قصاص
قصاص، در لغت به معنای پیگیری کردن و بازستاندن مانند آنچه داده شده و در اصطلاح فقه، مجازات کردن مجرم به همان شیوه جنایتی است که مرتکب شده است. قصاص در فقه برای قتل عمد و برخی جنایتهای عمدی بر نفس و اعضای بدن مطرح شده و در قرآن و روایات درباره آن احکامی بیان شده است.
معنای قصاص
قصاص در لغت به معنای پیگیری کردن و مانند آنچه داده شده، بازستاندن است. در اصطلاح فقه، قصاص به مجازات کردن مجرم به مانند جرمی گفته میشود که مرتکب شده است و از آن با عنوان «قَوَد» نیز یاد میشود.[۱]
قصاص در قرآن
در قرآن درباره قصاص آیاتی آمده است. در سوره بقره، آیه ۱۷۸، چنین آمده است: «یا أیها الذین آمنوا کتب علیکم القصاص فی القتلی الحر بالحر و العبد بالعبد و الأنثی بالأنثی فمن عفی له من أخیه شیء فاتباع بالمعروف و أداء إلیه بإحسان ذلک تخفیف من ربکم و رحمة فمن اعتدی بعد ذلک فله عذاب ألیم». در ترجمه این آیه آمده است: «ای مسلمانان! برای شما حکم قصاص کشتگان چنین مقرر گشت که مرد آزاد را در مقابل آزاد، و بنده را به جای بنده، و زن را به زن قصاص توانید نمود، و چون صاحب خون از قاتل درگذرد، خواه با گرفتن دیه یا بدون آن، کاری است نیکو و پسندیده، پس قاتل دیه را در کمال رضا و خشنودی ادا کند، در این حکم تخفیف و تسهیل در امر قصاص و رحمت خداوندی است».[۲]
در سوره مائده، آیه ۴۵، آمده است: «و کتبنا علیهم فیها أن النفس بالنفس و العین بالعین و الأنف بالأنف و الأذن بالأذن و السن بالسن و الجروح قصاص و من تصدق فهو کفارة له». در ترجمه آن آمده است: «و در تورات بر بنیاسرائیل نوشتیم که جان را در مقابل جان و چشم را در مقابل چشم و بینی را در مقابل بینی و گوش را در مقابل گوش و دندان را در مقابل دندان و هر زخمی را قصاص خواهد بود، و چون کسی به جای قصاص به صدقه (دیه) راضی شود نیکی کرده و کفاره گناه او خواهد شد».[۳]
در سوره بقره، آیه ۱۷۹، آمده است: «و لکم فی القصاص حیاة یا أولی الألباب لعلکم تتقون». در ترجمه این آیه آمده است: «شما را در مورد قصاص حیات (زندگی توأم با امنیت) است، مگر از قتل یکدیگر بپرهیزید».[۴]
قصاص در روایات
- از علی بن ابیطالب نقل شده است: «فرض الله الإیمان تطهیراً من الشرک، و الصلاة تنزیهاً عن الکبر... و القصاص حقناً للدماء، و إقامة الحدود إعظاماً للمحارم».[۵]
- از پیامبر اسلام نقل شده است: «أیها الناس! أحیوا القصاص و أحیوا الحق لصاحب الحق».[۶]
- از علی بن حسین نقل شده است که در سفری، هنگامی که مرکب او در حرکت کند شد، با چوب به آن اشاره کرد و گفت: «آه! لولا القصاص، و ردّ عنها».[۷]
- از علی بن ابیطالب نقل شده است: «من خاف القصاص (یوم القیامة) کف عن ظلم الناس».[۸]
- از محمد باقر یا جعفر صادق نقل شده است: «لا یقاد مسلم بذمّی». همچنین از جعفر صادق نقل شده است: «لا یقاد والد بولده».[۹]
احکام قصاص
اگر شخص بالغ و عاقلی، مسلمان آزادی را به ناحق و عمداً با وسیلهای که غالباً کشنده باشد به قتل برساند، اولیای مقتول حق دارند او را قصاص کنند و بکشند. اگر آلت بهطور غالب کشنده نباشد، مانند آنکه کسی با چوبی کوچک دیگری را بزند و او بر اثر آن بهطور اتفاقی کشته شود، قصاص ندارد و باید دیه بپردازد. اگر کسی دیگری را به کشتن شخصی امر کند، مباشر قتل که همان کشنده است قصاص میشود و آمر باید برای ابد زندانی شود.[۱۰]
اگر دو نفر یا بیشتر در قتل یک نفر شرکت کنند، ولی مقتول میتواند همه آنان را قصاص کند، اما باید خونبهای بیش از یک نفر را به وارثان آنان بپردازد. اگر همه آنان را قصاص نکند، میتواند سهم خونبهای قاتلانی را که قصاص نشدهاند از آنان بگیرد و به کسانی که قصاص شدهاند بپردازد.[۱۱]
اگر دو زن مردی را به قتل برسانند، میتوان هر دو را قصاص کرد، بدون آنکه خونبهایی به آنان بازگردانده شود. اگر مردی و زنی مردی را کشته باشند، هر دو را میتوان قصاص کرد؛ به زن چیزی پرداخت نمیشود، ولی به مرد باید نصف دیه پرداخت شود.[۱۲]
قصاص تنها با شمشیر انجام میشود و با آلت دیگری انجام نمیگیرد.[۱۳]
اگر کسی عضوی از بدن شخص دیگری را عمداً، با شرایطی که در قصاص قتل ذکر شده است، قطع یا زخمی کند، بشکند یا ناقص نماید، همان عضو جانی را میتوان قصاص کرد؛ مشروط بر اینکه خطر مرگ وجود نداشته باشد و بتوان بدون تجاوز از حد جنایت، قصاص را با دقت انجام داد. در غیر این صورت، حکم به دیه منتقل میشود. همچنین نمیتوان عضو سالم را در برابر عضو ناقص یا فلج قصاص کرد.[۱۴]
در قتل عمد و جنایت عمدی، اصل بر قصاص است، مگر اینکه اولیای مقتول یا صاحب حق به دیه رضایت دهند.[۱۵]
از پیامبر اسلام نقل شده است: «العمد قصاص و الخطأ دیة». همچنین از او نقل شده است که جز با شمشیر نمیتوان قصاص کرد و پدر و مادر را به سبب فرزند نمیتوان قصاص نمود. همچنین فرمود: «هر که از قصاص خونی گذشت نماید، او را جز بهشت پاداشی نباشد».[۱۶]
از پیامبر اسلام نقل شده است که در روزهای پایانی عمر خود گفت: «ای مردم، من بشری مانند شما میباشم و عمری در میان شما زندگی کردهام و بسا اجلم نزدیک شده باشد؛ هر یک از شما که قصاصی در جان یا بدن یا مال از من طلب دارد برخیزد و مرا قصاص کند و بیم نداشته باشد که من در این باره از او کینه یا عداوتی به دل گیرم، که این صفت در خلق و خوی من نمیباشد».[۱۷]
پانویس
ارجاعات
- ↑ اختری، «قصاص»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «قصاص»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «قصاص»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «قصاص»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «قصاص»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «قصاص»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «قصاص»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «قصاص»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «قصاص»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «قصاص»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «قصاص»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «قصاص»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «قصاص»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «قصاص»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «قصاص»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «قصاص»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «قصاص»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
منابع
- اختری، عباسعلی (۱۳۹۰). «قصاص». دایرةالمعارف جامع اسلامی. تهران: آرایه.