱۴۱۳|نام خانوادگی=صدوق|جلد=۳|صفحه=۵۲۰-۵۲۱}}</ref> [[نشوز]] یعنی انجام ندادن وظایف شرعی، نسبت به همسر.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=مختصر النافع|سال=۱۴۱۰|نام خانوادگی=محقق حلی|صفحه=۱۹۱}}</ref> | فقیهان از محتوای آیات ۳۴ و ۱۲۸ سوره نساء، برای بیان احکام [[نشوز|نُشوز]] بهره بردهاند.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=من لا یحضره الفقیه|سال=۱۴۱۳|نام خانوادگی=صدوق|جلد=۳|صفحه=۵۲۰-۵۲۱}}</ref> [[نشوز]] یعنی انجام ندادن وظایف شرعی، نسبت به همسر.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=مختصر النافع|سال=۱۴۱۰|نام خانوادگی=محقق حلی|صفحه=۱۹۱}}</ref> آیه ۳۴ از نشوز زن و وظیفه مرد در برابر آن سخن میگوید. [[فقیه|فقیهان]] بر اساس این آیه، [[فتوا]] دادهاند که در صورت [[نشوز]] زن، مرد در مرحله اول، باید او را نصیحت کند. اگر فایده نداشت، در بستر به او پشت کند یا بسترش را از او جدا کند. چنانچه این روش هم مؤثر نبود، او را بهصورت خفیف، تنبیه بدنی کند.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=جواهر الکلام|سال=۱۳۶۲|نام خانوادگی=نجفی|جلد=۳۱|صفحه=۲۰۵-۲۰۷}}</ref> گفته شده است شوهر تنها در صورت خوف از هوسرانی همسرش میتواند پس از موعظه و جدایی از بستر، زن را تنبیه بدنی کند و این حکم واجب و الزامی نیست و شوهر میتواند مماشات کند و در صورت هرگونه اتفاق نامشروع زن را [[طلاق]] دهد.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=تحقیقی در مورد معنای ضرب در آیه نشوز|سال=۱۳۸۸|نام=محمد باقر|نام خانوادگی=انصاری|صفحه=۴۰}}</ref> آیه ۱۲۸ مربوط به [[نشوز]] مردان است. فقیهان با استناد به این آیه گفتهاند اگر زنی علائم [[نشوز]] را در شوهرش دید، میتواند برای صلح میان خود و شوهرش و ایجاد علاقه در او برای ادامه زندگی مشترک، او را نصیحت کند و از بعضی از حقوقش صرفنظر كند تا به این وسیله از [[طلاق]] جلوگیری شود.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=جواهر الکلام|سال=۱۳۶۲|نام خانوادگی=نجفی|جلد=۳۱|صفحه=۲۰۸-۲۰۷}}</ref> | ||
آیه ۳۴ از | |||
گفته شده است شوهر تنها در صورت خوف از هوسرانی همسرش میتواند پس از موعظه و جدایی از بستر، زن را تنبیه بدنی کند و این حکم واجب و الزامی نیست و شوهر میتواند مماشات کند و در صورت هرگونه اتفاق نامشروع زن را [[طلاق]] دهد.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=تحقیقی در مورد معنای ضرب در آیه نشوز|سال=۱۳۸۸|نام=محمد باقر|نام خانوادگی=انصاری|صفحه=۴۰}}</ref> | |||
آیه ۱۲۸ مربوط به [[نشوز]] مردان است. فقیهان با استناد به این آیه گفتهاند اگر زنی علائم [[نشوز]] را در شوهرش دید، میتواند برای صلح میان خود و شوهرش و ایجاد علاقه در او برای ادامه زندگی مشترک، او را نصیحت کند و از بعضی از حقوقش صرفنظر كند تا به این وسیله از [[طلاق]] جلوگیری شود.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=جواهر الکلام|سال=۱۳۶۲|نام خانوادگی=نجفی|جلد=۳۱|صفحه=۲۰۸-۲۰۷}}</ref> | |||
== پانویس == | == پانویس == | ||
نسخهٔ ۱۱ فوریهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۴:۳۳
آیات نشوز، بخشی از آیۀ ۳۴ و آیه ١٢٨ سوره نساء می باشند که به نشوز و احکام آن میپردازد. نشوز در اصلاح به معنای سرپیچی از انجام وظایف شرعی، نسبت به همسر است. آیه ۳۴ درباره نشوز زن و آیه ۱۲۸ درباره نشوز مرد است. از این آیات، افزون بر نوشتههای تفسیری، در کتابهای فقهی هم بحث شده است.
