عمر بن عبدالعزیز: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۳۳: | خط ۳۳: | ||
| reign-type = خلافت | | reign-type = خلافت | ||
}} | }} | ||
'''عمر بن عبدالعزیز''' | '''عمر بن عبدالعزیز بن مروان''' از [[فهرست خلفای اموی|خلفای اموی]] و هفتمین فرمانروای [[بنیمروان]] بود. او از سال ۹۹ تا ۱۰۱ قمری [[خلافت]] کرد. عمر بن عبدالعزیز پیش از خلافت، امارت [[مدینه]] و وزارت [[سلیمان بن عبدالملک]] را بر عهده داشت و در دوره خلافت خود برخی اقدامات مالی و اداری خاندان اموی را محدود کرد. او در دیر سمعان، از توابع [[حمص]]، درگذشت. | ||
به او | == نام و نسب == | ||
عمر بن عبدالعزیز بن مروان بن حکم، از بنیامیه و قریش، کنیهاش ابوحفص بود. مادرش ام عاصم، دختر عاصم بن عمر بن خطاب، بود.<ref>{{پک|اختری|۱۳۹۰|ک=دایرةالمعارف جامع اسلامی|ف=عمر بن عبدالعزیز}}</ref> به او اشج (به معنای کسی که اثر شکستگی بر پیشانی دارد) گفته میشد چرا که در اثر لگد حیوانی بر پیشانی او، اثر شکستگی باقی مانده بود.<ref>{{پک|اختری|۱۳۹۰|ک=دایرهالمعارف جامع اسلامی|ف=اشج}}</ref> | |||
==پانویس== | == زندگی == | ||
===ارجاعات=== | او در سال ۶۱ یا ۶۳ قمری در [[حلوان]] [[مصر]] زاده شد؛ پدرش در آن زمان امیر آن ناحیه بود. در کودکی بر اثر لگد حیوان سرش شکست و اثر آن باقی ماند؛ ازاینرو او را «اشج» میخواندند. روایت «الناقص والأشج أعدّ لبنی مروان» را بر او و یزید بن ولید تطبیق میکردند. پدرش او را برای آموختن ادب از مصر به مدینه فرستاد. عمر بن عبدالعزیز نزد عبیدالله بن عبدالله رفتوآمد داشت و از او دانش و ادب میآموخت. پس از مرگ پدرش، عبدالملک بن مروان او را به [[دمشق]] فراخواند و فاطمه، دختر خود، را به همسری او درآورد.<ref>{{پک|اختری|۱۳۹۰|ک=دایرةالمعارف جامع اسلامی|ف=عمر بن عبدالعزیز}}</ref> | ||
{{پانویس| | |||
===منابع=== | عمر بن عبدالعزیز، هشتمین [[فهرست خلفای اموی|خلیفه اموی]] است. پدر او [[عبدالعزیز بن مروان]] و مادرش [[امعاصم لیلا بنت عاصم بن عمر]] بود. وی نوه [[مروان یکم]] و پسرعموی [[ولید یکم]] و [[سلیمان بن عبدالملک]] بود و از طرف مادری نتیجه [[عمر بن خطاب]] به حساب میآمد. او مدتی را والی [[مصر]] و قاضی مدینه بود. به خلافت رسیدن او هرچند اعتراضهایی را از جانب خاندان عبدالملک در پی داشت اما در نهایت همگان به خلافت او رضایت دادند. او را صلحطلب دانستهاند، چرا که نبرد در جبهه قسطنطنیه را با یک صلح، به پایان رساند؛ هرچند برخی اقدام او را در راستای منافع مالی این صلح میدانند. به طور کلی عمر بن عبدالعزیز را به سیاستهای مالی میشناسند.<ref>{{پک|Cobb|۱۹۸۶|ف=UMAR (II) B. ABD AL-AZIZ|ک=Encyclopaedia of Islam|زبان=en}}</ref> | ||
=== پیش از خلافت === | |||
ولید بن عبدالملک، عمر بن عبدالعزیز را در سال ۸۶ قمری به امارت مدینه گماشت. او تا سال ۹۳ قمری در این منصب بود و سپس به شام بازگشت. در دوره حکومت سلیمان بن عبدالملک، سمت وزارت داشت و سلیمان، با توجه به کاردانی او، خلافت پس از خود را به وی واگذار کرد. در سال ۹۹ قمری ابتدا در مرج وابِق و سپس در مسجد دمشق با او بیعت شد.<ref>{{پک|اختری|۱۳۹۰|ک=دایرةالمعارف جامع اسلامی|ف=عمر بن عبدالعزیز}}</ref> | |||
=== اقدامات در خلافت === | |||
