حقوق زن در فقه اسلامی

حقوق زن در فقه اسلامی از مفاهیم حقوقی و فقهی در اسلام است که جایگاه زن در اسلام را معین میکند.
مفهوم فقه
فقه در لغت به معنای دانستن و فهمیدن است. این واژه بهطور کلی بر علم و آگاهی دلالت دارد، اما در کاربرد اصطلاحی، به دانشی اختصاص یافته است که به شریعت اسلامی مربوط میشود. بهتدریج، فقه به علم فروع دین از شریعت اطلاق شد و به دلیل شرافت و برتری موضوع آن، بر سایر علوم دینی غلبه یافت. همچنین فقه به معنای درک امور دقیق و عمیق و فهم گوینده از مقصود کلام خویش به کار رفته است. برخی اندیشمندان فقه را «دستیابی به دانشی پنهان از طریق دانشی حاضر» تعریف کردهاند. فقه در اصطلاح فقیهان تعاریف متعددی دارد که مشهورترین و رایجترین آن، تعریف «العلم بالأحکام الشرعیة المکتسب من أدّلتها التفصیلیة» است؛ یعنی علمی که به شناخت احکام شرعی از طریق ادله تفصیلی آنها میپردازد. این تعریف، جامعترین و پرکاربردترین تعریف فقه در میان دانشمندان اسلامی به شمار میرود.[۱]
اهمیت بررسی حقوق زن در فقه
زنان بخش مهمی از جامعه و از پایههای اساسی نظام خانواده محسوب میشوند. این نقش بنیادین، زمینهساز شکلگیری حقوق ویژه برای آنان بوده است. از گذشته تاکنون، بسته به فرهنگ، مذهب، شرایط اجتماعی و اقتصادی، حقوقی برای زنان تعیین شده است. با این حال، در طول تاریخ، حقوق زنان همواره با درجاتی از ابهام همراه بوده و نحوه برخورد با آنان در هر دوره متفاوت بوده است. در برخی دورهها، زنان بهعنوان وابسته به مردان و با حقوق کمتر نسبت به آنان شناخته میشدند، در حالی که امروزه گروهی خواستار برابری کامل حقوق زن و مرد بدون توجه به جنسیت هستند. دین اسلام در زمانی که زنان از جایگاه اجتماعی و حتی انسانی پایینی برخوردار بودند، با بیان دقیق حقوق و جایگاه آنان در خانواده و اجتماع، بسیاری از اندیشههای خرافی و نادرست را رد کرد. قرآن کریم توجه ویژهای به زنان دارد و حقوق آنان را متناسب با طبیعت و نقششان در جامعه تعیین کرده است. تفاوتهایی میان حقوق زن و مرد وجود دارد، اما این تفاوتها به معنای کاهش ارزش زنان یا بیاهمیت بودن حقوق آنان نیست، بلکه نشاندهنده توجه دقیق اسلام به تناسب نقشها و ویژگیهای جسمی و روحی زن و مرد است. حقوق و تکالیف هر دو جنس با در نظر گرفتن نقششان در خانواده و جامعه وضع شده است. علاوه بر جنبههای حقوقی، اسلام به اخلاق و رفتار نسبت به زنان تأکید ویژه دارد. آموزههای قرآنی و روایات اسلامی مردان را به برخورد محترمانه، عادلانه و همراه با مهربانی با زنان توصیه میکند و زن را بهعنوان شریک زندگی و همراه روحانی مرد معرفی مینماید.[۲]
مفهوم حقوق
واژهٔ «حقوق» در متون علمی و حقوقی دارای معانی مختلفی است:[۳]
- یکی از این معانی، مجموعهٔ مقررات حاکم بر روابط اجتماعی است؛ به عبارت دیگر، شامل بایدها و نبایدهایی است که اعضای جامعه ملزم به رعایت آنها هستند و دولت مسئول تضمین اجرای آنها میباشد. در این معنا، واژهٔ «حقوق» بهصورت جمع به کار رفته و به مجموعهای از مقررات اشاره دارد، بدون آنکه صرفاً به مفرد آن توجه شود. این کاربرد مشابه واژههایی مانند «گروه» و «قبیله» است که به جمع اشاره دارند. در اصطلاح فقه اسلامی، این مفهوم با واژههایی مانند «شرع» یا «شریعت» هممعنی در نظر گرفته میشود. در برخی منابع، «حقوق» در این معنا با «قانون» مترادف در نظر گرفته شده و بهعنوان مثال، به جای «حقوق اسلام» گاهی از عبارت «قانون اسلام» استفاده میشود.
