بدون جعبه اطلاعات

سب علی

از اسلامیکال
پرش به ناوبری پرش به جستجو

سَبّ علی بن ابی‌طالب، یکی از رویدادهای تاریخی پس از صدر اسلام است که توسط معاویة بن ابی‌سفیان پایه‌گذاری شد و به عنوان بخشنامه‌ای رسمی در سراسر قلمرو اموی به اجرا درآمد. این بدعت که با اهداف سیاسی و برای زدودن محبوبیت خاندان پیامبر شکل گرفته بود، تا زمان خلافت عمر بن عبدالعزیز بر منابر ادامه داشت. روایات متعددی از پیامبر اسلام در نهی از این عمل و هم‌سنگ دانستن آن با دشنام به پیامبر و خداوند نقل شده است.

زمینه‌های تاریخی و سیاسی

پس از صلح حسن و معاویه در سال ۴۰ هجری، معاویه بن ابی‌سفیان حکومت بر مسلمانان را به دست گرفت. او که نفوذ معنوی و محبوبیت علی بن ابی‌طالب را تهدیدی برای تثبیت خلافت بنی‌امیه می‌دانست، با بهره‌گیری از ضعف فرهنگی جامعه و ابزارهای مالی و تبلیغاتی، تلاش کرد چهره علی بن ابی‌طالب را مخدوش سازد. وی دستور داد که خطیبان در منابر و ائمه جمعه در سراسر بلاد اسلامی، علی بن ابی‌طالب را دشنام داده و از او اعلام بیزاری کنند. این رویه تا دوران خلافت عمر بن عبدالعزیز ادامه یافت. عمر بن عبدالعزیز این بدعت را ممنوع کرد و آیه عدل و احسان را جایگزین آن در خطبه‌ها ساخت.[۱]

فشار سیاسی و تبلیغاتی بنی‌امیه، پیروان و خاندان علی بن ابی‌طالب را در سخت‌ترین شرایط قرار داده بود. علی بن الحسین در گفتگویی با منهاج، وضعیت خاندان خود را به وضعیت بنی‌اسرائیل در حکومت فرعون تشبیه کرد که در آن، فضایل علی بن ابی‌طالب پنهان می‌شد، دشنام‌دهندگان به او پاداش می‌گرفتند و دوستانش به جرم محبت به او مجازات می‌شدند. در کوفه نیز برخی قبایل تحت تأثیر حاکمان اموی نظیر حجاج بن یوسف ثقفی، به دشمنی با خاندان پیامبر تفاخر می‌کردند و حتی نام‌گذاری فرزندان به نام‌های علی، حسن، حسین و فاطمه در میان آنان ممنوع بود و در مقابل، حجاج کسانی را که از نام علی ابراز بیزاری می‌کردند، پاداش می‌داد.[۲]

مخالفت‌ها

شخصیت‌های برجسته صدر اسلام در برابر این سیاست ایستادگی کردند. ابن‌عباس در گفتگو با معاویه، دستور او مبنی بر لعن علی بر منابری که با شمشیر خود علی برپا شده بود را به شدت به چالش کشید. در موردی دیگر، ابن‌عباس در اواخر عمر خود که نابینا شده بود، با شنیدن دشنام‌گویی گروهی از قریش به علی بن ابی‌طالب، به آنان یادآور شد که طبق کلام پیامبر، دشنام به علی در حکم دشنام به پیامبر و خداوند است. همچنین حجر بن عدی از چهره‌های بافضیلت کوفه، در برابر دستور مغیرة بن شعبة (والی کوفه) برای لعن علی ایستادگی کرد و با ترفندی هوشمندانه، لعن را متوجه خودِ فرمان‌دهندگان ساخت.[۳]

در روایات اسلامی

این واقعه پیش از وقوع، در سخنان پیامبر اسلام و علی بن ابی‌طالب پیش‌بینی شده بود. در روایتی از ابن‌عباس نقل شده که پیامبر اسلام گفته است هرکس علی را دشنام دهد، مرا دشنام داده و هرکس مرا دشنام دهد، خدا را دشنام داده است که مجازات آن آتش دوزخ خواهد بود. همچنین علی بن ابی‌طالب در خطبه‌ای پیش‌بینی کرد که پس از او مردی گلوگشاده و شکم‌بزرگ بر مردم مسلط می‌شود و آنان را به دشنام و بیزاری از او وادار می‌کند. او به یارانش اجازه داد که در صورت اجبار و برای حفظ جان خود دشنام بگویند، اما هرگز در قلب خود از او بیزاری نجویند.[۴]

در منابع تاریخی روایاتی از فرجام کسانی که اقدام به دشنام‌گویی می‌کردند نقل شده است. از جمله شمر بن عطیه دربارهٔ هول و وحشت پدرش پس از دشنام به علی گزارش داده است. همچنین از علی بن الحسین نقل شده که ابراهیم بن هشام مخزومی (والی مدینه) که هر جمعه بر منبر پیامبر به علی ناسزا می‌گفت، در اثنای یکی از این خطبه‌ها از فراز منبر سقوط کرد و جان سپرد. در بعد تحلیلی نیز، عامر بن عبدالله بن زبیر به فرزندش که به علی جسارت می‌کرد هشدار داد که تلاش بنی‌امیه برای تخریب چهره علی بی‌ثمر بوده است، چرا که کارهای مذهبی و الهی پایدار می‌مانند، در حالی که تجلیل‌های ساختگی از بنی‌امیه مانع از آشکار شدن چهره واقعی آنان نشده است.[۵]

پانویس

ارجاعات

منابع

  • اختری، عباسعلی (۱۳۹۰). «سب علی بن ابی طالب». دایرةالمعارف جامع اسلامی. تهران: آرایه.