| مسابقه دانشدخت | |
| اسلامیکال از تاریخ ۱۵ دی تا ۲۰ بهمن، میزبان یک همایه با موضوع زنان است. شما میتوانید در مسابقه مقالهنویسی دانشدخت، شرکت کنید و با نگارش مقاله، از جوایز آن بهرهمند باشید. اگر به موضوعات مربوط با زنان علاقهمندید، این فرصت را از دست ندهید. فهرستی از مقالات پیشنهادی جهت ایجاد یا ویرایش در اینجا وجود دارد. |
طلحه: تفاوت میان نسخهها
(افزودن برچسب {{ادغام با}}) |
(ابرابزار) |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{جعبه زندگینامه | {{جعبه زندگینامه | ||
|عنوان = | |عنوان = | ||
| خط ۸۷: | خط ۸۵: | ||
|پودمان = | |پودمان = | ||
}} | }} | ||
'''طلحه بن عبیدالله''' {{به عربی|طلحة بن عبيد الله}} [[صحابه]] مشهور [[محمد]]، معروف به | '''طلحه بن عبیدالله''' {{به عربی|طلحة بن عبيد الله}} [[صحابه]] مشهور [[محمد]]، معروف به '''طلحةالجواد'''، '''طلحةالجود'''، و '''طلحهالخیر''' و از اولین اسلام آورندگان است و جزو ده تنی است که در روایت اهل سنت معروف به [[عشره مبشره]]، محمد به آنان وعده بهشت را داده است. وی جزو قبیله [[بنیتیم]] [[قریش]] بود. | ||
== زندگی == | |||
طلحه از [[قبیله قریش]] و [[تیره بنی تیم بن مرة]]، بود که ده سال قبل از [[بعثت]] متولد شد. مادر اون با نام صعبة بنت حضرمی که در دوران پیامبر اسلام زندگی میکرده است و بنابر نقل و قولها از خاندان طلحه، مسلمان از دنیا رفته است.<ref name=":0">{{پک|البلاذری|۱۴۱۷ق|ک=جمل من أنساب الأشراف|ص=129|ج=10}}</ref> | |||
طبق منابع تاریخی آورده شده، طلحه دارای دو کنیز [[امولد]] و هفت زن بوده است، که برخی از آنها به نقل تاریخی به نامهای، حمنة بنت جحش، دخترعمه پیامبر اسلام، امکلثوم دختر ابوبکر، سعدی بنت عوف، خولة بنت قعقاع، و ام حارث بنت قسامه یاد شده است.<ref>{{پک|ابن سعد|۱۴۱۰ق|ک=الطبقات الکبری|ص=۱۶۰–۱۶۱|ج=۳}}</ref><ref>{{پک|ابن حزم|۱۴۰۳ق|ک=جمهرة انساب العرب|ص=۱۵۷}}</ref><ref>{{پک|البلاذری|1417ق|ک=جمل من أنساب الأشراف|ص=88 و 244|ج=1}}</ref><ref>{{پک|البلاذری|1417ق|ک=جمل من أنساب الأشراف|ص=117 و 130|ج=10}}</ref> | |||
=== پذیرش اسلام === | |||
نحو گرایش طلحه به اسلام و مسلمان شدن از طریق ابوبکر بود، و در برخی منابع تاریخی آورده شده است راهبی در [[شام]] خبری به طلحه میدهد از ظهور پیامبری تحت عنوان احمد فرزند [[عبدالمطلب]] که وی پس از رفتن به [[مکه]] به همراه ابوبکر مسلمان میشود.<ref>{{پک|ابن هشام، دار المعرفة،|ک=السیرة النبویة، دار المعرفة|ص=251و252|ج=۱}}</ref><ref>{{پک|مسعودی|ک=مروج الذهب|ص=277|ج=2}}</ref><ref>{{پک|ابن اثیر، عزالدین|ک=اسد الغابه|ص=468|ج=2}}</ref><ref>{{پک|لاذری|۱۴۱۷ق|ک=جمل من انساب الاشراف|ص=115|ج=10}}</ref><ref>{{پک|بیهقی|۱۴۰۵ق|ک=دلائل النبوة|ص=27|ج=مقدمه}}</ref><ref>{{پک|ابن کثیر|۱۴۰۷ق|ک=البدایة و النهایة|ص=29|ج=3}}</ref> ابوبکر و طلحه در ابتدای مسلمان شدنشان توسط اطرافیان از جمله، [[نوفل بن خویلد بن عدویه]] یا [[عثمان بن عبیدالله]]، برادر طلحه مورد آزار و اذیت بسیاری قرار میگرفتند، تا جایی که گاهی نوفل (یا عثمان) آنها را با طناب میبست تا از [[نماز]] خواندن آنها جلوگیری کند.<ref>{{پک|ابن هشام|ک=السیرة النبویة، دار المعرفة|ص=282|ج=۱}}</ref><ref>{{پک|ابوالفرج عبدالرحمن بن علی بن محمد بن جوزی|۱۴۱۲ق|ک=المنتظم فی تاریخ الأمم و الملوک|ص=112|ج=5}}</ref><ref>{{پک|ابن اثیر|۱۴۰۹ق|ک=اسد الغابة|ص=468|ج=2}}</ref> | |||
طلحه بن عبیدالله یکی از مهاجرانی است که با خانواده پیامبر به مدینه رفت<ref>{{پک|بلاذری|۱۴۱۷ق|ک=جمل من انساب الاشراف|ص=269|ج=۱}}</ref><ref>{{پک|مقریزی|۱۴۲۰ق|ک=امتاع الاسماع|ص=۶۸–۶۹.|ج=۱}}</ref>و در خانه [[حبیب بن اساف]] سکنی گزید.<ref>{{پک|ابن هشام|ک=السیرة النبویة، ناشر دار المعرفة|ص=477|ج=۱}}</ref> او دو لباس سفید برای پیامبر و ابوبکر آورده بود و آنها با لباسهای سفید شامی وارد مدینه شدند.<ref>{{پک|بلاذری|۱۴۱۷ق|ک=جمل من انساب الاشراف|ص=61|ج=10}}</ref> پیامبر اسلام در مکه، بین طلحه و [[زبیر بن عوام]]<ref>{{پک|ابن هشام، ج۲، ص۵۶۱.|ک=السیرة النبویة، ناشر:دار المعرفة|ص=561|ج=2}}</ref> یا [[سعید بن زید]]<ref>{{پک|هاشمی، ص۷۱.|ک=بغدادی، المحبر، دار الآفاق الجدیدة|ص=71}}</ref> یا [[سعد بن ابی وقاص]]<ref>{{پک|ابن قتیبه|۱۹۹۲م|ک=المعارف|ص=228}}</ref> عقد برادری بست. همچنین پبامبر پس از مهاجرت به [[مدینه]]، بین طلحه و [[کعب بن مالک]]<ref>{{پک|ابن عبدالبر|۱۴۱۲ق|ک=الاستیعاب|ص=764|ج=2}}</ref>یا [[ابوایوب انصاری]]<ref>{{پک|ابن عبدالبر|۱۴۱۲ق|ک=الاستیعاب|ص=764|ج=2}}</ref> یا [[ابی بن کعب]]،<ref>{{پک|هاشمی بغدادی، ص۷۳|ک=المحبر، دار الآفاق الجدیدة|ص=73}}</ref><ref>{{پک|بلاذری|۱۴۱۷ق|ک=جمل من انساب الاشراف|ص=271|ج=۱}}</ref> [[عقد اخوت]] بست. | |||
== در زمان محمد == | == در زمان محمد == | ||
| خط ۹۴: | خط ۱۰۲: | ||