عمر بن عبدالعزیز مردم را از دشنامدادن به علی بن ابیطالب بازداشت و فدک را به فرزندان فاطمه بازگرداند. او بازپسگیری اموال خاندان خود را آغاز کرد و داراییهایی را که مظلمه میدانست، به بیتالمال بازگرداند. فاطمه، همسر عمر بن عبدالعزیز، گوهر گرانبهایی از پدرش دریافت کرده بود. عمر بن عبدالعزیز از او خواست آن را به بیتالمال بازگرداند یا از او جدا شود. فاطمه بازگرداندن گوهر را پذیرفت و آن مال به بیتالمال سپرده شد. گروهی از بنیمروان از قطع مقرریها و امتیازهای پیشین خود شکایت کردند و پیامشان را به عبدالملک، پسر عمر بن عبدالعزیز، سپردند. عبدالملک در پاسخ، از قول پدرش این آیه را نقل کرد: «إِنِّي أَخَافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ». شریف رضی در سوگ عمر بن عبدالعزیز قصیدهای سرود که با این بیت آغاز میشود:<ref>{{پک|اختری|۱۳۹۰|ک=دایرةالمعارف جامع اسلامی|ف=عمر بن عبدالعزیز}}</ref> | |||
{{شعر}} | |||
{{ب|یا ابن عبدالعزیز لو بکت العین|فتی من امیة لبکیتک}} | |||
{{پایان شعر}} | |||
== درگذشت == | |||
عمر بن عبدالعزیز در سال ۱۰۱ قمری، در حالی که ۳۹ سال و شش ماه داشت، در دیر سمعان از توابع حمص درگذشت. در گزارشی، مرگ او ناشی از مسمومیت به دست بنیامیه دانسته شده است؛ زیرا او با خواستههای آنان مخالفت میکرد و اموالشان را به بیتالمال بازمیگرداند. مجاهد نقل کرده است که عمر بن عبدالعزیز در بیماریِ مرگ، درباره علت بیماری خود پرسید و پس از شنیدن گمانِ جادو شدن، آن را رد کرد و گفت میداند چه زمانی به او سم خوراندهاند. سپس غلامی را فراخواند که گفت در برابر هزار دینار و وعده آزادی، او را مسموم کرده است. عمر بن عبدالعزیز پول را گرفت، به بیتالمال فرستاد و به غلام گفت از آنجا دور شود تا کسی او را نبیند.<ref>{{پک|اختری|۱۳۹۰|ک=دایرةالمعارف جامع اسلامی|ف=عمر بن عبدالعزیز}}</ref> | |||
== گزارش منسوب به علی بن الحسین == | |||
عبدالله بن عطاء تمیمی نقل کرده است که همراه علی بن الحسین در مسجد نشسته بود که عمر بن عبدالعزیز، در جوانی، از آنجا گذشت. علی بن الحسین گفت او روزی بر مردم حکومت خواهد کرد؛ حکومتش کوتاه خواهد بود و پس از مرگش، اهل آسمان او را لعنت و اهل زمین بر او رحمت خواهند فرستاد.<ref>{{پک|اختری|۱۳۹۰|ک=دایرةالمعارف جامع اسلامی|ف=عمر بن عبدالعزیز}}</ref> | |||
== پانویس == | |||
=== ارجاعات === | |||
{{پانویس|۴|اندازه=ریز}} | |||
=== منابع === | |||
* {{یادکرد دانشنامه|نام خانوادگی=اختری|نام=عباسعلی|مقاله=عمر بن عبدالعزیز|دانشنامه=[[دایرةالمعارف جامع اسلامی]]|سال=۱۳۹۰|ناشر=آرایه|مکان=تهران}} | |||
*{{یادکرد دانشنامه|نام خانوادگی=اختری|نام=عباسعلی|پیوند نویسنده=|ویراستار=|مقاله=اشج|دانشنامه=[[دایرهالمعارف جامع اسلامی]]|عنوان جلد=دایرهالمعارف جامع اسلامی|سال=۱۳۹۰|ناشر=آرایه|مکان=تهران}} | *{{یادکرد دانشنامه|نام خانوادگی=اختری|نام=عباسعلی|پیوند نویسنده=|ویراستار=|مقاله=اشج|دانشنامه=[[دایرهالمعارف جامع اسلامی]]|عنوان جلد=دایرهالمعارف جامع اسلامی|سال=۱۳۹۰|ناشر=آرایه|مکان=تهران}} | ||
