مسابقه دانش‌دخت
اسلامیکال از تاریخ ۱۵ دی تا ۲۰ بهمن، میزبان یک همایه با موضوع زنان است. شما می‌توانید در مسابقه مقاله‌نویسی دانش‌دخت، شرکت کنید و با نگارش مقاله، از جوایز آن بهره‌مند باشید. اگر به موضوعات مربوط با زنان علاقه‌مندید، این فرصت را از دست ندهید. فهرستی از مقالات پیشنهادی جهت ایجاد یا ویرایش در اینجا وجود دارد.

فمینیسم اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

از اسلامیکال
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
(افزودن برچسب {{ویراستاری}})
 
(۱۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{ویراستاری|برای=نبود متن استاندارد / شبه فهرست|تاریخ=ژانویه ۲۰۲۶}}
{{مفاهیم فمینیسم}}


'''فمینیسم اسلامی''' جنبشی است که در [[جهان اسلام]] ظهور کرده و در غرب گسترش یافته است. این جریان با استناد به تاریخ [[تاریخ اسلام|صدر اسلام]] (مانند حضور فعال زنان در عصر پیامبر و خلفای اولیه) می‌کوشد تفسیری برابرخواهانه از متون دینی ارائه دهد. به نظر طرفداران آن، احکام زن‌ستیزانه محصول تفسیرهای مردسالارانه فقیهان در دوره‌هایی مانند خلافت [[عباسیان]] است، نه ذات اسلام.


جنبش فمینیسم، به ویژه در شاخه مدرن آن، با تمرکز بر زنان سفیدپوست طبقه متوسط و مبانی سکولار، نتوانست شرایط گروه‌های حاشیه‌ای از جمله زنان مسلمان را به طور کامل درک کند. این نقصان به ظهور گرایش‌هایی انجامید که بر نسبیت فرهنگی تأکید داشتند. در این بستر، «فمینیسم اسلامی» به مثابه پروژه‌ای بومی برای پیونددادن مطالبات برابری‌خواهانه با چارچوب ارزشی اسلام پدیدار شد. هدف این گرایش، ارائه قرائتی از متون دینی بود که ضمن پایبندی به اصول اسلام، به نقد سنت‌ها و روایت‌های مردسالارانه بپردازد. با این وجود، این جریان از آغاز با چالش‌های نظری دوگانه‌ای از سوی بنیادگرایان سکولار و اسلام‌گرایان سنتی مواجه بود.
== فمینیست‌های اسلامی دو رویکرد اصلی دارند ==
# تأویل‌گرا (مانند [[فاطمه مرنیسی]]، [[آمینه ودود]]، [[اسماء برلاس]]): با بازخوانی تاریخی و هرمنوتیکی [[قرآن]] و سنت، برابری زن و مرد را استخراج می‌کنند.
# اصلاح‌گرا: بدون ورود عمیق به متون، بر تغییر نهادهای اجتماعی تمرکز دارند.
چالش اصلی آنها مقابله با نابرابری‌های جنسیتی در جوامع مسلمان است.<ref name=":0"/>
 
=== نمونه‌های شاخص ===
- فاطمه مرنیسی با بررسی سیره نبوی نشان می‌دهد محدودیت‌های زنان ریشه در دوره‌های بعدی (مانند زمان [[عمر بن خطاب]]) دارد.
 
- آمینه ودود با «هرمنوتیک توحیدی» قرآن را بازخوانی می‌کند و حتی امامت نماز مختلط را برعهده گرفت.
 
- اسماء برلاس و رفعت حسن نیز با تأکید بر تفسیرهای غیرپدرسالارانه از قرآن، بر عدالت جنسیتی پافشاری می‌کنند.<ref name=":0"/>
 
=== جریان‌های رادیکال مخالف اسلام ===
زنانی مانند [[تسلیمه نسرین]] و [[ایان حرسی علی]] اسلام را ذاتاً زن‌ستیز می‌دانند و خواستار کنار گذاشتن دین یا تفسیرهای بنیادین سکولار هستند. این گروه اگرچه در بافتار اسلامی رشد کرده‌اند، اما اغلب با اتهامات تند علیه اسلام و پیامبر ظاهر می‌شوند.
 