طلحه روایت میکند که راهبی با وی دربارهٔ ظهور آخرین پیامبر در آن دوران، صحبت نموده است. بعد از آن طلحه به سرعت به سمت مکه شتافت و توسط ابوبکر با محمد آشنا گردید و اسلام را پذیرفت. طلحه تجارتش را با کاروانش در شام ادامه داد و با مسلمانان دیگر به حبشه نرفت. در هنگام هجرت محمد و ابوبکر به مدینه، طلحه که از شام برمیگشت، با آنان در خرار ملاقات کرد و به آنان لباسهایی که از شام آورده بود هدیه داد و همچنین اخباری از مسلمانان در مدینه به آنان داد. بعد از آن به مکه رفت و خانواده ابوبکر منجمله عایشه را تحت مراقبت از آنجا به مدینه آورد.<ref name="EI"/> | طلحه روایت میکند که راهبی با وی دربارهٔ ظهور آخرین پیامبر در آن دوران، صحبت نموده است. بعد از آن طلحه به سرعت به سمت مکه شتافت و توسط ابوبکر با محمد آشنا گردید و اسلام را پذیرفت. طلحه تجارتش را با کاروانش در شام ادامه داد و با مسلمانان دیگر به حبشه نرفت. در هنگام هجرت محمد و ابوبکر به مدینه، طلحه که از شام برمیگشت، با آنان در خرار ملاقات کرد و به آنان لباسهایی که از شام آورده بود هدیه داد و همچنین اخباری از مسلمانان در مدینه به آنان داد. بعد از آن به مکه رفت و خانواده ابوبکر منجمله عایشه را تحت مراقبت از آنجا به مدینه آورد.<ref name="EI"/> | ||
کمی قبل از جنگ بدر، محمد، طلحه و سعید بن زیاد بن عمرو بن نوفیل را به تجسس در مورد کاروان مکه فرستاد؛ بنابراین این دو در این جنگ حضور نداشتند، اما به آنان از غنایم این جنگ سهم داده شد. پس از جنگ احد وی به خاطر محافظت از جان محمد مشهور شد و دو تن از لشکر بت پرستان مکه را کشت زخمهایی زیادی برداشت و یک یا دو انگشتش لمس و فلج شد. به خاطر این شجاعت، محمد به وی وعده بهشت را داد. طلحه از آن پس در تمامی غزوات محمد حضور داشت.<ref name="EI"/> | === حضور در غزوات === | ||
موقع [[جنگ بدر]]، پیامبر اسلام، طلحه را به همراه بو سعید بن زید را برای تجسس به سمت [[شام]] فرستاد و آن دو در مدینه حضور نداشتند و پس از تمام شدن جنگ بدر آنها به مدینه برگشتند و از پیامبر اسلام درخواست سهمشان از غنایم کردند و پیامبر سهم آنها را داد.<ref>{{پک|مسعودی|ک=التنبیه و الاشراف، دار الصاوی|ص=205}}</ref><ref>{{پک|ابن خیاط|1415ق|ک=تاریخ خلیفه|ص=۲۴}}</ref><ref>{{پک|ابن عبدالبر|۱۴۱۲ق|ک=الاستیعاب|ص=765-764|ج=2}}</ref> طلحه در [[جنگ احد|غزوه احد]] حضور داشت، و رشادتهایی از خود نشان داد و بنا به روایات طلحه در این جنگ زخمی شد.<ref>{{پک|مقریزی|۱۴۲۰ق|ک=امتاع الاسماع|ص=۱۵۶–۱۵۷|ج=۱}}</ref> پس از شکست مسلمانان در اواخر جنگ احد و خبر شایعه شدن کشته شدن پیامبر، طلحه همراه با برخی [[انصار]] و [[مهاجرین]] از جنگ کنارهگیری کرد.<ref>{{پک|طبری، تاریخ طبری|ک=تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم|ص=517|ج=2}}</ref> در برخی روایات آمده است که در پی حمله [[قریش]] و فرار مسلمانان، طلحه را از معدود افرادی بود که ثابت قدم در کنار پیامبر اسلام ماند و فرار نکرد.<ref>{{پک|زرکلی|۱۹۸۹م|ک=الاعلام|ص=229|ج=3}}</ref> | |||
طلحه قبل از [[جنگ تبوک]]، عهدهدار هدایت [[سریهای]] شد که هدف آن، متفرق کردن گروهی از افرادی بود که در خانه [[سویلم یهودی]] جمع شده بودند.<ref>{{پک|ابن هشام،|ک=السیرة النبویة، دار المعرفة|ص=517|ج=2}}</ref><ref>{{پک|ابن کثیر|۱۴۰۷ق|ک=لبدایة و النهایة|ص=3|ج=5}}</ref> | |||
کمی قبل از جنگ بدر، محمد، طلحه و سعید بن زیاد بن عمرو بن نوفیل را به تجسس در مورد کاروان مکه فرستاد؛ بنابراین این دو در این جنگ حضور نداشتند، اما به آنان از غنایم این جنگ سهم داده شد. پس از جنگ احد وی به خاطر محافظت از جان محمد مشهور شد و دو تن از لشکر بت پرستان مکه را کشت زخمهایی زیادی برداشت و یک یا دو انگشتش لمس و فلج شد. به خاطر این شجاعت، محمد به وی وعده بهشت را داد. طلحه از آن پس در تمامی غزوات محمد حضور داشت.<ref name="EI" /> | |||
بر اساس منابع تاریخی، طلحه بن عبیدالله دربارهٔ یکی از [[همسران محمد|همسران پیامبر]] سخنی گفت که سخنش موجب ناراحتی پیامبر شد و آورده اند که آیه ۵۳ [[سوره احزاب]] در قرآن، در مذمت این رفتار طلحه است؛ چرا که طلحه بن عبیدالله گفت: اگر پیامبر بمیرد، با عایشه همسر پیامبر [[ازدواج]] میکنم و در نکوهش این عمل در قرآن آمده است: وَمَا کَانَ لَکُمْ أَن تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّـهِ وَلَا أَن تَنکِحُوا أَزْوَاجَهُ مِن بَعْدِهِ أَبَدًا ۚ إِنَّ ذٰلِکُمْ کَانَ عِندَ اللَّـهِ عَظِیمًا (<small>ترجمه</small>:و شما حق ندارید رسول خدا را برنجانید، و مطلقاً [نباید] زنانش را پس از [مرگ] او به [[نکاح]] خود درآورید، چرا که این [کار] نزد خدا همواره [گناهی] بزرگ است.)<sup>[احزاب–۵۳]</sup><ref>{{پک|احمد بن یحیی بلاذری|۱۴۱۷ق|ک=انساب الاشراف|ص=123|ج=10}}</ref><ref>{{پک|ابن کثیر|۱۴۲۰ق|ک=تفسیر القران العظیم|ص=445|ج=6}}</ref> | |||
== دوران خلافت ابوبکر و عمر == | == دوران خلافت ابوبکر و عمر == | ||
| خط ۱۰۰: | خط ۱۱۵: | ||
قبل از وفات ابوبکر، پس از اینکه ابوبکر، عمر را به خلافت منصوب نمود، طلحه به این انتخاب اعتراض کرد، چون عمر را مردی خشن میدانست. دانشنامه اسلام بر این باور است که ممکن است طلحه به خلافت خودش بعد از ابوبکر امیدوار بوده باشد. عمر، طلحه را جزو شش نفر اهل شورا و یکی از نامزدهای خلافت پس از خودش قرار داد.<ref name="EI"/> | قبل از وفات ابوبکر، پس از اینکه ابوبکر، عمر را به خلافت منصوب نمود، طلحه به این انتخاب اعتراض کرد، چون عمر را مردی خشن میدانست. دانشنامه اسلام بر این باور است که ممکن است طلحه به خلافت خودش بعد از ابوبکر امیدوار بوده باشد. عمر، طلحه را جزو شش نفر اهل شورا و یکی از نامزدهای خلافت پس از خودش قرار داد.<ref name="EI"/> | ||
[[ | |||
