علی بن یقطین: تفاوت میان نسخهها
(ابرابزار) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
'''علی بن یقطین''' | '''علی بن یقطین'''، علی بن یقطین بن موسی، از چهرههای برجسته شیعه و از کارگزاران دستگاه عباسی در بغداد بود. او در دوره هارون به وزارت رسید و همزمان ارتباط خود را با موسی بن جعفر حفظ کرد. در گزارشهای شیعی، جایگاه او در حمایت از شیعیان و انتقال اموال به موسی بن جعفر برجسته دانسته شده است. علی بن یقطین در سال ۱۸۲ قمری، در زمانی که موسی بن جعفر در زندان بود، درگذشت. | ||
== نسب و خانواده == | |||
علی بن یقطین کوفیتبار و ساکن بغداد بود. پدرش، یقطین، از داعیان برجسته عباسیان بود و در دوره مروان بن محمد تحت تعقیب قرار گرفت و ناچار از وطن خود گریخت و پنهان شد. علی بن یقطین در سال ۱۲۴ قمری زاده شد. همسر یقطین نیز همراه دو پسرش، علی و عبید، از ترس مروان به مدینه رفت و تا کشتهشدن مروان و استقرار عباسیان پنهان ماند؛ سپس خانواده او به کوفه بازگشتند.<ref>{{پک|اختری|۱۳۹۰|ک=دایرةالمعارف جامع اسلامی|ف=علی بن یقطین}}</ref> | |||
== ماجرای سعایت از علی بن یقطین == | == زندگی == | ||
علی بن یقطین سیاستمدار، اهل [[کوفه]]، ساکن [[بغداد]] و از یاران [[موسی کاظم]] بود که به دستور موسی کاظم<ref>{{پک|احمدی|1394|ک= امام کاظم الگوی زندگی|ص=219-220}}</ref> خود را در دستگاه [[بنی عباس]] نفوذ داد و تا مقام وزارت [[هارون الرشید]] پیش رفت. موسی کاظم در مورد او گفته است «خداوند سبحان دوستانی دارد که همراه دوستانِ ستمگران هستند تا از دوستان خود خطرها را دفع کنند و شما از آنان هستی.»<ref>{{پک|احمدی|1394|ک= امام کاظم الگوی زندگی|ص=220}}</ref><ref>{{پک|جعفریان|1381|ک=حیات فکری و سیاسی امامان شیعه علیهم السلام|ص=407}}</ref><ref>{{harvnb|Kohlberg|2012|p=646}}</ref> | |||
یقطین پس از استقرار عباسیان در خدمت سفاح و منصور قرار گرفت، اما بر مذهب شیعه و اعتقاد به امامت باقی ماند و فرزندانش نیز بر همین مذهب بودند. علی بن یقطین در دستگاه عباسی به کارهای حکومتی پرداخت و سرانجام در دوره هارون به وزارت رسید. او با وجود حضور در حکومت، ارتباط خود را با موسی بن جعفر ادامه داد و اموالی در مقدارهای بسیار، از صد هزار تا سیصد هزار، برای او میفرستاد.<ref>{{پک|اختری|۱۳۹۰|ک=دایرةالمعارف جامع اسلامی|ف=علی بن یقطین}}</ref> | |||
علی بن یقطین در مقام حکومتی خود، بنا بر دستور موسی بن جعفر، به رسیدگی به امور شیعیان و رعایت حال آنان توجه داشت. در گزارش نقلشده، هنگامی که او درباره ادامه کار در حکومت از موسی بن جعفر کسب تکلیف کرد، موسی بن جعفر با شرایطی او را به ادامه کار موظف ساخت و رضایت خود را از او اظهار کرد. همچنین نقل شده است که موسی بن جعفر بهشت را برای او ضمانت کرد.<ref>{{پک|اختری|۱۳۹۰|ک=دایرةالمعارف جامع اسلامی|ف=علی بن یقطین}}</ref> | |||
علی بن یقطین هر سال گروهی را به نیابت از خود به حج میفرستاد. در برخی سالها شمار این افراد تا سیصد نفر میرسید. او به هر یک از آنان مبالغی پرداخت میکرد که برخی ده هزار یا بیست هزار درهم دریافت میکردند و کمترین مبلغ پرداختی هزار درهم بود.<ref>{{پک|اختری|۱۳۹۰|ک=دایرةالمعارف جامع اسلامی|ف=علی بن یقطین}}</ref> | |||
=== ماجرای سعایت از علی بن یقطین === | |||
