حقوق زن در فقه اسلامی: تفاوت میان نسخهها
Morningview (بحث | مشارکتها) |
Morningview (بحث | مشارکتها) |
||
| خط ۶۶: | خط ۶۶: | ||
قیاس، در فقه اهل سنت، روش استنباط احکام از طریق تعمیم حکم یک موضوع ثابت به موضوع دیگری با علت مشترک است. موضوع اصلی «اصل»، موضوع فرعی «فرع» و علت مشترک «جامع» نامیده میشوند. | قیاس، در فقه اهل سنت، روش استنباط احکام از طریق تعمیم حکم یک موضوع ثابت به موضوع دیگری با علت مشترک است. موضوع اصلی «اصل»، موضوع فرعی «فرع» و علت مشترک «جامع» نامیده میشوند. | ||
== | == کرامت انسانی زن و جایگاه او در اسلام == | ||
در جامعه جاهلی، زن بهعنوان عضوی رسمی و با جایگاه مستقل در خانواده محسوب نمیشد و تولد دختر اغلب با واکنشهای منفی همراه بود. منابع تاریخی و روایات نشان میدهند که پدران در مواجهه با خبر تولد دختر، گاه از خشم و ناراحتی شدید دچار سردرگمی میشدند و حتی برخی دختران را دفن میکردند. این رفتارها نمونهای از نگاه تحقیرآمیز و محدود زنان در آن دوره است. قرآن کریم با ارائه تصویر وضعیت زن در جامعه جاهلی و محکوم کردن چنین رفتارهایی، تحول بنیادینی در موقعیت زنان در جامعه اسلامی ایجاد کرد. بهعنوان نمونه، در سوره احزاب (آیه ۳۵) ویژگیهای زنان مؤمن و مسلمان، از جمله ایمان، صداقت، صبر، خضوع، انفاق، روزهداری، پاکدامنی و یادآوری خدا، در کنار ویژگیهای مردان مؤمن ذکر شده و در پایان آیه آمده است: «خداوند برای آنان مغفرت و پاداش عظیم فراهم ساخته است». این بیان قرآن نشاندهنده ارزش و جایگاه زنان در جامعه اسلامی و مقایسه آنان با مردان مؤمن است. در نتیجه، جایگاه زنان که در جامعه جاهلی محدود و اغلب تحقیرآمیز بود، با تأکید قرآن کریم بر ارزش و فضایل آنان بهبود یافت. این تغییر نگرش، زمینه حضور زنان در عرصههای علمی، اجتماعی و عملی را فراهم کرد و فرصت ظهور شخصیت اسلامی و نقش فعال آنان در جامعه را ایجاد نمود. روایات ائمه معصومین نیز به تغییر نگرشهای جاهلی درباره زنان پرداختهاند. بهعنوان نمونه، مردی به حضور جعفر صادق رسید و از داشتن دختران سخن گفت، ایشان فرمود: «اگر آرزوی مرگ آنان را داشته باشی، پاداش صبر بر سوگشان در روز قیامت به تو داده نخواهد شد و در حضور پروردگارت مرتکب گناه خواهی بود». همچنین در روایتی از رسول خدا نقل شده است که فرزندان دختر «لطیف، یاریدهنده، مونس، مبارک و پاککنندهاند». این روایات نشاندهنده ارزش و جایگاه مثبت دختران و زنان در آموزههای اسلامی است. | در جامعه جاهلی، زن بهعنوان عضوی رسمی و با جایگاه مستقل در خانواده محسوب نمیشد و تولد دختر اغلب با واکنشهای منفی همراه بود. منابع تاریخی و روایات نشان میدهند که پدران در مواجهه با خبر تولد دختر، گاه از خشم و ناراحتی شدید دچار سردرگمی میشدند و حتی برخی دختران را دفن میکردند. این رفتارها نمونهای از نگاه تحقیرآمیز و محدود زنان در آن دوره است. قرآن کریم با ارائه تصویر وضعیت زن در جامعه جاهلی و محکوم کردن چنین رفتارهایی، تحول بنیادینی در موقعیت زنان در جامعه اسلامی ایجاد کرد. بهعنوان