- حقوق به معنای جمع حق: در این معنا، حقوق شامل امتیازها و تواناییهایی است که هر فرد در روابط اجتماعی در برابر دیگران دارد. این امتیازها و تواناییها «حق» نامیده میشوند و جمع آنها «حقوق» است. نمونههایی از حقوق فردی شامل حق حیات، حق مالکیت و حق انتخاب شغل میباشد.
- حقوق به معنای علم حقوق: در این معنا، حقوق به شاخهای از دانش اطلاق میشود که به تحلیل قواعد حقوقی و بررسی تحول آنها میپردازد.
اینجا تمرکز بر معنای دوم واژهٔ «حقوق» است، یعنی حقوق بهعنوان جمع حق. «حق» در منابع حقوقی تعاریف مختلفی دارد که برخی از آنها عبارتند از:
- «حق امری اعتباری است که بر اساس آن شخص یا گروهی قدرت قانونی برای تصرف در شیء یا شخص دیگر پیدا میکند و این امتیاز، تعهدی برای دیگران ایجاد میکند.»
- «حق توانایی یا امتیازی است که برای تنظیم روابط اجتماعی و حفظ نظم به هر فرد اعطا میشود.»
- «حق، امری اعتباری است که برای کسی (له) وضع شده و بر دیگری (علیه) اثر میگذارد.»
- حق بهعنوان سلطه یا اختیار: برخی حق را سلطه و اختیاری میدانند که قوانین هر کشور به منظور حفظ منافع افراد به آنان اعطا میکند.
- حق بهعنوان امتیاز یا نفع: حق همچنین به امتیاز یا منفعتی گفته میشود که متعلق به شخص است و قوانین، در چارچوب اجرای عدالت، از آن حمایت میکنند و به دارندهٔ حق امکان تصرف در موضوع حق و جلوگیری از تجاوز دیگران را میدهند.
- در فقه امامیه، حق به عنوان نوعی قدرت و توانایی نسبت به چیزی، کسی یا هر دو تعریف شده است. با توجه به معانی مختلف، «حق، اقتدار، سلطه یا امتیازی که برای شخصی اعتبار شده و دیگران موظف به رعایت آن هستند.»
تأثیر فرهنگ و عرف بر احکام فقهی
در اندیشهٔ اسلامی، «عرف» و «فرهنگ» از جمله مفاهیمی بهشمار میآیند که در فرایند استنباط احکام فقهی و تفسیر شریعت مورد توجه قرار گرفتهاند. این دو مفهوم، با وجود تمایزهای مفهومی، بهعنوان بخشی از واقعیت اجتماعیِ جوامع اسلامی، در زندگی مسلمانان نقش داشته و فقیهان و اندیشمندان اسلامی در طول تاریخ به شیوههای گوناگون با آنها مواجه بودهاند.