علی بن یقطین از علاقه مندانِ موسی کاظم بود، که البته کسی از این ارادت خبر نداشت. اما ظاهراً یک نفر در این باره نزد هارون خبرچینی کرده بود. از قول علی بن یقطین قریب به این مضمون نقل شده است که: نزد هارون ایستاده بودم که هدایایی از [[پادشاه روم]] برایش رسید. در میان آنها لبادهٔ ابریشمیِ طلابافتِ سیاه رنگی بود که بسیار توجهم را جلب کرد. هارون با دیدن توجهم، آن را به من بخشید و من آنرا در حوله ای پیچیده و (برای موسی کاظم) به [[مدینه]] فرستادم. شش یا هفت ماه بعد وقتی از نزد هارون به خانه برمیگشتم، خدمتکارم با حوله و لباسی که در دست داشت و با نامه ای که تازه رسیده بود، از من استقبال کرد. نامه از طرف کاظم بود. و هنوز گل مهر آن خشک نشده بود. نوشته بود «یا علی! اینک وقتی است که تو به آن لباده نیاز داری!» حوله را از خدمتکار گرفتم و باز کردم دیدم همان لباده ابریشمی سیاه است. در همین حین خدمتکارِ هارون رسید و خبر داد خلیفه مرا احضار کرده است. به نزد خلیفه رفتم در حالی که عمر بن بزیع کنارش نشسته بود. خلیفه پرسید «یا علی آن لباده ای را که به تو بخشیدم چه کردی؟» پاسخ دادم در خانه است. هارون نگاهی با عمر بن بزیع رد و بدل کرد و به من گفت «کسی را بفرست آن را برای من بیاورد.» خدمتکارم را فرستادم و لباس را آورد. همین که چشم هارون به آن افتاد گفت «یا عمر! بر ما سزاوار نیست که حرف کسی را زین پس دربارهٔ علی قبول کنیم.» و دستور داد پنجاه هزار درهم به من دادند. لباده را به خانه بردم و به همراه پول، دوباره به خدمت امام فرستادم.<ref>{{پک|عطاردی قوچانی|1390|ک= مسند ابا ابراهیم موسی بن جعفر الکاظم، ج2 |ص=29-27}}</ref> | علی بن یقطین از علاقه مندانِ موسی کاظم بود، که البته کسی از این ارادت خبر نداشت. اما ظاهراً یک نفر در این باره نزد هارون خبرچینی کرده بود. از قول علی بن یقطین قریب به این مضمون نقل شده است که: نزد هارون ایستاده بودم که هدایایی از [[پادشاه روم]] برایش رسید. در میان آنها لبادهٔ ابریشمیِ طلابافتِ سیاه رنگی بود که بسیار توجهم را جلب کرد. هارون با دیدن توجهم، آن را به من بخشید و من آنرا در حوله ای پیچیده و (برای موسی کاظم) به [[مدینه]] فرستادم. شش یا هفت ماه بعد وقتی از نزد هارون به خانه برمیگشتم، خدمتکارم با حوله و لباسی که در دست داشت و با نامه ای که تازه رسیده بود، از من استقبال کرد. نامه از طرف کاظم بود. و هنوز گل مهر آن خشک نشده بود. نوشته بود «یا علی! اینک وقتی است که تو به آن لباده نیاز داری!» حوله را از خدمتکار گرفتم و باز کردم دیدم همان لباده ابریشمی سیاه است. در همین حین خدمتکارِ هارون رسید و خبر داد خلیفه مرا احضار کرده است. به نزد خلیفه رفتم در حالی که عمر بن بزیع کنارش نشسته بود. خلیفه پرسید «یا علی آن لباده ای را که به تو بخشیدم چه کردی؟» پاسخ دادم در خانه است. هارون نگاهی با عمر بن بزیع رد و بدل کرد و به من گفت «کسی را بفرست آن را برای من بیاورد.» خدمتکارم را فرستادم و لباس را آورد. همین که چشم هارون به آن افتاد گفت «یا عمر! بر ما سزاوار نیست که حرف کسی را زین پس دربارهٔ علی قبول کنیم.» و دستور داد پنجاه هزار درهم به من دادند. لباده را به خانه بردم و به همراه پول، دوباره به خدمت امام فرستادم.<ref>{{پک|عطاردی قوچانی|1390|ک= مسند ابا ابراهیم موسی بن جعفر الکاظم، ج2 |ص=29-27}}</ref> | ||
=== ماجرای وضو === | |||