فقیهان با استناد به آیه ۳۴ سوره نساء، اعتقاد در صورت ناشزه بودن زن، شوهر ابتدا باید او را نصیحت کند و اگر سودمند واقع نشد، در بستر به او پشت کند و یا بسترش را از او جدا کند و اگر همچنان فایدهای نداشت او را تنبیه بدنی سبک کند. بنا بر آیه ۱۲۸ سوره نساء هم در صورت نشوز مرد، زن میتواند برای ایجاد صلح و کسب علاقه شوهرش به ادامه زندگی مشترک، از بعضی حقوقش صرف نظر كند.
متن و ترجمه آیات نشوز
در آیات ۳۴ و ۱۲۸ سوره نساء، از نُشوز سخن آمده است: اولی درباره نشوز زنان است و دومی درباره نشوز مردان:
آیه ۳۴ سوره نساء
«وَاللَّاتِي تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلَا تَبْغُوا عَلَيْهِنَّ سَبِيلًا إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيًّا كَبِيرًا» ...و زنانی را كه از نافرمانی آنان بیم دارید، [نخست] پندشان دهید و [بعد] در خوابگاهها، از ایشان دوری كنید و [اگر تأثیر نكرد] آنان را بزنید؛ پس اگر شما را اطاعت كردند، [دیگر] بر آنها هیچ راهی [برای سرزنش] مجویید، كه خدا والای بزرگ است. [۱]
آیه ۱۲۸ سوره نساء
«وَإِنِ امْرَأَةٌ خَافَتْ مِنْ بَعْلِهَا نُشُوزًا أَوْ إِعْرَاضًا فَلَا جُنَاحَ عَلَيْهِمَا أَنْ يُصْلِحَا بَيْنَهُمَا صُلْحًا وَالصُّلْحُ خَيْرٌ وَأُحْضِرَتِ الْأَنْفُسُ الشُّحَّ وَإِنْ تُحْسِنُوا وَتَتَّقُوا فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرًا» و اگر زنی از شوهر خویش بیم ناسازگاری یا رویگردانی داشته باشد، بر آندو، گناهی نیست كه از راه صلح با یكدیگر، به آشتی گرایند؛ كه سازش بهتر است. و[لی] بخل [و بیگذشت بودن]، در نفوس، حضور [و غلبه] دارد؛ و اگر نیكی كنید و پرهیزگاری پیشه نمایید، قطعاً خدا به آنچه انجام میدهید آگاه است.[۲]
کیفیت استدلال به آیه نشوز
حکم نشوز زن
بر اساس آیه نخست، در صورت نافرمانى زن، شوهر باید ابتدا وى را نصیحت کند، اگر سودمند نیفتاد، در رختخواب به او پشت کند و یا محل خواب خود را از او جدا کند و اگر باز فایدهاى نبخشید، او را آرام- تا حدى که به مجروح کردن نرسد- بزند.جدا کردن محل خواب و زدن زن پس از اطاعت کردن وى، جایز نیست.[۳][۴] توضیح اینکه: از حق زن بر شوهر است که «اگر زن نادانی کرد او را ببخشد و صورت را برای او زشت نکند، چنان که در اخبار وارد شده است.[۵] این نشان میدهد که آرامش روحی و امنیت روانی زن و شوهر نیز مورد توجه شارع مقدس است که در حد و اندازه رو ترش کردن برای زن را بر شوهر ممنوع کرده است چه رسد به شتم یا ضربی که کبودی یا خونریزی و شکستگی ببار آورد یا حتی سرخ شدن پوست بدن او را در پی داشته باشد، که اگر از این قبیل « جنایتی رخ دهد غرامت آن واجب است.»[۶]
