بدون جعبه اطلاعات
بدون تصویر

قارون: تفاوت میان نسخه‌ها

از اسلامیکال
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۲۶: خط ۲۶:
[[رده:شخصیت‌های تورات]]
[[رده:شخصیت‌های تورات]]
[[رده:شخصیت‌های قرآن]]
[[رده:شخصیت‌های قرآن]]
[[رده:بنی‌اسرائیل]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۳ سپتامبر ۲۰۲۶، ساعت ۰۳:۳۴

قارون، از قوم موسی و بنا بر نقلی در منابع اسلامی، پسرعموی موسی بود. او چهره‌ای زیبا داشت و در حفظ تورات از دیگر بنی‌اسرائیل پیش‌تر بود، اما به جاه‌طلبی، بخل و حسد گرایش داشت و موجب آشفتگی امور بنی‌اسرائیل می‌شد.

زندگی

قارون از قوم موسی بود و بنا بر نقل ابن‌عباس، پسرعموی او به‌شمار می‌رفت. او صورتی زیبا داشت و در حفظ تورات از همه بنی‌اسرائیل پیش‌تر بود، اما در جاه‌طلبی افراط می‌کرد و از بخل و حسد سهم فراوان داشت و همواره موجب آشفتگی امور بنی‌اسرائیل می‌شد.[۱]

بر اساس روایات اسلامی، خداوند ثروتی عظیم به قارون داده بود، به‌گونه‌ای که چندین فرد نیرومند زیر بار کلیدهای خزانه‌ها و دفترهای حساب ثروت او زانو می‌زدند. با این حال، او به جای سپاسگزاری، ثروت خود را به رخ بنی‌اسرائیل می‌کشید. روشن‌دلان بنی‌اسرائیل او را نصیحت کردند که به مال دنیا دلشاد و مغرور نباشد، زیرا خداوند دلباختگان به مال دنیا را دوست ندارد. آنان از او خواستند ثروت خود را در راه کمک به قومش صرف کند، بهره خود از دنیا را فراموش نکند و دربارهٔ مردم نیکی کند، همان‌گونه که خداوند دربارهٔ او نیکی کرده است. قارون به این نصیحت‌ها گوش نداد و در پاسخ گفت که این مال فراوان را به نیروی دانش خود به دست آورده است. در این زمینه گفته شده است که او با علم کیمیا آشنا بود. قارون خود را تنها سزاوار این نعمت می‌دانست و برای دیگران حقی در مال خود قائل نبود. قارون در غرور خود باقی ماند و روز دیگر خود را با زیباترین لباس‌ها و نفیس‌ترین جواهرات آراست و با موکبی عظیم و جلوه‌ای از شکوه و جلال به راه افتاد تا حشمت خود را به بنی‌اسرائیل نشان دهد. هنگامی که مردم او را دیدند، کسانی که شیفته جواهرات بودند آرزو کردند که آنان نیز مانند قارون دستگاهی داشته باشند و او را برخوردار از بخت و بهره‌ای عظیم دانستند. در مقابل، دانشمندان و روشن‌دلان قوم گفتند که ثروت معنوی اندوخته نزد خداوند و همراه با تقوا و صلاح، از ثروت قارون که موجب غرور و سرکشی شده است بهتر است و این ذخایر معنوی جز با صبر و تقوا به دست نمی‌آید.[۲]

مخالفت با موسی

هنگامی که قانون زکات بر موسی نازل شد و از قارون مطالبه زکات کرد، او سرپیچی کرد و از پرداخت آن امتناع ورزید. موسی حتی تا یک‌هزارم با او مصالحه کرد، اما قارون پس از محاسبه مبلغ، آن را هنگفت دید و از پرداخت آن سرباز زد. هنگامی که دید موسی درگرفتن زکات اصرار می‌کند، در مقام مخالفت و مبارزه با او برآمد و برای بدنام کردن موسی نقشه‌ای طراحی کرد. قارون شبانه با زنی تبهکار تبانی کرد تا روز بعد در حضور بنی‌اسرائیل از او شکایت کند و موسی را به زنا متهم سازد. صبح روز بعد، قارون در اجتماع بنی‌اسرائیل نزد موسی رفت و پرسید آیا در تورات نیامده است که زانی باید سنگسار شود. موسی پاسخ مثبت داد. قارون گفت پس موسی نیز باید بر اساس تورات و حکم خود سنگسار شود، زیرا با زنی زنا کرده است.[۳] موسی آن زن را احضار کرد و او را به کسی که دریا را برای بنی‌اسرائیل شکافته بود سوگند داد که حقیقت را بیان کند. زن با خود اندیشید که اگر امروز پیامبر خدا را از این تهمت ناروا برهاند، توبه‌اش پذیرفته خواهد شد و برای تبهکاری مانند او فرصتی بهتر از این نخواهد بود؛ بنابراین گفت که ادعای قارون دروغ است و قارون به او مالی داده تا موسی را متهم کند. پس از سخن زن، قارون سر به زیر انداخت و همه سکوت کردند و دریافتند که قارون به هلاکت خواهد رسید. موسی سر به سجده نهاد و گریست و از خداوند خواست که اگر در ادعای پیامبری خود صادق است، به سبب این اقدام قارون، او را بر قارون مسلط سازد. بنا بر روایت، به موسی وحی شد که سر از سجده بردارد، زیرا زمین در اختیار او قرار داده شده است تا هر کاری می‌خواهد با قارون انجام دهد. موسی به بنی‌اسرائیل گفت همان‌گونه که خداوند او را بر فرعون مسلط ساخته است، بر قارون نیز سلطه داده و آنان می‌توانند در کنار قارون بمانند یا از او جدا شوند.[۴]

همه یاران قارون جز دو نفر از او جدا شدند. موسی از زمین خواست که آنان را ببلعد و زمین تا کمربندشان در خود فرو برد. سپس دوباره فرمان داد و زمین آنان را تا گلو فرو برد. آن دو از موسی خواستند به خویشاوندی میان آنان رحم کند و آنان را ببخشد. بنا بر نقلی، تا هفتاد بار از موسی درخواست کردند، اما موسی از شدت خشم به آنان اعتنا نکرد و در نهایت فرمان داد که زمین آنان را به‌طور کامل فرو برد. پس از آن، بنا بر روایت، به موسی وحی شد که چرا دل او چنان سخت شده است که آنان هفتاد بار به او توسل جستند و بر آنان رحم نکرد؛ در حالی که اگر تنها یک بار خداوند را می‌خواندند، دعای آنان را اجابت می‌کرد.[۵]

پانویس

ارجاعات

منابع

  • اختری، عباسعلی (۱۳۹۰). «قارون». دایرةالمعارف جامع اسلامی. تهران: آرایه.