بدون جعبه اطلاعات
بدون تصویر

قبیله

از اسلامیکال
پرش به ناوبری پرش به جستجو

قبیله، به گروهی گفته می‌شود که از نسل یک پدر و مادر باشند. در کاربرد دیگر، به بخشی از گله که با بخش دیگری گرد آمده باشد نیز قبیله گفته می‌شود و جمع آن «قبایل» است. در تاریخ عرب، قبایل به گروه‌های مختلفی تقسیم شده‌اند و در منابع روایی نیز درباره برخی قبایل عرب مطالبی نقل شده است.

معنای قبیله

قبیله به گروهی گفته می‌شود که از نسل یک پدر و مادر باشند. در گزارش‌های مربوط به تبارشناسی، تبار اسماعیل قبیله نامیده شده و در مقابل، نسل اسحاق به «سبط» شهرت یافته است. قبیله همچنین به پاره‌ای از گله که با پاره‌ای دیگر گرد آمده باشد گفته می‌شود و جمع آن قبایل است.[۱]

قبایل عرب

در تاریخ عرب پیش از اسلام، عرب به دو گروه «عرب بائده» و «عرب باقیه» تقسیم شده است. عرب بائده قبایلی بودند که جز نامی از آنها باقی نمانده است؛ مانند قوم عاد، ثمود، طسم، جدیس و عمالقه. عرب باقیه نیز در اصل دو قبیله یا شاخه دانسته شده‌اند: قحطانیان که در سرزمین یمن و مناطق مجاور آن زندگی می‌کردند و نسب آنان به قحطان بن عامر، ارفخشد و سام می‌رسید، و عرب اسماعیلی یا عدنانیان که در حجاز، نجد و سرزمین‌های میانی جزیره عربستان سکونت داشتند. قبایل معروف عرب شاخه‌هایی دانسته شده‌اند که به این دو شاخه بازمی‌گردند.[۲]

در حدیثی از پیامبر آمده است که ایمان و حکمت یمانی است و آسیاى اسلام بر نسل قحطان دور می‌زند و جفا و قساوت در نسل عدنان است. همچنین در این روایت، حمیر رأس عرب و سید آنان، مذحج سید و سرور عرب، ازد سرور و سردار عرب و همدان رأس عرب معرفی شده‌اند. در روایتی دیگر از پیامبر آمده است: «خداوندا غفار را، که بزرگوارترین قبیله عرب در جاهلیت و اسلام است، عزت بخش.» (کنزالعمال، حدیث ۳۳۹۶۵)[۳]

در حدیثی دیگر از پیامبر، کنانه زیور عرب، تمیم ارکان عرب، بنی اسد سخنوران عرب و قیس شجاعان عرب معرفی شده‌اند. همچنین در حدیثی دیگر، پیامبر قبیله غفار را به بزرگی یاد کرده و فرموده است: «خدا غفار را رحمت کند.» (کنز، حدیث ۳۳۹۷۱)[۴]

در حدیث دیگری از پیامبر، اشعریان مورد ستایش قرار گرفته‌اند و درباره آنان آمده است که از نبرد نمی‌گریزند. (کنز، حدیث ۵۶۱۲)[۵]

قبایل قریش

از علی بن ابی‌طالب درباره اوصاف قبایل قریش سؤال شد. او درباره بنی مخزوم، که تیره‌ای از قریش بودند، گفت که آنان گل خوش‌بوی قریش‌اند و گفت‌وگو با مردانشان و ازدواج با زنانشان خواستنی است. درباره بنی عبد شمس نیز آنان را دوربین‌ترین و غیرتمندترین تبار قریش در حمایت از افراد تحت حمایت خود دانست. درباره بنی هاشم نیز آنان را در سخاوت نسبت به آنچه در اختیار دارند و جوانمردی در جان دادن در راه هدف برتر دانست. در این روایت، بنی عبد شمس از نظر شمار افراد، مکر و خدعه و بدرفتاری دارای برتری دانسته شده و بنی هاشم در فصاحت، خیرخواهی و جمال و زیبایی برتر معرفی شده‌اند. (نهج، حکمت ۱۱۶)[۶]

از علی بن موسی الرضا نقل شده است که پیامبر چهار قبیله، یعنی انصار، عبد قیس، اسلم و بنی تمیم را دوست می‌داشت و بنی امیه، بنی حنیفه، ثقیف و بنی هذیل را دشمن می‌داشت. همچنین در این روایت آمده است که هر قبیله‌ای نجیبی دارد، جز بنی امیه. (بحار، ج ۳۱۴ و ۲۲)[۷]

پانویس

ارجاعات

منابع

  • اختری، عباسعلی (۱۳۹۰). «قبیله». دایرةالمعارف جامع اسلامی. تهران: آرایه.