بر همین اساس است که بهمنظور کنترل رفتار و تبیین حدود واکنش شوهر به نشوز و بدرفتاری زن، با لحاظ قیود بازدارنده مقرر شده است: «اگر از زن علامات نشوز و طغیان به سبب تغییر عادتش با شوهر در قول یا فعل، آشکار شود، به اینکه با خشونت او را جواب دهد و حال آنکه قبلاً با نرمی با او سخن میگفت یا عبوسی و ترشرویی را در صورتش آشکار کند و خود را به سنگینی و غضبناکی بزند و حال آنکه قبلاً خلاف این بوده است و غیر اینها، زوج او را موعظه میکند پس اگر گوش نکرد، نشوز با خروج او از اطاعت مرد - در جایی که به تمتع بردن او برمیگردد - تحقق پیدا میکند؛ پس در این صورت برای زوج جایز است که او را در محل خواب مهجور کند، به اینکه پشتش را در رختخواب به طرف او کند یا از رختخواب او کنارهگیری کند، پس اگر او را مهجور کند و زن بر نگردد و بر کارهایش اصرار داشته باشد زدنش جایز است و باید بهاندازهای که با آن امید برگشتن او باشد، اکتفا شود پس زیادتر از آن درصورتیکه غرض به سبب آن حاصل میشود جایز نیست، وگرنه بهتدریج به الاقوی فالاقوی میرسد تاحدیکه خون نیاورد و شدید نباشد که در سیاه شدن یا سرخ شدن بدن او تاثیر بکند. و لازم است که بهقصد اصلاح او باشد، نه به قصد تشفی و انتقام. و اگر با زدن، جنایتی رخ دهد غرامت آن واجب است.»[۷]
حکم ترس زن از نشوز شوهر
همان طور که نشوز از طرف زن محقق میشود همچنین از طرف شوهر هم با تعدّی بر زن و قیام نکردن به حقوق واجب زن، نشوز تحقق مییابد؛ پس اگر نشوز از شوهر به سبب جلوگیری از حقوق زن از قبیل تقسیم همخوابگی و نفقه و مانند اینها آشکار شود، پس او حق مطالبه از شوهر را دارد، و او را موعظه مینماید پس اگر مؤثر نشود مرافعه را پیش حاکم شرع میبرد و او را به آن ملزم میکند و زن حق ندارد زوج را مهجور کند و یا او را بزند، و هنگامی که حاکم بر نشوز زوج و تعدّی او اطلاع پیدا کرد او را از انجام آنچه که بر او حرام است، نهی میکند و به انجام آنچه که بر او واجب است امر مینماید، پس اگر نافع شود که همان، وگرنه آن طور که مصلحت میبیند او را تعزیر میکند. و حاکم شرع هم حق دارد از مال شوهر - در صورت امتناع از آن - او را انفاق نماید ولو اینکه املاک او را بفروشد در صورتی که متوقف بر آن باشد.[۸]
آیه «وَ إِنِ امْرَأَةٌ خافَتْ مِنْ بَعْلِها نُشُوزاً أَوْ إِعْراضاً فَلا جُناحَ عَلَیهِما أَنْ یصْلِحا بَینَهُما صُلْحاً وَ الصُّلْحُ خَیرٌ»[۹] بیانگر حکم صورت ترس زن از نشوز شوهر است.