نمونه، در سوره احزاب (آیه ۳۵) ویژگیهای زنان مؤمن و مسلمان، از جمله ایمان، صداقت، صبر، خضوع، انفاق، روزهداری، پاکدامنی و یادآوری خدا، در کنار ویژگیهای مردان مؤمن ذکر شده و در پایان آیه آمده است: «خداوند برای آنان مغفرت و پاداش عظیم فراهم ساخته است». این بیان قرآن نشاندهنده ارزش و جایگاه زنان در جامعه اسلامی و مقایسه آنان با مردان مؤمن است. در نتیجه، جایگاه زنان که در جامعه جاهلی محدود و اغلب تحقیرآمیز بود، با تأکید قرآن کریم بر ارزش و فضایل آنان بهبود یافت. این تغییر نگرش، زمینه حضور زنان در عرصههای علمی، اجتماعی و عملی را فراهم کرد و فرصت ظهور شخصیت اسلامی و نقش فعال آنان در جامعه را ایجاد نمود. روایات ائمه معصومین نیز به تغییر نگرشهای جاهلی درباره زنان پرداختهاند. بهعنوان نمونه، مردی به حضور جعفر صادق رسید و از داشتن دختران سخن گفت، ایشان فرمود: «اگر آرزوی مرگ آنان را داشته باشی، پاداش صبر بر سوگشان در روز قیامت به تو داده نخواهد شد و در حضور پروردگارت مرتکب گناه خواهی بود». همچنین در روایتی از رسول خدا نقل شده است که فرزندان دختر «لطیف، یاریدهنده، مونس، مبارک و پاککنندهاند». این روایات نشاندهنده ارزش و جایگاه مثبت دختران و زنان در آموزههای اسلامی است.<ref>{{یادکرد ژورنال|شماره=۸۶|عنوان=دانستنی هایی از قرآن؛ جایگاه زن در اسلام و انقلاب|صفحه=۴|تاریخ=بهمن ۱۳۶۷|ژورنال=پاسدار اسلام}}</ref> | ||
اسلام به انسانیت زنان اهمیت ویژهای میدهد و بر برابری بنیادی انسانها فارغ از جنسیت تأکید دارد. در آموزههای اسلامی، خصوصیات انسانی بین زن و مرد مشترک است و انسان، پیش از تعلق به جنسیت زن یا مرد، در درجه اول به عنوان یک موجود انسانی شناخته میشود. از این منظر، اسلام بر برابری ذاتی زن و مرد در حیث انسانیت تأکید میکند.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=جایگاه و مسایل زنان در فرهنگ اسلام و تجدد|سال=۱۳۹۳|نام=علی|نام خانوادگی=خامنه ای ( رهبر جمهوری اسلامی ایران)|ناشر=مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی|صفحهها=۱۹۴-۱۹۵|مکان=تهران|کوشش=امیرحسین بانکی پورفرد}}</ref> | اسلام به انسانیت زنان اهمیت ویژهای میدهد و بر برابری بنیادی انسانها فارغ از جنسیت تأکید دارد. در آموزههای اسلامی، خصوصیات انسانی بین زن و مرد مشترک است و انسان، پیش از تعلق به جنسیت زن یا مرد، در درجه اول به عنوان یک موجود انسانی شناخته میشود. از این منظر، اسلام بر برابری ذاتی زن و مرد در حیث انسانیت تأکید میکند.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=جایگاه و مسایل زنان در فرهنگ اسلام و تجدد|سال=۱۳۹۳|نام=علی|نام خانوادگی=خامنه ای ( رهبر جمهوری اسلامی ایران)|ناشر=مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی|صفحهها=۱۹۴-۱۹۵|مکان=تهران|کوشش=امیرحسین بانکی پورفرد}}</ref> | ||
نسخهٔ ۶ فوریهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۰۰:۳۸

حقوق زن در فقه اسلامی از مفاهیم حقوقی و فقهی در اسلام است که جایگاه زن در اسلام را معین میکند.