محمد بن فضیل روایت کرده است که زمانی میان فقیهان شیعه عراق درباره کیفیت مسح پا در وضو اختلاف پدید آمد. علی بن یقطین، که در آن زمان وزیر هارون بود، در اینباره به موسی بن جعفر نامه نوشت. موسی بن جعفر در پاسخ، کیفیت وضو را مطابق روش اهل سنت نوشت و تأکید کرد که علی بن یقطین از این دستور تخطی نکند. علی بن یقطین با شگفتی از مضمون نامه، به دلیل دستور موسی بن جعفر همانگونه وضو میگرفت.<ref>{{پک|اختری|۱۳۹۰|ک=دایرةالمعارف جامع اسلامی|ف=علی بن یقطین}}</ref> | |||
در همان زمان، درباره علی بن یقطین نزد هارون سعایت شده بود که او شیعه است و در باطن با خلافت عباسی همراه نیست. هارون برای آزمودن او، هنگام وضو گرفتنش از روزنهای مراقب او شد و دید که علی بن یقطین به روش اهل سنت وضو میگیرد. هارون پس از دیدن این صحنه، اتهام را نادرست دانست و اعتمادش به علی بن یقطین افزایش یافت. پس از رفع خطر، نامهای دیگر از موسی بن جعفر به علی بن یقطین رسید که در آن دستور داده شده بود وضو را به روش شیعی انجام دهد.<ref>{{پک|اختری|۱۳۹۰|ک=دایرةالمعارف جامع اسلامی|ف=علی بن یقطین}}</ref> | |||
=== ماجرای جبه دیبا === | |||
[[ابراهیم بن حسن بن راشد]] از علی بن یقطین نقل کرده است که هدایایی از سوی فرمانروای روم برای هارون آورده شد و در میان آنها جبهای سیاه از دیبا بود. هارون چون توجه علی بن یقطین را به آن دید، جبه را به او بخشید. علی بن یقطین آن را برای موسی بن جعفر فرستاد. نه ماه بعد، همان جبه همراه نامهای از موسی بن جعفر به او بازگردانده شد و در نامه آمده بود که اکنون به آن نیاز دارد.<ref>{{پک|اختری|۱۳۹۰|ک=دایرةالمعارف جامع اسلامی|ف=علی بن یقطین}}</ref> | |||
اندکی پس از بازگشت جبه، پیک هارون علی بن یقطین را فراخواند. هارون از او درباره همان جبه پرسید و علی بن یقطین آن را حاضر کرد. با دیدن جبه، هارون دریافت که گزارش عمر بن بزیع درباره فرستادن آن برای موسی بن جعفر، در ظاهر قابل اثبات نیست. او عمر بن بزیع را از سعایت درباره علی بن یقطین بازداشت و سپس پنجاه هزار درهم همراه همان جبه برای علی فرستاد.<ref>{{پک|اختری|۱۳۹۰|ک=دایرةالمعارف جامع اسلامی|ف=علی بن یقطین}}</ref> | |||
=== ماجرای ابراهیم جمال === | |||
نقل شده است که [[ابراهیم جمال]]، از شیعیان کوفه، برای کاری به دیدار علی بن یقطین رفت، اما علی به او اجازه ورود نداد. پس از آن، علی بن یقطین در سفر حج به مدینه رفت و خواست نزد موسی بن جعفر حاضر شود، اما به او اجازه ورود داده نشد. موسی بن جعفر دلیل این منع را راندن ابراهیم جمال از در خانه علی بن یقطین دانست و گفت تا رضایت او جلب نشود، حج علی نیز پذیرفته نخواهد شد.<ref>{{پک|اختری|۱۳۹۰|ک=دایرةالمعارف جامع اسلامی|ف=علی بن یقطین}}</ref> | |||
بر اساس همین گزارش، علی بن یقطین همان شب، به دستور موسی بن جعفر، به بقیع رفت و با اسبی که آماده بود به [[کوفه]] و خانه ابراهیم جمال رسید. او از ابراهیم خواست که او را ببخشد و ابراهیم پذیرفت. علی بن یقطین سپس بازگشت و این بار اجازه ورود نزد موسی بن جعفر را یافت.<ref>{{پک|اختری|۱۳۹۰|ک=دایرةالمعارف جامع اسلامی|ف=علی بن یقطین}}</ref> | |||
== درگذشت == | |||
علی بن یقطین در سال ۱۸۲ قمری، در روزگاری که [[موسی کاظم|موسی بن جعفر]] در زندان بود، درگذشت.<ref>{{پک|اختری|۱۳۹۰|ک=دایرةالمعارف جامع اسلامی|ف=علی بن یقطین}}</ref> | |||
== آثار == | |||
برای علی بن یقطین دو اثر با عنوانهای ''ما سئل عنه جعفر الصادق من الملاحم'' و ''مناظرة الشاك بحضرة جعفر الصادق'' نقل شده است.<ref>{{پک|اختری|۱۳۹۰|ک=دایرةالمعارف جامع اسلامی|ف=علی بن یقطین}}</ref> | |||