بر اساس آیه دوم، در صورت بروز نشانههاى نشوز و اعراض مرد- بدین معنا که شوهر در عین رعایت حقوق واجب زن، از مصاحبت با وى ناخشنود است یا قصد طلاق وى را دارد- زوجین مىتوانند با یکدیگر این گونه مصالحه کنند که زن برخى از حقوق خود را که بر شوهر واجب است، رها و از آنها صرف نظر کند.[۱۰] و «اگر به طوری نشوز از زوجین واقع شود که خوف شقاق و جدایی بین آنها باشد و امر آنها به حاکم شرع کشانده شود، باید دو حَکَم تعیین کند: یک حَکَم از طرف شوهر و یک حَکَم از طرف زن که جهت اصلاح و رفع اختلاف، آنچه را که صلاح میبینند از با هم بودن یا جدا شدن آنها، انجام دهند و بر هر دو حَکَم واجب است که بحث و جدیت بکنند در حال آنها و در آنچه که سبب و علت پیدا شدن این اختلاف است، سپس در امر آنها کوشش کنند، پس هر چه که رایشان بر آن قرار گرفت و به آن حکم نمودند بر زوجین نافذ است و بر زوجین لازم است که به آن راضی باشند؛ به شرطی که مورد حکم آنها جایز باشد، مانند اینکه شرط کنند بر زوج که زوجه را در فلان شهر یا در مسکن مخصوصی یا در نزد پدر و مادرش ساکن نماید یا مادر شوهر یا خواهر شوهر با او سکونت نداشته باشند، ولو به اینکه در خانه جدایی باشد، یا هوویش با او در یک خانه و مانند آن سکونت نداشته باشد، یا بر زن شرط کنند مهر حالّش را تا فلان مدت به تاخیر بیندازد، یا آنچه را که از او گرفته به عنوان قرض به او رد نماید و مانند آن، به خلاف اینکه جایز نباشد مانند اینکه بر مرد شرط کنند که بعضی از حقوق هوو از همخوابگی و نفقه را ترک کند یا اینکه زن در خروجش از خانه او هر وقت و هر جا که بخواهد آزاد باشد و مانند اینها.»[۱۱]
معنای واژه ضرب
طبق دیدگاه مفسران و فقیهان شیعه و اهل سنت، «ضرب» در آیه ۳۴ سوره نساء، بهمعنای کتکزدن است.[۱۲]البته برای ضرب، شرایط و حدودی تعیین کردهاند؛ از جمله اینکه زدن تنها بهانگیزۀ اصلاح و خالی از هر نوع انتقامجویی[۱۳] و خفیف باشد.[۱۴] با این حال، آیت الله معرفت قرآنپژوه، با استناد به شواهدی همچون تنبیه بدنی زنان با چوب مسواک، نهی از زدن زنان و سفارش به حفظ کرامت آنان، معتقد است این آیه نَسخ شده است. [۱۵]از نظر او، در این آیه، از روش نسخ تَمهیدی استفاده شده است.[۱۶] در این روش، شارع برای ریشهکنکردن برخی رسوم جاهلی، ابتدا حکمی هماهنگ با جامعه تجویز میکند و سپس طی فرایندی، آن را نسخ مینماید.[۱۷]
شأن نزول
برای هر یک از آیات ۳۴ و ۱۲۸ سوره نساء شأن نزولی بیان شده که بهشرح زیر است:
شأن نزول آیه ۳۴ سوره نساء:
بهگفته مفسران، آیه ۳۴ سوره نساء درباره یکی از اصحاب پیامبر اکرم(ص)، به نام سعد بن ربیع و همسرش نازل شده است.[۱۸]همسر سعد نسبت به او نافرمانی كرده و سعد او را کتک زده بود. به همین دلیل، همراه پدرش نزد پیامبر (ص) رفت و از کار سعد شکایت کرد. پیامبر(ص) دستور به قصاص داد، اما او از قصاص چشم پوشید و این آیه نازل شد.[۱۹]
شأن نزول آیه ۱۲۸ سوره نساء:
