مسابقه دانش‌دخت
اسلامیکال از تاریخ ۱۵ دی تا ۲۰ بهمن، میزبان یک همایه با موضوع زنان است. شما می‌توانید در مسابقه مقاله‌نویسی دانش‌دخت، شرکت کنید و با نگارش مقاله، از جوایز آن بهره‌مند باشید. اگر به موضوعات مربوط با زنان علاقه‌مندید، این فرصت را از دست ندهید. فهرستی از مقالات پیشنهادی جهت ایجاد یا ویرایش در اینجا وجود دارد.

فمینیسم در ایران

از اسلامیکال
(تغییرمسیر از فمنیسیم در ایران)
پرش به ناوبری پرش به جستجو

فمینیسم نهضتی اجتماعی است که در غرب ایجاد شد و به کشورهای شرقی نیز گسترش پیدا کرد. یکی از این کشورها ایران هست که فمینیسم قبل از انقلاب در ایران ظاهر شد و بعد از انقلاب نیز دچار تغییراتی شد.

دوره‌ صفویه

در دوره صفویه اولین تماس‌های ایرانیان با غرب صورت گرفت، در این دوره تحولات مغرب زمین مورد توجه قرار نگرفت.[۱]

دوره قاجاریه

در دوره قاجاریه‌، نخبگان جامعه ایرانی تحت تأثیر آن تحولات قرار گرفته و آن را مثبت ارزیابی کردند تا جایی که خواستار شبه‌اروپایی شدن ایران شدند. در این بین‌‌، به سبب برپایی نهضت مشروطه و نقش زن در آن و تحت تأثیر قرار گرفتن آرمان‌ها نسبت به تحولات اجتماعی‌‌، وضعیت زنان همپای سایر تحولات اجتماعی تغییر کرد.نخستین گروه زنان در زمان ناصرالدین شاه قاجار در سال ۱۲۷۸ ش توسط سه نفر از دختران شاه به وجود آمد. این گروه به صورت مرتب هر دو هفته یکبار جلسه تشکیل می‌داد و در جهت آماده‌کردن زنان برای بحث و گفتگو درباره مسائل پیرامون خود و بیان افکارشان‌، تلاش می‌کرد.[۱]

یک سال بعد از آن یعنی در سال ۱۲۷۹ توسط عده‌ای از زنان مترقی انجمنی تحت عنوان «انجمن مخدرات وطن» تأسیس شد که نسبت به تهدید روسیه علیه ایران از مردم درخواست استفاده از پارچه‌های ایرانی کرد.[۱]

در همان سال ۱۲۷۹ در تبریز اقدام مسلحانه در برابر واگذاری امتیاز تنباکو به انگلیس و حمایت از اعتصاب علما در مسجد شاه اقدام مسلحانه زینب پاشا از جانب زنان صورت گرفت. در دوره مشروطه نیز با تشکیل مجلس شورای ملی‌، زنان خواستار این شدند که دستاوردهای مشروطه مشمول آن‌ها نیز شود. در این زمان به دنبال تحولات فکری صورت گرفته در غرب موضع زنان ایران با عناوینی مثل آزادی‌، حضور در انتخابات و حق رأی و حق تحصیل‌، در مجلس و روزنامه‌ها مطرح بود. همچنین ضرورت تحصیلات و بهداشت زنان به عنوان اولویت اول و حقوق زنان در مرتبه دوم‌، توسط نویسندگان مقالات و اشعار‌، مطرح شد.[۲] در سال ۱۲۸۶ ش اتحاد غیبی نسوان در تهران و کمیته زنان در تبریز تأسیس شد. در سال ۱۲۹۳ ش پیرامون روزنامه شکوفه‌، سازمان جدیدالتأسیسی با اهدافی چون توسعه محصولات ایرانی‌، توسعه آموزش صنعت بین دختران و پسران و تحصیل آزاد برای همه در رشته‌های علوم و هنر تأسیس شد. در سال ۱۳۰۷ ش گروه پیک سعادت نسوان در رشت مستقر شد و برای اولین بار روز ۸ مارس را در ایران جشن گرفت.[۳] «جمعیت انقلاب نسوان» نیز در همان سال در شیراز تأسیس شد و نشریه دختران ایران توسط همین گروه منتشر شد و در راستای افزایش حقوق زنان به تأسیس کتابخانه، مدارس رایگان و تشکیل سازمان‌هایی که جهت تجمع زنان‌، پرداخت و طرح‌هایی در این زمینه به دولت و مجلس پیشنهاد داد.[۴]