اهداف کلان فمینیسم اسلامی:
 
# ارائه تفسیری برابرخواهانه از قرآن.
# احیای نقش اجتماعی و سیاسی زنان.
# تأکید بر «خلافت انسان» (فراجنسیتی) و توحید.
# ترویج همیاری متقابل زن و مرد.
۵. پیشبرد «جهاد جنسیتی» برای حضور فعال زنان در عرصه عمومی.<ref name=":0"/>
 
=== چهره‌های رادیکال فمینیسم اسلامی/ضداسلامی ===
- ارشاد منجی: نویسنده مسلمان لیبرال و همجنس‌گرا که خواستار تأویل قرآن و استقلال اقتصادی زنان است. او باور دارد اصلاح باید از درون اسلام صورت گیرد و از مدل بانکداری [[محمد یونس]] برای توانمندسازی زنان حمایت می‌کند.
 
- [[نجلاء کیلیک]]: جامعه‌شناس ترک‌تبار مقیم آلمان که اسلام را مانع فردگرایی و انطباق مهاجران با فرهنگ غرب می‌داند. او ازدواج‌های تحمیلی و حجاب را نماد ستمگری می‌خواند و خواستار همگونی کامل با ارزش‌های اروپایی است.
 
- تسلیمه نسرین و ایان حرسی علی: دو چهره اسلام‌ستیز که اسلام را ذاتاً زن‌ستیز می‌دانند و خواستار حذف دین از عرصه عمومی و جایگزینی قوانین سکولار هستند. آنها با زبانی تهاجمی به مقدسات اسلامی حمله می‌کنند.<ref name=":0">{{یادکرد ژورنال|نام۱=سیدحسن|نام خانوادگی۱= اسلامی اردکانی|عنوان=نقد و بررسی کتاب: ساز مخالف: فمینیسم اسلامی و وسوسه‌های آزادی|صفحه=185-207|تاریخ=1402|ژورنال=آینه پژوهش|پیوند=https://www.sid.ir/paper/1054992/fa#downloadbottom}}</ref>


== گفتمان‌های رقیب و انحرافی ==
== گفتمان‌های رقیب و انحرافی ==
دو گفتمان عمده که به باور آن، محتوای اصیل فمینیسم اسلامی را منحرف ساخته‌اند:
دو گفتمان عمده که، محتوای اصیل فمینیسم اسلامی را منحرف ساخته‌اند:


1.  گفتمان تأکید بر فقه مردسالار به عنوان مانع اصلی: این روایت، مشکل را نه در خود اسلام، که در تفسیرهای مردسالارانه و سیاسی‌شده از فقه می‌داند که طی قرون متمادی نهادینه شده است. نمایندگانی مانند مارگوت بدران راه‌حل را در «اجتهاد وابسته به جنسیت» و «تفسیر زنانه از قرآن» توسط خود زنان می‌بینند.
۱. گفتمان تأکید بر فقه مردسالار به عنوان مانع اصلی: این روایت، مشکل را نه در خود اسلام، که در تفسیرهای مردسالارانه و سیاسی‌شده از فقه می‌داند که طی قرون متمادی نهادینه شده است. نمایندگانی مانند [[مارگوت بدران]] راه‌حل را در «اجتهاد وابسته به جنسیت» و «تفسیر زنانه از قرآن» توسط خود زنان می‌بینند.


