غزوه دومةالجندل: تفاوت میان نسخه‌ها

از اسلامیکال
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(ابرابزار)
 
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۲: خط ۲:


== منطقه درگیری ==
== منطقه درگیری ==
جغرافی‌دانان، واحه‌ای را به نام دومة الجندل در وادی سِرحان در مشرق اردن گزارش کرده‌اند که از جزیرة العرب تا شام امتداد داشته است. این منطقه از سرحدات شام بوده است و تا دمشق، ده میل (پنج شب راه) و تا مدینه شانزده تا سیزده شب راه بوده است. امروزه روستایی در منطقه زراعی جوف (۴۵۰ کیلومتری شمال تَیماء) است.<ref>{{پک|معتبر|۱۳۷۴|ک=دانشنامه جهان اسلام|ف=دومة الجندل}}</ref>
جغرافی‌دانان، واحه‌ای را به نام [[دومةالجندل]] در وادی سِرحان در مشرق اردن گزارش کرده‌اند که از [[جزیرةالعرب|جزیرة العرب]] تا شام امتداد داشته است. این منطقه از سرحدات شام بوده است و تا دمشق، ده میل (پنج شب راه) و تا مدینه شانزده تا سیزده شب راه بوده است. امروزه روستایی در منطقه زراعی جوف (۴۵۰ کیلومتری شمال تَیماء) است.<ref>{{پک|معتبر|۱۳۷۴|ک=دانشنامه جهان اسلام|ف=دومة الجندل}}</ref>


== دلایل درگیری ==
== دلایل درگیری ==
در علت این درگیری و غزوه در بین منابع اختلافاتی گزارش شده است. بنابر یک روایت، پس از رسیدن گزارشی به محمد مبنی بر جمع شدن گروهی از اعراب (از قبایل قضاعه و غسان) در منطقه دومة الجندل، برای بازرگانان آن منطقه ایجاد دردسر کرده و قصد حمله به مدینه را دارند. از این رو محمد دستور اعزام سپاهی را به سمت این منطقه صادر کرد. برخی منابع نیز از ظلم فرمانروای وقت دومة الجندل (که فردی مسیحی بود) به مسافران و بازرگانان مدینه یاد کرده‌اند که سبب عکس العمل محمد شد.<ref>{{پک|معتبر|۱۳۷۴|ک=دانشنامه جهان اسلام|ف=دومة الجندل}}</ref>
در علت این درگیری و غزوه در بین منابع اختلافاتی گزارش شده است. بنابر یک روایت، پس از رسیدن گزارشی به محمد مبنی بر جمع شدن گروهی از اعراب (از قبایل [[قضاعه]] و [[غسان]]) در منطقه دومة الجندل، برای بازرگانان آن منطقه ایجاد دردسر کرده و قصد حمله به [[مدینه]] را دارند. از این رو محمد دستور اعزام سپاهی را به سمت این منطقه صادر کرد. برخی منابع نیز از ظلم فرمانروای وقت دومة الجندل (که فردی مسیحی بود) به مسافران و بازرگانان مدینه یاد کرده‌اند که سبب عکس العمل محمد شد.<ref>{{پک|معتبر|۱۳۷۴|ک=دانشنامه جهان اسلام|ف=دومة الجندل}}</ref>
[[پرونده:The_Prophet_Muhammad_and_the_Muslim_Army_at_the_Battle_of_Uhud,_from_the_Siyer-i_Nebi,_1595_(cropped).jpg|بندانگشتی|نگاره‌ای از حضور محمد در [[غزوه احد|نبرد احد]]]]
 
