آیه نشوز

از اسلامیکال
نسخهٔ تاریخ ‏۱۸ فوریهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۰۸:۵۱ توسط Shahroudi (بحث | مشارکت‌ها)
پرش به ناوبری پرش به جستجو

آیات نشوز، شامل آیات ۳۴ و آیه ١٢٨ سوره نساء می باشند که به این مسئله و احکام آن مربوط می شود. نشوز در اصلاح به معنای سرپیچی زن از انجام وظایف شرعی، نسبت به همسر است. آیه ۳۴ درباره نشوز زن و آیه ۱۲۸ درباره نشوز مرد است.

فقیهان با توجه به آیه ۳۴ سوره نساء، اعتقاد دارند در صورت ناشزه‌ بودن زن، شوهر ابتدا باید او را نصیحت کند و اگر فایده ای نداشت، در بستر به او پشت کرده و یا بسترش را از او جدا کند و اگر همچنان فایده‌ای نداشت او را تنبیه بدنی سبک کند. بنا بر آیه ۱۲۸ سوره نساء هم در صورت نشوز مرد، زن می‌تواند برای ایجاد صلح و کسب علاقه شوهرش به ادامه زندگی مشترک، از بعضی حقوقش صرف‌ نظر كند.

متن و ترجمه آیات نشوز

در آیات ۳۴ و ۱۲۸ سوره نساء، از نُشوز سخن آمده است: اولی درباره نشوز زنان است و دومی درباره نشوز مردان:

آیه ۳۴ سوره نساء

«وَاللَّاتِي تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلَا تَبْغُوا عَلَيْهِنَّ سَبِيلًا إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيًّا كَبِيرًا» ...و زنانی را كه از نافرمانی آنان بیم دارید، [نخست‌] پندشان دهید و [بعد] در خوابگاه‌ها، از ایشان دوری كنید و [اگر تأثیر نكرد] آنان را بزنید؛ پس اگر شما را اطاعت كردند، [دیگر] بر آنها هیچ راهی [برای سرزنش‌] مجویید، كه خدا والای بزرگ است. [۱]

آیه ۱۲۸ سوره نساء

«وَإِنِ امْرَأَةٌ خَافَتْ مِنْ بَعْلِهَا نُشُوزًا أَوْ إِعْرَاضًا فَلَا جُنَاحَ عَلَيْهِمَا أَنْ يُصْلِحَا بَيْنَهُمَا صُلْحًا وَالصُّلْحُ خَيْرٌ وَأُحْضِرَتِ الْأَنْفُسُ الشُّحَّ وَإِنْ تُحْسِنُوا وَتَتَّقُوا فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرًا» و اگر زنی از شوهر خویش بیم ناسازگاری یا رویگردانی داشته باشد، بر آن‌دو، گناهی نیست كه از راه صلح با یكدیگر، به آشتی گرایند؛ كه سازش بهتر است. و[لی‌] بخل [و بی‌گذشت بودن‌]، در نفوس، حضور [و غلبه‌] دارد؛ و اگر نیكی كنید و پرهیزگاری پیشه نمایید، قطعاً خدا به آنچه انجام می‌دهید آگاه است.[۲]

کیفیت استدلال به آیه نشوز

حکم نشوز زن

بر اساس آیه نخست، در صورت نافرمانى زن، شوهر باید ابتدا وى را نصیحت کند، اگر سودمند نبود، در رختخواب به او پشت کند و یا محل خواب خود را از او جدا کند و اگر باز فایده‌اى نبخشید، او را آرام- تا حدى که به مجروح کردن نرسد- بزند.جدا کردن محل خواب و زدن زن پس از اطاعت کردن وى، جایز نیست.[۳][۴] توضیح این‌که: از حق زن بر شوهر است که «اگر زن نادانی کرد او را ببخشد و صورت را برای او زشت نکند، چنان که در اخبار وارد شده است.[۵] این نشان می‌دهد که آرامش روحی و امنیت روانی زن و شوهر نیز مورد توجه شارع مقدس است که در حد و‌ اندازه رو ترش کردن برای زن را بر شوهر ممنوع کرده است چه رسد به شتم یا ضربی که کبودی یا خونریزی و شکستگی ببار آورد یا حتی سرخ شدن پوست بدن او را در پی داشته باشد، که اگر از این قبیل « جنایتی رخ دهد غرامت آن واجب است‌.»[۶]

