نصرت امین: تفاوت میان نسخه‌ها

از اسلامیکال
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(افزودن برچسب {{پوشش نامتناسب}})
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(یک نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط یک کاربر دیگر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{پوشش نامتناسب|تاریخ=فوریه ۲۰۲۶}}
{{جعبه اطلاعات زندگی‌نامه دینی|عنوان=بانو امین|زادگاه=اصفهان|محل دفن=اصفهان|محل تحصیل=اصفهان، قم|محل اقامت=اصفهان‌ف قم|استادها=سید ابوالقاسم دهکردی{{سخ}}میرزا علی اصغر شریف{{سخ}}میرزا علی آقا شیرازی{{سخ}}ابوالقسم زفره‌ای{{سخ}}حسین نظام الدین کچویی{{سخ}}میر سید علی نجف‌آبادی|درگذشت=۱۳۶۲ ه.ش|آثار=اربعین الهاشمیة{{سخ}}جامع الشتّات{{سخ}}معاد یا آخرین سیر بشر{{سخ}}مخزن العرفان}}
{{جعبه اطلاعات زندگی‌نامه دینی|عنوان=بانو امین|زادگاه=اصفهان|محل دفن=اصفهان|محل تحصیل=اصفهان، قم|محل اقامت=اصفهان‌ف قم|استادها=سید ابوالقاسم دهکردی{{سخ}}میرزا علی اصغر شریف{{سخ}}میرزا علی آقا شیرازی{{سخ}}ابوالقسم زفره‌ای{{سخ}}حسین نظام الدین کچویی{{سخ}}میر سید علی نجف‌آبادی|درگذشت=۱۳۶۲ ه.ش|آثار=اربعین الهاشمیة{{سخ}}جامع الشتّات{{سخ}}معاد یا آخرین سیر بشر{{سخ}}مخزن العرفان}}


'''سیده نصرت بیگم امین'''، معروف به '''بانو مجتهده امین''' و به اختصار '''بانو امین'''، از زنان اصفهانی است که موفق به کسب درجه [[اجتهاد]] و [[اجازه روایت|روایت]] شد و علاوه بر تألیف کتاب و تدریس‌، پاسخگوی پرسش‌های دینی و تبلیغ دین اسلام بود.  
'''نصرت بیگم امین''' (۱۲۷۴–۱۳۶۲ هـ.ش)، معروف به '''بانو مجتهده امین''' و ملقب به بانوی ایرانی، از عالمان، مفسران و عارفان [[شیعه]] در سده چهاردهم هجری است. وی موفق به دریافت [[اجازه اجتهاد]] و روایت از سوی مشاهیر [[فقه]] شیعه شد. امین علاوه بر تألیف آثار متعدد در حوزه‌های تفسیر، فقه و اخلاق، به فعالیت‌های اجتماعی و آموزشی نظیر تأسیس مدرسه و دبیرستان برای زنان پرداخت.  


== نام و نسب ==
== پیشینه خانوادگی ==
نام اصلی بانو مجتهده امین را سیده نصرت بیگم امین گزارش کرده‌اند که به اختصار بانو امین، خطاب می‌شد. نسب وی با سی واسطه به [[علی بن ابی‌طالب]] می‌رسید و از سادات اهل [[اصفهان]] بود.<ref name=":0" /> ایشان که معروف به بانوی ایرانی است در سال ۱۲۷۴ شمسی در اصفهان متولد شد. پدر ایشان محمدعلی امین التجار اصفهانی، فردی مومن و سخاوتمند بود که فرزند سید حسن و نوه علامه مجاهد و وارسته، سید معصوم حسینی خاتون آبادی بوده که از نظر نسب بسیار شریف است.<ref>طیبی، زندگانی بانوی ایرانی، ص 28، 1380ش.</ref> مادرش نیز بانویی شریف، متعبد و خیرخواه بود. خاندان جنابی‌ها، دودمان مادر این کودک، مومن و سادات با شرافت اصفهان و از علما و شاعران و هنرمندان اصفهانی در عهد صفویه بودند.<ref>دهخدا، لغتنامه‌ی دهخدا، ج3، ص7861.</ref>خداوند پس از سه فرزند پسر، این دختر را به ایشان عطا کرد.  
نام اصلی وی نصرت بیگم امین است که به اختصار بانو امین خطاب می‌شد. نسب او با سی واسطه به علی می‌رسد و از سادات اهل اصفهان به شمار می‌رود.<ref name=":0" /> وی در سال ۱۲۷۴ شمسی در اصفهان متولد شد. پدرش محمدعلی امین التجار اصفهانی، فرزند حسن و نوه معصوم حسینی خاتون آبادی است.<ref>طیبی، زندگانی بانوی ایرانی، ص 28، 1380ش.</ref> مادرش از خاندان جنابی‌ها است. دودمان مادر این کودک، از علما و شاعران و هنرمندان اصفهانی در عهد [[صفویه]] بودند.<ref>دهخدا، لغتنامه‌ی دهخدا، ج3، ص7861.</ref> پس از سه فرزند پسر، به عنوان تنها دختر خانواده متولد شد.  