دوره پهلوی

اوج غرب‌گرایی زنان در دوره پهلوی اول و دوم بود‌؛ به طوری که در این دوره برای نخستین بار زنی به نام آفاق پارسا به مقام وزارت آموزش و پرورش رسید. در دوره پهلوی اول در سال ۱۳۰۴ ش رضاشاه دستور به منحل‌شدن گروه‌های زنان و ادغام‌شدن آنان در کانون بانوان به سرپرستی و ریاست دخترش داد. و در سال ۱۳۱۰ ش برخی سازمان‌های زنان را ممنوع کرد. در دهه سی که به نوعی آغاز دوره پهلوی دوم بود‌، در تهران چهارده سازمان زنان با اهداف نیکوکاری‌، سیاسی‌، اجتماعی و حرفه‌ای مانند گروه خیریه ثریا‌، انجمن مددکاری اجتماعی و شورای زنان شاغل وجود داشت‌.[۵]

در سال ۱۳۵۴ ش با ریاست اشرف پهلوی «سازمان زنان» جای «کانون زنان» را گرفت‌؛ بنابراین در قبل از انقلاب جریانات زنان را می‌توان در سه گرایش خلاصه کرد:[۵]

  • گرایش غیر مذهبی با پیگیری رژیم پهلوی
  • گرایش چپ با پیگیری حزب توده
  • گرایش نوگرایی دینی با پیگیری روشنفکران مذهبی

پس از انقلاب اسلامی

بعد از انقلاب اسلامی ایران سه گرایش عمده در مقابله با پدیده غرب‌گرایی زنان به وجود آمد:[۶]

  • رادیکالیسم (شبه‌مدرنیسم)‌: به اعتقاد این گروه دستاوردهای زنان غربی همانند دستاوردهای علمی و تکنولوژی غربی باید به ایران معتقد شود تا جامعه ایرانی از جوامع غربی عقب نماند. همچنین این گروه خواستار برابری کامل میان زن و مرد بوده و بیشترین توقعات را از اصلاحات دوم خرداد داشتند. بسیاری از آنان عامل اصلی تبعیض علیه زنان و برتری و سلطه مردان را‌، اسلام و قوانین فقهی مربوط به زنان می‌دانند. و خواهان تغییرات اساسی در قوانین و مقررات مربوط به زنان هستند.

این گروه تفاوت‌های طبیعی بین زن و مرد را نپذیرفته و پیرو نظریه جنسیت هستند و بر این نکته تأکید دارند که تفاوت‌های رفتاری‌، اخلاقی‌، روانی و حتی تفاوت‌‌های موجود در اندازه‌های جسمی دو جنس ناشی از طبیعت نیست‌، بلکه از نقش فرعی که زن در طول تاریخ تمدن بشری داشته‌، ناشی می‌شود.[۷]

  • غرب‌ستیزان ثبات‌گرا‌: این گروه‌، گروه خود‌جوشی بود که در مقابل گروه اول به وجود آمد و هدف آن مبارزه با نفوذ فرهنگی اندیشه‌های رادیکالیست‌ها در فرهنگ و اندیشه‌های اسلامی است. چنین گروهی هیچ‌گونه سنخیت مشترکی برای زنان غربی و زنان ایرانی قائل نیستند و با تأکید افراطی بر حفظ سنن اسلام و ارزش‌های موجود در جامعه ایران به دستاوردهای جنبش زنان در غرب حمله می‌کند و همه آن‌ها را طرد می‌کند.[۷]

از ویژگی‌های دیگر این گروه‌، تأکید بر نظام خانواده به عنوان مهم‌ترین رکن جامعه است. و معتقد به متلاشی‌شدن جامعه با متلاشی‌شدن خانواده است.[۷]