2.  گفتمان تأکید بر استعمار و فمینیسم سکولار به عنوان مانع اصلی: این دیدگاه، که لیلا احمد از چهره‌های شاخص آن است، معتقد است گفتمان استعماری غرب با ترویج فمینیسم سکولار به مثابه تنها الگوی معتبر، همزمان فرهنگ بومی را تحقیر کرده و حاکمان محلی را به مقابله با هر حرکت زن‌محور سوق داده است.
۲. گفتمان تأکید بر استعمار و فمینیسم سکولار به عنوان مانع اصلی: این دیدگاه، که لیلا احمد از چهره‌های شاخص آن است، معتقد است گفتمان استعماری غرب با ترویج فمینیسم سکولار به مثابه تنها الگوی معتبر، همزمان فرهنگ بومی را تحقیر کرده و حاکمان محلی را به مقابله با هر حرکت زن‌محور سوق داده است.<ref name=":1">{{یادکرد ژورنال|نام۱=علی محمد|نام خانوادگی۱=حاضری|نام۲=نعیما|نام خانوادگی۲= محمدی|عنوان=تاملی نظری در باب موانع توسعه فمینیسم اسلامی|صفحه=3-24|تاریخ=1396|ژورنال=جامعه‌شناسی ایران|پیوند=https://www.sid.ir/paper/502697/fa}}</ref>


== یافته‌ها ==
== یافته‌ها ==
=== الف) شکاف ساختاری: ناهمخوانی توسعه جنسیتی با آزادی‌های سیاسی ===
=== الف) شکاف ساختاری: ناهمخوانی توسعه جنسیتی با آزادی‌های سیاسی ===
تحلیل داده‌ها نشان‌دهنده شکاف عمیق در بسیاری از کشورهای مورد مطالعه است. کشورهایی مانند قطر، عربستان سعودی و امارات متحده عربی، علی‌رغم برخورداری از نمرات بالای توسعه انسانی و جنسیتی، در شاخص‌های آزادی‌های مدنی و حقوق سیاسی وضعیت نامناسبی دارند. این ناهمخوانی، فضای لازم برای فعالیت مستقل جنبش‌های زنان را به شدت محدود می‌کند. در مقابل، کشورهایی مانند ترکیه، مالزی و اندونزی بستر نسبتاً مساعدتری از حیث توازن بین توسعه و آزادی‌ها دارند.
تحلیل داده‌ها نشان‌دهنده شکاف عمیق در بسیاری از کشورهای مورد مطالعه است. کشورهایی مانند [[قطر]]، [[عربستان سعودی]] و [[امارات متحده عربی]]، علی‌رغم برخورداری از نمرات بالای توسعه انسانی و جنسیتی، در شاخص‌های آزادی‌های مدنی و حقوق سیاسی وضعیت نامناسبی دارند. این ناهمخوانی، فضای لازم برای فعالیت مستقل جنبش‌های زنان را به شدت محدود می‌کند. در مقابل، کشورهایی مانند [[ترکیه]]، [[مالزی]] و [[اندونزی]] بستر نسبتاً مساعدتری از حیث توازن بین توسعه و آزادی‌ها دارند.<ref name=":1"/>


=== ب) تنوع فقهی و حقوق زنان ===
=== ب) تنوع فقهی و حقوق زنان ===
بررسی احکام فقهی نشان می‌دهد که رویکرد مذاهب مختلف اسلامی به حقوق اجتماعی و خصوصی زنان یکسان نیست. فقه حنفی روادارترین مکتب محسوب می‌شود، در حالی که فقه حنبلی (به ویژه وهابیت) محافظه‌کارترین مکتب با شدیدترین محدودیت‌ها است. فقه امامیه، شافعی و مالکی در میانه این طیف قرار دارند. این تنوع حاکی از آن است که ایستایی فقهی یک امر ذاتی در اسلام نیست، بلکه پیامد سیطره خوانش‌های خاصی است که از پشتیبانی سیاسی برخوردار بوده‌اند.
بررسی احکام فقهی نشان می‌دهد که رویکرد مذاهب مختلف اسلامی به حقوق اجتماعی و خصوصی زنان یکسان نیست. فقه حنفی روادارترین مکتب محسوب می‌شود، در حالی که [[فقه حنبلی]] (به ویژه [[وهابیت]]) محافظه‌کارترین مکتب با شدیدترین محدودیت‌ها است. [[فقه امامیه]]، [[شافعی]] و [[مالکی]] در میانه این طیف قرار دارند. این تنوع حاکی از آن است که ایستایی فقهی یک امر ذاتی در اسلام نیست، بلکه پیامد سیطره خوانش‌های خاصی است که از پشتیبانی سیاسی برخوردار بوده‌اند.<ref name=":1"/>