== سرگذشت ==
== دوران کودکی و ازدواج ==
مادر ایشان، با روشن‌بینی در چهار سالگی، فرزند خویش را برای آموزش قرآن و فراگیری خواندن و نوشتن به مکتب‌خانه‌ی «خدیجه بیگم» فرستاد، در حالی که فضای حاکم بر آن ایام به گونه‌ای بود که کمتر خانواده‌ای به خود اجازه می‌داد دخترش را برای کسب دانش به مکتب یا مدرسه بفرستد، و چه بسیار والدینی که آموزش و آشنایی با خط و نوشتن را برای دختران خود جایز نمی‌دانستند.<ref>هادوی، یادنامه سید نصرت امین، ص9</ref> بر این اساس وی از چهار سالگی آموزش [[قرآن]] و خواندن و نوشتن را در مکتب‌خانه آغاز کرد. بانو امین به تحصیل ادامه داد تا اینکه در ۱۳ سالگی رشد و پویایی او برای پدر و مادرش آشکار شد و از این رو، در میان خواستگاران زیادی که داشت، پسر عمویش، حاج میرزا آقا، ملقب به «معین التجار» را برگزیدند و مقدمات [[ازدواج در اسلام|ازدواج]] او فراهم گردید. در تمام مدتی که در خانه پدر و مادر به سر می‌برد، پدر و مادر مراقب او بوده و در تربیت صحیح او همت می‌گماشتند.<ref>طیبی، پیشین، ص32.</ref> از این پس بانو امین به خانه داری و تربیت فرزندان مشغول شد، اما این امر نیز نتوانست مانع ادامه‌ی تحصیل و عشق به مطالعه و تحقیق در معارف اسلامی شود. وی صاحب هشت فرزند شد. از هشت [[فرزند،]] تنها یک فرزند پسر از وی باقی ماند و بقیه در سنین پایین درگذشتند.<ref name=":0">حائری، روز شمار شمسی، ج1، ص201</ref> خود بانو امین این واقعه را ابتلا و آزمایش حق تعالی تعبیر می‌کرد.<ref>دفتر مطالعات فرهنگی بانوان، مجموعه مقالات و سخنرانی‌های اولین و دومین کنگره بزرگداشت بانو امین، ص11، 1374ش.</ref>  
مادرش او را برای آموزش قرآن و فراگیری خواندن و نوشتن به مکتب‌خانه‌ی «خدیجه بیگم» فرستاد، در حالی که فضای حاکم بر آن ایام به گونه‌ای بود که کمتر خانواده‌ای به خود اجازه می‌داد دخترش را برای کسب دانش به مکتب یا مدرسه بفرستد، و چه بسیار والدینی که آموزش و آشنایی با خط و نوشتن را برای دختران خود جایز نمی‌دانستند.<ref>هادوی، یادنامه سید نصرت امین، ص9</ref> بر این اساس وی از چهار سالگی آموزش [[قرآن]] و خواندن و نوشتن را در مکتب‌خانه آغاز کرد. بانو امین به تحصیل ادامه داد تا اینکه در ۱۳ سالگی در میان خواستگاران زیادی که داشت، پسر عمویش، میرزا آقا، ملقب به «معین التجار» را برگزیدند و مقدمات [[ازدواج در اسلام|ازدواج]] او فراهم گردید. در تمام مدتی که در خانه پدر و مادر به سر می‌برد، پدر و مادر مراقب او بوده و در تربیت صحیح او همت می‌گماشتند.<ref>طیبی، پیشین، ص32.</ref> از این پس بانو امین به خانه داری و تربیت فرزندان مشغول شد، اما این امر نیز نتوانست مانع ادامه‌ی تحصیل و مطالعه و تحقیق در معارف اسلامی شود. وی صاحب هشت فرزند شد. از هشت [[فرزند،]] تنها یک فرزند پسر از وی باقی ماند و بقیه در سنین پایین درگذشتند.<ref name=":0">حائری، روز شمار شمسی، ج1، ص201</ref> خود بانو امین این واقعه را ابتلا و آزمایش الهی تعبیر می‌کرد.<ref>دفتر مطالعات فرهنگی بانوان، مجموعه مقالات و سخنرانی‌های اولین و دومین کنگره بزرگداشت بانو امین، ص11، 1374ش.</ref>  