آوردهاند که طلحة از جمله کسانی بود که در کنار ابوبکر (خلیفه اول)، در غزوات، حضور داشت.<ref>{{پک|بلاذری|۱۹۸۸م|ک=فتوح البلدان|ص=ص۱۰۰}}</ref><ref>{{پک|مقدسی|ک=البدء و التاریخ، مکتبة الثقافة الدینیة،|ص=157|ج=5}}</ref> همچنین طلحه بن عبیدالله به همراه افرادی از جمله عمر بن خطاب، [[عثمان بن عفان]] و [[عبدالرحمن بن ابوبکر]] از جمله کسانی بود که قبل از دفن ابوبکر، وارد [[قبر]] وی شدند و سپس ابوبکر را در کنار پیامبر (ص) دفن کردند.<ref>{{پک|بلاذری|۱۴۱۷ق|ک=جمل من انساب الاشراف|ص=95|ج=10}}</ref> حتی در برخی موارد وی ابوبکر را سرزنش میکند به دلیل میدان دادن بیش از اندازه به عمر.<ref>{{پک|طبری|ک=تاریخ طبری، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم|ص=275|ج=3}}</ref> طلحه از جمله کسانی بود که به ابوبکر (خلیفه اول) پس از اعلام جانشینی عمر به عنوان خلیفه معترض بود.<ref>{{پک|طبری،|ک=تاریخ طبری، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم،|ص=433|ج=3}}</ref> عمر در وصف طلحه گفته است: «او مردی است در جستجوی آبرو و ستایش که مال خود را میبخشد تا به مال دیگران برسد و نیز به [[کبر]] گرفتار است.»<ref>{{پک|یعقوبی|ک=تاریخ یعقوبی، دار صادر|ص=158|ج=2}}</ref> همچنین طلحه یکی از شرکتکنندگان در برخی فتوحات از جمله فتح [[ایران]] است که به همراه [[عبدالرحمن بن عوف]] و [[زبیر بن عوام]] هنگام خلافت [[عمر بن خطاب]] در این سلسله جنگها شرکت داشته است.<ref>{{پک|طبری|ک=تاریخ طبری، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم،|ص=۴۸۱،۴۸۸|ج=3}}</ref> همچنین طلحه بن عبیدالله در برخی کشورگشاییها به عمر مشاوره میداد و کمک میکرد.<ref>{{پک|ابن اعثم کوفی،|۱۴۱۱ق|ک=الفتوح|ص=292|ج=2}}</ref> | |||
=== شورای شش نفره تعیین خلیفه سوم === | |||
طلحه بن عبیدالله یکی از اعضای شورای شش نفره تعیین خلیفه سوم بود و سایر اعضای این شورا، امام علی (ع)، سعد بن ابی وقاص، عبدالرحمن بن عوف، زبیر بن عوام، عثمان بن عفان بودند.<ref>{{پک|یعقوبی|ک=تاریخ یعقوبی، دار صادر،|ص=158|ج=2}}</ref> برخی معتقدند که طلحه در آن زمان، خارج از شهر مدینه بود و پس از بازگشت، عثمان را به عنوان انتخاب خوداعلام کرد.<ref>{{پک|ابن قتیبة|۱۴۱۰ق|ک=الإمامة و السیاسة|ص=۴۲و۴۴|ج=۱}}</ref> برخی نیز گفتهاند وی پس از مرگ عمر و بیعت با عثمان به مدینه بازگشت.<ref>{{پک|بلاذری|۱۴۱۷ق|ک=جمل من انساب الاشراف|ص=504|ج=5}}</ref> | |||
== دوران خلافت عثمان و علی == | == دوران خلافت عثمان و علی == | ||
| خط ۱۰۶: | خط ۱۲۵: | ||
پس از قتل عثمان، شورشیان مصر و قبیله قریش، حامیان طلحه در امر خلافت بودند و شورشیان کوفه و اکثر انصار از حامیان علی بودند که بالاخره حامیان علی توانستند حرف خود را بر کرسی بنشانند. مالک اشتر که رهبر کوفیان بود، طلحه را به زور به مسجد آورد و مجبورش کرد که با علی بیعت کند.<ref name="EI"/> | پس از قتل عثمان، شورشیان مصر و قبیله قریش، حامیان طلحه در امر خلافت بودند و شورشیان کوفه و اکثر انصار از حامیان علی بودند که بالاخره حامیان علی توانستند حرف خود را بر کرسی بنشانند. مالک اشتر که رهبر کوفیان بود، طلحه را به زور به مسجد آورد و مجبورش کرد که با علی بیعت کند.<ref name="EI"/> | ||
برخی منابع مدعی شدهاند که طلحه بن عبیدالله یکی از محاصره کنندگان خانه عثمان بود (در سال ۳۵ قمری) که وی خیلی در این امر اصرار و سختگیری داشت و او به همراه افرادی دیگر از ورود آب به خانه عثمان امتناع کردند، زمانی که علی ماجرا را فهمید بسیار ناراحت شدند و اجازهٔ ورود [[مشک آب]] به خانهٔ عثمان را صادر کردند.<ref>{{پک|بلاذری|۱۴۱۷ق|ک=جمل من انساب الاشراف|ص=561|ج=5}}</ref> همچنین آوردهاند طلحه بن عبیدالله در ایام محاصره امام جمعه شهر مدینه بود.<ref>{{پک|ابن کثیر|۱۴۰۷ق|ک=البدایة والنهایة|ص=177|ج=7}}</ref> بنابر نقل [[ابن اعثم]]، طلحه به همراه مردی از [[بنیتیم]] خانه عثمان را محاصره کرد که پس از وساطت علی در این ماجرا، طلحه و همراهش از محاصره خانه دست کشیدند<ref>{{پک|ابن اعثم کوفی|۱۴۱۱ق|ک=الفتوح|ص=423|ج=2}}</ref> در ماجرای قتل عثمان (خلیفه سوم) طلحه نقش داشته است و متهم به قتل وی شده است که شواهدی از آن وجود دارد؛ از جمله: | |||
* بعد از اینکه عایشه خونخواهی عثمان را دستاویز خود کرد، طلحه نزد او رفت، چون چشم عایشه به وی افتاد، گفت: ای ابومحمّد! عثمان را کشتی و با علی بیعت کردی؟! طلحه به او گفت: مادرجان! داستان من چیزی نیست، جز مانند آن شاعری گفته است: پشیمان شدم، همچون پشیمانی آن مرد قبیله کُسَع هنگامی که چشمانش دید که دستانش چه کردهاند.<ref>{{پک|مفید|۱۳۷۱ش|ک=الجمل|ص=230}}</ref> | |||
* عثمان بن عفان در زمان محاصرهشدن خانهاش، طلحه را مسئول مخالفتها میدانست و او را تحریککننده اصلی شورش علیه خلافت معرفی میکرد.<ref>{{پک|طبری|ک=تاریخ طبری، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم|ص=379|ج=4}}</ref> | |||
* یعقوبی از طلحه در کنار زبیر و عایشه به عنوان اصلیترین تحریککنندگان مردم بر قتل خلیفه سوم (عثمان) نام میبرد.<ref>{{پک|یعقوبی، دار صادر، ج۲، ص۱۷۵.|ک=تاریخ الیعقوبی|ص=175|ج=2}}</ref> | |||
* پسرش محمد نیز وی را در قتل عثمان شریک میدانست.<ref>{{پک|ابن قتیبة|۱۹۹۲م|ک=الإمامة والسیاسة|ص=84|ج=۱}}</ref> | |||
