بدون رده

صاحب بن عباد

از اسلامیکال
پرش به ناوبری پرش به جستجو

صاحب بن عباد، با نام کامل اسماعیل بن عباد بن عباس بن احمد بن ادریس دیلمی (۳۱۶–۳۸۵ق)، وزیر، ادیب، شاعر و دانشمند برجستهٔ آل بویه بود. او در دستگاه مؤیدالدوله و سپس فخرالدوله دیلمی به وزارت رسید و از نامدارترین چهره‌های فرهنگی و سیاسی سدهٔ چهارم هجری به‌شمار می‌آید. صاحب بن عباد در دانش‌دوستی، حمایت از عالمان و شاعران، مهارت در ادب و نگارش، و گرایش به تشیع شهرت داشت.

نسب

نام او اسماعیل و پدرش عباد بن عباس بود. لقب او «صاحب» و از القاب دیوانی‌اش «کافی‌الکفاة» بود. دربارهٔ سبب شهرتش به «صاحب» گفته‌اند که مدتی مصاحب و همراه ابوالفضل ابن عمید بود؛ همچنین گفته‌اند که از کودکی با مؤیدالدوله همراهی داشت و از همین رو به این لقب شناخته شد.[۱]

زندگی

صاحب بن عباد در سال ۳۱۶ق در طالقان، قزوین زاده شد. او در محیطی علمی پرورش یافت و از آغاز جوانی به دانش و ادب گرایش داشت. در دورهٔ آل‌بویه، نخست در خدمت مؤیدالدوله و سپس در خدمت فخرالدوله قرار گرفت و به وزارت رسید. نفوذ سیاسی او با منزلت علمی و ادبی‌اش همراه بود و از این جهت در میان وزیران آن روزگار جایگاهی ممتاز یافت. در منابع آمده است که او افزون بر اشتغال به امور دیوانی و سیاسی، به تدریس علوم مختلف نیز می‌پرداخت و مجلس درسش بسیار گسترده بود. او را مردی دانش‌پژوه، دانشمند و دانش‌پرور وصف کرده‌اند. ابن‌خلکان او را «نادرهٔ دهر» و «اعجوبهٔ عصر» خوانده و سمعانی شهرت آثار علمی، ادبی و شعری او را چنان دانسته که از ذکر بی‌نیاز باشد.[۲]

او از شاعران مشهور روزگار خود بود و در رونق‌بخشی به شعر و ادب در عصر خویش نقش داشت. صاحب در انواع علوم و فنون تبحر داشت و در شمار حامیان بزرگ دانش و ادب بود. در دانش‌پروری او همین بس دانسته‌اند که شیخ صدوق کتاب عیون اخبار الرضا و ثعالبی کتاب یتیمة الدهر را به خواست یا تشویق او نوشته‌اند.[۳]

صاحب بن عباد گرایش آشکار به تشیع داشت و به خاندان محمد بن عبدالله ارادت می‌ورزید. او در مدح اهل بیت قصایدی سروده و به سادات و علویان توجهی ویژه نشان داده است. در زندگی شخصی نیز این گرایش بازتاب داشت؛ چنان‌که دختر خود را به ابوالحسین علی بن حسین حسنی تزویج کرد و از این پیوند، نوه‌ای برای او زاده شد که «عباد» نام گرفت.[۴]

صاحب در سخاوت نیز شهرت فراوان داشت. گفته‌اند هر سال مبالغی به بغداد، مکه و مدینه می‌فرستاد تا میان فقها، دانشمندان و علویان تقسیم شود. همچنین به اشخاصی چون ابواسحاق صابی مستمری می‌داد. از عادت‌های او این بود که در ماه رمضان هر کس هنگام عصر بر او وارد می‌شد، برای افطار نگاه می‌داشت و شمار مهمانان او در هر شب رمضان به کمتر از هزار تن نمی‌رسید.[۵]

درگذشت

صاحب بن عباد در سال ۳۸۵ق در ری درگذشت. پیکر او را به اصفهان منتقل کردند و در آنجا به خاک سپردند.[۶]

آثار

صاحب بن عباد تألیفات فراوانی در حوزه‌های گوناگون داشت. از آثار او در کلام و اعتقادات، مختصر اسماءالله و صفاته، نهج السبیل و الامامة یاد شده است. در لغت نیز کتاب بزرگ المحیط در ده جلد و جوهرة الجمهرة به او نسبت داده شده است. همچنین در تاریخ، عروض و ادب نیز آثاری داشته است.[۷]

پانویس

ارجاعات

منابع

  • اختری، عباسعلی (۱۳۹۰). «صاحب». دایرةالمعارف جامع اسلامی. تهران: آرایه.