ردالشمس: تفاوت میان نسخهها
(ابرابزار) |
|||
| خط ۹: | خط ۹: | ||
|تعداد کاربرد در قرآن=بدون کاربرد | |تعداد کاربرد در قرآن=بدون کاربرد | ||
}} | }} | ||
'''رَدّ شَمس''' به معنای «بازگشت خورشید» عنوانی است که در متون تاریخی و حدیثی اسلامی برای مجموعهای از روایتها بهکار رفته است. در این گزارشها ادعا شده که خورشید ــ پس از نزدیک شدن به غروب یا پس از غروب ــ بار دیگر بازگشته است تا شخصی بتواند [[نماز]] یا عبادتی را در وقت آن انجام دهد. این روایتها ماهیت تفسیری یا روایی دارند و دربارهٔ اعتبار تاریخی یا معنای آنها میان پژوهشگران و محدثان اختلاف نظر وجود دارد. | |||
== واژهشناسی == | |||
'''رد الشمس''' به معنای بازگرداندن خورشید است که از [[معجزات محمد|معجزات منسوب به محمد]] و کرامات [[علی بن ابیطالب]] است. بنابر روایاتی پیامبر هنگامی که سر بر دامان علی بن ابیطالب گذاشته بود به خواب رفت یا [[وحی]] بر او نازل شد، در حالی که علی [[نماز عصر]] را نخوانده بود و آفتاب [[غروب آفتاب|غروب]] کرد. هنگامی که محمد به حالت عادی بازگشت و متوجه شد که نماز علی [[نماز قضا|قضا]] شده است از [[خدا]] خواست تا خورشید را برگردانده تا او [[نماز|نمازش]] را بجا آورد. این روایت به سند و متنهای مختلفی نقل شده و در مورد زمان، مکان و تعداد وقوع آن نیز اختلاف است.{{پنک|زعفرانی زاده|۱۳۹۳|ص=۶۴۷}} در رد و تأیید این روایت بحثهای مختلفی صورت پذیرفته و عدهای آن را رد و عدهای تأیید کردهاند.{{پنک|زعفرانی زاده|۱۳۹۳|ص=۶۴۸}} | '''رد الشمس''' به معنای بازگرداندن خورشید است که از [[معجزات محمد|معجزات منسوب به محمد]] و کرامات [[علی بن ابیطالب]] است. بنابر روایاتی پیامبر هنگامی که سر بر دامان علی بن ابیطالب گذاشته بود به خواب رفت یا [[وحی]] بر او نازل شد، در حالی که علی [[نماز عصر]] را نخوانده بود و آفتاب [[غروب آفتاب|غروب]] کرد. هنگامی که محمد به حالت عادی بازگشت و متوجه شد که نماز علی [[نماز قضا|قضا]] شده است از [[خدا]] خواست تا خورشید را برگردانده تا او [[نماز|نمازش]] را بجا آورد. این روایت به سند و متنهای مختلفی نقل شده و در مورد زمان، مکان و تعداد وقوع آن نیز اختلاف است.{{پنک|زعفرانی زاده|۱۳۹۳|ص=۶۴۷}} در رد و تأیید این روایت بحثهای مختلفی صورت پذیرفته و عدهای آن را رد و عدهای تأیید کردهاند.{{پنک|زعفرانی زاده|۱۳۹۳|ص=۶۴۸}} | ||
== گزارشها در متون اسلامی == | |||
روایتهای مربوط به بازگشت خورشید در منابع حدیثی، تفسیری و تاریخی به چند شخصیت نسبت داده شده است. مهمترین این موارد عبارتاند از: | |||
=== یوشع بن نون === | |||
در برخی منابع تاریخی نقل شده است که [[یوشع بن نون]]، جانشین [[موسی]]، هنگام جنگ با مردم [[کنعان]] برای آنکه نبرد پیش از فرارسیدن شب پایان یابد، از خدا خواست خورشید بازگردد تا زمان بیشتری در اختیار او باشد.<ref>{{پک|اختری|۱۳۹۰|ک=دایرةالمعارف جامع اسلامی|ف=رد شمس}}</ref> | |||
=== سلیمان بن داود === | |||
بر پایه یکی از تفسیرهای آیات [[آیه ۳۱ سوره ص|۳۱]] تا [[آیه ۳۳ سوره ص|۳۳]] سوره «[[سوره ص|ص]]» (با محوریت نمایش اسبان جنگی)، گزارش شده است که [[سلیمان]] پس از مشاهده اسبها متوجه گذشتن بخشی از وقت [[نماز عصر]] یا نافلهای خاص شد. در روایتی منسوب به جبائی، گفته شده که خورشید به فرمان الهی بازگردانده شد تا او بتواند [[عبادت]] مورد نظر را در وقت فضیلت انجام دهد.<ref>{{پک|اختری|۱۳۹۰|ک=دایرةالمعارف جامع اسلامی|ف=رد شمس}}</ref> | |||