== طی مدارج علمی ==
== سیر تحصیلات و مدارج علمی ==
این بانوی بزرگوار علوم گوناگون را در منزل و نزد استادان بزرگواری که به منزل ایشان می‌آمدند، فرا گرفت. ایشان غرق در معارف معنوی گردید و با توجه به سیر و سلوک عملی و تلاش فراوان جهت فراگرفتن [[علوم قرآنی]]، به مقامات والایی دست یافت؛ چنانکه در این باره آمده است: در پرتو معتقدات دینی، معنوی و قلبی‌اش، که در ارتباط با منبع فیض الهی بود، رشد یافته و همانگونه که در کتاب نفیس نفحات الرحمانیه _که به زبان عربی نگارش یافته_ خود معترف است، چنان به مبدأ اقیانوس الهی وابسته بود که نغمات ملکوتی گل‌ها و ریاحین را به گوش جان می‌شنید و تا سن چهل سالگی، دوران تحصیل و ریاضت را پشت سر گذاشت و پس از آن، مراحل ترقی و کمال را طی نمود.<ref>بانوی ایرانی مقدمه‌ی اخلاق و راه سعادت، اصفهان، انجمن حمایت از خانواده‌های بی‌سرپرست، ص5، 1371ش.</ref> بانو امین پس از آن‌که [[بیع صرف|صرف]]، [[تمیز (نحو)|نحو]]، [[بلاغت]]، [[تفسیر قرآن|تفسیر]]، [[حدیث]]، [[فقه]]، [[اصول فقه|اصول]] و [[فلسفه اسلامی|فلسفه]] را آموخت، به مطالعات خود در سطوح عالی ادامه داد تا به درجه‌ی [[اجتهاد]] رسید. جدیت وی در امر تحصیل، به حدی بود که می‌فرمود: «هیچ چیز نمی‌تواند کلاس درس را تعطیل کند، حتی مرگ فرزند.» یکی از استادان بانو امین، مرحوم میرسید علی نجف آبادی، نقل کرده است: «روزی شنیدم فرزند ایشان فوت شده است، فکر کردم خانم دیگر درس را تعطیل خواهد کرد، ولی برعکس، دو روز بعد کسی را به سراغم فرستاد که برای تدریس به منزل ایشان بروم و من از علاقه ایشان به درس و تحصیل، سخت تعجب کردم.»<ref>هادوی، پیشین، صص13و14.</ref> از ۴۰ سالگی تا پایان عمر، بیش از ۵۵ سال به تألیف کتاب، تدریس، پاسخ به پرسش‌های دینی و [[ارشاد]] پرداخت.<ref name=":0" /> وی در مقام [[مبلغ]]، مدرس، [[مفسر]]، مؤلف و واعظ‌، در جمع زنان ظاهر می‌شد و مبانی دینی را به آن‌ها منتقل می‌کرد تا جایی که خود به تأسیس حوزه و مدرسه‌ای پرداخت و در آن به پرورش شاگردانی از میان زنان طلبه، مشغول شد.