عرف در اسلام
عرف در زبان عربی به معنای «شناختهشده» یا «متعارف» است و به مجموعهای از عادات، رفتارها، قواعد و رویههای پذیرفتهشده در یک جامعه یا فرهنگ اطلاق میشود که بهطور طبیعی و بدون الزام قانونی شکل میگیرند. در اصطلاح فقهی، عرف به دستهای از عادات و رویههای عمومی گفته میشود که بدون نیاز به تصویب رسمی یا قانونی و بهصورت تدریجی در جوامع پدید آمدهاند و افراد در زندگی روزمره خود بر اساس آنها عمل میکنند. در فقه اسلامی، عرف بهعنوان یکی از منابع فرعی استنباط احکام مورد توجه قرار گرفته است. هرچند قرآن و سنت بهعنوان منابع اصلی استنباط احکام اسلامی شناخته میشوند، فقیهان در طول تاریخ
به عرف نیز توجه داشته و از آن بهمنزله عاملی مکمل در تفسیر و اجرای احکام شرعی بهره گرفتهاند. بر این اساس، در مواردی که نص صریحی در قرآن یا سنت وجود ندارد یا با مسائل نوپدید مواجه هستند، فقیهان به عرف جامعه مراجعه میکنند تا حکمی متناسب با شرایط و واقعیتهای اجتماعی ارائه دهند.
انواع عرف در فقه اسلامی
در فقه اسلامی، عرف از نظر میزان سازگاری با شریعت به دو نوع کلی تقسیم میشود:
عرف صحیح:
عرف صحیح به آن دسته از عادات و رویههای اجتماعی اطلاق میشود که با اصول و احکام شریعت اسلامی سازگار است و میتواند بهعنوان مبنایی برای استنباط احکام فقهی مورد استفاده قرار گیرد. این نوع عرف باید از نظر اخلاقی و دینی با آموزههای اسلامی هماهنگ بوده و با نصوص قرآنی یا سنت نبوی تعارض نداشته باشد.
عرف فاسد:
عرف فاسد به عادات و رویههایی گفته میشود که با احکام و اصول شریعت اسلامی در تضاد قرار دارند. این نوع عرف از نظر فقیهان معتبر شمرده نمیشود و نمیتواند بهعنوان منبعی برای صدور احکام فقهی مورد استناد قرار گیرد. از جمله مصادیق عرف فاسد میتوان به رفتارها یا عادتهایی اشاره کرد که به ارتکاب گناه، بیعدالتی یا ظلم در جامعه منجر میشوند.
جایگاه عرف در میان مکاتب فقهی اسلامی یکسان نیست. برای نمونه، در فقه حنفی عرف بهصورت گستردهتری به رسمیت شناخته شده و بهعنوان یکی از مبانی استنباط احکام به کار میرود، بهگونهای که برخی احکام فقهی با توجه به عرفهای محلی صادر میشوند. در مقابل، برخی دیگر از مکاتب فقهی نقش عرف را محدودتر دانسته و بر لزوم پایبندی بیشتر به نصوص قرآنی و حدیثی تأکید دارند.
فرهنگ در اسلام
فرهنگ به مجموعهای از باورها، ارزشها، آداب و رسوم، هنرها، علوم، زبانها و نظامهای اجتماعی گفته میشود که ساختار یک جامعه را شکل میدهد و در شکلگیری هویت جمعی اعضای آن نقش دارد. در اسلام، فرهنگ بهعنوان یکی از ابعاد زندگی اجتماعی مسلمانان مطرح است و در تعامل با آموزههای دینی، بر شیوه درک، تفسیر و اجرای احکام اسلامی تأثیر میگذارد. فرهنگ اسلامی از دو عنصر اصلی تشکیل شده است:
منابع
- ↑ مرکز تخصصی تفسیر شاهین شهر (۱۷ تیر ۱۳۹۶). «فقه به چه معناست». کوثربلاگ.
- ↑ عظیمی، زهرا (۱۳۸۶). نگاهی به حقوق زن در اسلام. قم: مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما. ص. ۵.
- ↑ عظیمی، زهرا (۱۳۸۶). نگاهی به حقوق زن در اسلام. قم: مرکز پژوهش های صدا و سیما. صص. ۷-۹.