=== ج) مطالعات موردی: دو الگوی تحریف ===
=== ج) مطالعات موردی: دو الگوی تحریف ===
1.  عربستان سعودی (نماد سلطه فقه ایستا و مردسالار) : در این کشور، نظام سیاسی-مذهبی وهابی با تفسیری انعطاف‌ناپذیر، حق قیمومیت مرد بر زن را به اصلی غیرقابل‌چالش تبدیل کرده است. گفتمان رسمی، هر گونه مطالبه را در چارچوب «تبعیت از ولی» محصور کرده و هر تفسیر رهایی‌بخش دیگری را به «همراهی با غرب» متهم می‌کند.
۱. عربستان سعودی (نماد سلطه فقه ایستا و مردسالار): در این کشور، نظام سیاسی-مذهبی وهابی با تفسیری انعطاف‌ناپذیر، حق قیمومیت مرد بر زن را به اصلی غیرقابل‌چالش تبدیل کرده است. گفتمان رسمی، هر گونه مطالبه را در چارچوب «تبعیت از ولی» محصور کرده و هر تفسیر رهایی‌بخش دیگری را به «همراهی با غرب» متهم می‌کند.<ref name=":1"/>
 
۲. ترکیه (نماد تقابل با گفتمان سکولار استعماری): تاریخ معاصر ترکیه، عرصه نزاع دیرینه بین فمینیسم سکولار کمالیستی (با پشتوانه قانون اساسی لائیک) و فمینیسم اسلام‌گرا بوده است. فشار برای هم‌سویی با اروپا و الگوگیری صرف از فمینیسم غربی، هویت مستقل یک جنبش زنانه بومی را تحت‌الشعاع قرار داده و موجب عکس‌العمل‌های شدید محافظه‌کارانه شده است. روی کار آمدن دولت اسلام‌گرای حزب عدالت و توسعه نیز نتوانسته به این تنش ذاتی پایان دهد.<ref name=":1"/>
 
== منابع ==
{{پانویس|۲}}
 
{{جنبش زنان در افغانستان}}
{{جنبش زنان در ایران}}
{{الهیات}}
{{فمینیزم}}
{{مطالعات اسلامی}}
{{دین و سیاست}}


2.  ترکیه (نماد تقابل با گفتمان سکولار استعماری): تاریخ معاصر ترکیه، عرصه نزاع دیرینه بین فمینیسم سکولار کمالیستی (با پشتوانه قانون اساسی لائیک) و فمینیسم اسلام‌گرا بوده است. فشار برای هم‌سویی با اروپا و الگوگیری صرف از فمینیسم غربی، هویت مستقل یک جنبش زنانه بومی را تحت‌الشعاع قرار داده و موجب عکس‌العمل‌های شدید محافظه‌کارانه شده است. روی کار آمدن دولت اسلام‌گرای حزب عدالت و توسعه نیز نتوانسته به این تنش ذاتی پایان دهد.
[[رده:الهیات فمینیستی]]
[[رده:حقوق زنان در اسلام]]
[[رده:حقوق زنان در جنبش‌های دینی]]
[[رده:فمینیسم اسلامی|*]]
[[رده:فمینیسم و معنویت]]
[[رده:فمینیسم]]
[[رده:درگیری‌های مرتبط با اسلام]]
[[رده:نظریه فمینیسم]]
[[رده:جهانی‌سازی]]
[[رده:اسلام‌گرایی]]
[[رده:اتحاد اسلام]]
[[رده:پسامدرنیسم]]
[[رده:بنیادگرایی مذهبی]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۳۱ ژانویهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۰۴:۱۹

فمینیسم اسلامی جنبشی است که در جهان اسلام ظهور کرده و در غرب گسترش یافته است. این جریان با استناد به تاریخ صدر اسلام (مانند حضور فعال زنان در عصر پیامبر و خلفای اولیه) می‌کوشد تفسیری برابرخواهانه از متون دینی ارائه دهد. به نظر طرفداران آن، احکام زن‌ستیزانه محصول تفسیرهای مردسالارانه فقیهان در دوره‌هایی مانند خلافت عباسیان است، نه ذات اسلام.