== شرح ماوقع ==
== شرح ماوقع ==
اکثر مورخان زمان واقعه را پنجم ه‍.ق دانستند. بر این اساس محمد در تاریخ ۲۴ یا ۲۵ [[ربیع‌الاول]] سال پنجم هجری قمری، سِباع‌بن عُرْفُطَه غِفاری را جانشین خود در مدینه کرد و به راهنمایی فردی به نام مذکور از قبیله بنی عذره و همراهی هزار مرد؛ از بیراهه و به سرعت خود را به دومة الجندل رساند. به گفته ابن اسحاق، پس از رسیدن پیامبر به منطقه، بدون بروز درگیری، سپاه اسلام به مدینه بازگشت. اما ابن سعد از تصرف گله و دام آن منطقه توسط پیامبر خبر داده است. با رسیدن خبر حرکت پیامبر اسلام به منطقه، اهالی دومة الجندل به طرف مغرب گریختند. هدف محمد از این اقدام، جبران خسارتهای انسانی وارد آمده بر تاجران بود. این حرکت محمد، همچنین سبب تضعیف سیاسی، اقتصادی و روحی جبهه مقابل خود شد. در این سفر، یکی از اهال دومة الجندل که به اسارت درآمده بود، مسلمان شد. سپاه اسلام به تاریخ ده روز مانده از ماه ربیع الآخر به مدینه وارد شد.<ref>{{پک|معتبر|۱۳۷۴|ک=دانشنامه جهان اسلام|ف=دومة الجندل}}</ref>
اکثر مورخان زمان واقعه را پنجم ه‍.ق دانستند. بر این اساس محمد در تاریخ ۲۴ یا ۲۵ [[ربیع‌الاول]] سال پنجم هجری قمری، سِباع‌بن عُرْفُطَه غِفاری را جانشین خود در مدینه کرد و به راهنمایی فردی به نام مذکور از قبیله بنی عذره و همراهی هزار مرد؛ از بیراهه و به سرعت خود را به دومة الجندل رساند. به گفته ابن اسحاق، پس از رسیدن پیامبر به منطقه، بدون بروز درگیری، سپاه اسلام به مدینه بازگشت. اما ابن سعد از تصرف گله و دام آن منطقه توسط پیامبر خبر داده است. با رسیدن خبر حرکت پیامبر اسلام به منطقه، اهالی دومة الجندل به طرف مغرب گریختند. هدف محمد از این اقدام، جبران خسارتهای انسانی وارد آمده بر تاجران بود. این حرکت محمد، همچنین سبب تضعیف سیاسی، اقتصادی و روحی جبهه مقابل خود شد. در این سفر، یکی از اهال دومة الجندل که به اسارت درآمده بود، مسلمان شد. سپاه اسلام به تاریخ ده روز مانده از ماه [[ربیع‌الآخر]] به مدینه وارد شد.<ref>{{پک|معتبر|۱۳۷۴|ک=دانشنامه جهان اسلام|ف=دومة الجندل}}</ref>


در شعبان سال ششم هجری، محمد، عبدالرحمان بن عوف را به فرماندهی گروهی به منطقه دومة الجندل فرستاد تا اهالی منطقه را به اسلام دعوت کند. در این دعوت پس از اسلام آوردن اصبغ بن عمرو کلبی (سرکرده مسیحی‌های منطقه)، گروه زیادی از اهال به اسلام گرویدند.<ref>{{پک|معتبر|۱۳۷۴|ک=دانشنامه جهان اسلام|ف=دومة الجندل}}</ref>
در شعبان سال ششم هجری، محمد، عبدالرحمان بن عوف را به فرماندهی گروهی به منطقه دومةالجندل فرستاد تا اهالی منطقه را به [[اسلام]] دعوت کند. در این دعوت پس از اسلام آوردن [[اصبغ بن عمرو کلبی]] (سرکرده مسیحی‌های منطقه)، گروه زیادی از اهالی به اسلام گرویدند.<ref>{{پک|معتبر|۱۳۷۴|ک=دانشنامه جهان اسلام|ف=دومة الجندل}}</ref>