*{{یادکرد دانشنامه|نام خانوادگی=Cobb|نام=Paul M|پیوند نویسنده=|عنوان=UMAR (II) B. ABD AL-AZIZ|دانشنامه=[[دانشنامه اسلام|Encyclopaedia of Islam]]|ویرایش=2rd|جلد=10|سال=۱۹۸۶|ناشر=E. J. Brill|مکان=Leiden|شابک=۹۰-۰۴-۰۸۱۱۴-۳|صفحه=821-822|نشانی=|تاریخ بازبینی=|کد زبان=en}} | *{{یادکرد دانشنامه|نام خانوادگی=Cobb|نام=Paul M|پیوند نویسنده=|عنوان=UMAR (II) B. ABD AL-AZIZ|دانشنامه=[[دانشنامه اسلام|Encyclopaedia of Islam]]|ویرایش=2rd|جلد=10|سال=۱۹۸۶|ناشر=E. J. Brill|مکان=Leiden|شابک=۹۰-۰۴-۰۸۱۱۴-۳|صفحه=821-822|نشانی=|تاریخ بازبینی=|کد زبان=en}} | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱۷ اوت ۲۰۲۶، ساعت ۰۲:۵۳
| عمر بن عبدالعزیز | |||||
|---|---|---|---|---|---|
| عمرِ دوم | |||||
عمر بن عبد العزیز | |||||
| خلافت | ۹۹–۱۰۱ ه.ق ۷۱۷ تا ۷۲۰ | ||||
| پیشین | سلیمان بن عبدالملک | ||||
| جانشین | یزید بن عبدالملک | ||||
| متولد | ۶۳ ه.ق ۲ نوامبر ۶۸۲ (۲۶ صفر ۶۳) مدینه | ||||
| درگذشته | ۱۰۱ ه.ق ۴ فوریه ۷۲۰ (۱۶ رجب ۱۰۱) دیر سمعان، معره نعمان، شام (سرزمین) | ||||
| آرامگاه | |||||
| همسران |
| ||||
| فرزند(ان) | عبدالملک • عبدالعزیز • عبدالله • ابراهیم • اسحاق • یعقوب • بکر • ولید • موسی • عاصم • یزید • زیان • عبدالله • امینه • ام عمار • ام عبدالله | ||||
| |||||
| دودمان | امویان | ||||
| پدر | عبدالعزیز بن مروان بن حکم | ||||
| مادر | ام عاصم لیلی بنت عاصم بن عمر بن خطاب | ||||
| دین و مذهب | اسلام، سنی | ||||
عمر بن عبدالعزیز بن مروان از خلفای اموی و هفتمین فرمانروای بنیمروان بود. او از سال ۹۹ تا ۱۰۱ قمری خلافت کرد. عمر بن عبدالعزیز پیش از خلافت، امارت مدینه و وزارت سلیمان بن عبدالملک را بر عهده داشت و در دوره خلافت خود برخی اقدامات مالی و اداری خاندان اموی را محدود کرد. او در دیر سمعان، از توابع حمص، درگذشت.
نام و نسب
عمر بن عبدالعزیز بن مروان بن حکم، از بنیامیه و قریش، کنیهاش ابوحفص بود. مادرش ام عاصم، دختر عاصم بن عمر بن خطاب، بود.[۱] به او اشج (به معنای کسی که اثر شکستگی بر پیشانی دارد) گفته میشد چرا که در اثر لگد حیوانی بر پیشانی او، اثر شکستگی باقی مانده بود.[۲]
زندگی
او در سال ۶۱ یا ۶۳ قمری در حلوان مصر زاده شد؛ پدرش در آن زمان امیر آن ناحیه بود. در کودکی بر اثر لگد حیوان سرش شکست و اثر آن باقی ماند؛ ازاینرو او را «اشج» میخواندند. روایت «الناقص والأشج أعدّ لبنی مروان» را بر او و یزید بن ولید تطبیق میکردند. پدرش او را برای آموختن ادب از مصر به مدینه فرستاد. عمر بن عبدالعزیز نزد عبیدالله بن عبدالله رفتوآمد داشت و از او دانش و ادب میآموخت. پس از مرگ پدرش، عبدالملک بن مروان او را به دمشق فراخواند و فاطمه، دختر خود، را به همسری او درآورد.[۳]
عمر بن عبدالعزیز، هشتمین خلیفه اموی است. پدر او عبدالعزیز بن مروان و مادرش امعاصم لیلا بنت عاصم بن عمر بود. وی نوه مروان یکم و پسرعموی ولید یکم و سلیمان بن عبدالملک بود و از طرف مادری نتیجه عمر بن خطاب به حساب میآمد. او مدتی را والی مصر و قاضی مدینه بود. به خلافت رسیدن او هرچند اعتراضهایی را از جانب خاندان عبدالملک در پی داشت اما در نهایت همگان به خلافت او رضایت دادند. او را صلحطلب دانستهاند، چرا که نبرد در جبهه قسطنطنیه را با یک صلح، به پایان رساند؛ هرچند برخی اقدام او را در راستای منافع مالی این صلح میدانند. به طور کلی عمر بن عبدالعزیز را به سیاستهای مالی میشناسند.[۴]
پیش از خلافت
