زیدیه
زیدیه یکی از فرقههای مذهب شیعه است که پیروان آن به زید بن علی منسوباند. این مذهب به شاخههای مختلفی مانند جارودیه، سلیمانیه و بتریه تقسیم شده است که در مسائلی چون نحوه تعیین امام و جایگاه خلفای پیشین با یکدیگر اختلافنظر دارند. زیدیان امامت را موروثی نمیدانند و معتقدند هر فرد از نسل حسن بن علی یا حسین بن علی که عالم، شجاع و اهل قیام مسلحانه باشد، میتواند به امامت برسد؛ به همین دلیل آنان به امامت کودکان یا مهدی غایب باور ندارند. این مذهب در طول تاریخ در مناطقی مانند طبرستان و یمن به قدرت سیاسی دست یافت و حکومتهایی تأسیس کرد. در منابع روایی امامیه، گزارشهایی دربارهٔ برخورد جدی معصومین با برخی پیروان این فرقه و تفاوتهای اعتقادی آنان با شیعیان دوازدهامامی وجود دارد.
فرقههای زیدیه و مبانی اعتقادی
زیدیه به سه شاخه اصلی تقسیم میشوند که قدیمیترین آنها «جارودیه» (پیروان ابیالجارود) است. آنان معتقدند پیامبر اسلام به جانشینی علی بن ابیطالب تصریح کرده و یاران پیامبر را به دلیل عدم پیروی از او خطاکار میدانند. جارودیه پس از حسن و حسین، امامت را میان فرزندان آن دو و از طریق شور و قیام مسلحانه فرد برتر میدانند. فرقه دوم «سلیمانیه» (پیروان سلیمان بن جریر) هستند که به شورا در امامت باور داشته و امامت مفضول بر فاضل را جایز میدانند و ابوبکر و عمر را امام میشمارند، هرچند معتقدند امت در بیعت با آنان دچار خطا شده است. فرقه سوم «بتریه» نام دارند که در بیشتر عقاید با سلیمانیه موافقاند اما دربارهٔ عثمان بن عفان سکوت کرده و توقف نمودهاند. امروزه بیشتر زیدیان در اصول از مکتب اعتزال و در فروع از مذهب حنفی پیروی میکنند، هرچند در مسائلی مانند گفتن «حی علی خیر العمل» در اذان و پنج تکبیر در نماز میت با شیعیان همنظر هستند.[۱]
شرایط امامت و تحولات تاریخی
در مذهب زیدیه، امام باید از فرزندان حسن بن علی یا حسین بن علی باشد، اما امامت به صورت ارثی منتقل نمیشود. توانایی جنگ و دفاع از شرایط اصلی امام است، لذا آنان امامت کودک یا مهدی غایب را نمیپذیرند. همچنین امام باید در علوم دینی صاحبنظر باشد. به دلیل این شرایط، سلسله پیوستهای از امامان در تاریخ زیدیه وجود ندارد و گاه در یک زمان چندین امام یا دورههای فترت (بدون امام) داشتهاند. از میان رهبران برجسته آنان میتوان به یحیی بن زید، حسن بن زید (مؤسس دولت علویان طبرستان) و قاسم رسی اشاره کرد که قاسم رسی و جانشینانش نقش مهمی در تدوین اصول عقاید این مذهب ایفا کردند. زیدیان همچنین با تصوف مخالفت ورزیده و ازدواج موقت را جایز نمیدانند.[۲]
قدرت سیاسی در طبرستان و یمن
زیدیه در دو منطقه به قدرت سیاسی دست یافتند؛ نخست در سواحل دریای خزر که از زمان «داعی کبیر» تا حدود سال ۵۲۰ هجری ادامه داشت و حدود ۲۵ امام و داعی در این منطقه ظهور کردند. دوم در یمن، که توسط یحیی بن حسین (نواده قاسم رسی) در اواخر قرن سوم هجری پایهگذاری شد. او با گروهی از پیروان فداکار خود از مدینه به جنوب شبهجزیره عربستان رفت و حکومتی دینی تأسیس کرد. امامان زیدی یمن سالها در برابر نفوذ عثمانیها مقاومت کردند تا اینکه در اوایل قرن بیستم میلادی، دولت جدید یمن توسط امام المتوکل یحیی تثبیت شد و او در سال ۱۹۱۸ میلادی صنعا را بهطور کامل در اختیار گرفت.[۳]
در دیدگاهها
در منابع روایی، گزارشهایی از برخوردهای متفاوت با پیروان زیدیه نقل شده است. برای نمونه، یحیی بن ابیعمران نقل کرده است که جعفر صادق در مجلسی دستور داد یک فرد زیدی را بیرون کنند، که آن فرد با مشاهده آگاهی امام از مذهبش، تغییر عقیده داد. همچنین در روایتی از جعفر صادق، بر اجتناب از تأیید عقاید تندروهای این فرقه تأکید شده است. از سوی دیگر، شیخ مفید در گفتوگو با یکی از بزرگان زیدیه، ضمن احترام به شخصیت زید بن علی و توصیف او به عنوان امام در علم و زهد و امر به معروف، تفاوت اصلی را در عدم اعتقاد به عصمت، نص الهی و معجزه برای زید دانسته است؛ نکتهای که خود زیدیان نیز بر آن اذعان دارند.[۴]
پانویس
ارجاعات
منابع
- اختری، عباسعلی (۱۳۹۰). «زیدیه». دایرةالمعارف جامع اسلامی. تهران: آرایه.