=== روایت منسوب به پیامبر اسلام دربارهٔ علی بن ابیطالب === | |||
در برخی منابع [[اهل سنت]] و [[شیعه]]، از جمله روایتی منسوب به [[اسماء بنت عمیس]]، نقل شده است که پیامبر اسلام در حال استراحت سر خود را بر دامان [[علی بن ابیطالب]] گذاشته بود و در این هنگام [[وحی]] نازل شد. چون علی به سبب این موقعیت نتوانست [[نماز عصر]] را در وقت خود بخواند، گفته شده است که خورشید بازگردانده شد تا او نماز را در وقت فضیلت بهجا آورد.<ref>{{پک|اختری|۱۳۹۰|ک=دایرةالمعارف جامع اسلامی|ف=رد شمس}}</ref> | |||
=== نقلها دربارهٔ مسیر کوفه تا صفین === | |||
در برخی منابع، از جمله گزارشهای تاریخی در ماجرای حرکت علی بن ابیطالب از کوفه به [[صفین]]، بازگشت خورشید نقل شده است. طبق این روایت، هنگام رسیدن به نواحی بابل، وقت نماز عصر فرا رسیده بود ولی محل مناسبی برای اقامه نماز وجود نداشت. در نتیجه، پس از عبور از آن زمین و نزدیک شدن خورشید به غروب، دعا شد و خورشید بازگشت تا نماز عصر خوانده شود.<ref>{{پک|اختری|۱۳۹۰|ک=دایرةالمعارف جامع اسلامی|ف=رد شمس}}</ref> | |||
== ارزیابی تاریخی == | |||
در میان عالمان حدیث و تاریخپژوهان، دربارهٔ اعتبار این گزارشها دیدگاههای متفاوتی وجود دارد. برخی شارحان و محدّثان روایتهای بازگشت خورشید را پذیرفتهاند و برخی دیگر آن را مخالف قواعد رایج یا فاقد پشتوانه کافی دانستهاند. این اختلاف نظر به دلیل تفاوت روششناسی در نقد سند و متن روایتهاست.<ref>{{پک|اختری|۱۳۹۰|ک=دایرةالمعارف جامع اسلامی|ف=رد شمس}}</ref> | |||
== پانویس == | == پانویس == | ||
=== ارجاعات === | === ارجاعات === | ||
{{ | {{پانویس|۴|اندازه=ریز}} | ||
=== منابع === | === منابع === | ||
{{آغاز منابع}} | {{آغاز منابع}} | ||
{{یادکرد ژورنال | ژورنال = دانشنامه جهان اسلام | عنوان = ردّ الشمس | نام = سعید | نام خانوادگی = زعفرانی زاده | جلد = 19 | تاریخ = 1393}} | * {{یادکرد دانشنامه|نام خانوادگی=اختری|نام=عباسعلی|مقاله=رد شمس|دانشنامه=[[دایرةالمعارف جامع اسلامی]]|سال=۱۳۹۰|ناشر=آرایه|مکان=تهران}} | ||
* {{یادکرد ژورنال | ژورنال = دانشنامه جهان اسلام | عنوان = ردّ الشمس | نام = سعید | نام خانوادگی = زعفرانی زاده | جلد = 19 | تاریخ = 1393}} | |||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||
نسخهٔ ۲۵ آوریل ۲۰۲۶، ساعت ۰۹:۳۴
| رد الشمس | |
|---|---|
| کاربرد | |
| معنای اصطلاحی | برگرداندن خورشید توسط پیامبر اسلام پس از غروب |
| معنای فارسی | برگرداندن خورشید |
| قدمت کاربرد | صدر اسلام |
| تعداد کاربرد در قرآن | بدون کاربرد |
| تعداد کاربرد در روایات | متوسط |
| پراهمیت نزد | شیعه |
| کاربرد | علم کلام |
رَدّ شَمس به معنای «بازگشت خورشید» عنوانی است که در متون تاریخی و حدیثی اسلامی برای مجموعهای از روایتها بهکار رفته است. در این گزارشها ادعا شده که خورشید ــ پس از نزدیک شدن به غروب یا پس از غروب ــ بار دیگر بازگشته است تا شخصی بتواند نماز یا عبادتی را در وقت آن انجام دهد. این روایتها ماهیت تفسیری یا روایی دارند و دربارهٔ اعتبار تاریخی یا معنای آنها میان پژوهشگران و محدثان اختلاف نظر وجود دارد.