بر پایه روایتی که در کتاب تفسیر قمی در شأن نزول این آیه نقل شده است، رافع بن خدیج از اصحاب پیامبر(ص)، دو همسر داشت که یکی از آنها مسن و دیگری جوان بود. بر اثر اختلافاتی، همسر مسن خود را طلاق داد و در زمان عده به او گفت اگر بخواهی، با تو آشتی میکنم، به شرط اینکه اگر همسر دیگرم را بر تو مقدم داشتم اعتراض نكنی. اگر هم مایل باشی، صبر میكنم تا عدّه تمام شود و از هم جدا شویم. زن پیشنهاد اول را قبول كرد و با هم آشتی كردند. سپس این آیه نازل شد.[۲۰]
کاربرد فقهی
فقیهان از محتوای آیات ۳۴ و ۱۲۸ سوره نساء، برای بیان احکام نُشوز بهره بردهاند.[۲۱] نشوز یعنی انجام ندادن وظایف شرعی، نسبت به همسر.[۲۲] آیه ۳۴ از نشوز زن و وظیفه مرد در برابر آن سخن میگوید. فقیهان بر اساس این آیه، فتوا دادهاند که در صورت نشوز زن، مرد در مرحله اول، باید او را نصیحت کند. اگر فایده نداشت، در بستر به او پشت کند یا بسترش را از او جدا کند. چنانچه این روش هم مؤثر نبود، او را بهصورت خفیف، تنبیه بدنی کند.[۲۳] گفته شده است شوهر تنها در صورت خوف از هوسرانی همسرش میتواند پس از موعظه و جدایی از بستر، زن را تنبیه بدنی کند و این حکم واجب و الزامی نیست و شوهر میتواند مماشات کند و در صورت هرگونه اتفاق نامشروع زن را طلاق دهد.[۲۴] آیه ۱۲۸ مربوط به نشوز مردان است. فقیهان با استناد به این آیه گفتهاند اگر زنی علائم نشوز را در شوهرش دید، میتواند برای صلح میان خود و شوهرش و ایجاد علاقه در او برای ادامه زندگی مشترک، او را نصیحت کند و از بعضی از حقوقش صرفنظر كند تا به این وسیله از طلاق جلوگیری شود.[۲۵]
پانویس
ارجاعات
- ↑ قرآن کریم، سوره نساء:۳۴.
- ↑ قرآن کریم، سوره نساء:۱۲۸.
- ↑ زبدة البیان. ص. ۵۳۶.
- ↑ جواهر الکلام. ج. ۳۱. ص. ۲۰۳-۲۰۷.
- ↑ تحریر الوسیلة. ج. ۲. ص. ۳۲۶.
- ↑ تحریر الوسیلة. ج. ۲. ص. ۳۲۸.
- ↑ تحریر الوسیلة. ج. ۲. ص. ۳۲۸.
- ↑ تحریر الوسیلة. ج. ۲. ص. ۳۲۸.
- ↑ قرآن کریم، سوره نساء: ۱۲۸.
- ↑ کاظمی. مسالک الافهام. ج. ۳. ص. ۲۶۳-۲۶۵.
- ↑ تحریر الوسیلة. ج. ۲. ص. ۳۲۹.
- ↑ طبرسی (۱۳۷۲). مجمع البیان. ج. ۲. ص. ۶۹.
- ↑ نجفی (۱۳۶۲). جواهر الکلام. ج. ۳۱. ص. ۲۰۷.
- ↑ مکارم شیرازی (۱۳۸۹). احکام خانواده. ص. ۲۱۹.
- ↑ معرفت، محمد هادی (۱۳۸۸). شبهات وردود حول القران الکریم. ص. ۱۵۸.
- ↑ همان.
- ↑ احمدی نژاد و دیگران. معنا شناسی نسخ تدریجی، مشروط و تمهیدی از منظر آیت الله معرفت. ص. ۱۸.
- ↑ طبرسی (۱۴۰۸). مجمع البیان. ج. ۳. ص. ۶۸.
- ↑ شیخ طوسی. التبیان. ج. ۳. ص. ۱۸۹.
- ↑ قمی (۱۴۰۴). تفسیر قمی. ج. ۱. ص. ۱۵۴.
- ↑ صدوق (۱۴۱۳). من لا یحضره الفقیه. ج. ۳. ص. ۵۲۰-۵۲۱.
- ↑ محقق حلی (۱۴۱۰). مختصر النافع. ص. ۱۹۱.
- ↑ نجفی (۱۳۶۲). جواهر الکلام. ج. ۳۱. ص. ۲۰۵-۲۰۷.
- ↑ انصاری، محمد باقر (۱۳۸۸). تحقیقی در مورد معنای ضرب در آیه نشوز. ص. ۴۰.
- ↑ نجفی (۱۳۶۲). جواهر الکلام. ج. ۳۱. ص. ۲۰۸-۲۰۷.