بر همین منظور است که به‌منظور کنترل رفتار و روشنگری حدود واکنش شوهر به نشوز و بدرفتاری زن، با لحاظ قیود بازدارنده مقرر شده است:

۱. اگر از زن علامات نشوز و طغیان به سبب تغییر عادتش با شوهر در گفتار یا عمل، آشکار شود، به این صورت که با خشونت به او جواب دهد در حالیکه قبلاً با نرمی با او سخن می‌گفت.

۲. عبوسی و ترشرویی را در صورتش آشکار کند و خود را به سنگینی و عصبانیت بزند در حالیکه قبلاً خلاف این بوده است، و غیر این‌ها

مرد او را موعظه می‌کند پس اگر مؤثر نبود، نشوز با خروج او از اطاعت مرد - در جایی که به تمتع بردن او برمی‌گردد - تحقق پیدا می‌کند؛ پس در این صورت برای مرد جایز است که او را در محل خواب تنبیه کند، به اینکه پشتش را در رختخواب به‌ طرف او کند یا از رختخواب او کناره‌گیری کند، پس اگر او را تنبیه کند و زن بر نگردد و بر کارهایش اصرار داشته باشد زدنش جایز است و باید به‌ مقداری که با آن امید برگشتن او باشد، اکتفا شود پس زیادتر از آن جایز نیست، وگرنه به‌تدریج تا حدی که خون نیاورد و شدید نباشد که در سیاه شدن یا سرخ شدن بدن او تاثیر بکند اشکالی ندارد. و لازم است که به قصد اصلاح او باشد، نه به ‌قصدانتقام. و اگر با زدن، جنایتی رخ دهد غرامت دادن به زن واجب است.»[۷]

حکم نشوز شوهر

همان گونه که نشوز از طرف زن محقق می‌شود از طرف شوهر هم با تعدّی بر زن و قیام نکردن به حقوق واجب زن، نشوز تحقق می‌یابد؛ پس اگر نشوز از شوهر به سبب جلوگیری از حقوق زن از قبیل تقسیم همخوابگی و نفقه و مانند این‌ها آشکار شود، پس زن حق مطالبه از شوهر را دارد، و او را موعظه می‌نماید پس اگر تاثیر گذار نبود مرافعه را نزد حاکم شرع می‌برد و او را به آن ملزم می‌کند و زن حق ندارد زوج را تنبیه کرده و یا او را بزند، و هنگامی که حاکم بر نشوز زوج و تعدّی او اطلاع پیدا کرد او را از انجام آنچه که بر او حرام است، نهی می‌کند و به انجام آنچه که بر او واجب است امر می کند، پس اگر سودمند بود که همان، وگرنه آن طور که مصلحت می‌بیند او را تعزیر می‌کند. و حاکم شرع هم حق دارد از مال شوهر - در صورت امتناع از آن - به او انفاق نماید اگرچه لازم باشد املاک او را بفروشد در صورتی که متوقف بر آن باشد.[۸]

آیه «وَ إِنِ امْرَأَةٌ خافَتْ مِنْ بَعْلِها نُشُوزاً أَوْ إِعْراضاً فَلا جُناحَ عَلَیهِما أَنْ یصْلِحا بَینَهُما صُلْحاً وَ الصُّلْحُ خَیرٌ»[۹] بیانگر حکم صورت ترس زن از نشوز شوهر است.