<ref>{{پک|الف|1399|ک=سروناز|ص=45}}</ref>او در سال ۱۳۴۴ ه.ش با سرمایه شخصی، مکتبی به نام فاطمه و یک دبیرستان دخترانه تأسیس کرد و در آن به پرورش دختران مسلمان بر اساس [[تعالیم دینی]] پرداخت.<ref name=":0" />
وی علوم گوناگون را در منزل و نزد اساتیدی که به منزل ایشان می‌آمدند، فرا گرفت و با یادگیری  [[علوم قرآنی]]، تا سن چهل سالگی به مدارج علمی دست یافت.<ref>بانوی ایرانی مقدمه‌ی اخلاق و راه سعادت، اصفهان، انجمن حمایت از خانواده‌های بی‌سرپرست، ص5، 1371ش.</ref> بانو امین پس از آن‌که [[بیع صرف|صرف]]، [[تمیز (نحو)|نحو]]، [[بلاغت]]، [[تفسیر قرآن|تفسیر]]، [[حدیث]]، [[فقه]]، [[اصول فقه|اصول]] و [[فلسفه اسلامی|فلسفه]] را آموخت، به مطالعات خود در سطوح عالی ادامه داد تا به درجه‌ی [[اجتهاد]] رسید. جدیت وی در امر تحصیل، به حدی بود که می‌فرمود: «هیچ چیز نمی‌تواند کلاس درس را تعطیل کند، حتی مرگ فرزند.» یکی از استادانش، علی نجف آبادی، نقل کرده است: «روزی شنیدم فرزند ایشان فوت شده است، فکر کردم خانم دیگر درس را تعطیل خواهد کرد، ولی برعکس، دو روز بعد کسی را به سراغم فرستاد که برای تدریس به منزل ایشان بروم و من از علاقه ایشان به درس و تحصیل، سخت تعجب کردم.»<ref>هادوی، پیشین، صص13و14.</ref> از ۴۰ سالگی تا پایان عمر، بیش از ۵۵ سال به تألیف کتاب، تدریس، پاسخ به پرسش‌های دینی و [[ارشاد]] پرداخت.<ref name=":0" /> وی در مقام [[مبلغ]]، مدرس، [[مفسر]]، مؤلف و واعظ‌، در جمع زنان ظاهر می‌شد و مبانی دینی را به آن‌ها منتقل می‌کرد تا جایی که خود به تأسیس حوزه و مدرسه‌ای پرداخت و در آن به پرورش شاگردانی از میان زنان طلبه، مشغول شد.<ref>{{پک|الف|1399|ک=سروناز|ص=45}}</ref>او در سال ۱۳۴۴ ه.ش با سرمایه شخصی، مکتبی به نام فاطمه و یک دبیرستان دخترانه تأسیس کرد و در آن به پرورش دختران مسلمان بر اساس [[تعالیم دینی]] پرداخت.<ref name=":0" />