مفهوم فقه
فقه در لغت به معنای دانستن و فهمیدن است. این واژه بهطور کلی بر علم و آگاهی دلالت دارد، اما در کاربرد اصطلاحی، به دانشی اختصاص یافته است که به شریعت اسلامی مربوط میشود. بهتدریج، فقه به علم فروع دین از شریعت اطلاق شد و به دلیل شرافت و برتری موضوع آن، بر سایر علوم دینی غلبه یافت. همچنین فقه به معنای درک امور دقیق و عمیق و فهم گوینده از مقصود کلام خویش به کار رفته است. برخی اندیشمندان فقه را «دستیابی به دانشی پنهان از طریق دانشی حاضر» تعریف کردهاند. فقه در اصطلاح فقیهان تعاریف متعددی دارد که مشهورترین و رایجترین آن، تعریف «العلم بالأحکام الشرعیة المکتسب من أدّلتها التفصیلیة» است؛ یعنی علمی که به شناخت احکام شرعی از طریق ادله تفصیلی آنها میپردازد. این تعریف، جامعترین و پرکاربردترین تعریف فقه در میان دانشمندان اسلامی به شمار میرود.[۱]
اهمیت بررسی حقوق زن در فقه
زنان بخش مهمی از جامعه و از پایههای اساسی نظام خانواده محسوب میشوند. این نقش بنیادین، زمینهساز شکلگیری حقوق ویژه برای آنان بوده است. از گذشته تاکنون، بسته به فرهنگ، مذهب، شرایط اجتماعی و اقتصادی، حقوقی برای زنان تعیین شده است. با این حال، در طول تاریخ، حقوق زنان همواره با درجاتی از ابهام همراه بوده و نحوه برخورد با آنان در هر دوره متفاوت بوده است. در برخی دورهها، زنان بهعنوان وابسته به مردان و با حقوق کمتر نسبت به آنان شناخته میشدند، در حالی که امروزه گروهی خواستار برابری کامل حقوق زن و مرد بدون توجه به جنسیت هستند. دین اسلام در زمانی که زنان از جایگاه اجتماعی و حتی انسانی پایینی برخوردار بودند، با بیان دقیق حقوق و جایگاه آنان در خانواده و اجتماع، بسیاری از اندیشههای خرافی و نادرست را رد کرد. قرآن کریم توجه ویژهای به زنان دارد و حقوق آنان را متناسب با طبیعت و نقششان در جامعه تعیین کرده است. تفاوتهایی میان حقوق زن و مرد وجود دارد، اما این تفاوتها به معنای کاهش ارزش زنان یا بیاهمیت بودن حقوق آنان نیست، بلکه نشاندهنده توجه دقیق اسلام به تناسب نقشها و ویژگیهای جسمی و روحی زن و مرد است. حقوق و تکالیف هر دو جنس با در نظر گرفتن نقششان در خانواده و جامعه وضع شده است. علاوه بر جنبههای حقوقی، اسلام به اخلاق و رفتار نسبت به زنان تأکید ویژه دارد. آموزههای قرآنی و روایات اسلامی مردان را به برخورد محترمانه، عادلانه و همراه با مهربانی با زنان توصیه میکند و زن را بهعنوان شریک زندگی و همراه روحانی مرد معرفی مینماید.[۲]
مفهوم حقوق
واژهٔ «حقوق» در متون علمی و حقوقی دارای معانی مختلفی است:[۳]
- یکی از این معانی، مجموعهٔ مقررات حاکم بر روابط اجتماعی است؛ به عبارت دیگر، شامل بایدها و نبایدهایی است که اعضای جامعه ملزم به رعایت آنها هستند و دولت مسئول تضمین اجرای آنها میباشد. در این معنا، واژهٔ «حقوق» بهصورت جمع به کار رفته و به مجموعهای از مقررات اشاره دارد، بدون آنکه صرفاً به مفرد آن توجه شود. این کاربرد مشابه واژههایی مانند «گروه» و «قبیله» است که به جمع اشاره دارند. در اصطلاح فقه اسلامی، این مفهوم با واژههایی مانند «شرع» یا «شریعت» هممعنی در نظر گرفته میشود. در برخی منابع، «حقوق» در این معنا با «قانون» مترادف در نظر گرفته شده و بهعنوان مثال، به جای «حقوق اسلام» گاهی از عبارت «قانون اسلام» استفاده میشود.