* مروان بن حکم علت کشتن طلحه را در جنگ جمل این مطلب عنوان میکرد که هیچکس بر کشتن عثمان بیشتر از طلحه سعی نمیکرد<ref>{{پک|ابن اعثم کوفی|۱۴۱۱ق|ک=الفتوح|ص=478|ج=2}}</ref> | |||
=== جنگ جمل === | === جنگ جمل === | ||
| خط ۱۱۲: | خط ۱۳۸: | ||
عایشه نقش زیادی در برانگیزش مردم بر ضد علی داشت، اما طلحه و زبیر نمیتوانستند به اندازه وی مؤثر باشند، زیرا این دو نیز در برهم زدن افکار عمومی بر ضد عثمان نقش داشتند و در قتل وی به نوبه خود مسئول بودند. [[لئورا وچا ولیری]] معتقد است این دو از طرفی نیز بلافاصله با علی بیعت کرده بودند و در حال حاضر برای توجیه پیمانشکنی خود با علی، مدعی بودند که به زور با وی بیعت نمودهاند.<ref name = "EI-jamal">{{پک|Veccia Vaglieri|۱۹۹۱|ف=al-D̲j̲amal|ج=۲|ص=۴۱۴–۴۱۶|زبان=en}}</ref> | عایشه نقش زیادی در برانگیزش مردم بر ضد علی داشت، اما طلحه و زبیر نمیتوانستند به اندازه وی مؤثر باشند، زیرا این دو نیز در برهم زدن افکار عمومی بر ضد عثمان نقش داشتند و در قتل وی به نوبه خود مسئول بودند. [[لئورا وچا ولیری]] معتقد است این دو از طرفی نیز بلافاصله با علی بیعت کرده بودند و در حال حاضر برای توجیه پیمانشکنی خود با علی، مدعی بودند که به زور با وی بیعت نمودهاند.<ref name = "EI-jamal">{{پک|Veccia Vaglieri|۱۹۹۱|ف=al-D̲j̲amal|ج=۲|ص=۴۱۴–۴۱۶|زبان=en}}</ref> | ||
== نامه | === نامه علی بن ابیطالب به طلحه و زبیر === | ||
[[سید رضی]] نامهای را خطاب طلحه و زبیر نقل کرده است که امروزه با نامه ۵۴ [[نهج البلاغه]] شناخته میشود<ref>{{پک|نهج البلاغه،|ک=تصحیح صبحی صالح، نامه ۵۴|ص= | [[سید رضی]] نامهای را خطاب طلحه و زبیر نقل کرده است که امروزه با نامه ۵۴ [[نهج البلاغه]] شناخته میشود.<ref>{{پک|نهج البلاغه،|ک=تصحیح صبحی صالح، نامه ۵۴|ص=ص۴۴۵–۴۴۶.}}</ref> علی بن ابیطالب در این نامه بیان میکند که او برای حکومت اصراری نداشته است و مردم بر این مسئله اصرار داشتهاند. سپس طلحه و زبیر را مخاطب ساخته مینویسد که شما یا در آن روز با اعتقاد قلبی با من بیعت کردید که الان باید پایبند به بیعت خود باشید، یا دورویی و تدلیس کردید. علی با نفی اتهام مشارکت در [[قتل عثمان]] که طلحه و زبیر بهانه نقض بیعت کرده بودند، آنها را به عذاب الهی هشدار میدهد.<ref>{{پک|مکارم شیرازی، پیام امام امیرالمومنین (ع)|۱۳۸۶ش|ص=158|ج=11}}</ref> | ||
== درگذشت == | == درگذشت == | ||
| خط ۱۲۱: | خط ۱۴۵: | ||
محمد پسر بزرگ طلحه نیز در جنگ جمل کشته شد. موسی بن طلحه که از بازماندگان جنگ بود، از سوی علی بخشیده شد و وارث اموال فراوان طلحه در عراق و سرات عربستان گردید. در میان صحابیون محمد، تنها طلحه است که داراییهایش از عثمان فزونی میگرفت و وی به همراه عثمان از صحابیون بخشنده و خیّر محسوب میگردد.<ref name="EI"/> | محمد پسر بزرگ طلحه نیز در جنگ جمل کشته شد. موسی بن طلحه که از بازماندگان جنگ بود، از سوی علی بخشیده شد و وارث اموال فراوان طلحه در عراق و سرات عربستان گردید. در میان صحابیون محمد، تنها طلحه است که داراییهایش از عثمان فزونی میگرفت و وی به همراه عثمان از صحابیون بخشنده و خیّر محسوب میگردد.<ref name="EI"/> | ||
== جایگاه و اهمیت == | |||
'''طلحة بن عبیدالله'''، از نخستین مسلمانان و یاران [[محمد|پیامبر اسلام]] بود و در جنگهای آن زمان شرکت داشت. طلحه پسر عموی [[ابوبکر بن ابوقحانه]] خلیفه اول مسلمانان بود. او پس از درگذشت محمد، با خلفای نخستین همکاری نمود و در کشورگشایی آنها حضور فعالی داشت، سپس طلحه به عنوان یکی از اعضای شورای شش نفره برای تعیین خلیفه سوم از سوی سوی خلیفه دوم تعیین شد. همچنین منابع تاریخی به نقش فعال طلحه در ماجرای قتل [[عثمان]] و تحریک مردم به قتل خلیفه نیز یاد کردهاند. پس از کشته شدن عثمان، طلحه با [[علی بن ابیطالب]] بیعت کرد، اما پس از مدتی بیعت خود را نادیده گرفت و با [[عایشه]] و [[زبیر]] و برخی [[امویان]] که به [[ناکثین]] شهرت یافتند، [[جنگ جمل]] را علیه [[علی بن ابیطالب|علی]] به راه انداختند، و و در این جنگ توسط [[مروان بن حکم]] کشته شد. او را یکی از سران [[عثمانیه]] قلمداد کردهاند. همچنین طلحه نزد [[سنی|اهل سنت]] از جایگاه بالایی برخوردار است و او را یکی از [[عشره مبشره]] میدانند.<ref name=":0" />{{ادغام با|طلحه|تاریخ=ژانویه ۲۰۲۶}} | |||
== زندگینامه == | |||
== عصر خلفا == | |||
* | |||
== پانویس == | == پانویس == | ||
نسخهٔ ۱۹ ژانویهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۰۳:۰۶
| طلحه بن عبیدالله | |
|---|---|
| پرونده:Talha al-Khayr Masjid an-Nabawi Calligraphy.png | |
| متولد | ۵۹۴[۱] مکه، حجاز، عربستان |
| وفات | ۶۵۶ (۶۲ سال) بصره، عراق |
| علت فوت | در جنگ جمل کشته شد |
| آرامگاه | بصره، عراق |
| شناختهشده برای | صحابه محمد پیامبر اسلام عشره مبشره |
| همسر(ها) | حمنه بنت جحش ام کلثوم بنت ابیبکر[۲] خوله بنت قعقاع سودا بنت عوف ام آبان بنت عتبه بن ربیعه فرا بنت علی سمامه بنت زید |
| فرزندان | محمد موسی عایشه اماسحاق عیسی عمران یعقوب |
| خانواده | بنیتیم |
طلحه بن عبیدالله (به عربی: طلحة بن عبيد الله) صحابه مشهور محمد، معروف به طلحةالجواد، طلحةالجود، و طلحهالخیر و از اولین اسلام آورندگان است و جزو ده تنی است که در روایت اهل سنت معروف به عشره مبشره، محمد به آنان وعده بهشت را داده است. وی جزو قبیله بنیتیم قریش بود.