== مقام والای علمی (ملکه اجتهاد) ==
== جایگاه علمی و تعامل با علما ==
بانو امین با داشتن استعداد سرشار و تلاش شبانه روزی و اراده‌ی استوار و بردباری بسیار در برابر شداید و مشکلات، پس از سال‌ها تحصیل و پشتکار مداوم به دریافت اجازه‌ی اجتهاد مفتخر شد. قریب چهل سال از عمر پربار ایشان می‌گذشت که مورد آزمون [[عبدالکریم حائری یزدی|شیخ عبدالکریم حائری یزدی]] موسس [[حوزه علمیه قم]] و حاج شیخ محمد کاظم شیرازی قرار گرفت و به دریافت اجازه اجتهاد نائل آمد.<ref>باقری بیدهندی، بانوی‌نمونه؛ جلوه‌هایی از حیات بانوی مجتهده امین اصفهانی، ص36، 1377ش.</ref>  ایشان از میرزا آقا اصطهبانی و شیخ محمد رضا ابوالمجد نجفی اصفهانی نیز اجازه روایی و اجتهاد دریافت کرد.<ref>همان، ص 36.</ref> نتیجه‌ی آن همه کوشش و تلاش علمی، که زمینه‌ی آن را تقوای عملی و زهد آن بانوی پرهیزگار فراهم کرده بود، چنان بود که حتی دانشمند بزرگ، مانند سید شهاب الدین مرعشی نجفی، از خانم امین درخواست اجازه‌ی روایت نمود و ایشان در قسمتی از این اجازه که به تاریخ اول محرم الحرام ۱۳۵۸ ق، برایشان نوشت چنین آورده است: «پس از استخاره، به ایشان اجازه دادم که روایت کند از من، هرچه را که روایتش برای من صحیح است از کتب تفسیر و ادعیه و حدیث و فقه و غیر این‌ها که از تألیفات شیعه آنچه اصحاب از غیر شیعه روایت کرده‌اند، به جمیع طرقی که معلوم و در خود مضبوط است.»<ref>هادوی، پیشین، ص 22.</ref>مرتبت و موقعیت علمی و عرفانی ایشان به آنجا رسید که اکابر و اعاظمی از علما و عرفا حضور در محضر ایشان را مایه‌ی فیض می‌دانستند. وی در مقام تنها بانوی مجتهده‌ی عصر خود قرار گرفت و علما و افراد چندی از نقاط دور و نزدیک برای ملاقات و گفتگو نزد ایشان می‌آمدند. نمونه‌های بارز آن تشریف فرمایی مفسّر بزرگ قرآن، سید محمّد حسین طباطبایی و فیلسوف تلاشگر استاد محمد تقی جعفری و [[شیخ عبدالحسین امینی]] صاحب [[کتاب الغدیر]] و بزرگان دیگری بود که با ایشان به مذاکره نشستند و گاهی به وسیله‌ی نامه با ایشان مکاتبه داشتند.<ref>باقری بیدهندی، پیشین، ص36.</ref> استاد دانشمند مرحوم [[محمدتقی جعفری]]، مقام علمی و عملی بانو را چنین توصیف نموده است: «با توجه به آثار قلمی که از این خانم در دسترس ما قرار گرفته، به طور قطع می‌توان ایشان را از علمای برجسته‌ی عالم تشیع معرفی نموده و روش علمی ایشان هم کاملاً قابل مقایسه با سایر دانشمندان بوده، بلکه با نظریه‌ی مقامات عالیه‌ی روحی، ایشان را از گروه نخبه‌ای از  دانشمندان به شمار آورد که به اضافه‌ی فرا گرفتن دانش، به تولإد جدید در زندگی نائل می‌شوند.»<ref>بانوی ایرانی، پیشین،ص4.</ref>
در حدود چهل سالگی مورد آزمون   [[عبدالکریم حائری یزدی]] موسس [[حوزه علمیه قم]] و محمد کاظم شیرازی قرار گرفت و به دریافت اجازه اجتهاد نائل آمد.<ref>باقری بیدهندی، بانوی‌نمونه؛ جلوه‌هایی از حیات بانوی مجتهده امین اصفهانی، ص36، 1377ش.</ref> وی از میرزا آقا اصطهبانی و محمد رضا ابوالمجد نجفی اصفهانی نیز اجازه روایی و اجتهاد دریافت کرد.<ref>همان، ص 36.</ref> شهاب الدین مرعشی نجفی، از خانم امین درخواست اجازه‌ی روایت نمود و ایشان در قسمتی از این اجازه که به تاریخ اول محرم الحرام ۱۳۵۸ ق، برایشان نوشت چنین آورده است: «پس از استخاره، به ایشان اجازه دادم که روایت کند از من، هرچه را که روایتش برای من صحیح است از کتب تفسیر و ادعیه و حدیث و فقه و غیر این‌ها که از تألیفات شیعه آنچه اصحاب از غیر شیعه روایت کرده‌اند، به جمیع طرقی که معلوم و در خود مضبوط است.»<ref>هادوی، پیشین، ص 22.</ref> وی در مقام تنها بانوی مجتهده‌ی عصر خود قرار گرفت و علما و افراد چندی از نقاط دور و نزدیک برای ملاقات و گفتگو نزد ایشان می‌آمدند. نمونه‌های بارز آن تشریف فرمایی مفسّر بزرگ قرآن، محمّد حسین طباطبایی و محمد تقی جعفری و [[شیخ عبدالحسین امینی|عبدالحسین امینی]] صاحب [[کتاب الغدیر]] و بزرگان دیگری بود که با ایشان به مذاکره نشستند و گاهی به وسیله‌ی نامه با ایشان مکاتبه داشتند.<ref>باقری بیدهندی، پیشین، ص36.</ref>  


