فمینیسم و اسلام

از اسلامیکال
(تغییرمسیر از کاربر:M.s.l/صفحه تمرین5)
پرش به ناوبری پرش به جستجو

در چند دهه ی اخیر جنبشی به نام فمینیسم در جهان فراگیر شده است.

اهداف جنبش فمینیسم پنج مورد است: 1. تلاش برای دریافت حقوقی مساوی با مرد 2. تلاش برای نفی تحقیر زن 3. تاکید بر عدم تقابل میان زن و مرد 4. تاکید بر عدم برتری مرد بر زن 5. تلاش برای کسب برابری حقوقی/ اینک به مفهوم فمینیسم و انواع آن خواهیم پرداخت

فمینیسم و اسلام

فمینیسم چیست؟

فمینیسم جنبشی سازمان یافته برای دستیابی به حقوق زنان و ایدئولوژی ای برای دگرگونی جامعه است؛ که هدف آن، صرفا تحقق برابری اجتماعی زنان نیست، بلکه رویای دفع انواع تبعیض و ستم نژادی را در سر می پروراند.نخستین بار واژه ی فمینیسم در یک متن پزشکی به زبان فرانسوی، برای تشریح گونه ای وقفه در رشد اندام ها و خصایص جنسی بیماران مردی به کار رفت که تصور می شداز خصوصیات زنانه یافتن بدن خود در رنج بود.فمینیسم به عنوان یک اصطلاح سیاسی، از سال 1837 م. وارد فرهنگ فرانسه شد. در مباحث آکادمیک، فمینیسم به معنای اعم، شامل هرگونه مطالبات حقوقی و اجتماعی زنان است، اما آنچه امروز به عنوان فمینیسم مطرح می شود، فمینیسم به معنای خاص است که جنبشی کاملا سیاسی_ایدئولوژیکی و حمایت شده از کانون های خاص در جهان است.در یک جمع بندی کلی میتوان گفت فمینیسم، جنبش های فعالی از حقوق زنان، چه در جهان غرب و چه در کشورهای اسلامی هستند که در اعتراض به نابرابری های اجتماعی شکل گرفته اند، اما با گذشت زمان، به جریانی فرهنگی تبدیل شدند که براساس انگاره های مشخص اعتقادی، به تحلیل نابرابری های زنان و آرمان های زنانه پرداختند.امروزه، واژه ی فمینیسم به دفاع حقوق زنان بر اساس آرمان برابری طلبی اطلاق می شود.[۱]

بررسی علل پیدایش فمینیسم

در رم باستان، زنان از حقوق اجتماعی برخوردار نبودند و از ارث محروم بودند.پس از مرگ شوهر، زن مانند سایر اشیاء، به ورثه منتقل می شد. در دموکراسی آتن، زنان با بردگان و ولگردان برابر بودند و حق رای و مالکیت اقتصادی نداشتند. با سقوط امپراطوری رم، فضای اجتماعی به تدریج تحت تاثیر آموزه های مسیحیت قرار گرفت.قرون وسطی، دوران راحت باش زنان اروپایی بود.در قرن های ششم و هفتم میلادی به دلیل گسترش تعالیم مسیحیت زنان حتی در دیر ها و کلیساها به اندازه ی مردان سهم داشتند و به ریاست برخی دیر ها هم نائل می شدند. در واقع می توان گفت مسیحیت نگاهی کرامت گونه به زن داشت؛ به طوری که توانست نگاه جاهلیت قبل از مسیحیت را نسبت به زن تغییر دهد؛ چراکه این دین برپایه ی زنی بزرگ به نام مریم استوار بود.این دلیل محکمی ست بر رد نظریه ای که فمنیسم را زاییده ی آموزه های مسیحیت می داند. در قرن های دهم و یازدهم میلادی، زنان وارد مسائل سیاسی، حکومتی و قضایی شدند. این وره مقارن بود با ورود اسلام به اروپا که نتیجه ی بزرگ نفوذ اسلام در این دوره، افزایش حرمت حقوق زنان در جامعه و فرهنگ اروپا بود. بیشترین تهاجم به کرامت زن و حقوق مادی و معنوی او در غرب بعد از رنسانس بود؛ دورانی که از آن به مرگ مدنی زن تعبیر شده است. در این دوران شاهد هستیم که زنان خلاق در عرصه ی علم و هنر و ادبیات، مجبورند آثارشان را با نام های مردانه امضا کنند؛ مثلا کشفیات مهم نجومی تیکو براهه، حاصل زحمات و تلاش های علمی خواهرش بود. نهضت فمنیسم شکل گرفت تا شرح دهد که زن در دنیای مدرن امروزی به بن بست رسیده است و برای رهایی او از این بن بست باید چاره ای اندیشید. زن غربی نیز فمنیسم را یگانه حامی حقوقی و کرامت از دست رفته ی خود پنداشته است و آن را نقد قوانین عادلانه، ساختار قدرت، فرهنگ، ارزش ها و سنت های مرد سالارانه ی جامعه می داند.[۲]