== پانویس == | == پانویس == | ||
=== ارجاعات === | === ارجاعات === | ||
{{پانویس| | {{پانویس|۴|اندازه=ریز}} | ||
=== منابع === | === منابع === | ||
* {{یادکرد دانشنامه|نام خانوادگی=اختری|نام=عباسعلی|مقاله=علی بن یقطین|دانشنامه=[[دایرةالمعارف جامع اسلامی]]|سال=۱۳۹۰|ناشر=آرایه|مکان=تهران}} | |||
* {{یادکرد کتاب |نام خانوادگی۱=عطاردی قوچانی |نام۱=عزیزالله |عنوان=مسند ابا ابراهیم موسی بن جعفر الکاظم |تاریخ=1390 |ناشر=عطارد |مکان=تهران |مترجم= محمدرضا عطایی|نشانی=https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/36303}} | * {{یادکرد کتاب |نام خانوادگی۱=عطاردی قوچانی |نام۱=عزیزالله |عنوان=مسند ابا ابراهیم موسی بن جعفر الکاظم |تاریخ=1390 |ناشر=عطارد |مکان=تهران |مترجم= محمدرضا عطایی|نشانی=https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/36303}} | ||
* {{یادکرد کتاب |نام خانوادگی۱=جعفریان |نام۱=رسول |عنوان=حیات فکری و سیاسی امامان شیعه علیهم السلام |تاریخ=1381 |ناشر=انصاریان |مکان=قم}} | * {{یادکرد کتاب |نام خانوادگی۱=جعفریان |نام۱=رسول |عنوان=حیات فکری و سیاسی امامان شیعه علیهم السلام |تاریخ=1381 |ناشر=انصاریان |مکان=قم}} | ||
* {{یادکرد کتاب |نام خانوادگی۱=احمدی |نام۱=حبیبالله |عنوان=امام کاظم الگوی زندگی |تاریخ=1394 |ناشر=فاطیما |مکان=قم |نشانی=https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Text/30315/1/6}} | * {{یادکرد کتاب |نام خانوادگی۱=احمدی |نام۱=حبیبالله |عنوان=امام کاظم الگوی زندگی |تاریخ=1394 |ناشر=فاطیما |مکان=قم |نشانی=https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Text/30315/1/6}} | ||
{{چپ چین}} | {{چپ چین}} | ||
* {{یادکرد کتاب |نام خانوادگی۱=Kohlberg |نام۱=E. |عنوان=Mūsā al-Kāẓim |تاریخ=2012|ناشر=Encyclopaedia of Islam, Second Edition, Edited by: P. Bearman, Th. Bianquis, C.E. Bosworth, E. van Donzel, W.P. Heinrichs |ویرایش=دوم |نشانی=https://referenceworks.brillonline.com/entries/encyclopaedia-of-islam-2/musa-al-kazim-SIM_5563}} | * {{یادکرد کتاب |نام خانوادگی۱=Kohlberg |نام۱=E. |عنوان=Mūsā al-Kāẓim |تاریخ=2012|ناشر=Encyclopaedia of Islam, Second Edition, Edited by: P. Bearman, Th. Bianquis, C.E. Bosworth, E. van Donzel, W.P. Heinrichs |ویرایش=دوم |نشانی=https://referenceworks.brillonline.com/entries/encyclopaedia-of-islam-2/musa-al-kazim-SIM_5563}} | ||
== | == مطالعه بیشتر == | ||
* https://web.archive.org/web/20101218013107/http://cgie.org.ir/shavad.asp?id=123&avaid=488 | * https://web.archive.org/web/20101218013107/http://cgie.org.ir/shavad.asp?id=123&avaid=488 | ||
* http://www.aviny.com/Occasion/Ahlebeit/ImamKazem/Shahadat/83/yaghtin.aspx | * http://www.aviny.com/Occasion/Ahlebeit/ImamKazem/Shahadat/83/yaghtin.aspx | ||
| خط ۲۸: | خط ۵۸: | ||
* http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/469391 | * http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/469391 | ||