زندگی
طلحه از قبیله قریش و تیره بنی تیم بن مرة، بود که ده سال قبل از بعثت متولد شد. مادر اون با نام صعبة بنت حضرمی که در دوران پیامبر اسلام زندگی میکرده است و بنابر نقل و قولها از خاندان طلحه، مسلمان از دنیا رفته است.[۳]
طبق منابع تاریخی آورده شده، طلحه دارای دو کنیز امولد و هفت زن بوده است، که برخی از آنها به نقل تاریخی به نامهای، حمنة بنت جحش، دخترعمه پیامبر اسلام، امکلثوم دختر ابوبکر، سعدی بنت عوف، خولة بنت قعقاع، و ام حارث بنت قسامه یاد شده است.[۴][۵][۶][۷]
پذیرش اسلام
نحو گرایش طلحه به اسلام و مسلمان شدن از طریق ابوبکر بود، و در برخی منابع تاریخی آورده شده است راهبی در شام خبری به طلحه میدهد از ظهور پیامبری تحت عنوان احمد فرزند عبدالمطلب که وی پس از رفتن به مکه به همراه ابوبکر مسلمان میشود.[۸][۹][۱۰][۱۱][۱۲][۱۳] ابوبکر و طلحه در ابتدای مسلمان شدنشان توسط اطرافیان از جمله، نوفل بن خویلد بن عدویه یا عثمان بن عبیدالله، برادر طلحه مورد آزار و اذیت بسیاری قرار میگرفتند، تا جایی که گاهی نوفل (یا عثمان) آنها را با طناب میبست تا از نماز خواندن آنها جلوگیری کند.[۱۴][۱۵][۱۶]
طلحه بن عبیدالله یکی از مهاجرانی است که با خانواده پیامبر به مدینه رفت[۱۷][۱۸]و در خانه حبیب بن اساف سکنی گزید.[۱۹] او دو لباس سفید برای پیامبر و ابوبکر آورده بود و آنها با لباسهای سفید شامی وارد مدینه شدند.[۲۰] پیامبر اسلام در مکه، بین طلحه و زبیر بن عوام[۲۱] یا سعید بن زید[۲۲] یا سعد بن ابی وقاص[۲۳] عقد برادری بست. همچنین پبامبر پس از مهاجرت به مدینه، بین طلحه و کعب بن مالک[۲۴]یا ابوایوب انصاری[۲۵] یا ابی بن کعب،[۲۶][۲۷] عقد اخوت بست.
در زمان محمد
طلحه همطایفه ابوبکر بود. آن دو بسیار با هم دوست و مونس بودند بهطوریکه نسبت به هم لقب قرینان را داشتند. بر طبق روایات مشهور، این نامگذاری به این علت است که در زمان شکنجه مسلمانان از سوی بت پرستان با یک طناب به هم بسته شده بودند. بر طبق روایات دیگر، طلحه به خاطر دوستی پدرش با ابوبکر، با وی دوست بود. مادر طلحه، صعبه دختر عبدالله بن عماد حضرمی بود. عبدالله همپیمان حرب بن امیه بود.[۲۸]
طلحه روایت میکند که راهبی با وی دربارهٔ ظهور آخرین پیامبر در آن دوران، صحبت نموده است. بعد از آن طلحه به سرعت به سمت مکه شتافت و توسط ابوبکر با محمد آشنا گردید و اسلام را پذیرفت. طلحه تجارتش را با کاروانش در شام ادامه داد و با مسلمانان دیگر به حبشه نرفت. در هنگام هجرت محمد و ابوبکر به مدینه، طلحه که از شام برمیگشت، با آنان در خرار ملاقات کرد و به آنان لباسهایی که از شام آورده بود هدیه داد و همچنین اخباری از مسلمانان در مدینه به آنان داد. بعد از آن به مکه رفت و خانواده ابوبکر منجمله عایشه را تحت مراقبت از آنجا به مدینه آورد.[۲۸]
حضور در غزوات
موقع جنگ بدر، پیامبر اسلام، طلحه را به همراه بو سعید بن زید را برای تجسس به سمت شام فرستاد و آن دو در مدینه حضور نداشتند و پس از تمام شدن جنگ بدر آنها به مدینه برگشتند و از پیامبر اسلام درخواست سهمشان از غنایم کردند و پیامبر سهم آنها را داد.[۲۹][۳۰][۳۱] طلحه در غزوه احد حضور داشت، و رشادتهایی از خود نشان داد و بنا به روایات طلحه در این جنگ زخمی شد.[۳۲] پس از شکست مسلمانان در اواخر جنگ احد و خبر شایعه شدن کشته شدن پیامبر، طلحه همراه با برخی انصار و مهاجرین از جنگ کنارهگیری کرد.[۳۳] در برخی روایات آمده است که در پی حمله قریش و فرار مسلمانان، طلحه را از معدود افرادی بود که ثابت قدم در کنار پیامبر اسلام ماند و فرار نکرد.[۳۴]
طلحه قبل از جنگ تبوک، عهدهدار هدایت سریهای شد که هدف آن، متفرق کردن گروهی از افرادی بود که در خانه سویلم یهودی جمع شده بودند.[۳۵][۳۶]
کمی قبل از جنگ بدر، محمد، طلحه و سعید بن زیاد بن عمرو بن نوفیل را به تجسس در مورد کاروان مکه فرستاد؛ بنابراین این دو در این جنگ حضور نداشتند، اما به آنان از غنایم این جنگ سهم داده شد. پس از جنگ احد وی به خاطر محافظت از جان محمد مشهور شد و دو تن از لشکر بت پرستان مکه را کشت زخمهایی زیادی برداشت و یک یا دو انگشتش لمس و فلج شد. به خاطر این شجاعت، محمد به وی وعده بهشت را داد. طلحه از آن پس در تمامی غزوات محمد حضور داشت.[۲۸]
بر اساس منابع تاریخی، طلحه بن عبیدالله دربارهٔ یکی از همسران پیامبر سخنی گفت که سخنش موجب ناراحتی پیامبر شد و آورده اند که آیه ۵۳ سوره احزاب در قرآن، در مذمت این رفتار طلحه است؛ چرا که طلحه بن عبیدالله گفت: اگر پیامبر بمیرد، با عایشه همسر پیامبر ازدواج میکنم و در نکوهش این عمل در قرآن آمده است: وَمَا کَانَ لَکُمْ أَن تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّـهِ وَلَا أَن تَنکِحُوا أَزْوَاجَهُ مِن بَعْدِهِ أَبَدًا ۚ إِنَّ ذٰلِکُمْ کَانَ عِندَ اللَّـهِ عَظِیمًا (ترجمه:و شما حق ندارید رسول خدا را برنجانید، و مطلقاً [نباید] زنانش را پس از [مرگ] او به نکاح خود درآورید، چرا که این [کار] نزد خدا همواره [گناهی] بزرگ است.)[احزاب–۵۳][۳۷][۳۸]