- حقوق به معنای جمع حق: در این معنا، حقوق شامل امتیازها و تواناییهایی است که هر فرد در روابط اجتماعی در برابر دیگران دارد. این امتیازها و تواناییها «حق» نامیده میشوند و جمع آنها «حقوق» است. نمونههایی از حقوق فردی شامل حق حیات، حق مالکیت و حق انتخاب شغل میباشد.
- حقوق به معنای علم حقوق: در این معنا، حقوق به شاخهای از دانش اطلاق میشود که به تحلیل قواعد حقوقی و بررسی تحول آنها میپردازد.
اینجا تمرکز بر معنای دوم واژهٔ «حقوق» است، یعنی حقوق بهعنوان جمع حق. «حق» در منابع حقوقی تعاریف مختلفی دارد که برخی از آنها عبارتند از:
- «حق امری اعتباری است که بر اساس آن شخص یا گروهی قدرت قانونی برای تصرف در شیء یا شخص دیگر پیدا میکند و این امتیاز، تعهدی برای دیگران ایجاد میکند.»
- «حق توانایی یا امتیازی است که برای تنظیم روابط اجتماعی و حفظ نظم به هر فرد اعطا میشود.»
- «حق، امری اعتباری است که برای کسی (له) وضع شده و بر دیگری (علیه) اثر میگذارد.»
- حق بهعنوان سلطه یا اختیار: برخی حق را سلطه و اختیاری میدانند که قوانین هر کشور به منظور حفظ منافع افراد به آنان اعطا میکند.
- حق بهعنوان امتیاز یا نفع: حق همچنین به امتیاز یا منفعتی گفته میشود که متعلق به شخص است و قوانین، در چارچوب اجرای عدالت، از آن حمایت میکنند و به دارندهٔ حق امکان تصرف در موضوع حق و جلوگیری از تجاوز دیگران را میدهند.
- در فقه امامیه، حق به عنوان نوعی قدرت و توانایی نسبت به چیزی، کسی یا هر دو تعریف شده است. با توجه به معانی مختلف، «حق، اقتدار، سلطه یا امتیازی که برای شخصی اعتبار شده و دیگران موظف به رعایت آن هستند.»
تأثیر فرهنگ و عرف بر احکام فقهی
در اندیشهٔ اسلامی، «عرف» و «فرهنگ» از جمله مفاهیمی بهشمار میآیند که در فرایند استنباط احکام فقهی و تفسیر شریعت مورد توجه قرار گرفتهاند. این دو مفهوم، با وجود تمایزهای مفهومی، بهعنوان بخشی از واقعیت اجتماعیِ جوامع اسلامی، در زندگی مسلمانان نقش داشته و فقیهان و اندیشمندان اسلامی در طول تاریخ به شیوههای گوناگون با آنها مواجه بودهاند.[۴]
عرف در اسلام
عرف در زبان عربی به معنای «شناختهشده» یا «متعارف» است و به مجموعهای از عادات، رفتارها، قواعد و رویههای پذیرفتهشده در یک جامعه یا فرهنگ اطلاق میشود که بهطور طبیعی و بدون الزام قانونی شکل میگیرند. در اصطلاح فقهی، عرف به دستهای از عادات و رویههای عمومی گفته میشود که بدون نیاز به تصویب رسمی یا قانونی و بهصورت تدریجی در جوامع پدید آمدهاند و افراد در زندگی روزمره خود بر اساس آنها عمل میکنند. در فقه اسلامی، عرف بهعنوان یکی از منابع فرعی استنباط احکام مورد توجه قرار گرفته است. هرچند قرآن و سنت بهعنوان منابع اصلی استنباط احکام اسلامی شناخته میشوند، فقیهان در طول تاریخ، به عرف نیز توجه داشته و از آن بهمنزله عاملی مکمل در تفسیر و اجرای احکام شرعی بهره گرفتهاند. بر این اساس، در مواردی که نص صریحی در قرآن یا سنت وجود ندارد یا با مسائل نوپدید مواجه هستند، فقیهان به عرف جامعه مراجعه میکنند تا حکمی متناسب با شرایط و واقعیتهای اجتماعی ارائه دهند.[۵]
انواع عرف در فقه اسلامی
در فقه اسلامی، عرف از نظر میزان سازگاری با شریعت به دو نوع کلی تقسیم میشود:[۶]
عرف صحیح:
عرف صحیح به آن دسته از عادات و رویههای اجتماعی اطلاق میشود که با اصول و احکام شریعت اسلامی سازگار است و میتواند بهعنوان مبنایی برای استنباط احکام فقهی مورد استفاده قرار گیرد. این نوع عرف باید از نظر اخلاقی و دینی با آموزههای اسلامی هماهنگ بوده و با نصوص قرآنی یا سنت نبوی تعارض نداشته باشد.