== درگذشت ==
== درگذشت ==
خط ۳۲: خط ۳۱:


== ویژگی‌های اخلاقی ==
== ویژگی‌های اخلاقی ==
گفته شده است که نصرت امین به قدری مراقب وظایف عبودی‌اش بود که هیچ‌گاه [[اشتغال]] به یک امر موجب او را از وظیفه دیگرش باز نمی‌داشت. هنگام سفرهای تجاری همسرش‌، با تعطیل‌کردن درس همسفر شوهرش می‌شد و هنگام مشغول‌بودن به [[نماز نافله]] با آمدن همسرش آن نماز مستحبی را رها کرده و به وظایف همسری خود می‌پرداخت. به گفته منابع شیعی، او همواره یک «سالک مجاهد برای معبودش‌»، یک «همسر نمونه برای شوهرش‌»، یک «مادر نمونه برای فرزندانش» و یک «محصل کوشا و نمونه برای استادانش» بود به طوری که حتی در مصیبت درگذشت فرزندش نیز حاضر به تعطیل‌کردن درسش نمی‌شد.<ref>{{پک|الف|1399|ک=سروناز|ص=44}}</ref>
نصرت امین تعادل میان وظایف خانوادگی و علمی را حفظ می‌کرد. در منابع گزارش شده است که وی تعادل میان وظایف خانوادگی و علمی را حفظ می‌کرد. او هنگام سفرهای تجاری همسرش، کلاس‌های درس را تعطیل کرده و با او همسفر می‌شد. همچنین ذکر شده است که برای رسیدگی به امور همسر، گاه نمازهای مستحبی را رها می‌کرد.<ref>{{پک|الف|1399|ک=سروناز|ص=44}}</ref>


== پانویس ==
== پانویس ==

نسخهٔ کنونی تا ‏۶ مارس ۲۰۲۶، ساعت ۰۲:۰۵

بانو امین

نصرت امین
اطلاعات شخصی
زاده
اصفهان
درگذشته۱۳۶۲ ه.ش
محل دفناصفهان
محل اقامتاصفهان‌ف قم
آثار معروفاربعین الهاشمیة
جامع الشتّات
معاد یا آخرین سیر بشر
مخزن العرفان
تحصیلاتاصفهان، قم
استادانسید ابوالقاسم دهکردی
میرزا علی اصغر شریف
میرزا علی آقا شیرازی
ابوالقسم زفره‌ای
حسین نظام الدین کچویی
میر سید علی نجف‌آبادی

نصرت بیگم امین (۱۲۷۴–۱۳۶۲ هـ.ش)، معروف به بانو مجتهده امین و ملقب به بانوی ایرانی، از عالمان، مفسران و عارفان شیعه در سده چهاردهم هجری است. وی موفق به دریافت اجازه اجتهاد و روایت از سوی مشاهیر فقه شیعه شد. امین علاوه بر تألیف آثار متعدد در حوزه‌های تفسیر، فقه و اخلاق، به فعالیت‌های اجتماعی و آموزشی نظیر تأسیس مدرسه و دبیرستان برای زنان پرداخت.

پیشینه خانوادگی

نام اصلی وی نصرت بیگم امین است که به اختصار بانو امین خطاب می‌شد. نسب او با سی واسطه به علی می‌رسد و از سادات اهل اصفهان به شمار می‌رود.[۱] وی در سال ۱۲۷۴ شمسی در اصفهان متولد شد. پدرش محمدعلی امین التجار اصفهانی، فرزند حسن و نوه معصوم حسینی خاتون آبادی است.[۲] مادرش از خاندان جنابی‌ها است. دودمان مادر این کودک، از علما و شاعران و هنرمندان اصفهانی در عهد صفویه بودند.[۳] پس از سه فرزند پسر، به عنوان تنها دختر خانواده متولد شد.