بر اساس آیه دوم، در صورت بروز نشانه‌هاى نشوز و اعراض مرد- بدین معنا که شوهر در عین رعایت حقوق واجب زن، از مصاحبت با وى ناراضی باشد یا قصد طلاق وى را دارد- زوجین مى‌توانند با یکدیگر این گونه مصالحه کنند که زن برخى از حقوق خود را که بر شوهر واجب است، رها و از آن‌ها صرف نظر کند.[۱۰] و «اگر به طوری نشوز از زوجین واقع شود که خوف شقاق و جدایی بین آن‌ها باشد و امر آن‌ها به حاکم شرع کشانده شود، باید دو حَکَم تعیین کند: یک حَکَم از طرف‌ شوهر و یک حَکَم از طرف زن که جهت اصلاح و رفع اختلاف، آنچه را که صلاح می‌بینند از با هم بودن یا جدا شدن آن‌ها، انجام دهند و بر هر دو حَکَم واجب است که بحث و جدیت بکنند در حال آن‌ها و در آنچه که سبب و علت پیدا شدن این اختلاف است، سپس در امر آن‌ها کوشش کنند، پس هر چه که رایشان بر آن قرار گرفت و به آن حکم نمودند بر زوجین نافذ است و بر زوجین لازم است که به آن راضی باشند؛ به شرطی که مورد حکم آن‌ها جایز باشد، مانند اینکه شرط کنند بر زوج که زوجه را در فلان شهر یا در مسکن مخصوصی یا در نزد پدر و مادرش ساکن نماید یا مادر شوهر یا خواهر شوهر با او سکونت نداشته باشند، ولو به اینکه در خانه جدایی باشد، یا هوویش با او در یک خانه و مانند آن سکونت نداشته باشد، یا بر زن شرط کنند مهر حالّش را تا فلان مدت به تاخیر بیندازد، یا آنچه را که از او گرفته به عنوان قرض به او رد نماید و مانند آن، به خلاف اینکه جایز نباشد مانند اینکه بر مرد شرط کنند که بعضی از حقوق هوو از همخوابگی و نفقه را ترک کند یا اینکه زن در خروجش از خانه او هر وقت و هر جا که بخواهد آزاد باشد و مانند این‌ها.»[۱۱]

معنای واژه ضرب

طبق دیدگاه مفسران و فقیهان شیعه و اهل سنت، «ضرب» در آیه ۳۴ سوره نساء، به‌معنای کتک‌زدن است.[۱۲]البته برای ضرب، شرایط و حدودی تعیین کرده‌اند؛ از جمله اینکه زدن تنها به‌انگیزۀ اصلاح و خالی از هر نوع انتقام‌جویی[۱۳] و خفیف باشد.[۱۴] با این حال، آیت‌ الله معرفت قرآن‌پژوه، با استناد به شواهدی همچون تنبیه بدنی زنان با چوب مسواک، نهی از زدن زنان و سفارش به حفظ کرامت آنان، معتقد است این آیه نَسخ شده است. [۱۵]از نظر او، در این آیه، از روش نسخ تَمهیدی استفاده شده است.[۱۶] در این روش، شارع برای ریشه‌کن‌کردن برخی رسوم جاهلی، ابتدا حکمی هماهنگ با جامعه تجویز می‌کند و سپس طی فرایندی، آن را نسخ می‌نماید.[۱۷]

شأن نزول

برای هر یک از آیات ۳۴ و ۱۲۸ سوره نساء شأن‌ نزولی بیان شده که به‌شرح زیر است:

شأن نزول آیه ۳۴ سوره نساء:

به‌گفته مفسران، آیه ۳۴ سوره نساء درباره یکی از اصحاب پیامبر، به نام سعد بن ربیع و همسرش نازل شده است.[۱۸]همسر سعد نسبت به او نافرمانی كرده و سعد او را کتک زده بود. به همین دلیل، همراه پدرش نزد پیامبر (ص) رفت و از کار سعد شکایت کرد. پیامبر(ص) دستور به قصاص داد، اما او از قصاص چشم پوشید و این آیه نازل شد.[۱۹]

شأن نزول آیه ۱۲۸ سوره نساء:

بر پایه روایتی که در کتاب تفسیر قمی در شأن نزول این آیه نقل شده است، رافع بن خدیج از اصحاب پیامبر، دو همسر داشت که یکی از آنها مسن و دیگری جوان بود. بر اثر اختلافاتی، همسر مسن خود را طلاق داد و در زمان عده به او گفت اگر بخواهی، با تو آشتی می‌کنم، به‌ شرط اینکه اگر همسر دیگرم را بر تو مقدم داشتم اعتراض نكنی. اگر هم مایل باشی، صبر می‌كنم تا عدّه تمام شود و از هم جدا شویم. زن پیشنهاد اول را قبول كرد و با هم آشتی كردند. سپس این آیه نازل شد.[۲۰]