عرف فاسد:
عرف فاسد به عادات و رویههایی گفته میشود که با احکام و اصول شریعت اسلامی در تضاد قرار دارند. این نوع عرف از نظر فقیهان معتبر شمرده نمیشود و نمیتواند بهعنوان منبعی برای صدور احکام فقهی مورد استناد قرار گیرد. از جمله مصادیق عرف فاسد میتوان به رفتارها یا عادتهایی اشاره کرد که به ارتکاب گناه، بیعدالتی یا ظلم در جامعه منجر میشوند.
جایگاه عرف در میان مکاتب فقهی اسلامی یکسان نیست. برای نمونه، در فقه حنفی عرف بهصورت گستردهتری به رسمیت شناخته شده و بهعنوان یکی از مبانی استنباط احکام به کار میرود، بهگونهای که برخی احکام فقهی با توجه به عرفهای محلی صادر میشوند. در مقابل، برخی دیگر از مکاتب فقهی نقش عرف را محدودتر دانسته و بر لزوم پایبندی بیشتر به نصوص قرآنی و حدیثی تأکید دارند.
فرهنگ در اسلام
فرهنگ به مجموعهای از باورها، ارزشها، آداب و رسوم، هنرها، علوم، زبانها و نظامهای اجتماعی گفته میشود که ساختار یک جامعه را شکل میدهد و در شکلگیری هویت جمعی اعضای آن نقش دارد. در اسلام، فرهنگ بهعنوان یکی از ابعاد زندگی اجتماعی مسلمانان مطرح است و در تعامل با آموزههای دینی، بر شیوه درک، تفسیر و اجرای احکام اسلامی تأثیر میگذارد. فرهنگ اسلامی از دو عنصر اصلی تشکیل شده است:[۷]
عناصر دینی و شریعتی:
این عناصر شامل ارزشها و قواعدی است که از منابع اصلی اسلام، یعنی قرآن و سنت پیامبر اسلام(ص)، سرچشمه میگیرند. این بخش از فرهنگ اسلامی ماهیتی نسبتاً پایدار دارد و در میان جوامع مختلف مسلمان، بهطور کلی مشترک تلقی میشود.
عناصر عرفی و محلی:
این عناصر شامل آداب و رسوم، زبانها، هنرها و دیگر جنبههای فرهنگی است که میان جوامع مسلمان تفاوت دارد. این بخش از فرهنگ اسلامی تحت تأثیر شرایط جغرافیایی، تاریخی و اجتماعی هر جامعه شکل میگیرد و بهعنوان بخشی از فرهنگ محلی یا منطقهای آن جوامع شناخته میشود.