دوران کودکی و ازدواج

مادرش او را برای آموزش قرآن و فراگیری خواندن و نوشتن به مکتب‌خانه‌ی «خدیجه بیگم» فرستاد، در حالی که فضای حاکم بر آن ایام به گونه‌ای بود که کمتر خانواده‌ای به خود اجازه می‌داد دخترش را برای کسب دانش به مکتب یا مدرسه بفرستد، و چه بسیار والدینی که آموزش و آشنایی با خط و نوشتن را برای دختران خود جایز نمی‌دانستند.[۴] بر این اساس وی از چهار سالگی آموزش قرآن و خواندن و نوشتن را در مکتب‌خانه آغاز کرد. بانو امین به تحصیل ادامه داد تا اینکه در ۱۳ سالگی در میان خواستگاران زیادی که داشت، پسر عمویش، میرزا آقا، ملقب به «معین التجار» را برگزیدند و مقدمات ازدواج او فراهم گردید. در تمام مدتی که در خانه پدر و مادر به سر می‌برد، پدر و مادر مراقب او بوده و در تربیت صحیح او همت می‌گماشتند.[۵] از این پس بانو امین به خانه داری و تربیت فرزندان مشغول شد، اما این امر نیز نتوانست مانع ادامه‌ی تحصیل و مطالعه و تحقیق در معارف اسلامی شود. وی صاحب هشت فرزند شد. از هشت فرزند، تنها یک فرزند پسر از وی باقی ماند و بقیه در سنین پایین درگذشتند.[۱] خود بانو امین این واقعه را ابتلا و آزمایش الهی تعبیر می‌کرد.[۶]

سیر تحصیلات و مدارج علمی

وی علوم گوناگون را در منزل و نزد اساتیدی که به منزل ایشان می‌آمدند، فرا گرفت و با یادگیری علوم قرآنی، تا سن چهل سالگی به مدارج علمی دست یافت.[۷] بانو امین پس از آن‌که صرف، نحو، بلاغت، تفسیر، حدیث، فقه، اصول و فلسفه را آموخت، به مطالعات خود در سطوح عالی ادامه داد تا به درجه‌ی اجتهاد رسید. جدیت وی در امر تحصیل، به حدی بود که می‌فرمود: «هیچ چیز نمی‌تواند کلاس درس را تعطیل کند، حتی مرگ فرزند.» یکی از استادانش، علی نجف آبادی، نقل کرده است: «روزی شنیدم فرزند ایشان فوت شده است، فکر کردم خانم دیگر درس را تعطیل خواهد کرد، ولی برعکس، دو روز بعد کسی را به سراغم فرستاد که برای تدریس به منزل ایشان بروم و من از علاقه ایشان به درس و تحصیل، سخت تعجب کردم.»[۸] از ۴۰ سالگی تا پایان عمر، بیش از ۵۵ سال به تألیف کتاب، تدریس، پاسخ به پرسش‌های دینی و ارشاد پرداخت.[۱] وی در مقام مبلغ، مدرس، مفسر، مؤلف و واعظ‌، در جمع زنان ظاهر می‌شد و مبانی دینی را به آن‌ها منتقل می‌کرد تا جایی که خود به تأسیس حوزه و مدرسه‌ای پرداخت و در آن به پرورش شاگردانی از میان زنان طلبه، مشغول شد.[۹]او در سال ۱۳۴۴ ه.ش با سرمایه شخصی، مکتبی به نام فاطمه و یک دبیرستان دخترانه تأسیس کرد و در آن به پرورش دختران مسلمان بر اساس تعالیم دینی پرداخت.[۱]