دوران خلافت ابوبکر و عمر
پس از درگذشت محمد، وی از ابوبکر حمایت کرد. تنها ابن اسحاق است که روایاتی مبنی بر حمایت طلحه از علی و عدم بیعت با ابوبکر دارد که دانشنامه اسلام، آن روایت را مردود میشمارد. طلحه در جنگ ذوالقصه حضور داشت. این جنگ، جنگ رده را نیز به دنبال داشت.[۲۸]
قبل از وفات ابوبکر، پس از اینکه ابوبکر، عمر را به خلافت منصوب نمود، طلحه به این انتخاب اعتراض کرد، چون عمر را مردی خشن میدانست. دانشنامه اسلام بر این باور است که ممکن است طلحه به خلافت خودش بعد از ابوبکر امیدوار بوده باشد. عمر، طلحه را جزو شش نفر اهل شورا و یکی از نامزدهای خلافت پس از خودش قرار داد.[۲۸]
آوردهاند که طلحة از جمله کسانی بود که در کنار ابوبکر (خلیفه اول)، در غزوات، حضور داشت.[۳۹][۴۰] همچنین طلحه بن عبیدالله به همراه افرادی از جمله عمر بن خطاب، عثمان بن عفان و عبدالرحمن بن ابوبکر از جمله کسانی بود که قبل از دفن ابوبکر، وارد قبر وی شدند و سپس ابوبکر را در کنار پیامبر (ص) دفن کردند.[۴۱] حتی در برخی موارد وی ابوبکر را سرزنش میکند به دلیل میدان دادن بیش از اندازه به عمر.[۴۲] طلحه از جمله کسانی بود که به ابوبکر (خلیفه اول) پس از اعلام جانشینی عمر به عنوان خلیفه معترض بود.[۴۳] عمر در وصف طلحه گفته است: «او مردی است در جستجوی آبرو و ستایش که مال خود را میبخشد تا به مال دیگران برسد و نیز به کبر گرفتار است.»[۴۴] همچنین طلحه یکی از شرکتکنندگان در برخی فتوحات از جمله فتح ایران است که به همراه عبدالرحمن بن عوف و زبیر بن عوام هنگام خلافت عمر بن خطاب در این سلسله جنگها شرکت داشته است.[۴۵] همچنین طلحه بن عبیدالله در برخی کشورگشاییها به عمر مشاوره میداد و کمک میکرد.[۴۶]
شورای شش نفره تعیین خلیفه سوم
طلحه بن عبیدالله یکی از اعضای شورای شش نفره تعیین خلیفه سوم بود و سایر اعضای این شورا، امام علی (ع)، سعد بن ابی وقاص، عبدالرحمن بن عوف، زبیر بن عوام، عثمان بن عفان بودند.[۴۷] برخی معتقدند که طلحه در آن زمان، خارج از شهر مدینه بود و پس از بازگشت، عثمان را به عنوان انتخاب خوداعلام کرد.[۴۸] برخی نیز گفتهاند وی پس از مرگ عمر و بیعت با عثمان به مدینه بازگشت.[۴۹]
دوران خلافت عثمان و علی
طلحه در زمان انتخاب عثمان، در مدینه نبود و پس از بازگشت به مدینه، از اینکه صبر نکردهاند تا وی بیاید و نظر وی را اهمیت ندادهاند، از اهل شور گله کرد. عثمان گفت که حاضر است استعفا بدهد و دوباره اهل شور در مورد خلافت تصمیم بگیرند. اما طلحه با وی بیعت کرد. عثمان در ابتدا، سعی میکرد که با دادن هدایای فراوان به طلحه، وی را از حامیان خود کند. بر طبق روایت موسی بن طلحه، عثمان به طلحه ۲۰۰٬۰۰۰ دینار اعطا کرد و همچنین به وی اجازه داد که سهمش در املاک خیبر را بدهد و به جایش زمینهای حاصل خیز نشتاستج در نزدیکی کوفه را بگیرد. با این وجود، طلحه یکی از بزرگترین منتقدان عثمان در میان صحابه بود و به شهرهای پادگانی نامه مینوشت و مردمان آن دیار را به شورش علیه عثمان فرا میخواند. در هنگام محاصره خانه عثمان، طلحه کلیدهای خزانه را در اختیار خود داشت و با شورشیان مصر، ارتباط نزدیک داشت و آشکارا همانند شورشیان، عزل عثمان را خواستار بود و عایشه یکی از حامیان وی در امر خلافت بعد از عثمان بود.[۲۸]
پس از قتل عثمان، شورشیان مصر و قبیله قریش، حامیان طلحه در امر خلافت بودند و شورشیان کوفه و اکثر انصار از حامیان علی بودند که بالاخره حامیان علی توانستند حرف خود را بر کرسی بنشانند. مالک اشتر که رهبر کوفیان بود، طلحه را به زور به مسجد آورد و مجبورش کرد که با علی بیعت کند.[۲۸]
برخی منابع مدعی شدهاند که طلحه بن عبیدالله یکی از محاصره کنندگان خانه عثمان بود (در سال ۳۵ قمری) که وی خیلی در این امر اصرار و سختگیری داشت و او به همراه افرادی دیگر از ورود آب به خانه عثمان امتناع کردند، زمانی که علی ماجرا را فهمید بسیار ناراحت شدند و اجازهٔ ورود مشک آب به خانهٔ عثمان را صادر کردند.[۵۰] همچنین آوردهاند طلحه بن عبیدالله در ایام محاصره امام جمعه شهر مدینه بود.[۵۱] بنابر نقل ابن اعثم، طلحه به همراه مردی از بنیتیم خانه عثمان را محاصره کرد که پس از وساطت علی در این ماجرا، طلحه و همراهش از محاصره خانه دست کشیدند[۵۲] در ماجرای قتل عثمان (خلیفه سوم) طلحه نقش داشته است و متهم به قتل وی شده است که شواهدی از آن وجود دارد؛ از جمله:
- بعد از اینکه عایشه خونخواهی عثمان را دستاویز خود کرد، طلحه نزد او رفت، چون چشم عایشه به وی افتاد، گفت: ای ابومحمّد! عثمان را کشتی و با علی بیعت کردی؟! طلحه به او گفت: مادرجان! داستان من چیزی نیست، جز مانند آن شاعری گفته است: پشیمان شدم، همچون پشیمانی آن مرد قبیله کُسَع هنگامی که چشمانش دید که دستانش چه کردهاند.[۵۳]