در طول تاریخ، فرهنگهای محلی و منطقهای نقش مهمی در شکلگیری فرهنگ اسلامی ایفا کردهاند، و این تأثیر بهویژه در کشورهای مختلف اسلامی مشهود است. تفاوتهای فرهنگی میان جوامع مسلمان بر نحوه درک و اجرای احکام اسلامی اثرگذار بوده است، و برخی احکام فقهی با توجه به شرایط فرهنگی و اجتماعی هر جامعه تفسیر و اعمال میشوند. تطبیق عرف با احکام فقهی با چالشهایی همراه است که از جمله آنها میتوان به تضاد میان عرف و نصوص قطعی شرعی، تغییرپذیری عرف و تفاوت آن در جوامع مختلف اشاره کرد. در چنین شرایطی، فقها لازم است با رعایت اصول و مقاصد شریعت، از هرگونه تعارض میان عرف و احکام شرعی جلوگیری کنند.
منابع فقه اسلامی
فقه اسلامی بر چهار منبع اصلی استوار است: قرآن، سنت، اجماع و عقل (قیاس).[۸]
قرآن، مهمترین منبع فقه، شامل احکام شرعی، قواعد اخلاقی و تاریخ پیامبران است و پایه تمام علوم و معارف دینی محسوب میشود. آیات مستقیمی که به احکام فقهی میپردازند بخش کوچکی از قرآن را تشکیل میدهند و در منابعی مانند «آیات الاحکام» گردآوری شدهاند.
سنت، شامل گفتار، کردار و تأیید یا ترک معصومان در امور شرعی است. روایت سنت در حقوق اسلام به «حدیث» یا «خبر» معروف است و برای استنباط احکام شرعی به کار میرود.
اجماع به معنای اتفاق نظر علمای مسلمان در مسائل شرعی است. فقهای اهل سنت آن را منبع مستقلی از احکام میدانند، در حالی که فقهای امامیه، اعتبار آن را به عنوان نشاندهنده نظر معصوم تفسیر میکنند.
قیاس، در فقه اهل سنت، روش استنباط احکام از طریق تعمیم حکم یک موضوع ثابت به موضوع دیگری با علت مشترک است. موضوع اصلی «اصل»، موضوع فرعی «فرع» و علت مشترک «جامع» نامیده میشوند.
کرامت انسانی زن و جایگاه او در اسلام
در جامعه جاهلی، زن بهعنوان عضوی رسمی و با جایگاه مستقل در خانواده محسوب نمیشد و تولد دختر اغلب با واکنشهای منفی همراه بود. منابع تاریخی و روایات نشان میدهند که پدران در مواجهه با خبر تولد دختر، گاه از خشم و ناراحتی شدید دچار سردرگمی میشدند و حتی برخی دختران را دفن میکردند. این رفتارها نمونهای از نگاه تحقیرآمیز و محدود زنان در آن دوره است. قرآن کریم با ارائه تصویر وضعیت زن در جامعه جاهلی و محکوم کردن چنین رفتارهایی، تحول بنیادینی در موقعیت زنان در جامعه اسلامی ایجاد کرد. بهعنوان نمونه، در سوره احزاب (آیه ۳۵) ویژگیهای زنان مؤمن و مسلمان، از جمله ایمان، صداقت، صبر، خضوع، انفاق، روزهداری، پاکدامنی و یادآوری خدا، در کنار ویژگیهای مردان مؤمن ذکر شده و در پایان آیه آمده است: «خداوند برای آنان مغفرت و پاداش عظیم فراهم ساخته است». این بیان قرآن نشاندهنده ارزش و جایگاه زنان در جامعه اسلامی و مقایسه آنان با مردان مؤمن است. در نتیجه، جایگاه زنان که در جامعه جاهلی محدود و اغلب تحقیرآمیز بود، با تأکید قرآن کریم بر ارزش و فضایل آنان بهبود یافت. این تغییر نگرش، زمینه حضور زنان در عرصههای علمی، اجتماعی و عملی را فراهم کرد و فرصت ظهور شخصیت اسلامی و نقش فعال آنان در جامعه را ایجاد نمود. روایات ائمه