فمینیست‌های اسلامی دو رویکرد اصلی دارند

  1. تأویل‌گرا (مانند فاطمه مرنیسی، آمینه ودود، اسماء برلاس): با بازخوانی تاریخی و هرمنوتیکی قرآن و سنت، برابری زن و مرد را استخراج می‌کنند.
  2. اصلاح‌گرا: بدون ورود عمیق به متون، بر تغییر نهادهای اجتماعی تمرکز دارند.

چالش اصلی آنها مقابله با نابرابری‌های جنسیتی در جوامع مسلمان است.[۱]

نمونه‌های شاخص

- فاطمه مرنیسی با بررسی سیره نبوی نشان می‌دهد محدودیت‌های زنان ریشه در دوره‌های بعدی (مانند زمان عمر بن خطاب) دارد.

- آمینه ودود با «هرمنوتیک توحیدی» قرآن را بازخوانی می‌کند و حتی امامت نماز مختلط را برعهده گرفت.

- اسماء برلاس و رفعت حسن نیز با تأکید بر تفسیرهای غیرپدرسالارانه از قرآن، بر عدالت جنسیتی پافشاری می‌کنند.[۱]

جریان‌های رادیکال مخالف اسلام

زنانی مانند تسلیمه نسرین و ایان حرسی علی اسلام را ذاتاً زن‌ستیز می‌دانند و خواستار کنار گذاشتن دین یا تفسیرهای بنیادین سکولار هستند. این گروه اگرچه در بافتار اسلامی رشد کرده‌اند، اما اغلب با اتهامات تند علیه اسلام و پیامبر ظاهر می‌شوند.

اهداف کلان فمینیسم اسلامی:

  1. ارائه تفسیری برابرخواهانه از قرآن.
  2. احیای نقش اجتماعی و سیاسی زنان.
  3. تأکید بر «خلافت انسان» (فراجنسیتی) و توحید.
  4. ترویج همیاری متقابل زن و مرد.

۵. پیشبرد «جهاد جنسیتی» برای حضور فعال زنان در عرصه عمومی.[۱]

چهره‌های رادیکال فمینیسم اسلامی/ضداسلامی

- ارشاد منجی: نویسنده مسلمان لیبرال و همجنس‌گرا که خواستار تأویل قرآن و استقلال اقتصادی زنان است. او باور دارد اصلاح باید از درون اسلام صورت گیرد و از مدل بانکداری محمد یونس برای توانمندسازی زنان حمایت می‌کند.

- نجلاء کیلیک: جامعه‌شناس ترک‌تبار مقیم آلمان که اسلام را مانع فردگرایی و انطباق مهاجران با فرهنگ غرب می‌داند. او ازدواج‌های تحمیلی و حجاب را نماد ستمگری می‌خواند و خواستار همگونی کامل با ارزش‌های اروپایی است.

- تسلیمه نسرین و ایان حرسی علی: دو چهره اسلام‌ستیز که اسلام را ذاتاً زن‌ستیز می‌دانند و خواستار حذف دین از عرصه عمومی و جایگزینی قوانین سکولار هستند. آنها با زبانی تهاجمی به مقدسات اسلامی حمله می‌کنند.[۱]

گفتمان‌های رقیب و انحرافی

دو گفتمان عمده که، محتوای اصیل فمینیسم اسلامی را منحرف ساخته‌اند:

۱. گفتمان تأکید بر فقه مردسالار به عنوان مانع اصلی: این روایت، مشکل را نه در خود اسلام، که در تفسیرهای مردسالارانه و سیاسی‌شده از فقه می‌داند که طی قرون متمادی نهادینه شده است. نمایندگانی مانند مارگوت بدران راه‌حل را در «اجتهاد وابسته به جنسیت» و «تفسیر زنانه از قرآن» توسط خود زنان می‌بینند.