  • گرایش اصلاح‌گرایان‌: از دهه ۱۳۷۰ ش به بعد‌، گروهی با نام «فمینیسم جدید» با تأثیر از دیدگاه‌های پست‌مدرنیستی‌ و با تکیه بر روان‌شناسی رفتارگرایانه بر حفظ ویژگی‌های زنانگی به وجود آمد. این گروه با تأکید بر اصل تفاوت انسان‌ها معتقدند که باورهای فمینیسم رادیکال‌ به علت در نظر‌نگرفتن شرایط جوامع مختلف، می‌تواند شکل‌های جدیدی از ستم را بیافریند‌. به اعتقاد آنان زن نیازمند خانواده‌، همسر و فرزند است. از نظر آن‌ها ازدواج و نقش مادری‌، نه تنها موجب بردگی زنان نیست‌، بلکه نوع خاصی از روابط تحمیل‌شده بر زنان مانند تفاوت‌گذاشتن بین دختر و پسر از بدو تولد‌‌، موجب بردگی زن در طول تاریخ شده است.[۸]

این گروه شامل دو جناح می‌شدند: یک جناح با تأکید بر اصل تنوع فرهنگی‌، سعی در اثبات و حفظ وضع موجود دارد که در نتیجه به دامن ثبات‌گرایان در‌می‌افتد. جناح دیگر با احترام به دستاوردهای زن غربی‌، نه دربست و به صورت منفعلانه می‌پذیرد و نه یکپارچه آن‌ها را مردود می‌داند‌؛ بلکه بخشی از آن‌ها را می‌پذیرد و بخشی را رد می‌کند. آن‌ها معترف به نقش خانواده و اخلاق هستند‌، ولی خانواده سالم را خانواده‌‌ای می‌دانند که زمینه‌های رشد همه اعضای خود را فراهم آورد. همچنین تأکید بر حفظ اخلاقیات و ارزش‌های شناخته‌شده و منطبق بر عقل و فطرت انسان‌ها دارند.[۸]

پانویس

ارجاعات

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ حسینی‌زاده، سید علی (۱۳۹۳). جنسیت و تربیت از منظر اسلام و فمینیسم لیبرال. ص. ۳۶.
  2. متمسک، رضا (۱۳۸۰). فمینیسم اسلامی‌‌‌؛ واقعیت‌ها و چالش‌ها. ج. ۱. ص. ۴۵۱.
  3. ناهید، عبدالحسین (۱۳۶۰). زنان ایران در جنبش مشروطیت. تبریز: احیاء.
  4. انصاری، طلعت (۱۳۴۶). زندخت. تهران: طهوری.
  5. ۵٫۰ ۵٫۱ حسنی‌فر، عبدالرحمن (۱۳۷۹). فمینیسم‌، اسلام و ایران. مشهد. صص. ۱۸۹ - ۲۱۱.
  6. زیباکلام، صادق. «اسلام‌، غرب‌، زنان و اصلاحات». فصلنامه فرزانه. پنجم (۱۰).
  7. ۷٫۰ ۷٫۱ ۷٫۲ حسینی‌زاده، سید علی (۱۳۹۳). جنسیت و تربیت از منظر اسلام و فمینیسم لیبرال. پژوهشگاه حوزه و دانشگاه. ص. ۳۸.
  8. ۸٫۰ ۸٫۱ حسینی‌زاده، سید علی (۱۳۹۳). جنسیت و تربیت از منظر اسلام و فمینیسم لیبرال. پژوهشگاه حوزه و دانشگاه. ص. ۳۹.

منابع

  • انصاری‌، طلعت‌ (۱۳۴۶)‌، زندخت‌، تهران‌: طهوری
  • حسینی‌زاده‌، سیدعلی‌ (۱۳۹۳)‌، جنسیت و تربیت از منظر اسلام و فمینیسم لیبرال‌، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه‌
  • زیباکلام‌، صادق‌، «اسلام‌، غرب‌، زنان و اصلاحات‌»، فصلنامه فرزانه‌، دوره پنجم‌، شماره ۱۰
  • حسنی‌فر‌‌، عبدالرحمن (۱۳۷۹)‌، فمینیسم‌، اسلام و ایران‌، مشهد
  • متمسک‌، رضا (۱۳۸۰)‌، فمینیسم‌‌ اسلامی‌؛ واقعیت‌ها و چالش‌ها‌
  • ناهید‌، عبدالحسین‌ (۱۳۶۰)‌، زنان ایران در جنبش مشروطیت‌‌‌، تبریز‌: احیاء