معصومین نیز به تغییر نگرشهای جاهلی درباره زنان پرداختهاند. بهعنوان نمونه، مردی به حضور جعفر صادق رسید و از داشتن دختران سخن گفت، ایشان فرمود: «اگر آرزوی مرگ آنان را داشته باشی، پاداش صبر بر سوگشان در روز قیامت به تو داده نخواهد شد و در حضور پروردگارت مرتکب گناه خواهی بود». همچنین در روایتی از رسول خدا نقل شده است که فرزندان دختر «لطیف، یاریدهنده، مونس، مبارک و پاککنندهاند». این روایات نشاندهنده ارزش و جایگاه مثبت دختران و زنان در آموزههای اسلامی است.[۹]
اسلام به انسانیت زنان اهمیت ویژهای میدهد و بر برابری بنیادی انسانها فارغ از جنسیت تأکید دارد. در آموزههای اسلامی، خصوصیات انسانی بین زن و مرد مشترک است و انسان، پیش از تعلق به جنسیت زن یا مرد، در درجه اول به عنوان یک موجود انسانی شناخته میشود. از این منظر، اسلام بر برابری ذاتی زن و مرد در حیث انسانیت تأکید میکند.[۱۰]
در اسلام، نگاه به جنسیت، جایگاه ثانویه دارد و معیار اصلی در ارزیابی انسانها، انسان بودن آنان است. جنسیت افراد صرفاً در حوزههای خاص و نقشهای اجتماعی کاربرد دارد و تأثیری بر ارزش ذاتی انسان ندارد. این دیدگاه در مسائل مربوط به زنان و خانواده نیز قابل مشاهده است و آموزههای اسلامی در این حوزهها، بر اهمیت و جایگاه زنان و نقش آنان در خانواده تأکید دارند.[۱۱]
منابع
- ↑ مرکز تخصصی تفسیر شاهین شهر (۱۷ تیر ۱۳۹۶). «فقه به چه معناست». کوثربلاگ.
- ↑ عظیمی، زهرا (۱۳۸۶). نگاهی به حقوق زن در اسلام. قم: مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما. ص. ۵.
- ↑ عظیمی، زهرا (۱۳۸۶). نگاهی به حقوق زن در اسلام. قم: مرکز پژوهش های صدا و سیما. صص. ۷-۹.
- ↑ پرستاری چهل گز، محمد حسین (۱۴۰۳). «تأثیر عرف و فرهنگ بر احکام فقهی: مطالعه موردی بر کشورهای اسلامی مختلف». ۱ جلد – به واسطهٔ دانشنامه علوم انسانی.
- ↑ پرستاری چهل گز، محمد حسین (۱۴۰۳). «تأثیر عرف و فرهنگ بر احکام فقهی: مطالعه موردی بر کشورهای اسلامی مختلف». ۱ جلد – به واسطهٔ دانشنامه علوم انسانی.
- ↑ پرستاری چهل گز، محمد حسین (۱۴۰۳). «تأثیر عرف و فرهنگ بر احکام فقهی: مطالعه موردی بر کشورهای اسلامی مختلف». ۱ جلد – به واسطهٔ دانشنامه علوم انسانی.
- ↑ پرستای چهل گز، محمد حسین (۱۴۰۳). «تأثیر عرف و فرهنگ بر احکام فقهی: مطالعه موردی بر کشورهای اسلامی مختلف». ۱ جلد – به واسطهٔ دانشنامه علوم انسانی.
- ↑ «منابع فقه در اسلام». Ksymg. ۲۰۱۷.
- ↑ «دانستنی هایی از قرآن؛ جایگاه زن در اسلام و انقلاب». پاسدار اسلام (۸۶): ۴. بهمن ۱۳۶۷.
- ↑ خامنه ای ( رهبر جمهوری اسلامی ایران)، علی (۱۳۹۳). جایگاه و مسایل زنان در فرهنگ اسلام و تجدد. به کوشش امیرحسین بانکی پورفرد. تهران: مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی. صص. ۱۹۴-۱۹۵.
- ↑ خامنه ای (رهبر جمهوری اسلامی ایران)، علی (۱۳۹۳). جایگاه و مسایل زنان در فرهنگ اسلام و تجدد. به کوشش امیرحسین بانکی پورفرد. تهران: مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی. ص. ۱۸۰.