بدون جعبه اطلاعات

عبدالله بن زبیر

از اسلامیکال
نسخهٔ تاریخ ‏۲ اوت ۲۰۲۶، ساعت ۱۹:۴۳ توسط Shahroudi (بحث | مشارکت‌ها)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو

عبداللّه بن زبیر بن عوّام از بنی‌اسد و از مدعیان خلافت در دهه‌های نخست هجری بود. او در مدینه زاده شد و پس از مرگ یزید بن معاویه، گروه‌هایی در حجاز، عراق، فارس و خراسان با او بیعت کردند. حکومت او با مخالفت امویان روبه‌رو شد و سرانجام در محاصره مکه به دست سپاه حجاج بن یوسف کشته شد.

نام و نسب

عبداللّه بن زبیر بن عوّام بن خویلد بن اسد بن عبدالعزی بن قصی اسدی بود. مادرش اسماء، دختر ابوبکر، و مادر پدرش صفیه، دختر عبدالمطلب، بود. او را ابوبکر و ابوخبیب کنیه داده‌اند. عبداللّه بیست ماه پس از هجرت محمد، در مدینه زاده شد.[۱]

زندگی

محدثان و مورخان اهل سنت، عبداللّه بن زبیر را به عبادت بسیار وصف کرده‌اند. عمرو بن دینار گفته است کسی را در نمازگزاری برتر از او ندیده و مجاهد نیز از کوشش او در انجام عبادت‌های دشوار یاد کرده است. گزارش شده که در هنگام ورود سیل به مسجدالحرام، او با شنا طواف می‌کرد. همچنین نخستین کسی دانسته شده که کعبه را با دیبا پوشانید. او صد غلام داشت که هر یک به زبانی سخن می‌گفتند و با هر کدام به زبان خود گفت‌وگو می‌کرد.[۲]

موضع‌گیری در برابر علی بن ابی‌طالب

عبداللّه بن زبیر از مخالفان علی بن ابی‌طالب بود و گزارش شده است که در برانگیختن زبیر بن عوّام به رویارویی با علی نقش داشت. او در دوره‌ای که در مکه مدعی خلافت بود، تا چهل جمعه در خطبه‌های خود نام محمد و خاندان او را نیاورد و علت آن را خودداری از فراهم‌کردن زمینه افتخار بنی‌هاشم دانست. سعید بن جبیر نیز از او نقل کرده است که دشمنی خاندان علی را سال‌ها در دل پنهان داشته است. بر پایه گزارشی دیگر، عبداللّه بن زبیر در خطبه‌ای به علی بن ابی‌طالب اهانت کرد. محمد بن حنفیه با آگاهی از این رویداد به مسجد رفت، خطبه او را قطع کرد و از علی دفاع کرد. پس از آن، میان محمد بن حنفیه و عبداللّه بن زبیر گفت‌وگویی درباره نسب و پیوند محمد بن حنفیه با فاطمه بنت اسد و خاندان محمد درگرفت.[۳]

ادعای خلافت

پس از کشته‌شدن حسین بن علی، گروه‌هایی از مردم تهامه و حجاز با عبداللّه بن زبیر بیعت کردند. او یزید بن معاویه را به سبب رفتارهایش نکوهش می‌کرد و با حکومت او مخالفت داشت. یزید نیز سپاهی به فرماندهی حصین بن نمیر و روح بن زنباع به سوی مکه فرستاد. عبداللّه و هوادارانش در مسجدالحرام پناه گرفتند و سپاه شام با نصب منجنیق بر کوه ابوقبیس، آنان را سنگ‌باران کرد. با رسیدن خبر مرگ یزید، حصین بن نمیر جنگ را متوقف کرد. حصین بن نمیر پس از مرگ یزید، به عبداللّه بن زبیر پیشنهاد کرد همراه او به شام برود و مردم آنجا را به بیعت خود فراخواند؛ زیرا اوضاع شام را برای این کار مناسب می‌دانست. عبداللّه این پیشنهاد را نپذیرفت و خواستار انتقام از سپاه شام به سبب کشته‌شدن مردم مکه شد. حصین نیز پس از این گفت‌وگو با سپاهش به شام بازگشت. پس از مرگ یزید، مردم حجاز، عراق، فارس و خراسان، به‌جز مصر و شام، خلافت عبداللّه بن زبیر را پذیرفتند. عبدالملک بن مروان ابتدا سپاهی به عراق فرستاد که در نبرد با مصعب بن زبیر، برادر عبداللّه، پیروز شد و مصعب را کشت. سپس حجاج بن یوسف را به حجاز فرستاد. حجاج در سال ۷۲ق مکه را محاصره کرد و با منجنیق به شهر و مسجدالحرام آسیب رساند. محاصره تا جمادی‌الآخر سال ۷۳ق ادامه یافت؛ در این زمان سنگی به پیشانی عبداللّه بن زبیر اصابت کرد و پس از هجوم سپاه حجاج کشته شد. جسد او را بر دار کردند و پس از آن، امویان دوباره بر سرزمین‌های اسلامی مسلط شدند.[۴]

ویژگی‌های اخلاقی و شخصیتی

در گزارشی از ابوعبیده، مردی از بنی‌اسد نزد عبداللّه بن زبیر رفت و با اشاره به خویشاوندی دور خود با او، درخواست کمک کرد. عبداللّه در پاسخ به درخواست توشه راه و نیز شکایت او از فرسودگی پای شترش، توصیه‌هایی برای درمان شتر و تأمین هزینه بازگشت داد، اما کمک مالی مورد انتظار آن مرد را نپذیرفت. مرد اسدی نیز هنگام بازگشت، اشعاری در نکوهش او سرود.[۵]

أری الحاجات عند أبی خبیبنکداً ولا أمیة فی البلاد
من الأعیاص أو من آل حربأغرّ کغرّة الفرس الجواد
وقلت لصحبتی أدنوا رکابیأفارق بطن مکة فی سواد
ومالی حین أقطع ذات عرقإلی ابن الکاهلیة من معاد

پانویس

ارجاعات

منابع

  • اختری، عباسعلی (۱۳۹۰). «عبداللّه بن زبیر». دایرةالمعارف جامع اسلامی. تهران: آرایه.