واژهشناسی
رد الشمس به معنای بازگرداندن خورشید است که از معجزات منسوب به محمد و کرامات علی بن ابیطالب است. بنابر روایاتی پیامبر هنگامی که سر بر دامان علی بن ابیطالب گذاشته بود به خواب رفت یا وحی بر او نازل شد، در حالی که علی نماز عصر را نخوانده بود و آفتاب غروب کرد. هنگامی که محمد به حالت عادی بازگشت و متوجه شد که نماز علی قضا شده است از خدا خواست تا خورشید را برگردانده تا او نمازش را بجا آورد. این روایت به سند و متنهای مختلفی نقل شده و در مورد زمان، مکان و تعداد وقوع آن نیز اختلاف است.[۱] در رد و تأیید این روایت بحثهای مختلفی صورت پذیرفته و عدهای آن را رد و عدهای تأیید کردهاند.[۲]
گزارشها در متون اسلامی
روایتهای مربوط به بازگشت خورشید در منابع حدیثی، تفسیری و تاریخی به چند شخصیت نسبت داده شده است. مهمترین این موارد عبارتاند از:
یوشع بن نون
در برخی منابع تاریخی نقل شده است که یوشع بن نون، جانشین موسی، هنگام جنگ با مردم کنعان برای آنکه نبرد پیش از فرارسیدن شب پایان یابد، از خدا خواست خورشید بازگردد تا زمان بیشتری در اختیار او باشد.[۳]
سلیمان بن داود
بر پایه یکی از تفسیرهای آیات ۳۱ تا ۳۳ سوره «ص» (با محوریت نمایش اسبان جنگی)، گزارش شده است که سلیمان پس از مشاهده اسبها متوجه گذشتن بخشی از وقت نماز عصر یا نافلهای خاص شد. در روایتی منسوب به جبائی، گفته شده که خورشید به فرمان الهی بازگردانده شد تا او بتواند عبادت مورد نظر را در وقت فضیلت انجام دهد.[۴]
روایت منسوب به پیامبر اسلام دربارهٔ علی بن ابیطالب
در برخی منابع اهل سنت و شیعه، از جمله روایتی منسوب به اسماء بنت عمیس، نقل شده است که پیامبر اسلام در حال استراحت سر خود را بر دامان علی بن ابیطالب گذاشته بود و در این هنگام وحی نازل شد. چون علی به سبب این موقعیت نتوانست نماز عصر را در وقت خود بخواند، گفته شده است که خورشید بازگردانده شد تا او نماز را در وقت فضیلت بهجا آورد.[۵]
نقلها دربارهٔ مسیر کوفه تا صفین
در برخی منابع، از جمله گزارشهای تاریخی در ماجرای حرکت علی بن ابیطالب از کوفه به صفین، بازگشت خورشید نقل شده است. طبق این روایت، هنگام رسیدن به نواحی بابل، وقت نماز عصر فرا رسیده بود ولی محل مناسبی برای اقامه نماز وجود نداشت. در نتیجه، پس از عبور از آن زمین و نزدیک شدن خورشید به غروب، دعا شد و خورشید بازگشت تا نماز عصر خوانده شود.[۶]
ارزیابی تاریخی
در میان عالمان حدیث و تاریخپژوهان، دربارهٔ اعتبار این گزارشها دیدگاههای متفاوتی وجود دارد. برخی شارحان و محدّثان روایتهای بازگشت خورشید را پذیرفتهاند و برخی دیگر آن را مخالف قواعد رایج یا فاقد پشتوانه کافی دانستهاند. این اختلاف نظر به دلیل تفاوت روششناسی در نقد سند و متن روایتهاست.[۷]
پانویس
ارجاعات
منابع
- اختری، عباسعلی (۱۳۹۰). «رد شمس». دایرةالمعارف جامع اسلامی. تهران: آرایه.
- زعفرانی زاده، سعید (۱۳۹۳). «ردّ الشمس». دانشنامه جهان اسلام. ۱۹.