مکتب های فمینیستی

فمینیسم لیبرال: بنا براین مکتب، برای احقاق حقوق زنان، باید در چارچوب حکومت های لیبرالی مبارزه کرد. نظر این مکتب این است که حکومت به درستی بنا شده، اما حقوق و امتیاز هایی که اعطا می کند باید به زنان هم تعمیم دهد.لیبرال ها اصل را بر آزادی عملکرد ها، لذت جویی و رضایت خود محورانه ی افراد قرار داده اند و نسبت به نقش مادری و همسری در خانواده های سنتی، بر این اساس که محدود کننده ی تمایلات افراد خانواده است، بدبین هستند.[۳]

فمینیسم مارکسیست

محور اصلی توجه ی فمینیسم های مارکسیست، نقش اختلافات طبقاتی  و تحول ابزار تولید در وقوع تحولات فرهنگی و اجتماعی ست. تفکرات مارکسیستی، اطاعت زن از مرد را ریشه در مسائل اقتصادی می داند و توجهی به ماهیت زیست شناختی زنان ندارد. به نظر مارکس، در جوامع اولیه ی بشری، از ساختار خانوادگی کنونی خبری نبود و مردم به صورت شبکه های گسترده ی خویشاوندی به هم پیوند می خوردند. با پیدایش مالکیت خصوصی و جایگزینی اقتصاد شبانی و کشاورزی، شکست تاریخی جنس زن رقم خورد. نیاز به نیروی کار در مردان مدعی مالکیت، آنان را واداشت تا همسران و فرزندان را به اطاعت از خود وادارند. به نظر مارکس و همچنین انگلس، خانواده اولین نهاد اجتماعی است که تقسیم کار نا برابر در آن صورت می گیرد و باید نابود شود. مارکس میگوید:« خانواده برای رفع نیاز های سرمایه داری و مشخصا به دلیل خواست مردان برای انتقال میراث خود به وارثان مشروع شکل گرفت». بنا بر نظر فمینیست های مارکسیست، تحولات اقتصادی منشا فرو دستی زنان و انقلاب صنعتی و نفی سرمایه داری عامل رهایی زنان از وضعیت کنونی می باشد.[۴]

فمینیسم رادیکال

هوادارن این جنبش معتقدند که هیچ حوزه ای از جامعه نیست که مردان در آن دخالت نداشته باشند. در نتیجه، در هر جنبه ای زندگی زنان که اکنون طبیعی شمرده می شود، باید تردید کرد و به دنبال راهی تازه برای جریان امور بود. هسته ی مرکزی عقاید فمینیست رادیکال این است که نا برابری های جنسیتی محصول یک نظام مقتدر و مرد سالار و مهم ترین شکل نا برابری اجتماعی است. سیمون دوبوار، از شخصیت های مشهور رادیکال، می گوید: هیچ انسانی زن یا مرد متولد نمی شود، بلکه هویت زنانه و یا مردانه را در طول حیات خود کسب می کند. فمینیست های رادیکال دو جنسیتی را مردود می دانند؛ زیرا معتقدند که با ارزش ترین خصلت ها همان ویژگی هایی است که به زنان اختصاص دارد. از نگاه آنان زنان باید از مردان جدا زندگی کنند؛ چون حتی در صمیمانه ترین روابط میان زن و مرد هم، سلطه ی مردان وجود دارد.آرمان رادیکال فمینیست ها تحقق جامعه ای فاقد از جنسیت است، اما بسیاری از انان حتی پا را از این هم فراتر گذاشته اند و صفات ارزشمند را صفاتی زنانه دانسته اند. لذا آرمان انسانی آنان، آرمان زن است.[۵]

فمینیسم سوسیالیستی

این گرایش تلفیقی از دو دیدگاه فمینیسم مارکسیسم و رادیکال است که معتقدند هم نظام جنسیتی پدرسالارنه و هم نظام سرمایه داری در ستم علیه زنان نقش دارند.[۶]

فمینیسم فرا مدرن

گروهی از فمینیست ها هستند که به دفاع از خانواده، نقش مادری و تفاوت های طبیعی زن و مرد پرداختند و به اصلاح دیدگاه های قبلی خود اذعان نمودند.[۱][۷]