کاربرد فقهی

فقیهان از محتوای آیات ۳۴ و ۱۲۸ سوره نساء، برای بیان احکام نُشوز بهره برده‌اند.[۲۱] نشوز یعنی انجام‌ ندادن وظایف شرعی، نسبت به همسر.[۲۲] آیه ۳۴ از نشوز زن و وظیفه مرد در برابر آن سخن می‌گوید. فقیهان بر اساس این آیه، فتوا داده‌اند که در صورت نشوز زن، مرد در مرحله اول، باید او را نصیحت کند. اگر فایده نداشت، در بستر به او پشت کند یا بسترش را از او جدا کند. چنانچه این روش هم مؤثر نبود، او را به‌صورت خفیف، تنبیه بدنی کند.[۲۳] گفته شده است شوهر تنها در صورت خوف از هوسرانی همسرش می‌تواند پس از موعظه و جدایی از بستر، زن را تنبیه بدنی کند و این حکم واجب و الزامی نیست و شوهر می‌تواند مماشات کند و در صورت هرگونه اتفاق نامشروع زن را طلاق دهد.[۲۴] آیه ۱۲۸ مربوط به نشوز مردان است. فقیهان با استناد به این آیه گفته‌اند اگر زنی علائم نشوز را در شوهرش دید، می‌تواند برای صلح میان خود و شوهرش و ایجاد علاقه در او برای ادامه زندگی مشترک، او را نصیحت کند و از بعضی از حقوقش صرف‌نظر كند تا به این وسیله از طلاق جلوگیری شود.[۲۵]

پانویس

ارجاعات

  1. قرآن کریم، سوره نساء:۳۴.
  2. قرآن کریم، سوره نساء:۱۲۸.
  3. زبدة البیان. ص. ۵۳۶.
  4. جواهر الکلام. ج. ۳۱. ص. ۲۰۳-۲۰۷.
  5. تحریر الوسیلة. ج. ۲. ص. ۳۲۶.
  6. تحریر الوسیلة. ج. ۲. ص. ۳۲۸.
  7. تحریر الوسیلة. ج. ۲. ص. ۳۲۸.
  8. تحریر الوسیلة. ج. ۲. ص. ۳۲۸.
  9. قرآن کریم، سوره نساء: ۱۲۸.
  10. کاظمی. مسالک الافهام. ج. ۳. ص. ۲۶۳-۲۶۵.
  11. تحریر الوسیلة. ج. ۲. ص. ۳۲۹.
  12. طبرسی (۱۳۷۲). مجمع البیان. ج. ۲. ص. ۶۹.
  13. نجفی (۱۳۶۲). جواهر الکلام. ج. ۳۱. ص. ۲۰۷.
  14. مکارم شیرازی (۱۳۸۹). احکام خانواده. ص. ۲۱۹.
  15. معرفت، محمد هادی (۱۳۸۸). شبهات وردود حول القران الکریم. ص. ۱۵۸.
  16. همان.
  17. احمدی نژاد و دیگران. معنا شناسی نسخ تدریجی، مشروط و تمهیدی از منظر آیت الله معرفت. ص. ۱۸.
  18. طبرسی (۱۴۰۸). مجمع البیان. ج. ۳. ص. ۶۸.
  19. شیخ طوسی. التبیان. ج. ۳. ص. ۱۸۹.
  20. قمی (۱۴۰۴). تفسیر قمی. ج. ۱. ص. ۱۵۴.
  21. صدوق (۱۴۱۳). من لا یحضره الفقیه. ج. ۳. ص. ۵۲۰-۵۲۱.
  22. محقق حلی (۱۴۱۰). مختصر النافع. ص. ۱۹۱.
  23. نجفی (۱۳۶۲). جواهر الکلام. ج. ۳۱. ص. ۲۰۵-۲۰۷.
  24. انصاری، محمد باقر (۱۳۸۸). تحقیقی در مورد معنای ضرب در آیه نشوز. ص. ۴۰.
  25. نجفی (۱۳۶۲). جواهر الکلام. ج. ۳۱. ص. ۲۰۸-۲۰۷.