مسابقه دانش‌دخت
اسلامیکال از تاریخ ۱۵ دی تا ۲۰ بهمن، میزبان یک همایه با موضوع زنان است. شما می‌توانید در مسابقه مقاله‌نویسی دانش‌دخت، شرکت کنید و با نگارش مقاله، از جوایز آن بهره‌مند باشید. اگر به موضوعات مربوط با زنان علاقه‌مندید، این فرصت را از دست ندهید. فهرستی از مقالات پیشنهادی جهت ایجاد یا ویرایش در اینجا وجود دارد.

صدیقه دولت‌آبادی

از اسلامیکال
پرش به ناوبری پرش به جستجو

صدیقه دولت‌آبادی (۱۲۶۰–۱۳۴۰) نویسنده، روزنامه‌نگار، فعال حقوق زنان و از پیشگامان جنبش زنان در ایران بود. او در زمینه آموزش دختران، تأسیس مؤسسات آموزشی و ترویج فرهنگ زنان و نقش آنان در جامعه فعالیت گسترده‌ای داشت و یکی از حامیان کشف حجاب در دوره پهلوی اول به‌شمار می‌رفت.

زندگی

صدیقه دولت‌آبادی در سال ۱۲۶۰ در اصفهان متولد شد و فرزند میرزا هادی دولت‌آبادی بود.[۱] در پانزده سالگی با حسین اعتضاد ازدواج کرد، اما پس از مدتی کوتاه از وی جدا شد.[۲]

فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی

فعالیت‌های اجتماعی دولت‌آبادی با عضویت در انجمن مخدرات وطن در سال ۱۲۸۹ آغاز شد.[۳] او همچنین در سال ۱۲۹۶ اولین مدرسه دخترانه به نام «مکتب‌خانه شرعیات» را در اصفهان تأسیس کرد.[۴] یک سال بعد، شرکت تعاونی «خدمات خواتین اصفهان» و مدرسه «ام‌المدارس» برای دختران بی‌بضاعت راه‌اندازی شد.[۵]

در سال ۱۲۹۸ روزنامه زبان زنان، سومین نشریه ویژه زنان در ایران، توسط او منتشر شد.[۶] پس از کودتای ۱۲۹۹ به تهران مهاجرت کرد و نشریه را با شعار «الجنه تحت اَقدام الامهات» ادامه داد.[۷]

در سال ۱۳۰۱ به پاریس رفت و در سال ۱۳۰۶ در رشته تعلیم و تربیت از دانشگاه سوربن فارغ‌التحصیل شد.[۸] او در سال ۱۳۰۴ به نمایندگی از زنان ایران در کنگره بین‌المللی زنان در پاریس شرکت کرد و به عضویت مجمع بین‌المللی تساوی حقوق زنان درآمد.[۹]

پس از بازگشت به ایران در سال ۱۳۰۶، به استخدام وزارت معارف و اوقاف درآمد و در مدیریت آموزش دختران فعالیت کرد.[۱۰] در سال ۱۳۱۴ کانون بانوان با هدف تحقق طرح کشف حجاب آغاز به کار کرد و دولت‌آبادی در سال ۱۳۱۵ به سرپرستی آن منصوب شد.[۱۱] او با فعالیت در مؤسسات وابسته به کانون، از جمله دبستان و دبیرستان، آموزشگاه تربیت مادر و انجمن خیریه، بر آموزش و پرورش زنان و نقش آنان در جامعه تمرکز داشت. دولت‌آبادی عضو فعال جمعیت نسوان وطنخواه ایران نیز بود و تا پایان عمر در مرداد ۱۳۴۰ به فعالیت‌های اجتماعی خود ادامه داد.[۱۲]

منابع

  1. پوران فرخ‌زاد (۱۳۷۸). دانشنامه زنان فرهنگ‌ساز ایران و جهان. تهران: زریاب. ص. ۸۷۵.
  2. پوران فرخ‌زاد (۱۳۷۸). دانشنامه زنان فرهنگ‌ساز ایران و جهان. تهران: زریاب. ص. ۸۷۵.
  3. منصوره پیرنیا (۱۳۷۴). سالار زنان ایران. واشینگتن: مهر ایران. ص. ۶۸.
  4. منصوره پیرنیا (۱۳۷۴). سالار زنان ایران. واشینگتن: مهر ایران. ص. ۶۸.
  5. منصوره پیرنیا (۱۳۷۴). سالار زنان ایران. واشینگتن: مهر ایران. ص. ۶۸.
  6. الیز ساناساریان (۱۳۸۴). جنبش حقوق زنان در ایران (طغیان، افول و سرکوب از ۱۲۸۰ تا انقلاب ۱۳۵۷). ترجمهٔ نوشین احمدی خراسانی. تهران: اختران. ص. ۷۴.
  7. محمد خسرو پناه (۱۳۸۱). هدف‌ها و مبارزه زن ایرانی از انقلاب مشروطه تا سلطنت پهلوی. تهران: پیام امروز. ص. ۲۳۶.
  8. محمدحسن رجبی (۱۳۷۴). مشاهیر زنان ایرانی و پارسی‌گوی از آغاز تا مشروطه. تهران: سروش. ص. ۱۴۲.
  9. محمدحسن رجبی (۱۳۷۴). مشاهیر زنان ایرانی و پارسی‌گوی از آغاز تا مشروطه. تهران: سروش. ص. ۱۴۲.
  10. منوچهر خدایارمحبی (۱۳۲۵). شریک مرد. تهران: چاپخانه تابان. ص. ۱۲۶.
  11. مریم فتحی (۱۳۸۳). کانون بانوان: با رویکردی به ریشه‌های تاریخی حرکت‌های زنان در ایران. تهران: مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران. ص. ۱۳۰.
  12. بدرالملوک بامداد (۱۳۴۷). زن ایرانی از انقلاب مشروطیت تا انقلاب سفید. تهران: ابن سینا. ص. ۵۲.