بدون جعبه اطلاعات

سریه

از اسلامیکال
نسخهٔ تاریخ ‏۱ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۰۲:۴۳ توسط Shahroudi (بحث | مشارکت‌ها)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو

سَریّه در اصطلاح تاریخ اسلام به دسته‌ای از سپاه اسلام گفته می‌شود که بدون حضور محمد به مأموریت نظامی، امنیتی، تبلیغی یا مالی اعزام می‌شد. این عنوان در برابر «غزوه» قرار دارد که در آن محمد شخصاً حضور داشت. سرایا در عصر محمد کارکردهای متعددی داشتند و برای آن‌ها در روایات، آداب و دستورهایی دقیق نقل شده است.

معنا و اصطلاح

«سریّه» از ریشه «سری» به معنای شب‌پیمایی، یا از «سریّ» به معنای برگزیده و نخبه لشکر دانسته شده است. در منابع لغوی، به دسته‌ای از سپاه گفته می‌شود که برای جنگ با دشمن اعزام شود و شمار آن از چهارصد نفر بیشتر نباشد و جمع آن «سرایا» است. در اصطلاح تاریخ اسلام، سریّه به سپاه اعزامی‌ای گفته می‌شود که محمد در آن حضور نداشته باشد؛ در مقابل، «غزوه» به نبردی اطلاق می‌شود که محمد در آن حاضر باشد.[۱]

اعزام سرایا در صدر اسلام غالباً با هدف سرکوبی اشرار، دعوت قبایل، پیشگیری از حوادث پیش‌بینی‌نشده، خنثی‌سازی توطئه‌های دشمن، جمع‌آوری صدقات و نیز تعلیم مسائل دینی انجام می‌گرفت. بیشترین سرایا در عصر محمد به سال ششم هجری مربوط بوده و از آن سال با عنوان «سنة الاستئناس» یاد شده است.[۲]

در منابع اسلامی

در روایتی از جعفر صادق آمده است که محمد هرگاه فرماندهی را بر سریه‌ای می‌گماشت، نخست او را به تقوای الهی دربارهٔ خود و همراهانش سفارش می‌کرد و سپس دستور می‌داد که جنگ در نام خدا و در راه خدا باشد. در این سفارش‌ها از خیانت در غنیمت، غدر، مثله‌کردن، کشتن کودکان و کناره‌گیران، سوزاندن نخل، غرق‌کردن آن با آب، بریدن درختان میوه‌دار، سوزاندن کشتزارها و نابود کردن بیهوده چهارپایان نهی شده است. همچنین فرمان داده می‌شد که دشمن پیش از جنگ به پذیرش اسلام یا هجرت یا پرداخت جزیه دعوت شود و در صورت پذیرش هر یک، از جنگ خودداری گردد. در باب محاصره دژها نیز سفارش شده بود که محاصره‌شدگان بر حکم خدا یا ذمه خدا و رسول فرود آورده نشوند، بلکه بر حکم و ذمه خود فرمانده و همراهانش فرود آیند، زیرا التزام به چیزی که به خدا و رسول نسبت داده شود، مسئولیتی سنگین‌تر دارد.[۳]

در روایتی از موسی بن جعفر آمده است که شمار سریه‌های پیامبر سی‌وشش مورد بوده است. نخستین آن‌ها سریه‌ای به فرماندهی حمزة بن عبدالمطلب بود که با سی تن از مهاجران در ساحل دریا در سرزمین جهینه با ابوجهل بن هشام و گروهی از مشرکان روبه‌رو شد. در این رویارویی، مجدی بن عمرو جهنی میان دو گروه جدایی افکند و دو سپاه بدون جنگ و خون‌ریزی بازگشتند. در روایت دیگری از جعفر صادق آمده است که محمد هنگام اعزام سریه، افراد سپاه را پیش از حرکت در برابر خود می‌نشاند و سفارش می‌کرد که به نام خدا، با یاری خدا، در راه خدا و بر سنت پیامبر خدا حرکت کنند. او آنان را از خیانت در غنیمت، مثله‌کردن، مکر و کشتن پیران، کودکان و زنان بازمی‌داشت و از قطع درختان جز در هنگام ضرورت نهی می‌کرد. همچنین تأکید می‌کرد که اگر یکی از مسلمانان، خواه از نظر اجتماعی ضعیف باشد یا قوی، به مشرکی امان دهد، آن امان معتبر است و باید او را در پناه نگه داشت تا کلام خدا را بشنود؛ اگر اسلام را پذیرفت، برادر مسلمانان است و اگر نپذیرفت، باید او را به محل امنش رساند.[۴]

پانویس

ارجاعات

منابع

  • اختری، عباسعلی (۱۳۹۰). «سریه». دایرةالمعارف جامع اسلامی. تهران: آرایه.