== پانویس ==
== پانویس ==

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۹ آوریل ۲۰۲۶، ساعت ۰۵:۳۹

غزوه دومة الجندل
تاریخ۶۲۶ میلادی - ۵ هجری قمری
موقعیت
نتایج بازگشت محمد از منطقه بدون هیچگونه درگیری
طرف‌های درگیر
مسلمان مدینه دومه جندل عربستان
فرماندهان و رهبران
محمد اکیدر بن عبدالملک
قوا
۱۰۰۰ نفر

دُوْمَةُالْجَنْدَل، یکی از غزوات محمد است که در سال پنجم ه‍. ق صورت گرفته است. در این غزوه که علت‌های مختلفی برایش گزارش شده است، محمد به همراه گروهی از مسلمانان مدینه، به سمت منطقه دومة الجندل در نواحی شام در حرکت شدند و بدون درگیری و پس از چند روز، به مدینه بازگشتند. سال بعد، جمعی از اهالی منطقه به دعوت عبدالرحمن بن عوف، به اسلام گرویدند.

منطقه درگیری

جغرافی‌دانان، واحه‌ای را به نام دومةالجندل در وادی سِرحان در مشرق اردن گزارش کرده‌اند که از جزیرة العرب تا شام امتداد داشته است. این منطقه از سرحدات شام بوده است و تا دمشق، ده میل (پنج شب راه) و تا مدینه شانزده تا سیزده شب راه بوده است. امروزه روستایی در منطقه زراعی جوف (۴۵۰ کیلومتری شمال تَیماء) است.[۱]

دلایل درگیری

در علت این درگیری و غزوه در بین منابع اختلافاتی گزارش شده است. بنابر یک روایت، پس از رسیدن گزارشی به محمد مبنی بر جمع شدن گروهی از اعراب (از قبایل قضاعه و غسان) در منطقه دومة الجندل، برای بازرگانان آن منطقه ایجاد دردسر کرده و قصد حمله به مدینه را دارند. از این رو محمد دستور اعزام سپاهی را به سمت این منطقه صادر کرد. برخی منابع نیز از ظلم فرمانروای وقت دومة الجندل (که فردی مسیحی بود) به مسافران و بازرگانان مدینه یاد کرده‌اند که سبب عکس العمل محمد شد.[۲]

شرح ماوقع

اکثر مورخان زمان واقعه را پنجم ه‍.ق دانستند. بر این اساس محمد در تاریخ ۲۴ یا ۲۵ ربیع‌الاول سال پنجم هجری قمری، سِباع‌بن عُرْفُطَه غِفاری را جانشین خود در مدینه کرد و به راهنمایی فردی به نام مذکور از قبیله بنی عذره و همراهی هزار مرد؛ از بیراهه و به سرعت خود را به دومة الجندل رساند. به گفته ابن اسحاق، پس از رسیدن پیامبر به منطقه، بدون بروز درگیری، سپاه اسلام به مدینه بازگشت. اما ابن سعد از تصرف گله و دام آن منطقه توسط پیامبر خبر داده است. با رسیدن خبر حرکت پیامبر اسلام به منطقه، اهالی دومة الجندل به طرف مغرب گریختند. هدف محمد از این اقدام، جبران خسارتهای انسانی وارد آمده بر تاجران بود. این حرکت محمد، همچنین سبب تضعیف سیاسی، اقتصادی و روحی جبهه مقابل خود شد. در این سفر، یکی از اهال دومة الجندل که به اسارت درآمده بود، مسلمان شد. سپاه اسلام به تاریخ ده روز مانده از ماه ربیع‌الآخر به مدینه وارد شد.[۳]

در شعبان سال ششم هجری، محمد، عبدالرحمان بن عوف را به فرماندهی گروهی به منطقه دومةالجندل فرستاد تا اهالی منطقه را به اسلام دعوت کند. در این دعوت پس از اسلام آوردن اصبغ بن عمرو کلبی (سرکرده مسیحی‌های منطقه)، گروه زیادی از اهالی به اسلام گرویدند.[۴]

پانویس

ارجاعات

منابع