* https://web.archive.org/web/20131025045557/http://www.andisheqom.com/Files/islamhistory.php?idVeiw=30728&level=4&subid=30728 | * https://web.archive.org/web/20131025045557/http://www.andisheqom.com/Files/islamhistory.php?idVeiw=30728&level=4&subid=30728 | ||
{{درجهبندی|نیازمند پیوند=خیر|نیازمند رده=خیر|نیازمند جعبه اطلاعات=بله|نیازمند تصویر=خیر|نیازمند استانداردسازی=خیر|نیازمند ویراستاری=خیر|مقابله نشده با دانشنامهها=خیر|نیازمند مقابله با دانشنامهها=خیر|تاریخ خوبیدگی=|تاریخ برگزیدگی=|توضیحات=}} | |||
{{شاگردان برجسته امامان شیعه}} | {{شاگردان برجسته امامان شیعه}} | ||
نسخهٔ کنونی تا ۹ اوت ۲۰۲۶، ساعت ۰۸:۰۰
علی بن یقطین، علی بن یقطین بن موسی، از چهرههای برجسته شیعه و از کارگزاران دستگاه عباسی در بغداد بود. او در دوره هارون به وزارت رسید و همزمان ارتباط خود را با موسی بن جعفر حفظ کرد. در گزارشهای شیعی، جایگاه او در حمایت از شیعیان و انتقال اموال به موسی بن جعفر برجسته دانسته شده است. علی بن یقطین در سال ۱۸۲ قمری، در زمانی که موسی بن جعفر در زندان بود، درگذشت.
نسب و خانواده
علی بن یقطین کوفیتبار و ساکن بغداد بود. پدرش، یقطین، از داعیان برجسته عباسیان بود و در دوره مروان بن محمد تحت تعقیب قرار گرفت و ناچار از وطن خود گریخت و پنهان شد. علی بن یقطین در سال ۱۲۴ قمری زاده شد. همسر یقطین نیز همراه دو پسرش، علی و عبید، از ترس مروان به مدینه رفت و تا کشتهشدن مروان و استقرار عباسیان پنهان ماند؛ سپس خانواده او به کوفه بازگشتند.[۱]
زندگی
علی بن یقطین سیاستمدار، اهل کوفه، ساکن بغداد و از یاران موسی کاظم بود که به دستور موسی کاظم[۲] خود را در دستگاه بنی عباس نفوذ داد و تا مقام وزارت هارون الرشید پیش رفت. موسی کاظم در مورد او گفته است «خداوند سبحان دوستانی دارد که همراه دوستانِ ستمگران هستند تا از دوستان خود خطرها را دفع کنند و شما از آنان هستی.»[۳][۴][۵]
یقطین پس از استقرار عباسیان در خدمت سفاح و منصور قرار گرفت، اما بر مذهب شیعه و اعتقاد به امامت باقی ماند و فرزندانش نیز بر همین مذهب بودند. علی بن یقطین در دستگاه عباسی به کارهای حکومتی پرداخت و سرانجام در دوره هارون به وزارت رسید. او با وجود حضور در حکومت، ارتباط خود را با موسی بن جعفر ادامه داد و اموالی در مقدارهای بسیار، از صد هزار تا سیصد هزار، برای او میفرستاد.[۶]
علی بن یقطین در مقام حکومتی خود، بنا بر دستور موسی بن جعفر، به رسیدگی به امور شیعیان و رعایت حال آنان توجه داشت. در گزارش نقلشده، هنگامی که او درباره ادامه کار در حکومت از موسی بن جعفر کسب تکلیف کرد، موسی بن جعفر با شرایطی او را به ادامه کار موظف ساخت و رضایت خود را از او اظهار کرد. همچنین نقل شده است که موسی بن جعفر بهشت را برای او ضمانت کرد.[۷]
علی بن یقطین هر سال گروهی را به نیابت از خود به حج میفرستاد. در برخی سالها شمار این افراد تا سیصد نفر میرسید. او به هر یک از آنان مبالغی پرداخت میکرد که برخی ده هزار یا بیست هزار درهم دریافت میکردند و کمترین مبلغ پرداختی هزار درهم بود.[۸]
ماجرای سعایت از علی بن یقطین