ولید بن عبدالملک، عمر بن عبدالعزیز را در سال ۸۶ قمری به امارت مدینه گماشت. او تا سال ۹۳ قمری در این منصب بود و سپس به شام بازگشت. در دوره حکومت سلیمان بن عبدالملک، سمت وزارت داشت و سلیمان، با توجه به کاردانی او، خلافت پس از خود را به وی واگذار کرد. در سال ۹۹ قمری ابتدا در مرج وابِق و سپس در مسجد دمشق با او بیعت شد.[۵]
اقدامات در خلافت
عمر بن عبدالعزیز مردم را از دشنامدادن به علی بن ابیطالب بازداشت و فدک را به فرزندان فاطمه بازگرداند. او بازپسگیری اموال خاندان خود را آغاز کرد و داراییهایی را که مظلمه میدانست، به بیتالمال بازگرداند. فاطمه، همسر عمر بن عبدالعزیز، گوهر گرانبهایی از پدرش دریافت کرده بود. عمر بن عبدالعزیز از او خواست آن را به بیتالمال بازگرداند یا از او جدا شود. فاطمه بازگرداندن گوهر را پذیرفت و آن مال به بیتالمال سپرده شد. گروهی از بنیمروان از قطع مقرریها و امتیازهای پیشین خود شکایت کردند و پیامشان را به عبدالملک، پسر عمر بن عبدالعزیز، سپردند. عبدالملک در پاسخ، از قول پدرش این آیه را نقل کرد: «إِنِّي أَخَافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ». شریف رضی در سوگ عمر بن عبدالعزیز قصیدهای سرود که با این بیت آغاز میشود:[۶]
| یا ابن عبدالعزیز لو بکت العین | فتی من امیة لبکیتک |
درگذشت
عمر بن عبدالعزیز در سال ۱۰۱ قمری، در حالی که ۳۹ سال و شش ماه داشت، در دیر سمعان از توابع حمص درگذشت. در گزارشی، مرگ او ناشی از مسمومیت به دست بنیامیه دانسته شده است؛ زیرا او با خواستههای آنان مخالفت میکرد و اموالشان را به بیتالمال بازمیگرداند. مجاهد نقل کرده است که عمر بن عبدالعزیز در بیماریِ مرگ، درباره علت بیماری خود پرسید و پس از شنیدن گمانِ جادو شدن، آن را رد کرد و گفت میداند چه زمانی به او سم خوراندهاند. سپس غلامی را فراخواند که گفت در برابر هزار دینار و وعده آزادی، او را مسموم کرده است. عمر بن عبدالعزیز پول را گرفت، به بیتالمال فرستاد و به غلام گفت از آنجا دور شود تا کسی او را نبیند.[۷]
گزارش منسوب به علی بن الحسین
عبدالله بن عطاء تمیمی نقل کرده است که همراه علی بن الحسین در مسجد نشسته بود که عمر بن عبدالعزیز، در جوانی، از آنجا گذشت. علی بن الحسین گفت او روزی بر مردم حکومت خواهد کرد؛ حکومتش کوتاه خواهد بود و پس از مرگش، اهل آسمان او را لعنت و اهل زمین بر او رحمت خواهند فرستاد.[۸]
پانویس
ارجاعات
- ↑ اختری، «عمر بن عبدالعزیز»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «اشج»، دایرهالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «عمر بن عبدالعزیز»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ Cobb, “UMAR (II) B. ABD AL-AZIZ”, Encyclopaedia of Islam.
- ↑ اختری، «عمر بن عبدالعزیز»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «عمر بن عبدالعزیز»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «عمر بن عبدالعزیز»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «عمر بن عبدالعزیز»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
منابع
- اختری، عباسعلی (۱۳۹۰). «عمر بن عبدالعزیز». دایرةالمعارف جامع اسلامی. تهران: آرایه.
- اختری، عباسعلی (۱۳۹۰). «اشج». دایرهالمعارف جامع اسلامی. تهران: آرایه.
- Cobb, Paul M (1986). "UMAR (II) B. ABD AL-AZIZ". Encyclopaedia of Islam (به انگلیسی). Vol. 10 (2rd ed.). Leiden: E. J. Brill. p. 821-822.