فمینیسم اسلامی

در ایران اندیشه ی دفاع از حقوق زنان همزمان با مشروطه مطرح شد. در ابتدا نویسندگان ضرورت بهداشت زنان را به عنوان اولویت و حقوق زنان را در رتبه ی بعدی مطرح کردند. پدیده ی فمینیسم اسلامی که خود را دارای مبانی تئوریک خاصی می داند و بر اساس یک جهان بینی تعریف شده به تحلیل دین می پردازد، در ایران عمری کمتر از دو دهه دارد و به دو دلیل قوت گرفت: 1.بافت دینی و مذهبی جامعه که نگرش خاصی درباره ی زن دارد. 2. نظام حکومت دینی که به مقتضای آن حقوق اسلامی مانند حقوق جزایی، مدنی و سیاسی اعمال می گردد، که اجرای این قوانین در نظام اجتماعی ما چالش هایی را بین نگرش سنتی و نوین دربارهی مسائل زنان به وجود آورده است. فمینیست اسلامی معتقد است برای مقابله با سکولار کردن جامعه و اسلام، باید به اسلامی کردن مجدد جامعه دست زد؛ چرا که خطر  اصلی غرب برای جامعه اسلامی، فرهنگی ست؛ نه سیاسی و اقتصادی. در این میان زنان نقش اساسی دارند؛ چون حاملان اصلی فرهنگ تلقی می شوند. فمینیست اسلامی در صدد حاضر نمودن زن در عرصه ی سیاسی، اجتماعی و فرهنگی و ارائه ی الگویی از زن است که ضمن حفظ حریم عفاف مانند مردان حضوری فعال در عرصه ی مسئولیت های اجتماعی و سیاسی پیدا کند. بیشتر فمینیست های اسلامی نظریات خود را بر نسبیت فرهنگی استوار می کنند؛ به این معنا که هر جامعه ای برای حل مسائل و مشکلات خود، پاسخی بومی دارد که باید در قالب فضای فرهنگی خود مورد قضاوت قرار گیرد. از این لحاظ می توان گفت که فمینیست اسلامی، تا حدودی تحت تاثیر نظریات پست مدرنیسم است.[۸]

نقد فمینیسم اسلامی

فمینیسم حتی در بهترین نوع برداشت (فمینیسم اسلامی)، در موارد زیادی با اصول اسلامی همخوانی ندارد و از نظر جامعه ی ما مطرود است. مشکل زنان در جوامع اسلامی، به ویژه در ایران، از یک طرف به فرهنگ اجتماعی و سنت ناصواب و عدم اجرای صحیح قوانین اسلامی بر میگردد و از طرفی دیگر، به سبب عدم شناخت زنان از حقوق اجتماعی و اسلامی خودشان است. فمینیست های اسلامی به جای کشف و حل مسائل و معضلات جامعه ی زنان، به دنبال مسئله سازی و ایجاد شبهه برای زن مسلمان است. فمینیسم اسلامی به عنوان یک جنبش، به طور کلی از دو ناحیه رنج می برد و نمی تواند پاسخگوی نیازمندی های زنان مسلمان باشد: 1. ازلحاظ بینش و بنیه ی علمی ضعیف است. 2. از یک مکانیسم مناسب برای موضع شناسی مسائل جدید محروم است. از این رو به صورت منفعلانه، سخنان دیگران را تکرار می کند.

در نهایت می توان گفت فمنیسم و اسلام دو قطب مخالفند و از تلفیق آنان، هرگز فمنیسم اسلامی متولد نمی شود.[۹]

منابع

  1. مجموعه مقالات برگزیده ششمین جشنواره پژوهشی شیخ طوسی. ج. سوم. انتشارات مرکز جهانی علوم اسلامی. ۱۳۸۲.
  2. مجموعه مقالات برگزیده ششمین جشنواره پژوهشی شیخ طوسی. ج. سوم. انتشارات مرکز جهانی علوم اسلامی. ۱۳۸۲.
  3. مجموعه مقالات برگزیده ششمین جشنواره پژوهشی شیخ طوسی. ج. سوم. انتشارات مرکز جهانی علوم اسلامی. ۱۳۸۲.
  4. مجموعه مقالات برگزیده ششمین جشنواره پژوهشی شیخ طوسی. ج. سوم. انتشارت مرکز جهانی علوم اسلامی. ۱۳۸۲.
  5. مجموعه مقالات برگزیده ششمین جشنواره پژوهشی شیخ طوسی. ج. سوم. انتشارات مرکز جهانی علوم اسلامی. ۱۳۸۲.
  6. مجموعه مقالات برگزیده ششمین جشنواره پژوهشی شیخ طوسی. ج. سوم. انتشارات مرکز جهانی علوم اسلامی. ۱۳۸۲.
  7. مجموعه مقالات برگزیده ششمین جشنواره پژوهشی شیخ طوسی. ج. سوم. انتشارات مرکز جهانی علوم اسلامی. ۱۳۸۲.
  8. مجموعه مقالات برگزیده ششمین جشنواره پژوهشی شیخ طوسی. ج. سوم. انتشارات مرکز جهانی علوم اسلامی. ۱۳۸۲.
  9. مجموعه مقالات برگزیده ششمین جشنواره پژوهشی شیخ طوسی. ج. سوم. انتشارت مرکز جهانی علوم اسلامی. ۱۳۸۲.