جایگاه علمی و تعامل با علما

در حدود چهل سالگی مورد آزمون عبدالکریم حائری یزدی موسس حوزه علمیه قم و محمد کاظم شیرازی قرار گرفت و به دریافت اجازه اجتهاد نائل آمد.[۱۰] وی از میرزا آقا اصطهبانی و محمد رضا ابوالمجد نجفی اصفهانی نیز اجازه روایی و اجتهاد دریافت کرد.[۱۱] شهاب الدین مرعشی نجفی، از خانم امین درخواست اجازه‌ی روایت نمود و ایشان در قسمتی از این اجازه که به تاریخ اول محرم الحرام ۱۳۵۸ ق، برایشان نوشت چنین آورده است: «پس از استخاره، به ایشان اجازه دادم که روایت کند از من، هرچه را که روایتش برای من صحیح است از کتب تفسیر و ادعیه و حدیث و فقه و غیر این‌ها که از تألیفات شیعه آنچه اصحاب از غیر شیعه روایت کرده‌اند، به جمیع طرقی که معلوم و در خود مضبوط است.»[۱۲] وی در مقام تنها بانوی مجتهده‌ی عصر خود قرار گرفت و علما و افراد چندی از نقاط دور و نزدیک برای ملاقات و گفتگو نزد ایشان می‌آمدند. نمونه‌های بارز آن تشریف فرمایی مفسّر بزرگ قرآن، محمّد حسین طباطبایی و محمد تقی جعفری و عبدالحسین امینی صاحب کتاب الغدیر و بزرگان دیگری بود که با ایشان به مذاکره نشستند و گاهی به وسیله‌ی نامه با ایشان مکاتبه داشتند.[۱۳]

درگذشت

مدفن بانو امین در شهر اصفهان

نصرت امین در ۲۳ خرداد ۱۳۶۲ ه.ش، برابر با آخر شعبان ۱۴۰۳ ه.ق، در ۹۷ سالگی در اصفهان درگذشت و در همان شهر دفن شد.[۱]

آثار

از آثار نصرت امین می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:[۱]

ویژگی‌های اخلاقی

نصرت امین تعادل میان وظایف خانوادگی و علمی را حفظ می‌کرد. در منابع گزارش شده است که وی تعادل میان وظایف خانوادگی و علمی را حفظ می‌کرد. او هنگام سفرهای تجاری همسرش، کلاس‌های درس را تعطیل کرده و با او همسفر می‌شد. همچنین ذکر شده است که برای رسیدگی به امور همسر، گاه نمازهای مستحبی را رها می‌کرد.[۱۴]

پانویس

ارجاعات

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ ۱٫۴ ۱٫۵ حائری، روز شمار شمسی، ج1، ص201
  2. طیبی، زندگانی بانوی ایرانی، ص 28، 1380ش.
  3. دهخدا، لغتنامه‌ی دهخدا، ج3، ص7861.
  4. هادوی، یادنامه سید نصرت امین، ص9
  5. طیبی، پیشین، ص32.
  6. دفتر مطالعات فرهنگی بانوان، مجموعه مقالات و سخنرانی‌های اولین و دومین کنگره بزرگداشت بانو امین، ص11، 1374ش.
  7. بانوی ایرانی مقدمه‌ی اخلاق و راه سعادت، اصفهان، انجمن حمایت از خانواده‌های بی‌سرپرست، ص5، 1371ش.
  8. هادوی، پیشین، صص13و14.
  9. الف، سروناز، ۴۵.
  10. باقری بیدهندی، بانوی‌نمونه؛ جلوه‌هایی از حیات بانوی مجتهده امین اصفهانی، ص36، 1377ش.
  11. همان، ص 36.
  12. هادوی، پیشین، ص 22.
  13. باقری بیدهندی، پیشین، ص36.
  14. الف، سروناز، ۴۴.

منابع

  • حائری، علی (۱۳۸۶). روزشمار شمسی. قم: دفتر عقل.
  • الف، م (۱۳۹۹). سروناز. تهران: تراث.
  • دفتر مطالعات فرهنگی بانوان، مجموعه مقالات و سخنرانی‌های اولین و دومین کنگره بزرگداشت بانو امین، مرکز مطالعات و تحقیقات فرهنگی، 1374ش.
  • طیبی، ناهید، زندگانی بانوی ایرانی، نشر سابقون، 1380ش.
  • دهخدا، علی اکبر، لغتنامه دهخدا، ج3، دانشگاه تهران.
  • هادوی، سید مصطفی، یادنامه سید نصرت امین، اصفهان.
  • باقری بیدهندی، ناصر، بانوی‌نمونه؛ جلوه‌هایی از حیات بانوی مجتهده امین اصفهانی، 1377ش.
  • بانوی ایرانی مقدمه‌ی اخلاق و راه سعادت، اصفهان، انجمن حمایت از خانواده‌های بی‌سرپرست، 1371ش.