نشانه های حتمی ظهور
منظور از «نشانههای حتمی»آن دسته از پدیدههایی است که پدید آمدن آنها بدون هیچ قید و شرطی، قطعی و الزامی خواهد بود.[۱]
مقدمه
آنچه امروزه با عنوان نشانه های ظهور در نوشتهها و گفتهها مطرح میشود، انبوهی است از حوادث و رخدادهایی که به انواع فراوانی قابل تقسیم است. بر خلاف تصور عمومی، درباره تقسیم نشانهها به اقسام مختلف، هیچ سخن روشنی از امامان شیعه در دست نیست و آنچه در آثار با این عنوان وجود دارد، بهطور عموم پرورده ذهن نویسندگان است. البته برخی قابل قبول و برخی از اساس دارای اشکال است.آنچه به نظر میرسد یگانه تقسیم پذیرفتنی، تقسیم نشانهها به حتمی و غیر حتمی است.[۲]
معنا شناسی
واژه ی «حتمی» فقط یک بار با تعبیر «حتماً» در قرآن استفاده شده است؛(مریم:آیه71)، فخر الدین طریحی «حتم» را واجبی دانسته که اراده بر آن تعلق گرفته، اسقاط آن امکانپذیر نیست.[۳]راغب اصفهانی آن را به قضای مقدر معنا کرده است.[۴]ابن منظورآن را به معنای قضا و وجوب قضا دانسته که گریزی از انجام آن نیست.[۵]خلیل بن احمد فراهیدی در کتاب العین نیز آن را با تعبیر «ایجاب القضاء» تعریف کرده است.[۶]
حسن مصطفوی در کتاب التحقیق فی کلمات القرآن الکریم دیدگاه خود را این چنین مینگارد: معنای حقیقی برای این لفظ عبارت از «جزم و قطع در حکم و عمل» است.[۷]
در بحث نشانهها طبق نگاه مشهور، منظور از «نشانههای حتمی» _ مقابل نشانههای غیر حتمی _ آن دسته از پدیدههایی است که پدید آمدن آنها بدون هیچ قید و شرطی، قطعی و الزامی خواهد بود.[۸]
تعداد نشانههای حتمی
از روایات فراوانی حتمی بودن پنج نشانه بهطور قطعی اثبات میشود به عنوان نمونه:پیشوای ششم شیعیان میگوید:
خَمْسُ عَلَامَاتٍ قَبْلَ قِیَامِ الْقَائِمِ الصَّیْحَةُ وَ السُّفْیَانِیُّ وَ الْخَسْفُ وَ قَتْلُ النَّفْسِ الزَّکِیَّةِ وَ الْیَمَانِی؛پیش از قیام قائم پنج نشانه است: صیحه، سفیانی، خسف، قتل نفس زکیه و یمانی.[۹]
خروج سفیانی
«سفیانی و خروج وی»، مشهورترین و در عین حال مشکلترین مسئله در میان نشانههای ظهور بهشمار میآید. روایات این نشانه، به گونه ای گسترده در منابع قدیم و جدید بیان شده است.[۱۰]
قیام یمانی
یکی از نشانههای حتمی ظهور خروج سرداری از اهل یمن است که مردم را به حق و عدل دعوت میکند.در مصادر شیعه، روایات فراوانی در این باره وجود دارد؛ به گونه ای که برخی آنها را مستفیض دانستهاند.[۱۱] شیخ صدوق با ذکر سند از عمر بن حنظله از جعفر بن محمد کرده است:
قَبْلَ قِیَامِ الْقَائِمِ علیه السلام خَمْسُ عَلَامَاتٍ مَحْتُومَاتٍ الْیَمَانِیُّ وَ… ؛پیش از قیام قائم، پنج نشانة حتمی خواهد بود: یمانی و… .[۱۲]
صیحه آسمانی
یکی از نشانههای حتمی ظهور مسئله ندا و صیحه ی آسمانی است که قبل از ظهور اتفاق میافتد.[۱۳]
قتل نفس زکیه
«کشته شدن انسانی بی گناه» یکی از نشانههای پنجگانه حتمی است.[۱۴]
خسف بیداء
منظور از «خسف بیداء» آن است که سفیانی لشکری عظیم، به قصد جنگ مهدی موعود عازم مکه میکند؛ اما بین مکه و مدینه _ در محلی که به سرزمین «بیداء» معروف است _ به گونه ای معجزه آسا، به امر خداوند، در زمین فرومیروند. این حادثه در روایات اهل سنت [۱۵]و شیعه، یکی از نشانههای ظهور و قیام معرفی شده و در شماری از آنها بر حتمی بودن آن تأکید شده است.[۱۶]
منابع
- ↑ صدوق، محمد بن علی (۱۳۹۵). کمال الدین و تمام النعمه جلد2. تهران: اسلامیه. ص. ۶۵۱.
- ↑ سلیمیان، خدامراد (۱۳۸۹). درسنامه مهدویت جلد3. قم: بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود ع. ص. ۱۱۶.
- ↑ طریحی، فخر الدین (۱۳۶۲). مجمع البحرین جلد6. تهران: مرتضوی. ص. ۳۲.
- ↑ راغب اصفهانی، حسین بن محمد (۱۴۱۲). المفردات فی غریب القرآن. شام: دار القلم. ص. ۲۱۸.
- ↑ ابن منظور، محمد بن مکرم (۱۴۱۴). لسان العرب جلد 12. بیروت: دار صادر. ص. ۱۱۳.
- ↑ فراهیدی، خلیل بن احمد (۱۴۰۹). العین جلد3. ایران: دار الهجره. ص. ۱۹۵.
- ↑ مصطفوی، حسن (۱۳۶۰). التحقیق غی کلمات القرآن الکریم ج2. تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب. ص. ۱۶۳.
- ↑ سلیمیان، خدامراد (۱۳۸۹). درسنامه مهدویت جلد3. قم: بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود ع. ص. ۱۱۸.
- ↑ کلینی، محمد بن یعقوب (۱۴۰۷). الکافی ج8. تهران: دار الکتب الاسلامیه. ص. ۳۱۰.
- ↑ سلیمیان، خدامراد (۱۳۸۹). درسنامه ی مهدویت ج3. قم: بنیاد حضرت مهدی موعود ع. ص. ۱۳۳.
- ↑ صدر، سید محمد (۱۳۶۱). تاریخ غیبت کبری. تهران: مؤسسة الإمام المهدی (علیه السلام). ص. ۶۵۴.
- ↑ صدوق، محمد بن علی (۱۳۹۵). کمال الدین و تمام النعمه ج2. تهران: اسلامیه. ص. ۶۵۰.
- ↑ سلیمیان، خدامراد (۱۳۸۹). درسنامه مهدویت ج3. قم: بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود ع. ص. ۱۲۷.
- ↑ سلیمیان، خدامراد (۱۳۸۹). درسنامه مهدویت ج3. قم: بنیاد فرهنگی حضرت مهدی ع. ص. ۱۴۱.
- ↑ صنعانی، عبدالرزاق بن همام (۱۴۱۷). المصنف ج11. بیروت: دارالجیل. ص. ۲۷۸.
- ↑ کلینی، محمد بن یعقوب (۱۴۰۷). الکافی ج8. تهران: دار الکتب الاسلامیه. ص. ۳۱۰.