- عثمان بن عفان در زمان محاصرهشدن خانهاش، طلحه را مسئول مخالفتها میدانست و او را تحریککننده اصلی شورش علیه خلافت معرفی میکرد.[۵۴]
- یعقوبی از طلحه در کنار زبیر و عایشه به عنوان اصلیترین تحریککنندگان مردم بر قتل خلیفه سوم (عثمان) نام میبرد.[۵۵]
- پسرش محمد نیز وی را در قتل عثمان شریک میدانست.[۵۶]
- مروان بن حکم علت کشتن طلحه را در جنگ جمل این مطلب عنوان میکرد که هیچکس بر کشتن عثمان بیشتر از طلحه سعی نمیکرد[۵۷]
جنگ جمل
طلحه و زبیر که نا به دلخواه با علی بیعت کرده بودند و خود را از نزدیکان و صحابه خاص برمیشمردند و اموال بسیاری در دوران خلفای قبلی بدست آورده بودند و در مقابل مصادره شدن اموالشان که از نظر خودشان حقشان و از نظر علی، حقالناس بود سر به مخالفت گذاشتند و به مکه گریخته و با تحریک کردن عایشه (همسر محمد) خود را خون خواه عثمان نامیدند و علی را مسئول خون عثمان دانستند و با فراهم آوردن سپاهی از مکه به بصره به امید جمعآوری حامی رفتند و قول خلع علی و انتخاب دوباره خلیفه بعدی را دادند. بین طلحه و زبیر، رقابت شدیدی در خلافت وجود داشت. زبیر که خود را از حامیان دائمی عثمان میدانست، خود را مستحق تر به خلافت میدانست.[۲۸]
عایشه نقش زیادی در برانگیزش مردم بر ضد علی داشت، اما طلحه و زبیر نمیتوانستند به اندازه وی مؤثر باشند، زیرا این دو نیز در برهم زدن افکار عمومی بر ضد عثمان نقش داشتند و در قتل وی به نوبه خود مسئول بودند. لئورا وچا ولیری معتقد است این دو از طرفی نیز بلافاصله با علی بیعت کرده بودند و در حال حاضر برای توجیه پیمانشکنی خود با علی، مدعی بودند که به زور با وی بیعت نمودهاند.[۵۸]
نامه علی بن ابیطالب به طلحه و زبیر
سید رضی نامهای را خطاب طلحه و زبیر نقل کرده است که امروزه با نامه ۵۴ نهج البلاغه شناخته میشود.[۵۹] علی بن ابیطالب در این نامه بیان میکند که او برای حکومت اصراری نداشته است و مردم بر این مسئله اصرار داشتهاند. سپس طلحه و زبیر را مخاطب ساخته مینویسد که شما یا در آن روز با اعتقاد قلبی با من بیعت کردید که الان باید پایبند به بیعت خود باشید، یا دورویی و تدلیس کردید. علی با نفی اتهام مشارکت در قتل عثمان که طلحه و زبیر بهانه نقض بیعت کرده بودند، آنها را به عذاب الهی هشدار میدهد.[۶۰]
درگذشت
طلحه در جنگ جمل (۱۵ جمادیالاول ۳۶ هجری/۸ دسامبر ۶۵۶ میلادی) و توسط مروان بن حکم که در سپاه خودش بود، کشته شد. مروان تیری به زانوی طلحه زد که خون بسیاری از وی رفت و کشته شد. برخی مورخان قرن معاصر مانند کائتانی معتقدند که روایت کشته شدن طلحه به دست مروان صحت ندارد و توسط دشمنان امویان ساخته شده است. اما دانشنامه اسلام مروان را قاتل طلحه میداند به این علت که در دوران خلافت آل مروان، تبلیغات امویان در شام، مروان را اولین انتقام گیرنده از عثمان میدانستند.[۲۸]
محمد پسر بزرگ طلحه نیز در جنگ جمل کشته شد. موسی بن طلحه که از بازماندگان جنگ بود، از سوی علی بخشیده شد و وارث اموال فراوان طلحه در عراق و سرات عربستان گردید. در میان صحابیون محمد، تنها طلحه است که داراییهایش از عثمان فزونی میگرفت و وی به همراه عثمان از صحابیون بخشنده و خیّر محسوب میگردد.[۲۸]
جایگاه و اهمیت
طلحة بن عبیدالله، از نخستین مسلمانان و یاران پیامبر اسلام بود و در جنگهای آن زمان شرکت داشت. طلحه پسر عموی ابوبکر بن ابوقحانه خلیفه اول مسلمانان بود. او پس از درگذشت محمد، با خلفای نخستین همکاری نمود و در کشورگشایی آنها حضور فعالی داشت، سپس طلحه به عنوان یکی از اعضای شورای شش نفره برای تعیین خلیفه سوم از سوی سوی خلیفه دوم تعیین شد. همچنین منابع تاریخی به نقش فعال طلحه در ماجرای قتل عثمان و تحریک مردم به قتل خلیفه نیز یاد کردهاند. پس از کشته شدن عثمان، طلحه با علی بن ابیطالب بیعت کرد، اما پس از مدتی بیعت خود را نادیده گرفت و با عایشه و زبیر و برخی امویان که به ناکثین شهرت یافتند، جنگ جمل را علیه علی به راه انداختند، و و در این جنگ توسط مروان بن حکم کشته شد. او را یکی از سران عثمانیه قلمداد کردهاند. همچنین طلحه نزد اهل سنت از جایگاه بالایی برخوردار است و او را یکی از عشره مبشره میدانند.[۳]
زندگینامه
عصر خلفا
پانویس
ارجاعات
- ↑ Muhammad ibn Saad. Kitab al-Tabaqat al-Kabir vol. 3. Translated by Bewley, A. (2013. The Companions of Badr. London: Ta-Ha Publishers.
- ↑ الإصابة فی تمییز الصحابة، لابن حجر العسقلانی، ترجمة أم کلثوم بنت أبی بکر الصدیق، علی موقع نداء الإیمان بایگانیشده در ۲۰۲۰-۰۱-۲۳ توسط Wayback Machine
- ↑ ۳٫۰ ۳٫۱ البلاذری، جمل من أنساب الأشراف، ۱۰: ۱۲۹.