علی بن یقطین از علاقه مندانِ موسی کاظم بود، که البته کسی از این ارادت خبر نداشت. اما ظاهراً یک نفر در این باره نزد هارون خبرچینی کرده بود. از قول علی بن یقطین قریب به این مضمون نقل شده است که: نزد هارون ایستاده بودم که هدایایی از پادشاه روم برایش رسید. در میان آنها لبادهٔ ابریشمیِ طلابافتِ سیاه رنگی بود که بسیار توجهم را جلب کرد. هارون با دیدن توجهم، آن را به من بخشید و من آنرا در حوله ای پیچیده و (برای موسی کاظم) به مدینه فرستادم. شش یا هفت ماه بعد وقتی از نزد هارون به خانه برمیگشتم، خدمتکارم با حوله و لباسی که در دست داشت و با نامه ای که تازه رسیده بود، از من استقبال کرد. نامه از طرف کاظم بود. و هنوز گل مهر آن خشک نشده بود. نوشته بود «یا علی! اینک وقتی است که تو به آن لباده نیاز داری!» حوله را از خدمتکار گرفتم و باز کردم دیدم همان لباده ابریشمی سیاه است. در همین حین خدمتکارِ هارون رسید و خبر داد خلیفه مرا احضار کرده است. به نزد خلیفه رفتم در حالی که عمر بن بزیع کنارش نشسته بود. خلیفه پرسید «یا علی آن لباده ای را که به تو بخشیدم چه کردی؟» پاسخ دادم در خانه است. هارون نگاهی با عمر بن بزیع رد و بدل کرد و به من گفت «کسی را بفرست آن را برای من بیاورد.» خدمتکارم را فرستادم و لباس را آورد. همین که چشم هارون به آن افتاد گفت «یا عمر! بر ما سزاوار نیست که حرف کسی را زین پس دربارهٔ علی قبول کنیم.» و دستور داد پنجاه هزار درهم به من دادند. لباده را به خانه بردم و به همراه پول، دوباره به خدمت امام فرستادم.[۹]
ماجرای وضو
محمد بن فضیل روایت کرده است که زمانی میان فقیهان شیعه عراق درباره کیفیت مسح پا در وضو اختلاف پدید آمد. علی بن یقطین، که در آن زمان وزیر هارون بود، در اینباره به موسی بن جعفر نامه نوشت. موسی بن جعفر در پاسخ، کیفیت وضو را مطابق روش اهل سنت نوشت و تأکید کرد که علی بن یقطین از این دستور تخطی نکند. علی بن یقطین با شگفتی از مضمون نامه، به دلیل دستور موسی بن جعفر همانگونه وضو میگرفت.[۱۰]
در همان زمان، درباره علی بن یقطین نزد هارون سعایت شده بود که او شیعه است و در باطن با خلافت عباسی همراه نیست. هارون برای آزمودن او، هنگام وضو گرفتنش از روزنهای مراقب او شد و دید که علی بن یقطین به روش اهل سنت وضو میگیرد. هارون پس از دیدن این صحنه، اتهام را نادرست دانست و اعتمادش به علی بن یقطین افزایش یافت. پس از رفع خطر، نامهای دیگر از موسی بن جعفر به علی بن یقطین رسید که در آن دستور داده شده بود وضو را به روش شیعی انجام دهد.[۱۱]
ماجرای جبه دیبا
ابراهیم بن حسن بن راشد از علی بن یقطین نقل کرده است که هدایایی از سوی فرمانروای روم برای هارون آورده شد و در میان آنها جبهای سیاه از دیبا بود. هارون چون توجه علی بن یقطین را به آن دید، جبه را به او بخشید. علی بن یقطین آن را برای موسی بن جعفر فرستاد. نه ماه بعد، همان جبه همراه نامهای از موسی بن جعفر به او بازگردانده شد و در نامه آمده بود که اکنون به آن نیاز دارد.[۱۲]
اندکی پس از بازگشت جبه، پیک هارون علی بن یقطین را فراخواند. هارون از او درباره همان جبه پرسید و علی بن یقطین آن را حاضر کرد. با دیدن جبه، هارون دریافت که گزارش عمر بن بزیع درباره فرستادن آن برای موسی بن جعفر، در ظاهر قابل اثبات نیست. او عمر بن بزیع را از سعایت درباره علی بن یقطین بازداشت و سپس پنجاه هزار درهم همراه همان جبه برای علی فرستاد.[۱۳]
ماجرای ابراهیم جمال
نقل شده است که ابراهیم جمال، از شیعیان کوفه، برای کاری به دیدار علی بن یقطین رفت، اما علی به او اجازه ورود نداد. پس از آن، علی بن یقطین در سفر حج به مدینه رفت و خواست نزد موسی بن جعفر حاضر شود، اما به او اجازه ورود داده نشد. موسی بن جعفر دلیل این منع را راندن ابراهیم جمال از در خانه علی بن یقطین دانست و گفت تا رضایت او جلب نشود، حج علی نیز پذیرفته نخواهد شد.[۱۴]