۲. گفتمان تأکید بر استعمار و فمینیسم سکولار به عنوان مانع اصلی: این دیدگاه، که لیلا احمد از چهره‌های شاخص آن است، معتقد است گفتمان استعماری غرب با ترویج فمینیسم سکولار به مثابه تنها الگوی معتبر، همزمان فرهنگ بومی را تحقیر کرده و حاکمان محلی را به مقابله با هر حرکت زن‌محور سوق داده است.[۲]

یافته‌ها

الف) شکاف ساختاری: ناهمخوانی توسعه جنسیتی با آزادی‌های سیاسی

تحلیل داده‌ها نشان‌دهنده شکاف عمیق در بسیاری از کشورهای مورد مطالعه است. کشورهایی مانند قطر، عربستان سعودی و امارات متحده عربی، علی‌رغم برخورداری از نمرات بالای توسعه انسانی و جنسیتی، در شاخص‌های آزادی‌های مدنی و حقوق سیاسی وضعیت نامناسبی دارند. این ناهمخوانی، فضای لازم برای فعالیت مستقل جنبش‌های زنان را به شدت محدود می‌کند. در مقابل، کشورهایی مانند ترکیه، مالزی و اندونزی بستر نسبتاً مساعدتری از حیث توازن بین توسعه و آزادی‌ها دارند.[۲]

ب) تنوع فقهی و حقوق زنان

بررسی احکام فقهی نشان می‌دهد که رویکرد مذاهب مختلف اسلامی به حقوق اجتماعی و خصوصی زنان یکسان نیست. فقه حنفی روادارترین مکتب محسوب می‌شود، در حالی که فقه حنبلی (به ویژه وهابیت) محافظه‌کارترین مکتب با شدیدترین محدودیت‌ها است. فقه امامیه، شافعی و مالکی در میانه این طیف قرار دارند. این تنوع حاکی از آن است که ایستایی فقهی یک امر ذاتی در اسلام نیست، بلکه پیامد سیطره خوانش‌های خاصی است که از پشتیبانی سیاسی برخوردار بوده‌اند.[۲]

ج) مطالعات موردی: دو الگوی تحریف

۱. عربستان سعودی (نماد سلطه فقه ایستا و مردسالار): در این کشور، نظام سیاسی-مذهبی وهابی با تفسیری انعطاف‌ناپذیر، حق قیمومیت مرد بر زن را به اصلی غیرقابل‌چالش تبدیل کرده است. گفتمان رسمی، هر گونه مطالبه را در چارچوب «تبعیت از ولی» محصور کرده و هر تفسیر رهایی‌بخش دیگری را به «همراهی با غرب» متهم می‌کند.[۲]

۲. ترکیه (نماد تقابل با گفتمان سکولار استعماری): تاریخ معاصر ترکیه، عرصه نزاع دیرینه بین فمینیسم سکولار کمالیستی (با پشتوانه قانون اساسی لائیک) و فمینیسم اسلام‌گرا بوده است. فشار برای هم‌سویی با اروپا و الگوگیری صرف از فمینیسم غربی، هویت مستقل یک جنبش زنانه بومی را تحت‌الشعاع قرار داده و موجب عکس‌العمل‌های شدید محافظه‌کارانه شده است. روی کار آمدن دولت اسلام‌گرای حزب عدالت و توسعه نیز نتوانسته به این تنش ذاتی پایان دهد.[۲]

منابع

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ اسلامی اردکانی، سیدحسن (۱۴۰۲). «نقد و بررسی کتاب: ساز مخالف: فمینیسم اسلامی و وسوسه‌های آزادی». آینه پژوهش: ۱۸۵-۲۰۷.
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ ۲٫۳ ۲٫۴ حاضری، علی محمد؛ محمدی، نعیما (۱۳۹۶). «تاملی نظری در باب موانع توسعه فمینیسم اسلامی». جامعه‌شناسی ایران: ۳-۲۴.