- ↑ ابن سعد، الطبقات الکبری، ۳: ۱۶۰–۱۶۱.
- ↑ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ۱۵۷.
- ↑ البلاذری، جمل من أنساب الأشراف، ۱: ۸۸ و ۲۴۴.
- ↑ البلاذری، جمل من أنساب الأشراف، ۱۰: ۱۱۷ و ۱۳۰.
- ↑ ابن هشام، دار المعرفة،، السیرة النبویة، دار المعرفة، ۱: ۲۵۱و۲۵۲.
- ↑ مسعودی، مروج الذهب، ۲: ۲۷۷.
- ↑ ابن اثیر، عزالدین، اسد الغابه، ۲: ۴۶۸.
- ↑ لاذری، جمل من انساب الاشراف، ۱۰: ۱۱۵.
- ↑ بیهقی، دلائل النبوة، مقدمه: ۲۷.
- ↑ ابن کثیر، البدایة و النهایة، ۳: ۲۹.
- ↑ ابن هشام، السیرة النبویة، دار المعرفة، ۱: ۲۸۲.
- ↑ ابوالفرج عبدالرحمن بن علی بن محمد بن جوزی، المنتظم فی تاریخ الأمم و الملوک، ۵: ۱۱۲.
- ↑ ابن اثیر، اسد الغابة، ۲: ۴۶۸.
- ↑ بلاذری، جمل من انساب الاشراف، ۱: ۲۶۹.
- ↑ مقریزی، امتاع الاسماع، ۱: ۶۸–۶۹٫.
- ↑ ابن هشام، السیرة النبویة، ناشر دار المعرفة، ۱: ۴۷۷.
- ↑ بلاذری، جمل من انساب الاشراف، ۱۰: ۶۱.
- ↑ ابن هشام، ج۲، ص۵۶۱.، السیرة النبویة، ناشر:دار المعرفة، ۲: ۵۶۱.
- ↑ هاشمی، ص۷۱.، بغدادی، المحبر، دار الآفاق الجدیدة، ۷۱.
- ↑ ابن قتیبه، المعارف، ۲۲۸.
- ↑ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ۲: ۷۶۴.
- ↑ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ۲: ۷۶۴.
- ↑ هاشمی بغدادی، ص۷۳، المحبر، دار الآفاق الجدیدة، ۷۳.
- ↑ بلاذری، جمل من انساب الاشراف، ۱: ۲۷۱.
- ↑ ۲۸٫۰ ۲۸٫۱ ۲۸٫۲ ۲۸٫۳ ۲۸٫۴ ۲۸٫۵ ۲۸٫۶ ۲۸٫۷ ۲۸٫۸ ۲۸٫۹ Madelung, “Ṭalḥa”, 10: 161–2.
- ↑ مسعودی، التنبیه و الاشراف، دار الصاوی، ۲۰۵.
- ↑ ابن خیاط، تاریخ خلیفه، ۲۴.
- ↑ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ۲: ۷۶۵-۷۶۴.
- ↑ مقریزی، امتاع الاسماع، ۱: ۱۵۶–۱۵۷.
- ↑ طبری، تاریخ طبری، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، ۲: ۵۱۷.
- ↑ زرکلی، الاعلام، ۳: ۲۲۹.
- ↑ ابن هشام،، السیرة النبویة، دار المعرفة، ۲: ۵۱۷.
- ↑ ابن کثیر، لبدایة و النهایة، ۵: ۳.
- ↑ احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ۱۰: ۱۲۳.
- ↑ ابن کثیر، تفسیر القران العظیم، ۶: ۴۴۵.
- ↑ بلاذری، فتوح البلدان، ص۱۰۰.
- ↑ مقدسی، البدء و التاریخ، مکتبة الثقافة الدینیة،، ۵: ۱۵۷.
- ↑ بلاذری، جمل من انساب الاشراف، ۱۰: ۹۵.
- ↑ طبری، تاریخ طبری، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، ۳: ۲۷۵.
- ↑ طبری،، تاریخ طبری، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم،، ۳: ۴۳۳.
- ↑ یعقوبی، تاریخ یعقوبی، دار صادر، ۲: ۱۵۸.
- ↑ طبری، تاریخ طبری، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم،، ۳: ۴۸۱،۴۸۸.
- ↑ ابن اعثم کوفی،، الفتوح، ۲: ۲۹۲.
- ↑ یعقوبی، تاریخ یعقوبی، دار صادر،، ۲: ۱۵۸.
- ↑ ابن قتیبة، الإمامة و السیاسة، ۱: ۴۲و۴۴.
- ↑ بلاذری، جمل من انساب الاشراف، ۵: ۵۰۴.
- ↑ بلاذری، جمل من انساب الاشراف، ۵: ۵۶۱.
- ↑ ابن کثیر، البدایة والنهایة، ۷: ۱۷۷.
- ↑ ابن اعثم کوفی، الفتوح، ۲: ۴۲۳.
- ↑ مفید، الجمل، ۲۳۰.
- ↑ طبری، تاریخ طبری، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، ۴: ۳۷۹.
- ↑ یعقوبی، دار صادر، ج۲، ص۱۷۵.، تاریخ الیعقوبی، ۲: ۱۷۵.
- ↑ ابن قتیبة، الإمامة والسیاسة، ۱: ۸۴.
- ↑ ابن اعثم کوفی، الفتوح، ۲: ۴۷۸.
- ↑ Veccia Vaglieri, “al-D̲j̲amal”, 2: 414–416.
- ↑ نهج البلاغه،، تصحیح صبحی صالح، نامه ۵۴، ص۴۴۵–۴۴۶٫.
- ↑ مکارم شیرازی، پیام امام امیرالمومنین (ع)، ۱۱: ۱۵۸.
منابع
- Madelung, W (2000). "Ṭalḥa". Encyclopaedia of Islam (به انگلیسی). Vol. ۱۰ (second ed.). Leiden: E. J. Brill. p. ۱۶۱–۲.
{{cite encyclopedia}}: Unknown parameter|عنوان جلد=ignored (help) - Veccia Vaglieri, L (1991). "al-D̲j̲amal". Encyclopaedia of Islam (به انگلیسی). Vol. ۲ (second ed.). Leiden: E. J. Brill. p. ۴۱۴–۴۱۶.
{{cite encyclopedia}}: Unknown parameter|عنوان جلد=ignored (help)
- مقالههای نامزد ادغام از ژانویه ۲۰۲۶
- همه مقالههای نامزد ادغام
- اهالی مکه
- بنیتیم
- درگذشتگان ۳۶ (قمری)
- درگذشتگان ۶۵۶ (میلادی)
- زادگان ۵۹۴ (میلادی)
- صحابه راوی حدیث
- صحابه شرکتداشته در غزوه احد
- صحابه کشتهشده
- صحابه محبوب اهل سنت
- صحابه مرد
- عربها
- عربهای سده ۶ (میلادی)
- عربهای سده ۷ (میلادی)
- عربهای مسلمان
- فتنه اول
- قریش
- کشتگان با آتشخودی
- مهاجرین