بر اساس همین گزارش، علی بن یقطین همان شب، به دستور موسی بن جعفر، به بقیع رفت و با اسبی که آماده بود به کوفه و خانه ابراهیم جمال رسید. او از ابراهیم خواست که او را ببخشد و ابراهیم پذیرفت. علی بن یقطین سپس بازگشت و این بار اجازه ورود نزد موسی بن جعفر را یافت.[۱۵]
درگذشت
علی بن یقطین در سال ۱۸۲ قمری، در روزگاری که موسی بن جعفر در زندان بود، درگذشت.[۱۶]
آثار
برای علی بن یقطین دو اثر با عنوانهای ما سئل عنه جعفر الصادق من الملاحم و مناظرة الشاك بحضرة جعفر الصادق نقل شده است.[۱۷]
پانویس
ارجاعات
- ↑ اختری، «علی بن یقطین»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ احمدی، امام کاظم الگوی زندگی، ۲۱۹-۲۲۰.
- ↑ احمدی، امام کاظم الگوی زندگی، ۲۲۰.
- ↑ جعفریان، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه علیهم السلام، ۴۰۷.
- ↑ (Kohlberg 2012، ص. 646)
- ↑ اختری، «علی بن یقطین»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «علی بن یقطین»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «علی بن یقطین»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ عطاردی قوچانی، مسند ابا ابراهیم موسی بن جعفر الکاظم، ج2، ۲۹-۲۷.
- ↑ اختری، «علی بن یقطین»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «علی بن یقطین»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «علی بن یقطین»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «علی بن یقطین»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «علی بن یقطین»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «علی بن یقطین»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «علی بن یقطین»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «علی بن یقطین»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
منابع
- اختری، عباسعلی (۱۳۹۰). «علی بن یقطین». دایرةالمعارف جامع اسلامی. تهران: آرایه.
- عطاردی قوچانی، عزیزالله (۱۳۹۰). مسند ابا ابراهیم موسی بن جعفر الکاظم. ترجمهٔ محمدرضا عطایی. تهران: عطارد.
- جعفریان، رسول (۱۳۸۱). حیات فکری و سیاسی امامان شیعه علیهم السلام. قم: انصاریان.
- احمدی، حبیبالله (۱۳۹۴). امام کاظم الگوی زندگی. قم: فاطیما.
- Kohlberg، E. (۲۰۱۲). Mūsā al-Kāẓim (ویراست دوم). Encyclopaedia of Islam, Second Edition, Edited by: P. Bearman, Th. Bianquis, C.E. Bosworth, E. van Donzel, W.P. Heinrichs.
مطالعه بیشتر
- https://web.archive.org/web/20101218013107/http://cgie.org.ir/shavad.asp?id=123&avaid=488
- http://www.aviny.com/Occasion/Ahlebeit/ImamKazem/Shahadat/83/yaghtin.aspx
- http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/302292
- https://web.archive.org/web/20140410204304/http://www.tahoorkotob.com/page.php?pid=6978
- http://www.hawzah.net/fa/MagArt.html?MagazineArticleID=26647&MagazineNumberID=4191
- https://web.archive.org/web/20110927131943/http://tebyan-zn.ir/News-Article/famous_man/2011/6/25/31405.html
- http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/469391
- https://web.archive.org/web/20131025045557/http://www.andisheqom.com/Files/islamhistory.php?idVeiw=30728&level=4&subid=30728